eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. ◼️ ( ) یه گوشه نشستی کشیدی هی آهی با دوچشمای تر دیدی رو خاک افتاد وقتی که با شدت توی کوچه مادر یه سوال ازت دارم چرا موهاتون سفیده؟ مگه مادرت جوون نیست چجوری قدش خمیده ؟ نزن نامرد اخه زهرا خیلی جوونه نزن نامرد اخه زینب دل نگرونه نزن نامرد حسنش داره می بینه دست مرد واسه صورت زن خیلی سنگینه (( حسن جانم)) ◼️ ( ) مونده توی ذهنت تصویری از کوچه بمیرم من اقا نمی ره از یادت جلوی چشمات زد یه سیلی به زهرا بمیرم تو کوچه هاعصای مادر شدی و تا خونه رسیدی اقاچشای مادر شدی و شنیدم که غرورت توی کوچه شکست شنیدم که مردک لاابالیه پست یه جوری زد مادره تو رو تو کوچه دست به پهلو گرفت مادرِ تو روی خاکا نشست (( حسن جانم)) ... ✍ به قلم: 👇
. السلام علی مولانا صاحب الزمان همه ی دردها ز غیبتِ اوست همه ی غصّه‌ها ز محنتِ اوست " کشفِ ضُر " در ظهورِ دولتِ اوست دل، سراپردهٔ محبتِ اوست دیده، آیینه دارِ طلعت اوست روسفید، او، سیاه، من را لوْن او حسینِ زمان و من هم، جوْن زوست " هَلْ مِن مُعین "، ز من هم عوْن من که سر درنیاوَرَم به دو کوْن... گردنم زیرِ بارِ منّتِ اوست دیدن او کجا و صد دینار!؟ دلِ ما هست مِلک ِ این دلدار تو و دنیا و ما و روی نگار تو و طوبی و ما و قامتِ یار فکرِ هر کس به قدرِ همّتِ اوست قعرِ چاهِ بلا منم چه عجب! غرقِ امیال این تنم چه عجب! خاک هجران به سر زنم چه عجب! گر من، آلوده دامنم چه عجب! همه عالَم، گواهِ عصمتِ اوست حُجّة ِ بْنِ الْحَسَن، ولیّ خدا حُجّة ِ بْنِ الْحَسَن، امام ِ هُدی حجّت حق کجا و خلق کجا!؟ من که باشم در آن حَرَم که صبا... پرده دارِ حریمِ حُرمتِ اوست " اَکثِرُوا... " گفته، چشم... بر سرِ چشم... جای دستورِ اوست بسترِ چشم غیرِ او هیچ نیست در برِ چشم بی خیالش مباد منظرِ چشم زان که این گوشه، جایِ خلوتِ اوست نوبت روز و شب، نوا و بکاست وقتِ اکثارِ سوز و اشک و دعاست حضرتش در زمانه، بس، تنهاست دورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست هر کسی پنج روز، نوبتِ اوست هست بیش از همه، خودش غمناک به سرِ خلق، از فراقش خاک دارد اِکثار در دعا دل پاک من و دل، گر فدا شدیم چه باک!؟ غَرَض، اندر میان، سلامتِ اوست لحظه‌ای هم نیفتد از لب ما: " رَبّ ِ عَجّلْ ظُهورَ مولانا " اوست آب حیاتِ ارض و سما فقرِ ظاهر، مَبین که حافظ را... سینه، گنجینهٔ محبتِ اوست - مسمط تضمینی از غزل حافظ ✍ جمعه ۲۹ مهر ۱۴۰۱ .
. (خداحافظ) 🔘🔘🔘🔘 ✅بند اول سلام بانو.   سلام ای قبله ی حاجات سلام بانو.     سلام ای عمه سادات سلام بانو.    سلام ای صاحبه ایران سلام بانو.    سلام ای خواهر سلطان سلام بانو.   سلام ای دختر طاها سلام بانو.    سلام ایینه ی زهرا سلام من به صحن باصفات بی بی به گنبد و به اون گلدسته هات بی بی دلم سمت حریم تو به پروازه خاک صحنت هزار علامه میسازه سلام بی بی (4) 🔘➖➖➖➖➖🔘 ✅بند دوم پر از غم بود دلت از محنت و دوری جدایی از رضا و دردمهجوری تو شهر قم نشد دور و برت غوغا   نشد برتو جسارت ها  اهانت ها توشهرقم نبود  تلُّ و نبود گودال نشد جسم برادر روبه روت پامال تو شهر قم   نرفتی بین  ازدحام تو شهر قم    نخوردی سنگِ از رو بام حسین جانم 4 🔘➖➖➖➖➖🔘 ✅بندسوم تو شهر  قم. چقدمردم گل اوردن ولی تو شام. با سنگ عمه ت رو ازردن توشهرقم نشد گوشی بی گوشواره مث زینب ندیدی حنجره پاره تو شهر  قم نداشتی اضطراب بی بی نبود نامرد نبود شام خراب بی بی توشهرقم. ندیدی سر به روی نی ندیدی زجر ندیدی بی بی بزم می ایام 👇
👆 ✍ قم شد مسیر ِ آخرم الحمدلله زخمی نشد بال و پرم الحمدلله قم احترامم حفظ کرده تا که دیده من دخترِ پیغمبرم،الحمدلله در کوچه ها راهِ عبورم را نبستند مانند زهرا مادرم الحمدلله باضربة سیلی میانِ کوچه ای تنگ خونی نشد چشم ترم الحمدلله بین در ودیوار با داغیِ مسمار زخمی نگشته پیکرم الحمدلله دعوا نشد،..برچادر من جایِ پا نیست خاکی نگشته معجرم الحمدلله ماخاطراتی تلخ از بازار داریم باز است هرسو معبرم الحمدلله تاچند منزل دورِ من نا محرمی نیست ساکت بُوَد دور و برم الحمدلله در کوچة تنگ یهودی ها نرفتم آتش نیفتاده سرم الحمدلله بالای نیزه قاریِ قرآن ندیدم محمل نگشته منبرم الحمدلله حرفِ سنان و شمر وخولی نیست اینجا دارم تمام ِ زیورم الحمدلله کنج خرابه آبرویم را نبُردند دشمن نگفته کافرم الحمدلله دور از مدینه تشییعِ من دیدنی شد قبرم همان دم شد حرم الحمدلله مثلِ رقیه بی کفن دفنم نکردند باشد تنِ من محترم الحمدلله غسل تنم کاری ندارد چو به پنجه مویم نپیچیده به هم الحمدلله تاصبح زینب دورِ پیکر گریه میکرد همراهِ سر از داغِ  دختر گریه میکرد
. عج در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو عالم پر است از تو و خالیست جای تو هر چند کائنات گدای در تو اند هیچ آفریده نیست که داند سرای تو در مشت خاک من چه بود لایق نثار هم از تو جان ستانم و سازم فدای تو غیر از نیاز و عجز که در کشور تو نیست این مشت خاک تیره چه دارد سزای تو صائب چه ذره است و چه دارد فدا کند ای صد هزار جان مقدس فدای تو ✍ 🎙🎤 👇
. در اوج در جوش و خروش است چنان خون شهید کابوس شب است همچنان این خورشید جمهوری اسلامی ما در اوج است «تا کور شود هر آن‌که نتواند دید» ✍🏻 🏷 | 🇮🇷
. اقتدار اقرار کن بلندی این اقتدار را این انقلاب مستمر ریشه‌دار را بشکن طلسم ظلمت و از نور دم بزن با چشم خود ببین قسم آشکار را باید به تنگ‌چشمی دشمن نشانه رفت فرّ و شکوه این همه نقش و نگار را مرگا به ما اگر که به ضحاک‌ها دهیم این سرزمین رستم و اسفندیار را ای کوه با شکوه! چه غم سنگ می‌خوری می‌پوشی این‌چنین به تن خود وقار را :: بهمن اگرچه سرد؛ ولی نیمه‌های آن حس می‌کنم طراوت فصل بهار را ✍🏻 🏷 | 🇮🇷
. آتش بیار معرکه وقتی در اتهام گل و لبخند آتش بیار معرکه می‌گردی آنک تویی که شاخۀ زیبا را بر پیکر شکیب، تبر کردی آنک تویی که گمشده‌ای در خود پیری زوال داده نگاهت را گمراه می‌روی شب و نیمه‌شب، بلعیده است وسعت راهت را هشتاد سال سکتۀ طولانی بسته‌ست راه مغز و زبانت را خورده‌ست موریانۀ نااهلی هشتاد سال، جان و جهانت را با حرف‌های کهنه تکراری حالا چه خویش‌وندی و پیوندی؟ فرزندهای خانۀ ایران را از نزد خویش، خوانده به فرزندی پنهان شده‌ست پشت تل آتش چشمان دودخوردۀ او پیداست مزدور شعر، شاعر شیرین‌عقل فرهاد نارسیدۀ عصر ماست در آفتاب بی‌رمق پاییز چشم تو بیدخورده‌ و ناییناست عمر تو سر می‌آید و بعد از تو این سرو ریشه‌ور شده پابرجاست گمراه شعر و فضل و ادب هستی نافهم شاعری که فقط خواندی ای کاش از تعلم این رهبر این‌قدر بی‌نصیب نمی‌ماندی تو می‌روی و پابرجا ایران بر قلۀ مشعشع خوبی‌ها جمهوری تناور اسلامی بر گور صدهزار چو تو پایا ای پیرمرد کوچک دانشمند آتش زدی به خرمن هوشیاری این آخرین تراوش ذهنت را ای کاش در سکوت نگه‌داری ✍🏻 🏷 | 🇮🇷
. سرویم و از ایستادگی لبریزیم کوهیم و به اقتدار برمی‌خیزیم فرداست که در پاسخ هر فتنه که شد دنیای یهود را به هم می‌ریزیم ✍ .
. اگرچه داغ غمش جانگداز و سنگین است اگرچه عالم از این غم هنوز غمگین است اگرچه از غم او پشت آسمان خم شد اگرچه صورت اهل اشاره پُرچین است ولی حسین عزا، نه حماسه ایست عظیم که دین به لطف قیامش هنوز هم دین است حسین کشته راه بصیرت افزایی ست حسین کشته راه جهاد تبیین است حسین از رخ باطل چنین نقاب انداخت اگر که درپی حقی حسین آیینه است حسین دست و سر و پا و پیکر و تن نیست حسین مختص زاری و گریه کردن نیست قیام پرخطر او فراتر از جنگ است حسین راه رسیدن حسین فرهنگ است حسین چشمه جاری حسین اندیشه ست حسین برگ و بر و شاخه است، نه ریشه است به لطف خون ترش کاخ ظلم رسوا شد حسین مقصد و مقصود اهل معنا شد حسین گفت که از رتبه ات هبوط مکن و در مقابل ظالم دمی سکوت مکن حسین گرچه ز پیکار در هراس نشد حریف کوری یک عده از خواص نشد قیام کرببلا را ببین پیامش چیست محب خون خدا مست و بی تفاوت نیست مسیر پیرو راه حسین معلوم است تمام ثانیه ها فکر خون مظلوم است تو هم به نوبه خود روبروی ظالم باش میان معرکه ها مثل حاج قاسم باش نگاه کن تو به فرموده امیر بیان در اوج فتنه چونان اشتر دو ساله بمان ولایت است چراغ مسیر خوف و رجا نگاه کن که پر از عبرت است عاشورا همان کسان که به خود نور را فراخواندند به صبح روز دهم از امام جا ماندند در این مسیر کسی غرق معرفت چینی ست که داغدار غم کودک فلسطینی ست کسی که پیراهن عاشقی به تن دارد به سینه داغ جوانانی از یمن دارد که حرف غزه و هند و دمشق و کابل نیست برای عاشق این راه مرز بی معنی ست نگاه عالم و آدم به گام دوم ماست هدف نماز جماعت به مسجد الاقصاست بیا که از قدمت بوی نور می آید از این مسیر شمیم ظهور می آید بیا اسیر شو اما فقط اسیر حسین چراغ ها همه سبزند در مسیر حسین شاعر: ✍ .
@madaahi_313_۲۰۲۲_۱۰_۲۳_۰۸_۲۳_۵۵_۴۰۵.mp3
3.16M
سلام بر آن آقایی که محبتش گدا رو شاه عالم می‌کند... 📋 گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما ✔️ / حاج محمود کریمی ✔️ "ع" ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما سر گیرد و برون رود از کربلای ما ناداده تن به خواری و ناکرده ترک سر نتوان نهاد پای به خلوت سرای ما شاه سلام علیک آقا سلام علیک تا دست و رو نشست به خون می نیافت کس راه طواف بر حرم کبریای ما این عرصه نیست جلوه گه روبه و گراز شیرافکن است بادیه ی ابتلای ما هم راز بزم ما نبوَد طالبان جاه بیگانه باید از دو جهان آشنای ما برگردد آنکه با هوس کشور آمده سر ناورد به افسر شاهی گدای ما ما را هوای سلطنت مُلک دیگر است کاین عرصه نیست در خور فرّ همای ما یزدان ذوالجلال به خلوت سرای قدس آراسته ست بزم ضیافت برای ما برگشت هر که طاقت تیر و سنان نداشت چون شاه تشنه کار به شمر و سَنان نداشت شاعر : ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ https://eitaa.com/emame3vom/69316
بخش اول مناجات حالم به حالِ عبد مُکَدَر نمی خورد.mp3
45.64M
. حالم به حال عبد مُکَدَّر نمی خورد وضعم به وضع بنده ی مضطر نمی خورد نفرین به من که اشک دُرُستی نریختم این گریه ها به درد من آخر نمی خورد عاشق به عشق یار ز اغیار می بُرد عاشق غمی به جز غم دلبر نمی خورد اقدام کرده‌ام بپرم بارها..،نشد بال و پرم به بال کبوتر نمی خورد در می زنم رئوف..،جواب مرا بده در می زنم رئوف..،مگر در نمی خورد؟! اصلاً قد و قواره ی من را نگاه کن باور بکن به بنده ی خودسر نمی خورد گرچه بدم ولی به علی دوست دارمت این لب قسم..،دروغ..،به حیدر نمی خورد ما را به جان حضرت زهرا قبول کن ما را قبول کن..،به کسی بر نمی خورد بی حُبِّ فاطمه بخدا کارنامه ام مُهر امان وادی محشر نمی خورد نان تنور فاطمه را هرکسی چشید جز دستپخت حضرت مادر نمی خورد افطارها به خاطرِ عطشانِ فاطمه یک جرعه آب خوش لب نوکر نمی خورد ▪️ ▪️ با چکمه روی سینه ی او پا نمی نَهَند لب تشنه را که نیزه به خوردش نمی دهند شاعر: ✍ .