005.096.mp3
477.9K
آیه ۹۶ سوره مائده
4_379257114159220800.mp3
1.52M
دعای عهد
✨✨ 🎤استاد فرهمند✨✨
#ماه_میهمانی
💢معنای #رمضان چیست؟
«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن می باشد.
چون در این ماه #گناهان انسان بخشیده می شود، به این ماه مبارک رمضان گفته اند.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «انما سمی الرمضان لانه یرمض
الذنوب؛
ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا #گناهان را می سوزاند.»
📚مفردات الفاظ ص 209
📚بحارالانوار، ج 55، ص 341
.
عاشق فقط به دیدۀ گریان ...
#قسمت__اول نجوا با #امام_زمان روحی له الفدا ویژۀ وداع با ماه شعبان المعظم با نوایِ گرم سید رضا #نریمانی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
عاشق فقط به دیدۀ گریان دلش خوش است
هجران زده به حال پریشان دلش خوش است
عشق است هرچه را بپسندی برای من
دلداده ات به غربت و هجران دلش خوش است
گفتی بسوز در غم من ، اِی به روی چشم
دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است
با فقر محض آمدنم عیب و نقص نیست
وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است
محتاج یک نگاه کریمانهی توأم
قحطی زده به قطرهی باران دلش خوش است
در پشتِ در نشستن من بیدلیل نیست
سائل فقط به لطفِ کریمان دلش خوش است
با دست مهربان خودت لقمهای بگیر
خیلی گدا به لقمهای از نان دلش خوش است
اینجا بساط شاه و گدا فرق می کند
اینجا خودِ کریم به مهمان دلش خوش است
گیرم که خشک هم بشود چشم نوکرت
بر ابر رحمت تو کماکان دلش خوش است
میگفت عاشقی که زیارت نرفته بود
تنها به لطف شاه خراسان دلش خوش است
وقتی دلت گرفت فقط "فَابْکِ لِلحسین"
نوکر به روضهی شه عطشان دلش خوش است
ای شهریار نیزهنشین آیهای بخوان
دردانهات به آیهی قرآن دلش خوش است
شاعر: #علی_سپهری
#سید_رضا_نریمانی
#مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی
#ماه_مبارک_رمضان
#مناجات_دعا
.
اَعُوْذ ُبِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیْمِ
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
إِذَا السَّمَاءُ انفَطَرَتْ ﴿١﴾
وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ ﴿٢﴾
وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ ﴿٣﴾
وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ﴿٤﴾
عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ ﴿٥ انفطار﴾
هنگامی که آسمان شکافته میگردد. (۱)
و هنگامی که ستارگان از هم میپاشند و پخش و پراکنده میشوند. (۲)
و هنگامی که دریاها شکاف برمیدارند. و به هم میپیوندند. (۳)
و هنگامی که گورها زیر و رو میگردند (و مردگان زنده میشوند و بیرون میآیند و برای حساب آماده میشوند). (۴)
آن گاه هرکسی میداند چه چیزهائی را پیشاپیش فرستاده است، و چه چیزهائی را واپس نهاده است و بر جای گذاشته است. (۵)
🌻🌻
سلام و درود بر شما عزیزان
صبح روز چهارشنبه 3 اردیبهشت، 28 شعبان ، 22 آوریل و آخر و عاقبت همه به خیر و نیکی
🌺🌺🌺
الهی....
از تو ایمانى میخواهیم كه دلمان با آن همراه باشد،
و باورى میجوییم كه بدانیم هرگز چیزى به ما نمیرسد،جز آنچه تو برایمان نوشتى،
ما را از زندگى به آنچه نصیبمان فرمودى خشنود ساز،اى مهربانترین مهربانان
الهی....
به تو پناه میبریم از هر آنچه ما را از تو دور میکند . پناهمان باش .
🌼🌼🌼🌼
خداوندا طاعات و عبادات ناچیز و ناقص ما را قبول بفرما
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ صَلَاةٍ لَا تَنْفَعُ
پروردگارا، من از نمازی که نفعی نمی رساند به تو پناه می آورم.
رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
آمین آمین آمین
"در خانه بمانیم تا مانع انشار کرونا شویم"
🌴🌴🌴🌴🌴
الگواصل کشش وتوقف.ارباب حسین ای دلبرم.m4a
2.53M
🎤الگو تمرینی اصل کشش🎤
🎼 🎧 نحوه تمرین : 👇👇
سبک وطریقه خواندن را ۵ مرتبه بادقت فقط بشنوید وپس از آن همراه با صوت تکرار نمایید وبعدا ۱۰ بارخواندن همراه باصوت ؛ حال صوت راقطع کنیدوسعی کنیدخودتان مثل الگو استاد بخوانید
✨ #آموزش_مداحی .✨
🎧 تمرین جلسه اول :
👈مدرس: حجه الاسلام صدیق زاده
🔵 برادران 🟢 خواهران
✅✨جهت دنبال کردن آموزش ها بصورت مستمر به آدرس زیرمراجعه نمایید
🎙 کانال تخصصی آموزش رایگان مداحی👇👇
http://eitaa.com/joinchat/772472833C5b3ea2cad3
🎧 دوستان صوت الگو را بشنوید و با متن زیر تکرار نمایید👇👇
🔴ارباب حسین ای دلبرم
کم نشه سایت از سرم(۳)
توروبه جان مادرت
کم نشه سایت از سرم (۳)
میچیکه نم نم بارون چشمام
دوباره دلتنگ و بی قرارم
با همه رو سیاهی ارباب
امشب از تو یه خواهشی دارم
آره درسته بدم میدونم
آره درسته آقا جوونم
حرف دلم رو خودت میدونی
آقا میخوام نو کرت بمونم
ارباب ...🔴
.
