وقتی تو نباشی ، چه اُمیدی به بَقایَم؟!
این خانهی بینام و نشان ، سَهمِ کُلَنگ است...
گر ز مسیح پُرسَدَت ، مُرده چگونه زنده کرد؟!
بوسه بده به پیشِ او ، بَر لَبِ ما ، که اینچنین!
تو گُذَر کَردَنَت از باغِ اَنار آسان بود؛
دلِ خونینِ من اما چه تَرَک ها بَرداشت...