eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
144.2K
. چشمامو واکن آقا بیا ، فقط یه بار بهم نیگا کن دردِ فراق تو منو کشته، صِدام کن منو نیگا کن . از دوریه تو بیا ببین آقا منو، به اضطرابم همش بیاد سهله یا که جمکرانم به اضطرابم
. آخرین جمعه سال است بیا آقاجان حالمان رو به زوال است بیا آقاجان من غزلهای به یاد تو فراوان دارم که پر از درد و ملال است بیا آقاجان .......................... . آخرین جمعه ی سال است کجایی آقا سوختیم از غم هجران و جدایی آقا ذکر ما لحظه تحویل همین است فقط چه شود جمعه ی امسال بیایی آقا ✍ ............ . ای آخرین توسل سبز دعای ما آیا نمیرسد به حضورت دعای ما؟ شنبه،دوباره شنبه، دوباره سه نقطه چین… بی تو چه زود میگذرد هفته های ما... .
. هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام از باد ها نشانی تان را گرفته ام عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام طی شد جوانی من و رؤیت نشد رخت " شرمنده جوانی از این زندگانیم" با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام در این دهه اگر چه صدایت گرفته است یک شب بخوان به صوت خوش آسمانی ام در روضه احتمال حضورت قوی تر است شاید به عشق نام عمویت بخوانی ام هم پیر قد خمیدگی زینب توام  هم داغدار آن دو لب خیزرانی ام این روزها که حال مرا درک می کنی بگذار دست بر دل آتشفشانی ام در به دری برای غلام تو خوب نیست تأیید کن که نوکر صاحب زمانی ام ....................... . من از اشکی که میریزد زچشم یار میترسم   از آن روزی که اربابم شود بیمار میترسم   رها کن صحبت یعقوب و دوری و غم فرزند   من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم   همه گویند این جمعه بیا ! اما درنگی کن   از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم ...  .
. (ع) آقا چه میشود به غلامت  کرم کنی با گوشه ی نگاه  دلش را  حرم کنی از بس که با گنه دلتان را شکسته ام لایق نیم  نگه  به دل  مضطرم  کنی یک گوشه ی نگاه تو دل را جلا دهد دل میدهم تو را که شما گوهرم کنی آقا   مدال  نوکریت  را  ز  من   نگیر من سینه میزنم که تو عاشقترم کنی ازکاروان عشق تو جامانده ام حسین آیا  شود  مرا   تو  مقیم  حرم   کنی؟ یک جرعه ای  بده تو ز صهبای کربلا تا مست آن  شراب و مِیِ  کوثرم کنی .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
enc_16782058661931466064820.mp3
4.27M
میگن از منجی دنیا اثری نیست که هست
میگن از حضرت مولا پسری نیست که هست
میگن این شام سیاه و سحری نیست که هست
میگن از مهدی زهرا خبری نیست که هست

من به ظهورش اعتقاد دارم
به اعتقادم اعتقاد دارم
سرباز دولت یارم
شیرین شیرین شیرین شور انتظارم

من بیشتر از هر روز امید به فردا دارم
من صاحب دارم مولا دارم آقا دارم

میگن امید به فردای جهان نیست که هست
زندگی روی زمین در جریان نیست که هست
بعضیا فکر میکنند زیارت اربعین
دعوت حضرت صاحب الزمان نیست که هست

