#نماز_شب
#تمرین_وتکرار
#رفیق_شدن_باخداجون
نمازشب نیاز به #تمرین_و_شناخت دارد.
بنابراین من که #صفر_کیلو_مترم شاید اوائل بلند شوم
و لحظاتی در سجاده بنشینم کفایت کند
یعنی همین که #سحر را درک کنم و با خدا خلوتی داشته باشم. بعد از آن مدتی بر #سه_رکعت_آخر تمرکز کنم و به تدریج زیادتر کنم
#امیرالمومنین فرمودند: بهترین عمل عملی است که کم ولی مداوم باشد. چون بالاخره همین استمرار سبب رشد و زیادی هم می شود.
پس از وضو آماده ی نماز می شوید نیت چیزی جز همان قصد شما که برای رضای خدا برخواسته اید و میخواهید نماز شب بخوانید ، نیست حد اقل نماز شب این است که دو رکعت نماز به نام «#شفع»مانند نماز صبح بخوانی و پس از آن یک رکعت نماز به نام « #وتر» میخوانید .در این نماز یک رکعتی پس از حمد و سوره قنوت می گیرید و در قنوت هر چه دوست دارید از خدا می خواهید(حتی به زبان فارسی می توانید دعا کنید) اما بهتر استهفتاد مرتبه #استغفرالله ربی و اتوب الیه بگویید ، _البته در نمازهاي مستحبي مثل نماز شب می توان سوره و قنوت را هم نخواند_پس از رکوع و دوسجده تشهد خوانده و سلام می دهید .
milad_aliakbar--rasoli-sorood4.mp3
2.78M
|⇦•نوکری تو ارثیه..
#سرود ویژۀ ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و #روز_جوان به نفس حاج مهدی رسولی•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
نوکری تو ارثیه، از پدرم مونده برام
این شور شیرینو منم، هدیه میدم به بچههام
باخونواده مجلس، روضه و جشن تو میام
بچۀ صالح خیره و، خیر کثیر از تو میخوام
بچۀ هیأتیِ هر نوکر
سایۀ سورۀ انسان میشه
هر جوونی که حسینی باشه
یاور صاحب الزمان میشه
دوست دارم هر چی پسر دارم
نوکر امام حسین باشن
بچه هام همیشه سرباز
لشکرِ امام حسین باشن
پدرم غلامت، پسرم غلامت
به فدای نامت، خیلی میخوامت
______________
اسم پسرهای تو رو, روی پسرهام میذارم
زندگی دخترامو, دستِ رقیه میسپارم
هدیه برای دخترم, چادر مشکی میخرم
خونوادم خوب میدونن, خیلی تورو دوستت دارم
تو این تلاطم گناه آقا
که کار دنیا خیلی آلوده است
بچه اگر امام حسینی شد
خیال مادر پدر آسوده است
دست بچه هامو میزارم
توی دست بچه هات آقا
تو برا خودت سواشون کن
تا یه روز بشن فدات آقا
پدرم غلامت، پسرم غلامت
به فدای نامت، خیلی میخوامت
________________
من که تو رو دارم آقا, دیگه چی از دنیا میخوام
به نگاه تو قانعم, اینه که میمونه برام
یادمه کهبچه بودیم, با پولای قلکمون
تکیه برا تو میزدیم, با خواهر و برادرام
هوای زندگیمونو داشتی
نونِ حلالِ سفره مو دادی
بچه هام شدن نمک گیرت
عشق تو بوده ارثِ اجدادی
با دوستای هیأتیم عمری
هستیم پای کار عشق تو
بچه هامونم با هم دوستن
هستند تو مدار عشق تو
پدرم غلامت، پسرم غلامت
به فدای نامت، خیلی میخوام
علی سیرت، حسن طینت، محمد رو، علی اکبر
که در صورت نمیزد با پیمبر مو علی اکبر
حسین ازبس که بیتاب پیمبر بود حق میخواست
شود پیغمبری دیگر برای او علی اکبر
دو پایش پلکان عرش بر روی زمین میشد
چو میزد پیش پای عمه اش زانو علی اکبر
و دشمن میهراسد از دَم اَینَ تَفرّوَیش
که باسربند حیدر میکُند هوهو علی اکبر
برای کشتن لشکر به شمشیر احتیاجی نیست
که جای تیغ دارد تیزی ابرو علی اکبر
شبیه شیشۀ عطری که پاشیدهست در میدان
تمام تیرها را میکند خوش بو علی اکبر
جوانان بنی هاشم به دقت جستجو کردند
که قطعه قطعه پیدا میشد از هر سو علی اکبر
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی
لبخند شعف بر لب ثارالله است
خورشید گرفته در بغل یا ماه است
این طفل علی ابن حسین ابن علی است
یا اینکه محمد ابن عبدالله است
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
خدا را جلوه ی دیگر مبارک
یم توحید را گوهر مبارک
سپهر نور را اختر مبارک
علی بر آل پیغمبر مبارک
کند دل دم به دم یاد محمّد
که شد تکرار میلاد محمّد
خرد را رهبری آگاه دادند
جوانان را چراغ راه دادند
سپهر معرفت را ماه دادند
ولایت را ولی الله دادند
ولی الله ولی در بر گرفته
محمّد یا علی در بر گرفته
سپهر عصمت و تقوی قمر زاد
عروس حضرت زهرا پسر زاد
به خَلق و خُلق و خو پیغامبر زاد
که خیر الخلق را خیر البشر زاد
شگفتا باز احمد آفریدند
محمّد را محمّد آفریدند
سراپا نخله ی طور است این طفل
همه نورٌ علی نور است این طفل
تمام شور عاشور است این طفل
بگو قرآن منشور است این طفل
کلام یوسف زهرا گواهی است
که او ممسوس در ذات الهی است
تماشایش ز زهرا می برد دل
تجلاّیش زبابا می برد دل
نه او تنها زلیلا می برد دل
زاهل البیت یکجا می برد دل
حسین بن علی را نور عین است
علی آری علیّ بن الحسین است
دعای نور در مرآت رویش
نوای وحی در خون گلویش
حدیث عشق بابا گفتگویش
نگاه حضرت عبّاس سویش
امامت از جمالش در تجلاّست
نگاهش گه به زینب گه به لیلاست
دو چشمش چشم حقّ بین پیمبر
دو ابرو ذوالفقار شیر داور
دو بازو بازوی عبّاس و حیدر
دو لعل لب نه، دو یاقوت احمر
از او بیت ولایت گشته گلشن
حسین بن علی چشم تو روشن
سیادت بنده ی او بنده ی او
شهادت زنده ی او زنده ی او
شرف، ایمان، ادب، پاینده ی او
پیام کربلا در خنده ی او
چه گویم هر چه گویم بهتر است این
تعالی الله علیّ اکبر است این
دلش دریای ایمان حسین است
درون پیکرش جان حسین است
جمالش عید قربان حسین است
ببوسیدش که قرآن حسین است
به خاکش دل به پایش جان فشانید
به چشم و ابرویش قرآن بخوانید
سلام الله بر ماه جمالش
صفات الله در خلق و خصالش
جلال الله زهی قدر و جلالش
ولی الله بینای کمالش
رخش نادیده شمع محفل ماست
زیارتنامه اش لوح دل ماست
سلام از مات ای روح معانی
علی اکبر رسول اللهِ ثانی
نبوّت را کتاب آسمانی
ولایت را فروغ جاودانی
علی، زهرا، پیمبر، بر تو نازد
پدر تا صبح محشر بر تو نازد
تو حقّ را از ازل در خویش دیدی
تو در قلب پدر شور آفریدی
تو دل از هر چه جز جانان بریدی
تو بانگ ارجعی را می شنیدی
به پاس حقّ مقاوم ایستادی
به «میثم» نه به عالم درس دادی
🌹 #حضرت_علی_اکبر_ع_مدح_و_ولادت
باخلق پیمبر آمده...ای جانم
باهیبت حیدر آمده... ای جانم
تبریک ملائکه بهم می گویند
زیرا علی اکبر آمده...ای جانم
شاعر: #سیدمجتبی_شجاع
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی
از صورت چون ماه پيمبر خواندند
از هيبت و اقتدار حيدر خواندند
شد جلوهٔ احمد و على، آینهای
آن آينه را علیِّ اکبر خواندند
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
آسمان باز پر قمر شده است
شب اندوهمان سحر شده است
به همه سائلان نظر شده است
چونكه اربابمان پدر شده است
آمد از راه قرص ماه حسين
دومين حيدر سپاه حسين
خلق و خويش پيمبرى ديگر
على اكبر نه،حيدرى ديگر
پهلوان دلاورى ديگر
تو بگو شير لشكرى ديگر
هست پيغمبرى سراپايش
به عمو رفته قدوبالايش
چهره اش ماه آسمان حرم
سايه اش قوت زنان حرم
حنجرش گرمى اذان حرم
چشم بد دور از جوان حرم
مثل عباس سايه ی سرهاست
سرپناه تمام خواهرهاست
آمد از هر نظر على باشد
از همه بيشتر على باشد
بازهم يك نفر على باشد
چقدر اين پسر على باشد!
مثل حيدر قويست او عزمش
چند بيتى بگويم از رزمش
بين گرد و غبار مى آيد
روى مركب سوار مى آيد
پسر ذوالفقار مى آيد
حيدر روزگار مى آيد
عشق مى ريزد از سر و رويش
ذوالفقار است تيغ ابرويش
پاش تا در ركاب مى افتد
دشت در پيچ و تاب مى افتد
سر ز تن بى حساب مى افتد
به تلاطم عقاب مى افتد
بهت در چشمهاى اين دشت است
بسكه در حال رفت و برگشت است
خوب فهميده رزم فن دارد
هنر جنگ تن به تن دارد
فن از روبرو زدن دارد
اين شگرد از عمو حسن دارد
آى لشكر ببين جوان اين است
پسر شير نهروان اين است
خشم او تيغ و نيزه وشدير است
هرنگاهش دو قبضه شمشير است
چقدر رزم او نفسگير است
نوه ی شير غالبا شير است
تيغ مى زد همين كه از چپ و راست
ازحرم بانگ ياعلى برخاست
رزم با اين جوان گره خورده
حنجرش با اذان گره خورده
در دهان ها زبان گره خورده
ابرويش آنچنان گره خورده
كه همه ياد حيدر افتادند
ياد آن روز خيبر افتادند
رعد و برق است يا كه طوفان است
كه دقيقا ميان ميدان است
يا جوان حرم رجز خوان است
روى لب هاى عمه ها جان است
شور و غوغاست در دلش هرچند
دارد ارباب مى زند لبخند
مى رود دشت را به هم بزند
وسط معركه علم بزند
خواست تا حرف مى روم بزند
ديد بايد كمى قدم بزند
پيش چشم پدر جوان مى رفت
داشت ازجسم شاه جان مى رفت
رفت در نيزه زارها افتاد
بين گرد و غبارها افتاد
زير پاى سوارها افتاد
وسط نيزه دارها افتاد
پاى نيزه به پيكرش وا شد
به زمين خورد اربااربا شد
ما گرفتار آفريده شديم
عاشق ِيار آفريده شديم
خاک ما را ز باده گِل کردن
مست دیدار آفريده شديم
به اميدى که ذبح مان بکنند
نذر دلدار آفريده شديم
نسل در نسل عاشقت هستيم
آبرو دار آفريده شديم
چون که آخر تو ميخرى ما را
سرِ بازار آفريده شديم
لذتى دارد اين اسير شدن
پاىِ اين خانواده پير شدن
روزگاريست در تمنائيم
مثل قطره ميان دريايیم
پسرِ ارشد امام حسين
ما همه نوکرِ تو آقايیم
هر کجا بوى زلف تو آيد
سر گرفته به دست مى آییم
کاش مادر بزرگ تو بود
همه امشب به ياد زهرایيم
بى جهت نيست عاشقت شده ايم
بى جهت نيست مست و شيدايیم
در ميان عروس هاى على
ما گرفتار ام ليلايیم
ريشه دارد کسى که نوکر توست
مادر ما کنيز مادر توست
خوش بحالِ دلی که ساغر شد
گریه ها کرد تا مطهر شد
هرکسی دید ابروانِ تو
زائر صورت پیمبر شد
راه می رفتی و به دنبالت
دلِ سادات تنگ مادر شد
همه گفتند پنج تن یک جا
رویِ دستِ حسین اکبر شد
دست پروردۀ امام حسن
چه کسی نا امید از این در شد
نمکِ سفرۀ علی خوردی
طرز جنگیدنت چو حیدر شد
با تو شش گوشه شد ضریح حسین
چون مقامِ تو فوقِ باور شد
ما همیشه حرم که آمده ایم
قبل از ارباب بر تو رو زده ایم
از پسرها جگر درست شده
از جگرها پسر درست شده
چقَدَر باغبان خميده تا
پيش چشمش ثمر درست شده
وقت نقاشىِ سرِ زلفت
شاهکار هنر درست شده
قد کشيدى و زير سايۀ تو
بهر عمه سپر درست شده
وقت جان دادنِ جوان انگار
دردها در کمر درست شده
با تماشاى دست و پا زدنت
قتلگاه پدر درست شده
بهر يک پيرِ مرد ِخورده زمين
چقدر درد سر درست شده
