درمان قطعی رفلاکس معده.pdf
287.1K
#نکات_پزشکی
درمان قطعی #رفلاکس معده
یکی از دلایل گرفتگی صدا برگشت اسید معده به مری می باشد که تارهای صوتی را تحت تاثیر قرار میدهد و خیلی از ذاکرین عزیز با این مشکل مواجه هستند.
🌷لطفاً با دقت مطالعه بفرمایید🌷
آموزش تخصصی مداحی
سخنوری و فن بیان فکور ٠٩١٩١٠۵٣٩٦٦
https://eitaa.com/amoozeshe_maddahi_fakoor
یا حضرت معصومه.m4a
1.53M
ای لاله پیغمبر
4_652547102974418696.pdf
5.32M
ترجمه فاطمة الزهرابهجة قلب المصطفی
#کتب_مقتل_حضرت_زهراء_س
#کتب_فاطمة_الزهراء_س
کتابخانه ضامن اشک ایتا
52=بیت الاحزان شیخ عباس قمی ترجمه#.pdf
2.01M
کتاب بیت الاحزان شیخ عباس قمی pdf
#کتب_سیره_و_اخلاق_حضرت_زهراء_سلام_الله_علیها
#کتب_تاریخ_زندگی_حضرت_زهراء_سلام_الله_علیها
#کتب_فاطمة_الزهراء_س
کتابخانه ضامن اشک ایتا
سرود مسجدی میلاد حضرت عبدالعظیم
میلادِ تو شده اِی رحمت عظیم
خاک حریمِ تو بودم من از قدیم
یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم
شد اِی محبّتت در قلبِ عاشقان
در ابتدای ماه،ماهِ رُخَت عیان
یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم
خاک رِی از تو شد خُلدِ مخلّدی
جانم فدایت ای نورِ محمدی
یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم
گرچه سیَه دل و یک نوکرِ بدم
با دست خالی و با حاجت آمدم
یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم
ای حجّت خدا،عبدِ خدا نَما
روزی جمع ما کرببلا نما
یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم یا سَیّدَ الکریم
#حضرت_عبدالعظیم #سیدالکریم
#حضرت_عبد_العظیم #سید_الکریم
#حاج_امیر_عباسی
.
نوحه حضرت معصومه سلام الله علیها
ای لاله پیغمبر،گل موسی بن جعفر،جان زهرا و حیدر
ای بر کرم منظومه،غمدیدهٔ مظلومه،یا حضرتِ معصومه
یا حضرتِ معصومه...
شهرِ قم از مقدمت،شده بهشت رضوان،ای جلوه گاهِ ایمان
خواهرِ نورِ هشتم،نورِ دو چشم سلطان،ذکرِ تو شد رضا جان
یا حضرتِ معصومه...
کریمهٔ آلُ الله،ما سائلِ تو هستیم،دل به عطایت بستیم
کریمهٔ آلُ الله،عبدِ قدیمَت هستیم،خاکِ حریمَت هستیم
یا حضرتِ معصومه...
جان داده ای در غربت،نشد وصالِ دلبر،برای تو میسّر
در روضه هایت آید،جانِ محبین بر لب،یادِ عزای زینب
یا حضرتِ معصومه...
زینب به شام و کوفه،شد قامتش خمیده،دیده سرِ بریده
زینب به شام و کوفه،رفته میانِ اَغیار،زینب کجا و بازار
واویلتا واویلا...
#حضرت_معصومه
#حاج_امیر_عباسی
.
هدایت شده از خبرگزاری بسیج پیربکران شهرستان فلاورجان
🔻 حجت الاسلام پناهیان : مشکل ما فقط دزدی مسئولین نیست ، مشکل ما کار نکردن آنان است.
🔹 سوال من این است ما تا کی باید صبر کنیم که هر کسی برای ریاست جمهوری و مناصب دیگر بخواهد بیاید نقش اپوزسیون نظام را بازی کند؟ حدود ۲۰ سال است فضای سیاسی کشور درگیر کسانی است که نقش اپوزسیون رابازی می کنند.
🔹 مسئولین حساب دستشان باشد که این مملکت مملکت امام زمان است و اگر در شرایط ضعیف ترین افراد کشور زندگی نکنند یک جای کار آن ها می لنگد.
🔹 رهبری فرمودند مردم سالاری دینی به این نیست که مردم پای صندوق های رای بروند و رای بدهند ، مردم سالاری دینی این است که مردم در همه عرصه ها حضور داشته باشند.
🔹 رهبری فرمودند بسیج مظهر مردم سالاری دینی است ، از نمونه های این مردم سالاری رسیدگی به مشکلات اقتصادی مردم نیز هست. بسیج همان قدر که از کار حمایت می کند باید از کارگر هم حمایت کند.
🔹 یکی از ضعف های ما این است که هنوز مدیرانی را که کار نمی کنند و یا بد کار می کنند را پیگیری نکرده ایم
🔹 مشکل ما فقط دزدی مسئولین نیست، مشکل ما کار نکردن مسئولین است.
🔹 رهبری مدام می فرمایند جوانان پای کار بیایند این یعنی مجلس ، استاندار و وزارت خانه ها عرضه ندارند.
🆔 @khabarefouri1
هدایت شده از خبرگزاری بسیج پیربکران شهرستان فلاورجان
4_5900191905332855347.mp3
15.53M
❤️ ترانه بسیار زیبا
❤️ دلارام
❤️ تقدیم به امام خامنه ای
🎤🎤 حامد زمانی
👌 کانال موسیقی های مناسبتی
🇮🇷 #هفته_بسیج گرامی باد
🌺
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
.
