eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. هدیه ی ذات سرمدی آمد باقرالعلم احمدی آمد پنجمین ماه آسمان ولا گل باغ محمدی آمد مددی مولا حضرت باقر(۳) گلی از گلشن ولا وا شد عاشقان او زینت دنیا شد این گل فاطمه نشان باقر در دو عالم بر همه مولا شد مددی مولا حضرت باقر از کرامات قادر ذوالمن شد مدینه زمقدمش گلشن بگو امشب به حضرت سجّاد زین ولادت چشم شما روشن مددی مولا حضرت باقر شد مدینه پر از صفا امشب جشن شادی شده به پا امشب اهل عالم به شادمانی و شور همه در ذکر ودر دعا امشب مددی مولا حضرت باقر شهر یثرب بود بهشت من مهر و حب تو در سرشت من شب میلادت ای گل زهرا کن نگاهی به روی زشت من مددی مولا حضرت باقر شکرلله که گشته مهمانت ریزه خوار سفره ی احسانت امشب ای نور ذات لم یزلی دست محتاج ما به دامانت مددی مولا حضرت باقر .
. پنجمین نور خدا شد ظاهر که بود در همه عالم نادر از تبار خاندان عصمت آمده امشب به دنیا باقر مدینه امشب عجب غوغا شد علی دوم زلطف حق بابا شد پر از شور عشق همه دنیا شد از این مولود شادمان دل زهرا شد مددیا باقر مددیا باقر مددیا باقر مدد امام باقر (۲) همه جا شادی و شور است امشب مدینه وادی طور است امشب خانه ی چهارم امام امت زین پسر غرق سرور است امشب ز لطف سرمد زنسل احمد به دنیا آمده دومین محمد در عالم شوری به پا شد بیحد به دنیا آمده دومین محمد مدد یا باقر مدد یا باقر مددیا باقر مدد امام باقر(۲) گلی از گلشن عترت آمد مهی از سپهر عصمت آمد اول ماه رجب ای یاران موسم شادی امت آمد عروس زهرا پسر آورده برای سجاد قرص قمر آورده ز سوی سرمد خبر آورده دوباره نخل ولا ثمر آورده مددیا باقر مددیا باقر مددیا باقر مدد امام باقر(۲) ای که هستی تو سرور سینه دل من پر زده تا مدینه ای گل گلشن آل احمد حرف ما شب ولادت اینه تویی یا مولا تمام هستم ز الطاف حق من به شما دل بستم امید عالم گرفتی دستم شب میلادت به محفلت بنشستم مددیا باقر مددیا باقر مددیا باقر مدد امام باقر(۲) من کجا مدح و ثنای باقر این بود لطف خدای باقر بنهاده خدای منان در دلم مهر وولای باقر به کل عالم عنایت دارد کرم را اواز شاه ولایت دارد ولایش من از ولادت دارم بر او تا زنده هستم ارادت دارم مددیا باقر مدد یا باقر مددیا باقر مدد امام باقر(۲) .
. وام گرفته از غزل استاد لطیفیان اشک ما وقف عزای پنج تن بچه های ما فدای پنج تن رونقی این سفره هامان دارد از برکت و لطف و عطای پنج تن بالهای ما, خدا هم شاهد است پر نزد غیر از هوای پنج تن رفت و آمدهای ما در روضه ها هست مرهون دعای پنج تن نسل ما یا نوکرن, یا عاشقند ایل ما اصلا گدای پنج تن ما مریض معصیت هستیم, پس آمدیم دارالشفای پنج تن با دعای فاطمه قد می کشیم روز و شب تحت لوای پنج تن سینه ی ما گنج علم اهل بیت دیده ی ما خاک پای پنج تن هیئتی که فاطمه دارد نظر می شود غار حرای پنج تن مادرم در روضه ها فریاد زد زندگیِ ما برای پنج تن می رسد هر روز رزق ما از آن عطر ناب ربنای پنج تن پای میزان عمل که می شود خوش به حال آشنای پنج تن با دمِ مظلوم بر پا می شود کربلا در روضه های پنج تن می شود شبهای جمعه, کربلا غرق آه و نینوای پنج تن چشم من دارد خجالت می کشد اشک می خواهم خدای پنج تن با نوای (یابُنَیَّ) می شود نینوا در کربلای پنج تن روضه خوان می گفت زینب پیر شد در کنار ماجرای پنج تن آه, از گودال دارد می رسد گریه های, های هایِ پنج تن این صدای وای وایِ زینب است یا صدایِ وای وایِ پنج تن کاش عاشورا بمیرم از غمِ زخم های ناخدای پنج تن رضاباقریان
. و ⚜محبت علی و فاطمه ، حسین و حسن محبتی که پدر داده یادمان این است ⚜محبتی که سرانجام در حساب و کتاب رسد به روز قیامت به دادِمان این است ⚜فقط ز درسِ الفبا " حُ سِ ی ن " را بلدیم هزار شکر که سطح سوادمان این است ⚜چه فرق می کند اصلاً عجم ، عرب ، غیره ... که اهل روضه شدیم و نژادمان این است ⚜یکی زیارت دنیا یکی شفاعت حشر تمام خواهشِ دلهای خادمان این است ⚜بقیع می شود آباد مثل کرببلا خدا گواست که ما اعتقادمان این است .
