.
#زمزمه
#اربعین
پاشو برادر ببین که از راه رسیده مهمون
با رُخ نیلی با تنِ مجروح با چشم گریون
برگشتمحسین
منیکهچهل روزه که بیبرادر گشتمحسین
منیکهچهلروزه از غم تو سرگشتهمحسین
منیکهچهلروزهبعدتومُضطر گشتم حسین
یه اربعینه داداش آواره ی صحراهام
دویدم از بس رو خار رمق نداره پاهام
حسین مظلوم من
_______________________________
ازوقتیدقکرد کنجخرابه رقیّه سادات
طوری شکستم عصای دستم شدن یتیمات
موهام شد سفید
شبی که سر تو با طبق توی ویرونه رسید
شبیکهرقیه دسترو زخمای حلقومت کشید
شبیکه دختر تو گرسنه و تشنه شد شهید
موهام شد سفید
کفن ندادن واسش هرچیکهخواهشکردم
بااونلباسسوخته گُلت رو خاکشکردم
حسین مظلوم من
_______________________________
چها نکردن خودتکهدیدی چی بگم ازشام
زینبو بازار زینبو تحقیر زینبو دشنام
غربت تا کجا؟
هیجسارتبهبابامونمیکرد شمر بی حیا
سر تو چندین بار اُفتاد از روی نیزه ها
مگه یادم میره اون چوبدستی و طشت طلا
غربت تا کجا؟
طنابوبازویمن اصلاًمگهامکانداشت؟
کاشکهغمهای من یه نقطهیپایانداشت
#زبانحال_حضرت_زینب
✍ #محمد_قاسمی
.
#زمزمه
#اربعین
#سبک_خوشا_بحال_زائرات_ارباب
چه خوب میشد الان حرم بودم
مهمون شاه با کرم بودم
دخیلِ صاحبِ عَلَم بودم جاموندم امسال
از خرمنِ تو خوشهچین بودم
زائر صبح اربعین بودم
پا سفره ی امّ البنین بودم بودم سبکبال
غَم پُشت غَم نشسته رو سینهم
میرم یه گوشه تنها می شینم
تصویر کربلا رو می بینم گریه م میگیره
یادش بهخیر اون اربعینهایی
که کردی در حَقّم تو آقایی
به یاده گریه هام توو تنهایی گریه م میگیره
________________________________
هی غصّه خوردیم این شب و روزا
توو کربلای با صَفات آیا ؟
فقط برا ما جا نبود آقا؟ دورت بگردیم
درسته که دلامون آشوبه
همهش برات توو سینه میکوبه
هرچیکهتوبخوایهمونخوبه دورتبگردیم
ماهام مثه بقیّه دل داریم
از دوری کربلا میباریم
سررویزانومونکهمیذاریم به یادتونیم
فدای نور صورت ماهت
بااینکه نیستم یار دلخواهِت
منو به خاکبوسی درگاهت کِی میرسونیم؟
_______________________________
سلام عزیز مادره زینب
سلام شهید بی سره زینب
بلند شو ای برادره زینب لشگرتاومد
شهیدقطعهیقطعهیگُودال
حالا که اومدم پریشونحال
میشه بیـای برای اِستقبـال؟ خواهرتاومد
باور میکردی من زمینگیرشم؟
یه مرتبه شـکستهشم؛پیرشم
اسیر دست غُل و زنجیرشم... ای کوهغیرت
باور میکردی من گرفتارشم؟
کَتبسته؛راهی سمتِ بازارشم
یا وارده مجلس اغیارشم؟... ای کوه غیرت
خبر داری ای دلبره زینب؟
چها گذشت به معجره زینب
به عشق تو شکست سر زینب... آرامش من
کجان جوونهای بنی هاشم؟
عبّاس و عون و جعفر و قاسم
که دور من میچرخیدن دائم... آرامش من
دنیا توچشمم تیره و تار شد
وقتی که شمر قافله سالار شد
زَجرِقَسّیُالقَلبجلودار شد... عذاب کشیدیم
رو لالهی گوشهایی پاره ست
لخته ی خون بجای گوشواره ست
این قافله چل روزه آوارهست...همه بریدیم
#محمد_قاسمی ✍
.
1.24M
#سبک_یه_قلب_مبتلا تو این سینس