بسم الله الرحمن الرحیم
صل الله علیک یا اباعبدالله ۳
السلام علیک یا خلیفه الله فی ارضه
با تو باشد رنگ غم هرگز نمی بیند کسی
ناخوشی حتی به کم هرگز نمی بیند کسی
بوسه میگیرم مدام از جای جای این ضریح
با رضاجان هم و غم هرگز نمی بیند کسی
کوری چشم هرآنکس از شلوغی ترس داشت
خلوتی در این حرم هرگز نمی بیند کسی
ما در اینجا در پی حتی شفا هم نیستیم
وقت درد از ما قسم هرگز نمی بیند کسی
تا ابد در پنجره فولاد میبینم بهشت
پس از اینجا جز کرم هرگز نمی بیند کسی
دست بردار از عقاید تا قیامت نیستم
پا کشم پس یک قدم هرگز نمی بیند کسی
گوشه گوشه از حرم دارالشفای عالم است
درد زیر این علم هرگز نمی بیند کسی
در حرم مردن کجا در گوشه ی بستر کجا
لذتش در خواب هم هرگز نمی بیند کسی
#نـوكــر_نـوشـت:
#یا_امـام_رضــا
هر که آمد پرشداز عطر ولایت شامه اش
خوانده ام من؛ لذتی دارد زیارت نامه اش
نام "زهرا" مادرش با نام فرزندش "جواد"
هرکجاآورده شد صد مشکل آسان می شود
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... #چهارشنبتون_امام_رضایی (ع)
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_حسین_مشتاقی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
💥
سبک: #روضه
🎤مداح: #میثم_مطیعی
🏴 #مناجات_رمضان
سلام مادر،
شب اول ماه رمضانِ، شب اول روضه حضرت زهرا شب آخر روضه حضرت زهرا
من میخوام روضه این خانواده رو بخونم
همین شب اول کار و تموم کن
از امشب دیگه درهای آسمان بازه
از امشب دیگه شیاطین در زنجیرن
از امشب دیگه دل ها رقیق میشه
رسید قصه به اینجا که زیر چرخ کبود
زنی، ملازم دستاس، خیره بر در بود
چرا که دست خداوند، رفته بود از فرش
انار تازه بچیند برای او در عرش
کمی بلندتر از گریه های کودکشان
درخت های جهان در حیاط کوچکشان
کنار باغچه، زن داشت ربنا می کاشت
برای تک تک همسایه ها دعا می کاشت
و بی قرارتر از کودکی که در بر داشت
غروب می شد و زن فکر شام در سر داشت
چه خانه ای ست که حتی نسیم در می زد
فدای قلب تو وقتی یتیم در می زد
صدای پا که می آمد تو پشت در بودی
به یاد در زدن هر شب پدر بودی
فقیر دیشب از امشب اسیر آمده بود
اسیر لقمه ی نانت فقیر آمده بود
صدای پا که می آید... علی ست شاید...نه...
همیشه پشت در اما...کسی که باید...نه...
نسیمی از خم کوچه ،بهار می آورد
علی برای حبیبش انار می آورد
خبر دهان به دهان شد انار را بردند
و سهم یک زن چشم انتظار را خوردند
ز باغ سبز تو هیزم به بار آوردند
انار را همه بردند و نار آوردند
قرار بود نرنجی ز خار هم...اما...
به چادرت ننشیند غبار هم...اما...
قرار بود که تنها تو کار ِخانه کنی
نه این که سینه سپر، پیش تازیانه کنی
فدای نافله ات! از خدا چه می خواهی؟
رمق نمانده برایت...شفا نمی خواهی؟
صدای گریه ی مردی غریب می آید
تو می روی همه جا بوی سیب می آید
تو رفته بودی و شب بود و آسمان، بی ماه
به عزت و شرف لاإله إلاالله
شاعر: حسن بیاتانی
💥
📋 #یارب_گرفتارم / بخش اول صوت
#مناجات / #زمزمه
#روضه
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یا رب گرفتارم ، از خود گله دارم
افتاده این بارم، گرفتارم
عمرم لب بومه ، سنگ لحد رومه
دنیا چقدر شومه، گرفتارم
دیر شده ولی بیا من رو نزن ببخش
جان آن بریده سر، به بیکفن ببخش
کاش امام رضا بیاد، بگه به من ببخش
یا رب غلط کردم ، حالا که بد کردم
بنگر پر از دردم، غلط کردم
عمریه بیتابم ، هرچند که در خوابم
من مال اربابم، غلط کردم
لاتُؤَدِّبنْی ز خود دورم تو رب نکن
با فراق کربلا منو ادب نکن
جان فاطمه بیا بر من غضب نکن
بابا چه بیتابی ، از چه نمیخوابی
چه مثل مهتابی ، چه بیتابی
میری کجا بابا ، داری به دل غمها
هی میگی یازهرا، نرو بابا
حال تو مثِ روز آخر مادره
انگاری باز دلت به پشت اون دره
اون دری که قاتل نگاه دختره
زینب دلش خونه ، حالش پریشونه
از غصه داغونه، پریشونه
یادش اومد مادر ، اون روز که پشت در
محسن شده پرپر، به پشت در
روزی که لگد زدن درو شکستن و
پشت در پهلوی مادرو شکستن و
تو کوچه حرمت حیدرو شکستن و...
📋 #امام_علی
#متن_روضه / بخش دوم صوت
#روضه_امام_علی (ع)
#گریز_به_روضه_حضرت_زهرا (س)
سیدرضا #نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صدا زد :
ازچه مهمان محاسن پیر من بابای من
هرکجا که حرف هجران است با من میزنی
یا مگو چیزی و یا گیسو پریشان میکنم
بعد عمری آمدی و حرف رفتن میزنی
*میگه دیدم وسط حیاط خونه هی راه میره، هی زیر لب زمزمه میکنه.
بیبی از تو حجره داره نگاه میکنه که چی میگه این آقا. دید هی نگاه به آسمان میکنه، هی صدا میزنه "اِنّا لِلّٰه و اِنّا اِلیهِ راجعون"...
دارم میام محسنم، دارم میام خانمم؛ چند روز دیگه میام محسنم رو بغل میکنم...
اومد نشست سر سفرهی افطار؛ (بیبی بعد یه عمری باباش اومده دیگه. آدم وقتی باباش میاد خونهش براش سنگ تموم میذاره، اونم تازه دختر باشه. گفت حالا بعد عمری بابام اومده، با یه ذوقی سفره چید؛ شیر آورد گذاشت سر سفره.)
همچین که امیرالمؤمنین نشست سر سفره، گفت دخترم میشه یه خواهش ازت بکنم؟
گفت جونِ بابا، هرچی بگی گوش میکنم. گفت شیر رو ببر بابا. کی دیدی امیرالمؤمنین سرِ سفرهای بشینه که دو نوع غذا داخل اون سفره باشه؟
گفت باشه باباجان، هرچی شما بگی...
غذا که تموم شد گفت بابا میشه همینجا باشی یه استراحتی بکنی؟
(تا سحر خونهی این خانم موند. ولی اصلا نخوابید؛ کسی که میخواد ملاقات زهرا بره دیگه خواب به چشمش نمیاد.)
صدا زد وقت سحر شده باید برم مسجد.
گفت باباجان میشه امشب نری؟ انگار اصلا یه جوری هستی، خیلی میترسم. گفت نه؛ هرجوری هست باید برم، شب وصالمه امشب.
گفت باباجان اگه مادرم بود نمیذاشت الان بری مسجد، میومد جلوتو میگرفت. منم دختر همون مادرم، نمیذارم بری مسجد.
اینکه میگم اگه مادر بود جلوتو میگرفت، آخه تو خونه هم همینطور شد. بچهها تو خونه نشسته بودن، دیدن یکی پشت در داره عربده کشی میکنه، داد میزنه. میگه یا علی رو بفرستید بیرون یا خونه رو با اهلش آتیش میزنم...
دیدی یه جایی دعوا بشه زنها سریع میدون دست شوهرشون رو میگیرن، میگن نمیخواد بری جلو. بچهها به بابا پناه میبرن؛ بابا انگار اومدن دعوا، انگار اومدن بزننت....
بچهها همه اومدن پیش بابا جمع شدن، فاطمه هم اومد جلو: علی جان من الان میرم دم در، اینا هرچی باشن منو ببینن میرن. من دختر پیغمبرم؛ اینا صدای منو بشنون از اینجا میرن.
یه مرتبه همه دیدن از این در داره دود بلند میشه. در رو آتیش زدن، مادر هم پشت در رفته، در رو نیمه باز کرد، صدا زد من دختر پیغمبرم هرکاری دارید به من بگید...
اون نانجیب میگه صدای دختر پیغمبر رو شنیدم، با بغضی که از علی داشتم همه توانم رو جمع کردم داخل پاهام ریختم؛ چنان لگدی به در زدم...
مادر ما پشت در صدا زد یاابتا، یارسولالله....
این یه ناله بود؛ یه ناله هم صدا زد مهدی جان پسرم بیا. اما اون نالهای که همه رو بیچاره میکنه اینه:
یه مرتبه صدا زد : یا فِضَةُ خُضینی...
مادر نداشتم که زدم فضه را صدا
یازهرا....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇👇