eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. علیه السلام بند1⃣ من اسیر بن اسیر، تو امیر بن امیر یادگاری توئه زیارت روز غدیر هل اتی و کوثری کرم تو خیر کثیر دومین جگر گوشه ی رضا سومین ابالحسن چهارمین علی آیینه ی شه لافتای صف شکن نقش اسمتو رو کتیبه ی عرش کبریا زدن علی بن محمد عشق پر آوازه علی بن محمد لطف بی اندازه علی بن محمد قبله ی حاجات و علی بن محمد ذکر اهل رازه بند2⃣ من حقیر ابن حقیر تو کریم ابن کریم راه تو راه بهشت ای صراط مستقیم صاحب حسن حسن سلاله ی خلق عظیم همنشین روح الامینی و موضع رسالتی نور مهبط الوحی و معدن چشمه های حکمتی  ناخدای کشتی معرفت علم بی نهایتی علی بن محمد مثل الاعلایی علی بن محمد دعوه الحسنایی علی بن محمد رشته ایمان و علی بن محمد عروه الوثقایی بند3⃣ من فقیر بن فقیر تو جواد بن جواد من گدای سامرا حرم تو باب المراد ایها الهادی النقی به تو چقد اقا میاد ای نواده ی سید البشر شرح ساده الولا اسم تو نشان هدایت و شرح قاده الهدی حامی مقام ولایت و شرح ذاه الحما علی بن محمد ایه ی تطهیری  علی بن محمد  بهترین تقدیری علی بن محمد خارج از توصیف و علی بن محمد جلوه ی تکبیری شعر و سبک: ، انجمن تکیه نوکری مشهد 👇
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
زمزمه؛ بابا خوش اومدی.mp3
1.38M
🔹وداع آخر🔹 نه مونده واسه‌ت دیگه برادری، نه آب‌‌آوری نه جُوْن و عابسی، نه عُوْن و اکبری الهی بمیرم برای تو غریب کربلا نبینم حسینم تنها بمونی بین دشمنا تکیه نزن آقا، به نیزه‌ها اذنم بدی برات، می‌شم فدا ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ واسه وداع اومدی سوی حرم، آه برادرم آخه باید چه‌جور، از تو دل ببُرم می‌دونی چی اومد این دم آخری به روز من برا چی برادر از من می‌خوای تو کهنه پیرهن خوب می‌شناسی آقا، این لشکرو خواهر بشه فدات، تنها نرو شاعر:
. هنگام نزول برکات آمده است فصل گل و موسم حیات آمده است بادیدن رخسار امام هادی گفتند بهار صلوات آمده است .
. گریز به علقمه السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف... رسیده ماه محرم، خبر ز ماهم نیست خبر ز روشنی این دل سیاهم نیست ببخش علت تأخیر تو شدم آقا بَدَم که دیدن تو قسمت نگاهم نیست نشد که لحظه ای از زندگی شوم خرسند که این حیات، بدون تو دل بخواهم نیست همیشه علت هجرت خطای من بوده دلیل فاصله جز قلب پر گناهم نیست مرا ز درگه احسان خود مکن بیرون مگو که فرصت جبران اشتباهم نیست برای دیدنت آیم به روضه ی عباس که غیر دیدن رویت دوای آهم نیست میان علقمه جدّت به تکیه گاهش گفت بلند شو که به جز تو کسی پناهم نیست چه مختصر شده ای ای مقطع الاعضا توان بردن تو سوی خیمه گاهم نیست ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه والشریف ای قرار ِقلب شیدا در کجا جویم تو را ای بهشت آرزوها در کجا جویم تو را باز شد ماه محرم زخم هجرت تازه شد ای به زخم دل مداوا در کجا جویم تو را روز وشب‌ هستی تو ناظر بر گناهانم ببخش رحمت باری تعالی' در کجا جویم تو را شیعه مظلوم است بی تو،ای معزّالمؤمنين ای همه دارایی ما در کجا جویم تو را حسرت دیدارت آقا برده از دیده قرار کی کنم رویت تماشا در کجا جویم تو را در میان نوکرانت ،من نبینم بی کسی ای بیابان گرد تنها! در کجا جویم تو را از جفای قوم ظالم،کشته شد جدّت حسین تشنه در بین دو دریا،در کجا جویم تو را شد کنار مقتل او روبه روی زینبین بر سر عمّامه دعوا در کجا جویم تو را بسته شد دستان زینب،همسفر شد با عدو شد کتک جای تسلّی' در کجا جویم تو را ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
گریز به مقتل السلام علیک یا صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه والشریف ای پناه قلب ما آقا نمی آیی چرا آخرین نور خدا آقا نمی آیی چرا آمده ماه محرم،خیمه ی اشکت کجاست در کجا جویم تو را آقا نمی آیی چرا کی گدای دیدن یک لحظه خال هاشمیت می شود حاجت روا آقا نمی آیی چرا سامرایی، کاظمینی، در بقیعی یا نجف یا که در کرب وبلا آقا نمی آیی چرا منتظر مانده میان کوچه با روی کبود مادرت خیرالنسا آقا نمی آیی چرا پشت درب خانه ی حیدر هنوزم مانده است ناله ی( مهدی بیا) آقا نمی آیی چرا بین محراب عبادت در میان سجده اش فرق حیدر شد دو تا آقا نمی آیی چرا زیر سقف خانه ی خود از جفای همسرش خون جگر شد مجتبی' آقا نمی آیی چرا رأس جدّ اطهرت در مقتل کربوبلا شد شکسته با عصا آقا نمی آیی چرا یک هزار و نهصد و پنجاه زخم کینه ها با تنش شد آشنا آقا نمی آیی چرا ارباً اربا پیکرش از پستی ده بی حیا زیر مرکب شد رها آقا نمی آیی چرا شد برای پاره پاره پیکر جدّت کفن قطعه ای از بوریا آقا نمی آیی چرا عمّه ی مظلومه ات همراه شمر و حرمله رفته تا شام بلا آقا نمی آیی چرا شد جواب ناله های دختران جدّ تو تازیانه از جفا آقا نمی آیی چرا خیزرانی شد لبش در غربت بزم شراب بر روی تشت طلا آقا نمی آیی چرا ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مولای ما که اشک نگاهت مداوم است بر قلب تو همیشه غم ِشیعه حاکم است بنگر که ما اسیر هزاران بلا شدیم بهر نجات شیعه ظهور تو لازم است پایان بده به غیبت خود صاحب الزّمان دیگر بیا که غیبت تو، درد دایم است داری به تن، لباس عزا ای غریب عصر در سینه ی تو داغ شرربار مسلم است داری برای غربت او گریه می کنی او بی پناه در وسط قوم ظالم است نامه نوشته کوفی ملعون ولی کنون تنها به فکر رأس حسین و غنائم است نامه نوشته کوفی و با اهل خود حسین سمت دیار مردم بد عهد،عازم است حالا به روی بام به وقت شهادتش از نامه ی نوشته به ارباب ، نادم است گردد به روی بام، سر از پیکرش جدا زیرا برای عشق ِبه ارباب، مجرم است صدشکر،دخترش سر او را ندیده است ناموس او احاطه میان ِ محارم است انگشترش نرفته به غارت به وقت مرگ رأسش بریده گشته و انگشت سالم است ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
ای آشناترین که غریب زمانه ای هستی  ِشیعیان تو چرا بی نشانه ای جای تو نیست کوه و بیابان بیا به شهر طاووس جنّت از چه تو بی آشیانه ای هر روزه با گناه، دلت را شکسته ام دارم همیشه وقت شکستن بهانه ای حاجات من شنیده ای اما تمام عمر نشنیده ای ز من سخن عاشقانه ای گفتم بیا همیشه ولیکن نساختم در سینه ام برای حضور تو خانه ای صاحب عزا، دوباره محرّم رسیده است سمت کدام مجلس روضه روانه ای شاه غریب، فکر غریبی  ِمسلمی یاد جفای کوفه و اشک شبانه ای بالای بام،ناله زده ای حسین نیا تا که رقیّه ات نخورَد تازیانه ای با خون حنجرم بنویسم میا حسین ای آشناترین که غریب زمانه ای ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. علیه_السلام ضربان قلب من حسن یا حسن خوبیاتو باید عالم و آدم بگن پدرم گفته بهم توی مشکلات برو یک راست به خود کریم رو بزن عمریه که فقط به تو رو میزنم ریزه خوار سر سفره ی حسنم مونس من تو بی کسی هامه همیشه هرجا یادش همرامه هر کسی دل به دلبری داده افتخار من همینه حسن آقامه حسن آقا جان منو به اشکای مادرم بخشیدی هر کسی اومد تو با کرم بخشیدی توو سخاوت و کرم تویی بینظیر نکنه سائل اومد حرم بخشیدی ابتدای کرم انتهای کرم فقر مطلق ما تو خدای کرم کاش بمونیم ما همیشه با تو فکر سائل ها کیه تنها تو لحظه ی مرگم ای حسن جانم خیلی دوست دارم ببینم رخ زیباتو حسن آقا جان ✍ 👇👇