🔶شعر
( مَحرَمها در قرآن )
آیهی محارم
سورهی نساء آیهی ۲۳
🌸🌼🍃🌼🌸
🌸وقتی خودم یه مَردَم
🌱هستم با اینها مَحرَم
🌸هم مادر و هم خواهر
🌱مادربزرگ و دختر
🌸هم دخترِ برادر
🌱هم دخترانِ خواهر
🌸هم عمه و هم خاله
🌱نوهم چقدر با حاله
🌸وقتیکه من دارم زن
🌱مَحرَمه همسرِ من
🌸مَحرَمِ من مادرزن
🌱نامحرمه خواهرزن
🟠🔶🟠🔶🟠
🌸وقتیخودم زن هستم
🌱میشم با اینها مَحرَم
🌸پدربزرگ و بابا
🌱دایی و عموهای ما
🌸هم پسر و برادر
🌱هم پسرانِ خواهر
🌸پسرْبرادران هم
🌱 مثل نواده محرم
🌸بابای شوهرِ ما
🌱محرم شود به ماها
🌸برادرانِ شوهر
🌱نامحرمند یکسر
🌸🌼🍃🌼🌸
شاعر:سلمان آتشی
#شعر_محارم
#آیه_۲۳_سوره_نساء
#محرم_نامحرم
@mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*بلند شی ببینی همش خواب بوده و تو پاییز ۱۳۸۷وسط مشق نوشتن خوابت برده...*
#نوستالژی
@mah_mehr_com
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از #تفسیر نقاشی تا شناخت کودک
@mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#نقاشی زیبا برای کودکان دلبند شما🥰🥰
@mah_mehr_com
مداحی آنلاین - نماهنگ بمون زهرا - گروه سرود ضحی.mp3
5.88M
شد بال پروانه
زخمی در این خانه
زهرا صدا می زد
"حیدر" غریبانه
#استودیویی🔊
#جدید🔄
#ایام_فاطمیه🏴
#گروه_سرود_ضحی🎙
@mah_mehr_com
☆عروسی☆.mp3
11.27M
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🔹ماجرای جذاب و شنیدنی، عروسی امام علی و حضرت فاطمه(س)😍
🔸تا حالا شنیدین کسی لباس عروسی اش رو شب عروسی به فقرا هدیه بده😳
#قسمت_ششم
#حضرت_فاطمه_زهرا
🔹قصه قهرمان ها🔸
@mah_mehr_com
«قصه کودکانه اعتماد کردن به حس درونی»
روزی روزگاری در شهری کوچک خواهر و برادری بنام تارا و آراز زندگی می کردند، از آنجا که آنها عاشق ماجراجویی و کشف چیزهای جدید بودند مادر مدام به آنها میگفت که همیشه به حسی که نسبت به شخص یا انجام کاری دارند دقت کرده و به آن اعتماد کنند ، به این صورت که اگر متوجه شدند نسبت به شخصی حس خوبی ندارند فورا از او دور شوند و همینطور اگر حس کردند توان انجام کاری را دارند حتما آن را انجام دهند. یکروز تارا و آراز همراه پدر مادرشان به پارک جدیدی رفتند . آنها از والدینشان اجازه گرفتند تا با هم به گردش بروند و کمی دورتر از پدر مادرشان بازی کنند. مادر توصیه ی همیشگی را به آنها یادآوری کرد. در گوشه ای از پارک ، آنجا که تارا و آراز مشغول بازی بودند ، مرد غریبه ای به آنها نزدیک شد و ازشون خواست که به او کمک کنند تا توپ گمشده اش را پیدا کنند. بچه ها به هم نگاه کردند ، هر دو در نگاه هم حس ترس و نگرانی را می دیدند . در همین موقع صدای مادر در گوش آراز پیچید که :
به حس درونی ات اعتماد کن و اگر نسبت به فردی حس خوبی نداشتی فورا از او دور شو . بنابراین آراز مودبانه گفت که نمیتوانند به او کمک کنند و فورا دست همدیگر را گرفتند و به سمت پدر مادرشان برگشتند . چند روز بعد مسابقه ی دو در مدرسه برگزار شد. تا را دوست داشت در مسابقه شرکت کند اما دوستانش به او گفتند که بهتر است شرکت نکند چون ممکن است برنده نشود . تا را دچار شک و دو دلی شده بود که یاد حرفهای مادرش افتاد :
به حس درونی ات اعتماد کن و اگر حس کردی توان انجام کاری را داری ، حتما انجامش بده . تا را از ته قلبش دوست داشت که در این مسابقه شرکت کند و آن را تجربه کند حتی اگر برنده نشود از طرفی با تمام وجودش حس میکرد که میتواند این کار را انجام بدهد . تارا با تمام توان در مسابقه دوید و یکی از بهترین نتایج را بدست آورد . تارا و آراز از اینکه به راهنمایی حس درونی شان اعتماد کرده بودند و نتیجه ی خوبی هم گرفته بودند به خودشان افتخار میکردند . آنها کم کم یاد گرفتند که می توانند به کمک این راهنمای درونی که همیشه همراهشون هست ، تصمیمات بهتری بگیرند و موفق باشند .
پایان...
#قصه_آموزشی
@mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*لوازم تحریر دهه شصتی کیا یادشونه؟
#نوستالژی
@mah_mehr_com
💢 #حدیث_نگاشت | جداسازى بستر کودکان
🍁 پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله:
💐 «إذا بَلَغَ أولادُكُم سَبعَ سِنينَ فَفَرِّقُوا بَينَ فُرُشِهم...»؛
✍🏻 «هرگاه كودكانتان به هفت سالگى رسيدند، بسترهايشان را از هم جدا كنيد».
📚 کنزالعمال، ج16، ص441.
@mah_mehr_com