یار که هست تا که یارش باشم
منتظره تا کنارش باشم
تا آخرین قطره خون ذوالفقارش باشم

من بیشتر از هر روز امید به فردا دارم
من صاحب دارم مولا دارم آقا دارم
. خدا کند که جهان خیر از این بهار ببیند به جای هر چه گل این بار روی یار ببیند به جای هر دل خونین، به جای هر دل غمگین خدا کند که فقط روزگار انار ببیند! خدا کند که ببیند تو را جهان و به قلبش پس از تمام تب و لرزها قرار ببیند نگاه هم سفرانی که محو جاده ی دور است تو را میان همین کوپه ی قطار ببیند خدا کند که چنان از میان ابر در آیی که آفتاب تو را چشم روزگار ببیند کسی که منکر روی تو شد به گوشه کنایه تو را دمیده به هر گوشه و کنار ببیند چنان در آیی از آغوش ابرها که به هر سو ‌ تو را نگاه گنه کار آشکار ببیند خوشا به پا به رکابی که در کنار تو خود را میان سیصد و آن سیزده سوار ببیند چقدر عید شود،غنچه بشکفد، تو نیایی چقدر باغ شود سبز و گل به بار ببیند چقدر جای عبور تو چشمهای پر از اشک میان جاده فقط خطی از غبار ببیند چه سخت می گذرد بر کسی که چشم به راهت تمام روز و شبش را در انتظار ببیند به زیر خاک برد آرزوت را و به جایت به روی سینه ی خود سنگی از مزار ببیند! خدا کند که پر از عطر گیسوان تو باشد که خیر از خودش امسال این بهار ببیند! ✍ .
. دوباره فاصله افتاد بین ما آقا دوباره لطف تو و خواهش گدا آقا ببین که از نفس افتاده ام ز بار گناه بگیر دست گدای همیشه را آقا حلال کن که بجز دردسر نبودم من عطا نمودی و دیدی ز من خطا آقا سلام من به قنوت نماز نیمه شبت مرا میان قنوتت دعا نما آقا بگو شبی تو میان قنوت نافله ات به جای ما نفسی ذکر ربنا آقا خودت برای ظهورت بیا دعایی کن اثر نداشت ز ما ناله ی بیا آقا رسید و چشم ما نشد روشن بر آن جمال پر از جلوه ی خدا آقا ببین دو چشم مرا یا مقلب الابصار که تا ببینمت ای یار آشنا آقا بهار کن دل ما را محول الاحوال که بی تو رنگ خزان است سینه ها آقا بیا و درد دل بیقرار و شیدا را دوباره کن به نگاه خودت دوا آقا دلم دوباره برای نجف پریشان است برای هرم گنه سوز مرتضا آقا "دلم برای مدینه بهانه می گیرد" برای لطف خدایی مجتبا آقا خدا کند که به اذن علی و مادرتان روم دوباره شب جمعه کربلا آقا طواف قبر حسین آن شهید بی لشگر طواف قبر علمدار باوفا آقا گمان کنم ز خراسان به دل نسیمی زد نشسته بر لب من یا رضا رضا آقا ✍ اجرا توسط استاد ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ .
. ✍امام علی علیه السلام: الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْم كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ. وَعَلَى كُلِّ دَاخِل فِي بَاطِل إِثْمَانِ: إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ، وَإِثْمُ الرِّضَى بِهِ. آن كس كه به كار جمعيتى راضى باشد همچون كسى است كه در آن كار با آنها شركت كرده (منتها) آن كس كه در انجام كار باطل دخالت دارد دو مى‌كند: گناه عمل وگناه رضايت به آن (ولى شخصى كه بيرون از دايره عمل است و به آن راضى است تنها مرتكب يك گناه مى‌شود و آن گناه رضايت است). 📚نهج البلاغة حکمت 154. ‌
. ! اَلا ای یوسف زهرا! مرا درسيست از قرآن يقين که نیست بی‌حکمت، کلام خالقِ منّان خدا فرموده در ذکرش،روایت کرده این‌را که... زلیخا ماتِ زیباییّ یوسف گشت و شد حیران به‌شوق روی زیبایش قرارش رفت از دستش پس از آن کرد دعوت،حجّت حق را به یک‌عصیان چه شد‌؟ با تَركِ یوسف،صحنه را یکباره در آنجا خدا نگذاشت تا یابد زلیخا عزم را سامان زلیخا باز، ظلم دیگری یک طور دیگر کرد به کِذب و خُدعه،بی‌جُرم و خطا انداختش زندان ندارم کار با این قصّه و تنها بُوَد حرفم: همین آدم که اینسان کرد با پیغمبر یزدان... در آخر گشت اهل او، کنار او... برای او... کرامت را ببین و لطف‌ومِهر و بخشش‌واحسان! الا ای یوسفِ زهرا! مرا در هجرِ رویت بین... خيالِ حُسنِ وجهِ تو، شکارم کرده آقا جان! اگر چه روسیاهم از گناهانِ فراوانم یقین‌دارم اگر خواهی شوم من،مال تو یک‌آن تمام ها حرفم: " اباصالح! بخر من را " دعای می‌خوانم به شوقِ خَتم ِ اين‌هجران سگ دربان نمی‌خواهی؟ الا ای یوسف زهرا! نی ام بدتر از آن زن، تو، بِهی از یوسف کنعان ✍ جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ .