eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
زمزمه روضه گودال قتلگاه زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها -(حسین جان نبودی ببینی که زینب چه دیده) حسین جان نبودی ببینی که زینب چه دیده حسین جان چه غمها که بر قلب عترت رسیده حسین جان ببین مادرت آمده قد خمیده حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان غم قلب زارم شده بی کرانه حسین جان مرا زد عدو بی حد و بی بهانه حسین جان چه گویم زِ کعب نِی و تازیانه حسین جان حسین جان... حسین جان بمیرم که لب تشنه جانت فدا شد حسین جان تنت مقصد سرخ سر نیزه ها شد حسین جان بمیرم نفس میکشیدی سرِ تو جدا شد حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان حلالم کن ای نور چشمان زهرا حسین جان روم تا به کوفه به همراه اعدا حسین جان تنِ بی سرت مانده بر خاک صحرا حسین جان حسین جان حسین جان... شاعر:
. شهادت امام حسین (ع) -( همه هستی به ثنای تو زبان است، حسین) همه هستی به ثنای تو زبان است، حسین باز وصف تو فراتر ز بیان است، حسین همه اوصاف تو گفتند و شنیدند ولی این عیان است که قدر تو نهان است، حسین مرده آن نیست که بهر تو گذشت از تن و جان مرده آن است که فکر تن و جان است، حسین بی زبان کودک شش ماههء خکشیده لبت بهر هر ملت مظلوم زبان است، حسین خط سبزی که شد از خون علی اکبر، سرخ خط آزادگی نسل جوان است، حسین خون یاران تو از پیکر ما، در پیکار پیش رگبار بلا در فوران است، حسین می توان یافت خدای دو جهان را به دلی که به تیر غم عشق تو نشان است، حسین گر امان نامه دهد خلق جهان را نه عجب آنکه را از تو به کف خطّ امان است، حسین شادی هر دو جهان را به غمت نفروشیم که در این بیع و شرا سخت زیان است، حسین شود از یک نگهش آتش دوزخ خاموش دیده ای کز غم تو اشک فشان است، حسین تا ابد هست چراغ ره انسانیت سر پاک تو که بالای سنان است، حسین شاعر: .
. متن شعر به امام حسین(س) -(تیره گیهای دلم محتاج انوارت شده) تیره گیهای دلم محتاج انوارت شده پس طلوعی تازه کن خورشید ایمان یاحسین نام نیکت همتراز آیه های مُنزل است رأس خونینت سر نی خوانده قرآن یا حسین آتش هیزم کجا و آتش عشقت کجا آن کند خاکسترم این نورباران یاحسین شد ثنا خوانت زبان قاصرم با این امید مردم چشمت مرا سازد خرامان یاحسین معصیت کردم شدم ننگت ولی عارت که نیست من هم از نامت برم فیض فراوان یاحسین بارها از روضه خوانهایت شنیدم که گرفت از تو حاجت گبر و ترسا و مسلمان یاحسین بنده ی ناپاکم اما آرزو دارم شوم کمتر از مور و تو از بهرم سلیمان یاحسین انتظاری من ندارم از سلاطین جهان گر شوی در ملک دل شاهنشه جان یاحسین ملک دل هم لایق فرمانروائیِ تو نیست چون که در آن جا گرفته جرم و عصیان یاحسین گر چه غرق معصیت هستم ولیکن سالهاست چشم کم سویم شده بهر تو گریان یاحسین اشک چشمم آبیاری میکند باغ درون بارور میسازدم همچون گلستان یاحسین در غمت هرکس بگرید بادل خالی ز ریب میشود در روز محشر شاد و خندان یا حسین آه از آن ساعت فتادی بر زمین از صدر زین خواهرت امد به سوگت سینه سوزان یا حسین زین مصیبت گر چه طوفانی شد آن دریای صبر گریه کرد اما نشد مغلوب طوفان یاحسین کوه صبر و استقامت در غروبی غم فزا ماند با بغض گلو و جسم بی جان یاحسین از برایت عالم ایجاد اگر گرید کم است زینب کبری شده بهر تو گریان یاحسین آنچنان گریم برایت گفت زینب در برت کاز نوایم نینوا آید به افغان یاحسین منتت را میکشند افلاکیان اما دریغ گشته ای مولای این اقوام نادان یاحسین همچو خورشید جهانتابی که پشت ابر خون گشته جسم اطهرت از دیده پنهان یاحسین جای سالم در تنت نبوَد که من بوسم تورا بوسه گاهم را بریده تیغ بران یاحسین جان خواهر عطر مادر میدهد اینجا چرا آمده زهرا ز جنت بر تو مهمان یاحسین گر پدر انگشتری احسان سائل کرده بود داده ای انگشتر و انگشت قربان یا حسین دور نعشت قدسیان سینه زنند و نوحه خوان زین مصیبت شد معزا عرش رحمان یا حسین طاق ابرویت بود دانشگه ایمان و عشق هیئتت باشد (حسن) را چون دبستان یا حسین مینویسد تا به نامت زنده ماند نام او چون تویی زینت به جانش جان جانان یاحسین شاعر: .
عنوان : روضه شب دهم محرم-روز عاشورا شد علم افتاد زمین قائله ای بر پا شد-کریمی-روضه ------------------------------------- روز عاشورا شد علم افتاد زمین قائله ای بر پا شد علم افتاد زمین و از ان لحظه دگر باب جسارت وا شد نیزه ای بالا رفت و چه دشوار میان دو سه نیزه جا شد دوره کردند او را سر این که چه کسی سر ببرد دعوا شد یا اخا را تا گفت پسر ام بنین هم پسر زهرا شد ساعتی بعد حسین در سراشیبی گودال تک و تنها شد *** شعر غرق گله است پای زن های حرم خسته و پر ابله است زیر تیغ خورشید سر عباس به نی سایه این قافله است دختری سیلی خورد چون که بین سر و او چند قدم فاصله است روضه شعر اینجاست نیزه دار سر عباس چرا حرمله است زینب و بزم شراب سر عباس به نی پاسخ این مسئله است ***** من کنار تو هستم و دشمن گرد جسم تو جشن میگیرد فکر خیمه بدون تو هرگز تو نباشی رقیه میمیرد تو نباشی خدا به خیر کند لشکر شام شیر میشود و تو نبشی خدا به داد رسد حرم آماج تیر میشود و تو نباشی رباب میمیرد اصغر از تیر سیر میشود و تو نباشی و من نباشم وای عصمت الله اسیر میشود و یک دم از بوی یاس فهمیدم مادرم بود در کنار تنت من بمیرم چه ها کشیدی تو پیش چشمان مادرم زدند دیدم از دور ای علمدارم پاره پاره شدی ز سر میزه هر که یک قسمت از تنت را برد بدنت را زدند بر نیزه -------------------------------------
عنوان : روضه شب دهم محرم-ما اندکیم و خیل دشمن بیشمارند-کریمی-روضه ------------------------------------- ما اندکیم و خیل دشمن بیشمارند ما چند تن این ها همه چندین هزارند این ظلمت شب این شما این راه صحرا یاران من این قوم با من کار دارند امشب مرا در کربلا تنها گذارید آخر عزیزان شما چشم انتظارند من در پی ارشاد اینانم دریغا اینان مسمم از برای کارزارند هر کس بماند با من اینجا کشته گردد یاران من یک سر قتیل این دیارند اینان نه تنها تشنه خون من هستند حتی به فکر خون طفل شیر خوارند اینجا جواب العطش تیر سه شعبست اینجا به حلق تشنه خنجر میگذارند فردا در این جا دسته گل های مدینه لب تشنه زیر خوار ها جان می سپارند فردا شوم از چار جانب تیر باران این تیر ها باید ز پشتم سر در ارند فردا تمام کوه ها بر من بگیرند فردا تمام سنگ ها برمن ببیارند فردا تمام قصه ما را در این دشت شمشیر ها بر خاک با خون می نگارند زوار من تا بیشتر بر من بسوزند با خود کتاب نخل میثم را بیارند ***** امشب سپاه حق و باطل صف کشیدند یک دسته حق یک دسته باطل برگزیدند در انتظار صبح فردا می خروشند یک دسته جان یک دسته جانان می فروشند یک دسته راه نار را در پیش دارند یک دسته عشق یار را با خویش دارند امشب حسینیون نمی گنجند در پوست فردا بود معراجشان از دوست تا دوست۷ امشب بلا جویان عاشق در نمازند فردا به نوک نیزه سر ها سر فرازند امشب دهد ال علی را پاس عباس فردا کنند اهل حرم عباس عباس امشب عدو دارد حراس از خشم عباس فردا به میدان خون رود از چشم عباس امشب شود از شرم سقا اب دریا فردا شود از اشک او سیراب دریا امشب شود وقف ولایت هست عباس فردا جدا گردد ز پیکر دست عباس امشب به جای اب سقا اشک دارد فردا نه دست و نه علم نه مشک دارد امشب شب است و نغمه قران اکبر فردا عطش بازی کند با جان اکبر امشب علی دور پدر گردد هماره فردا بود زخمش به پیکر بی شماره امشب فلک بازی کند با جان لیلا فردا شود نقش زمین قران لیلا امشب علی اصغر کند شب زنده داری فردا شود خونش ز حلق تشنه جاری امشب سکینه چون کبوتر میزند بال فردا زیارت نامه می خواند به گودال امشب شب است و زینب و اشک شبانه فردا بگیرد اجر خود از تازیانه امشب چو گل زینب گریبان را دریده فردا شود زوار رگ های بریده -------------------------------------
4_5825933917944808577.mp3
3.19M
شهادت ، گودال قتلگاه با صدای نریمان پناهی (لینک زیر) قلبی که زاره، آروم نداره بازم شب جمعه شد و دل بی قراره دل غرق خونه، مست جنونه همراه زینب قلب بی تابم میخونه بازم تو قلب نوکرا چه شورشی به پا شده امشب دوباره فاطمه مهمون کربلا شده حسین من ** تنگ غروبه، تنگ غروبه با خنجری کهنه روی حنجر می کوبه بارون می باره، بارون می باره پرپر نزن که خواهرت آروم نداره برات بمیره خواهرت انقده دست و پا نزن خودم میشم گریه کنت هی مادر و صدا نزن حسین من ** تو رفتی از حال، من رفتم از حال وقتی که با صورت زمین خوردی تو گودال قلبم شکسته، قلبم شکسته دیدم که با چکمه روی سینه ت نشسته خودم دیدم تو قتلگاه غرق به خونه پیکرت خودم دیدم پنجه زده یکی به اون موی سرت حسین من *** افتادی از پا، افتادم از پا شد قتلگاه از خون پاکت مثل دریا ای پاره پیکر، سردار بی سر پیراهنت رو از تنت بردن برادر غرور من شکسته شد پیش نگاه مادرم شرمنده ام که پیش تو لگد زدن به پیکرم حسین من *** آه و واویلا، آه و واویلا دارو ندارم رو گرفتن نانجیبا ای یار زینب، سالار زینب می خنده نامحرم به چشم زار زینب سر تو رو به نیزه ها زدن جلو چشای من ای قاری نیزه نشین قرآن بخون برای من حسین من شاعر: ✍ 🔊 دانلود سبک https://emam8.com/upload/sabks/98/6/29644_1398613165023_421868.mp3 .