از علىِ حسين بر دستش
صد و ده تا پسر درست شده
زود عباس با عبا آمد
کار بدست قمر درست شده
عمه مضطرب شده زجا بر خيز
حرف معجر شده ز جا برخيز
خواستم تا بغل کنم بدنت
ريخت از لاى پنجه ها تنت
آبرويم ميان لشگر رفت
از جگر لحظۀ صدا زدنت
يوسفم گير گرگ افتادى
پنجه پنجه شدست پيرهنت
جگرم ريخته به هم چه کنم
با تماشاى دست و پا زدنت
چه کنم تا کمى نفس بکشى
چه کنم وا شود کمی دهنت
از لبت خون لخته مى پاشَد
مثل جان دادن عمو حسنت
مثل کوچه تو گير افتادى
همه با هر چه بود ميزدنت
پشت در يک عبا روى مادر
کربلا اين عبا شده کفنت
قد خميده يکى يکى از خاک
در عبا جمع ميکنم بدنت
#حضرت_علی_اکبر_ع_مدح_و_ولادت
آمد آئینه ی ولا اکبر
تشنه ی باده ی بلا اکبر
سِرالاسرار کربلا اکبر
آنکه ما را دهد صلا اکبر
مِیِ قالوابلاست در دستش
همه ی کربلاست سرمستش
جانم از گرمیِ قدمهایش
آتشِ عشق، در سراپایش
دیده اَش، محوِ روی بابایش
چه خدائیست آرزوهایش
آمده بر حسین بنده شود
تا "اَنا مِن حسین" زنده شود
سیرتش ذاتِ سرمدی دارد
صورتش وجهِ احمدی دارد
چه تجلای بی حدی دارد
وَه جمالی محمدی دارد
کیست این ماه، شِبهِ پیغمبر
شاهِ شَهزادگان، علی اکبر
نیست در خلقتِ بنی آدم
اینچنین بی مثال در عالم
خَلقاً و خُلقاً است چون خاتم
منطقاً هم پیمبرِ اعظم
آمده محورِ همه حسنات
یاورِ ناخدای فُلکِ نجات
قبله گاهِ صفاتِ حق، اکبر
مست و ممسوسِ ذاتِ حق، اکبر
سَرورِ کائناتِ حق، اکبر
آشنا در کُراتِ حق، اکبر
میپرستند عاشقان او را
می شناسند دشمنان او را
یکی از عاشقان او عباس
دشمنِ دشمنان او عباس
کشته ی روح و جان او عباس
مستِ صوتِ اذان او عباس
او که خود مردِ بخشش و بذل است
همدل و همدمِ اباالفضل است
از حسین ارث برده طاعت را
از حسن خصلتِ شجاعت را
از علی شیوه ی مناعت را
از نبی سیره ی اطاعت را
شوکتش مثل مادرش زهراست
عصمتش همچو زینب کبراست
اوست سرمایه ی رسول الله
تیغدارِ علی ولی الله
ذوالفقارِ سپاهِ ثارالله
صفدرِ جبهه های جندالله
چون کند جلوه، رزمِ صفدری اَش
سر بریزد ز تیغِ حیدری اَش
روز! رزمش چو حیدر کرار
میشکافد سپاهی از کفار
خیزد از نعلِ اسب او چو غبار
گم شود لشگری در آن پیکار
نه هراسی ز دشمنان دارد
نه حریفی ز یل یلان دارد
آه از آن دم که در میانه ی جنگ
دشمنِ وی زند به او نیرنگ
بی هوا دوره اَش کند به خدنگ
لشگری بر سرش ببارد سنگ
ذهنِ ما غصه دارِ خاطره هاست
خاطراتی پر از محاصره هاست
کارِ کوفی، همیشه بی دردیست
جمعِ این قوم، جمعِ وِلگردیست
قتلِ مظلوم، عینِ نامردیست
لحظه ها لحظه های همدردیست
اِرباً اِربا شنیده ای یا نه؟
اشکِ بابا شنیده ای یا نه؟
بر زمین، چون علی بسر افتاد
پدری در برِ پسر افتاد
نه به زانو که از کمر افتاد
لکّه ای بر روی جگر افتاد
ای امان از غریبیِ عصمت
یک نفر، شد چگونه صد قسمت؟
هر طرف جستجوی اکبر بود
پایکوبان تمام لشگر بود
چه کسی بر امام یاور بود؟
بخدا دستِ گرمِ خواهر بود
گفت جانِ اخا در این غم و درد
سَرورم! سوی خیمه ها برگرد