#قسمت_اول توسل و روضه جانسوز ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به نفسِ 🎤سیدمجیدبنی فاطمه⚜
┄┅═══••↭••═══┅┄
تمام عمر ز داغت گریستم زهرا
خدا گواست که با گریه زیستم زهرا
به اِنزوای غریبانه ی علی شب و روز
چو شمع سوخته جانی گریستم زهرا
تویی که عزت و نامی مرا عطا کردی
وگرنه بی تو ندانم که چیستم زهرا
نه عاشقم که بگویم مدینه عشق من است
نه رَهرُوَم به طریق تو چیستم زهرا
ز پا فکنده مرا بار معصیت امروز
چگونه پیش تو فردا بایستم زهرا
قبول میکنی اکنون بخوانمت مادر
اگرچه آنچه که خواهی تو نیستم زهرا
مگه میشه فاطمیه بشه آسمون نگیره
مگه میشه بگی زهرا دل مُرده جون نگیره
مگه میشه غربت تو گریمون و در نیاره
تقصیر چشمای ما نیست اسم زهرا گریه داره
میدونم تموم عمرت واسه عالم یه نفس بود
اگه هیجده ثانیه میومدی به دنیا بس بود
که طناب کُل تاریخ و به آسمون ببندی
همرو به گریه بندازی بری خودت بخندی
*وارد خانه شد پیغمبر...دید با یه دستش حسین و بغل گرفته...با یه دستش دستاس و میگردونه...گفت دخترم چه میکنی عزیز دلم...گفت بابا یا رسول الله دارم آرد درست میکنم...عزیزم بچه بغلت گرفتی، گفت دارم بچمو شیر میدم...یا بعضاً بعضیا آوردن گفت: بچمو بغل گرفتم گریه نکنه...پیغمبر فرمود عزیز دلم...فضه هست دیگران هستن تو چرا دوتا کارو باهم انجام میدی...صدا زد بابا من کارای خونه رو تقصیم کردم یه روز من انجام میدم یه روز فضه...امروز نوبت منه بی وفایی است اگر بخوام به اونا بگم...اینه عاطفه ی فاطمه...یه نگاه کرد دید دستای زهرا تاول زده...دست زهراش رو گرفت بوسه زد...پیغمبر گریش گرفت...آره هیچ بابایی طاقت نداره دست بچشو زخمی ببینه...یا رسول الله دست دخترت یه مقدار زخمی شد طاقت نیاوردی گریه کردی...کجایی ببینی یه کاری با این دست کردن دیگه نمیتونه قنوت بگیره...کجایی ببینی با این دست یه کاری کردن بچشو نمیتونه بغل بگیره...کجایی ببینی یه کاری با این دست کردن دیگه موهای بچه هاشو نمیتونه شونه بزنه...ای وااای*
کسی در سن هجده سالگی پهلو نمیگیرد
کسی در خانه اش از محرم خود رو نمیگیرد
جوان وقت نشستن از کسی یاری نمیخواهد
و تا برخواست از جا دست بر زانو نمیگیرد
ولی زهرای من این روزها یک دست بر پهلو
و دست دیگرش را هم به روی گونه میگیرد
نمیبینم که بنشاند به زانو کودکانش را
بغل میگیرد اما یاری از بازو نمیگیرد
به دستی میکشد بر گیسوی طفلان خود شانه
به دست دیگر اما موج را از مو نمیگیرد
*مریض دیدی یا نه...یا اونی که مریض داری میکنه رو دیدی یا نه...اونی که مریض داری میکنه خیلی کارش سخته...اگه مریض بدحال داشته باشه بهترین وقت براش اون وقتیه همه بیان بگن رنگ و روی مریضت بهتره...بعد از قصه ي در و دیوار مادر تو بستر افتاد...هر روز حالش وخیم تر بود...خبر آوردن گفتن زن های مدینه اومدن ملاقات بی بی...اومدن کنار بستر بیبی نشستن... بی بی جان حالتون چطوره...وقت رفتنشون شد...زنای مدینه اومدن برن...دیدن زینب دنبال این زنا رفت بدرقه کنه...خوش آمدید...با دونه دونه خداحافظی کرد...اما دیدن زینب با اون سن و سال برگشت در رو بست زار زار گریه کرد...چی شده عزیز دلم...گریش بند نیوند...حسن سوال کرد خواهر چی شده...گریش بند نیوند...اما تا چشش به حسین افتاد خودشو انداخت بغل حسین...خواهر چی شده گریه میکنی....گفت داداش زنای مدینه مادر رو ملاقات کردن...اینکه گریه نداره...گفت داداش کاش نمیومدن...آخه موقع رفتن زیر لب یه چیزی بهم میگفتن...زیر لب میگفتن دیگه فاطمه رفتنیِ...آخ مادر آخ مادر...
مادر با بابا فرقش اینه...بابا جاییش درد بگیره میگه ،اما مادر نمیگه...میگه بچه هام غصه میخورن...میذاشت همه بچه ها میخوابیدن تازه گریه هاش شروع میشد...آخ پهلوم...آخ بازوم...آخ محسنم...گاهی لا به لای گریه هاش میگفت بابا کجایی ببینی فاطمه ات رو کشتن...بی مقدمه بگم یا نه بسم الله...زینب میدونی کِی یادش افتاد...تا سر رو آوردن تو خرابه رقيه گفت بابا گوشم دردر میکنه...بابا دیگه دستام توان نداره...بابا کجا بودی از ناقه افتادم...حسین*
@emame3vom
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه