eitaa logo
مدح و متن اهل بیت
9.6هزار دنبال‌کننده
19.1هزار عکس
21.3هزار ویدیو
1.5هزار فایل
@Yas4321 ارتباط با ادمین @Montazer98745 ارتباط با مدیر
مشاهده در ایتا
دانلود
💢گذر پوست به دباغخانه می افتد ✅"هشام بن اسماعیل" ، والی امویان در مدینه بود. او آزار بسیاری به مردم مخصوصا امام سجاد می رساند. سرانجام ، به دلیل اعتراض فراوان مردم، "هشام" عزل شد و به خاطر ظلم‌های فراوان او دستور دادند تا هشام را در وسط ببندند تا دیگران هر چه می‌خواهند از او انتقام بگیرند. مردم نیز یکی یکی می آمدند و می گرفتند. هشام می گفت: "بیش از همه از علی بن حسین وحشت دارم زیرا به سبب آزارهایی که به او رساندم و لعن و نفرینی که نثار جد او علی بن اببطالب می‌کردم، سخت خواهد بود." روزی که امام سجاد علیه السلام "هشام" را در آن وضعیت دیدند به همراهانشان فرمودند: "مرام ما بر این نیست که به افتاده لگد بزنیم و از خود انتقام بگیریم." هنگامی که امام سجاد به طرف هشام بن اسماعیل می آمدند، رنگ در هشام باقی نماند، ولی بر خلاف انتظار وی، امام سجاد با صدای بلند سلام نمودند و با او دست دادند و به او فرمودند: "اگر کمکی از من ساخته است، حاضرم کمک کنم." هشام فریاد زد : "اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ" "خداوند می داند که خویش را در کجا قرار دهد." بعد از این رفتار امام سجاد، مردم مدینه نیز گرفتن از هشام را متوقف کردند. 📚شرح الاخبار، ج ۳ ، ص ۲۶۰
🤔 ❔این جریان که میگویند پیامبر اسلام فرزندش ابراهیم را فدای امام حسین کرد تا حسین زنده بماند چقدر دارد ❗️ 💠💠 👌مرحوم ابن آشوب از ابن عباس نقل می کند که می گوید ؛ « من در حضور پيامبر بودم، ابراهيم فرزند آن حضرت روى ران چپ و امام حسين روى ران راست آن بزرگوار بودند. پيامبر خدا گاهى حسين و گاهى ابراهيم را مي بوسيد در همين اثناء نازل شد و براى آن حضرت وحى آورد. ❕هنگامى كه جبرئيل مراجعت نمود پيامبر اعظم فرمود ، جبرئيل نزد من آمد و گفت خدا ميفرمايد من اين دو فرزند را براى تو باقى نميگذارم ( مقدر است که یکی از این دو از دنیا برود ) يكى از ايشان را فداى بكن. 👌 پیامبر يك نظر به ابراهيم كرد و گريه نمود و يك نگاه به امام حسين كرد و گريه كرد آنگاه فرمود ... چنانچه ابراهيم بميرد غير از من كسى محزون نميشود. ولى مادر حسين فاطمه و پدرش على است كه پسر عموى من و گوشت وى گوشت من و خون او خون من است اگر بميرد فاطمه دخترم و پسر عمويم و من محزون خواهيم شد. لذا من محزون بودن خود را به ايشان مقدم ميدارم. ❕ اى جبرئيل من ابراهيم را فداى حسينم مينمايم. راوى ميگويد بعد از سه روز بود كه ابراهيم عليه السّلام از دنيا رفت. هر وقت پيغمبر خدا امام حسين را ميديد كه نزد آن حضرت مى آمد او را به سينه خود مى چسبانيد و ميبوسيد و دندانهاى ثناياى آن حضرت را و می گفت فدای کسی شوم که ابراهیم را فدای او کردم » 📚مناقب آل ابی طالب ج 4 ص 81 _ بحار الانوار ج 43 ص 261 👌از علمای اهل سنت هم خطیب در ج 2 ص 204 از کتاب تاریخ بغداد ، این جریان را نقل می کند .
نسیمِ که در شهر می‌وزد... انگار یک غمِ کهنه... به جانِ آدم می‌نشیند! انگار بغضی فرورفته... دوباره گریبان‌گیرِ آدم می‌شود! و انگار نَفَس از سینه بالا نمیاد؛ در این غم! سهم ما و شما... در این میان... با هر سلیقه و اعتقادی... قدم برداریم در راه احیایِ شعائری که... پیشینیان، برای ماندگاری آن... جان و جهان‌شان را گذاشته‌اند! لباسِ عزا بر تَن کردن... کوچه و خانه و خیابان را سیاه‌پوش کردن... و مجلس روضه و بزم عزا برپاکردن... سهم ما در این میان است! پاسخِ این قدم‌ برداشتن‌ها... با فرزندِ موعودش می‌باشد! سیاه‌پوشی شهر بضعه‌الرسول در عزای بضعه‌النبی