با یا علی، خدا را با اشک چشم خواندم با فاطمه دعا را با اشک چشم خواندم وقت اذان مغرب، چشمم به سفره تا خورد آیات هل اتی را با اشک چشم خواندم دل مرده بودم اما زنده شدم دوباره تا ختم الانبیا را با اشک چشم خواندم دیدم دلم گرفته، ذکر حسن گرفتم با دوست ربنا را با اشک چشم خواندم وقتی در اوج گرما بی تاب و تشنه بودم سالار کربلا را با اشک چشم خواندم فورا مرا خریدند، هربار پنج تن را پنهان و آشکارا با اشک چشم خواندم وقتی دلم شکست و یاد حسین کردم با خویش روضه ها را با اشک چشم خواندم عالم به گریه افتاد، تا شرح غارت آن مظلوم سر جدا را با اشک چشم خواندم حتی کفن نکردند آن پیکر رها را جریان بوریا را با اشک چشم خواندم از غربتش زبانم وقتی به لکنت افتاد باقی ماجرا را با اشک چشم خواندم
سلام(بخوانیدوارسال کنید): مسیحا نفس آنان که گرفتار هوا و هوس اند چون مرغ گرفتار میان قفس اند تنها به جهان پنج تن و آل رسول احیاگر اسلام و مسیحا نفس اند
◾️یا زهرا (س)◾️ آفریدند آفرینش را برایِ پنج تن پس همه هستند خلق ماجرایِ پنج تن مثل جبرائیل تا عرش بالا می روم آن زمان هایی که می افتم به پایِ پنج تن نذر ِ اهل بیت، اهل بیت باید ذبح کرد بچه های ما فدای بچه هایِ پنج تن استجابت در قسم دادن به نام فاطمه ست پس بدون او نمی گیرد دعایِ پنج تن فاطمه در عین وحدت گاه کِثرَت می شود می رسد از جانب یک تن صدایِ پنج تن یک بدن که طاقت روح وسیعش را نداشت لاجرم تکثیر شد در جای جایِ پنج تن هم رضای پنج تن یعنی رضای فاطمه هم رضای فاطمه یعنی رضایِ پنج تن ما در این دنیا و آن دنیا یکی از این دوایم: یا غلام پنج تن یا که گدایِ پنج تن /علی اكبر لطیفیان/
🏴یا رسول الله(ص)🏴 شصت و سه سال زندگی ات مهربان گذشت با کیسه های وصله ایِ آب و نان گذشت شصت و سه سال زندگی ات بین کوچه ها در بندۀ خدا شدن این و آن گذشت گاهی میان دورترین خانه­ ی زمین گاهی میان دورترین آسمان گذشت گاهی کنار سفره بیوه زنان شهر گاهی کنار خاطرۀ کودکان گذشت وقت نزول حضرت خاکی نشین شدی وقت صعود ردّ تو از بی کران گذشت آن روزها که شعب ابی طالبی شدی ایام درد بود ولی همچنان گذشت ای آن که زندگی تو خرج نجات شد ای آن که زندگی تو با مردمان گذشت برگرد رنج و درد بشر را نگاه کن این زندگیِ سرد بشر را نگاه کن یک عده ای به عشق تو دور از وطن شدند یک عده ای ندیده اویس قرن شدند از خانواده ام همه عبدالله شما از خانواده ات همه آقای من شدند تو پیر خانواده بزرگ قبیله ای محصول زندگی تو شدند یک عده زینب و علی و فاطمه شدند یک عده ای حسین شدند و حسن شدند بعد تو دختر تو و زینب کنار هم مشغول کار بافتن پیرهن شدند یک عده بچه های تو پاره جگر ولی یک عده بچه های تو پاره بدن شدند این کشته ها تمام جگر گوشۀ تواند یا ایها الرسول ببین بی کفن شدند «یا مصطفاه» این تن پامال را ببین این کشته فتاده به گودال را ببین /علی اکبر لطیفیان/ .
. عاشقانت میفروشند عیش را ، غم میخرند دل به پاى روضه میریزند ماتم میخرند باز هم شیر حلال مادران تاثیر کرد بچه ها دارند از بازار پرچم میخرند مثل خار و خس در این سیل به راه افتاده ایم باز درهم آمدیم و باز درهم میخرند ماه ها در یک طرف ماه محرم یک طرف بیشتر از ماه ها ماه محرم میخرند اشک ما اینجا فقط این قدر قیمت یافته ورنه جاى دیگرى عرضه کنى کم میخرند تا تو را داریم ما داراترین عالمیم بچه هاى ما در این خانه حاتم میخرند این طرف گریان شدیم و آن طرف آباد شد اشک کالایى ست که در هر دو عالم میخرند گریه بر مظلوم تکوینا تقرب آور است در حسینیه مرا حتى نخواهم میخرند مطمئنا روضه اى یا گریه اى در کار هست هر کجا عصیانى از فرزند آدم میخرند عده اى دم میدهند و عده اى دم میزنند هم این وسط دارند از دم میخرند گریه کن زهراست ما تنها سیاهى لشگریم باز با این حال شکل گریه را هم میخرند /علی اکبر لطیفیان/ .