من پندِ حکیمانهی صدها شَبِ شعرم
عاشق شدهام دستِ دلم رو شده آقا!
فیض میبرم از چشمهی چشمانِ زلالت
دیگر چه نیازی به لبِ معجزهآسا؟!
مرگ آمد چهرهام را بی تو اینجا دید و گفت
آنچِنان مُردی که از من هم نیایَد هیچ کار..!