eitaa logo
ماه مــــهــــــــــر
5.4هزار دنبال‌کننده
11.2هزار عکس
12.9هزار ویدیو
404 فایل
آیدی کانال👇 @mah_mehr_com 🌹کاربران می توانند مطالب کانال با ذکر منبع فوروارد کنند🌹 مطالب کانال : 👈قصــــــــــــّه و داستان آمـــــــــــــوزشی 👈کلیب آموزشی و تربیتی ***ثبت‌شده‌در‌وزرات‌ارشاداسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸️زندگینامه امام موسی کاظم ع @mah_mehr_com
🔸️داستان کوتاه از زندگی امام موسی کاظم ع @mah_mehr_com
7.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در داستان دوست مهربان از امام موسی کاظم (علیه‌السلام) یاد می‌گیریم که به خاطر بنده خدا بودن آدم‌ها بهشون محبت و مهربانی کنیم نه به خاطر هیچ دلیل منفعت طلبانه دیگه‌ای. توی این داستان انسانیت رو از اخلاق امام میشه به بچه‌ها یاد داد. حتما طوری کلاس‌هاتون یا اگه معلم نیستید ولی خودتون بچه‌دارید برای قصه گویی بچه‌ها داستانهای خوب از اهل بیت رو قرار بدید. از کودکی باید بچه‌ها رو با اهل بیت آشنا کنیم تا در بزرگی بدونن کی رو باید به عنوان الگوی زندگی انتخاب کنن. @mah_mehr_com
📚ماجرای وصیت امام صادق ع و حفظ جان امام کاظم ع و به امامت رسیدن ایشان منصور دوانیقی، خلیفه سفاک و خون‌ریز عباسی، وجود امام صادق را در مدینه تحمل نکرد و او را به وسیله ایادی مخصوص خود مسموم نمود. وی زمانی که از وفات امام صادق آگاه شد، عرصه را برای ریشه‌کن کردن هر نوع مخالفین احتمالی مناسب دید. برای همین به فرماندار مدینه به نام «محمد بن سلیمان» نامه نوشت و او را موظف ساخت که اگر جعفر بن محمد شخصی را به‌عنوان جانشین خود تعیین کرده باشد، او را احضار کرده و گردنش را بزند. فرماندار در جواب نامه منصور چنین نوشت: جعفر بن محمد در وصیت خود پنج نفر را به‌عنوان وصی و جانشین قرار داده است. آن‌ها عبارتند از: ۱. منصور دوانیقی ۲. محمد بن سلیمان، فرماندار مدینه ۳. عبدالله بن جعفر ۴. موسی بن جعفر ۵. حمیده، همسر خود آنگاه فرماندار در ذیل نامه کسب تکلیف کرده بود که کدام یک از آن‌ها را گردن بزند. وقتی نامه به دست منصور رسید، خشمگین شد. وی از اینکه نتوانسته بود وصی واقعی امام صادق را شناسایی کند، ناراحت شد و به محمد بن سلیمان نوشت: از کشتن آن‌ها صرف‌نظر کن. امام صادق با طرح چنین وصیت‌نامه سیاسی توانست از قتل امام کاظم جلوگیری کند و در غیر این صورت وی نیز کشته می‌شد. امام موسی کاظم در سال ۱۴۸ هجری چشم به جهان گشود و در سن ۲۰ سالگی به مقام ولایت و امامت جامعه اسلامی برگزیده شد. امام پس از بررسی اوضاع سیاسی حاکم بر جامعه تشخیص داد که بهترین راه این است که انقلاب علمی پدر را تعقیب کند. امام صادق از دوره انتقال قدرت و خلافت از امویان به عباسیان بیشترین بهره را برد و نهضت علمی و تربیتی امام باقر را به کمال رساند. پس از وی، امام موسی کاظم با رعایت تقیه مسئولیت حفظ برتری علمی شیعیان را بر عهده گرفت و این امر باعث پرورش شاگردانی شایسته گردید. از این جمله می‌توان به افراد زیر اشاره کرد: ۱. علی بن یقطین ۲. محمد بن ابی عمیر ۳. هشام بن حکم ۴. هشام بن سالم ۵. یونس بن عبدالرحمان 🌷 @mah_mehr_com
🔸️شعر مولا و رهبر 🌸بر خلق این جهان 🌱مولا و رهبری 🌸ای هفتمین امام 🌱موسی بن جعفری ع 🌸از هر فرشته‌ای 🌱حتی تو برتری 🌸ای هفتمین امام 🌱موسی بن جعفری ع 🌸بر شعیان خود 🌱آقا تو سروری 🌸ای هفتمین امام 🌱موسی بن جعفری ع 🌸بعد از تو آمده 🌱خورشید دیگری 🌸ای هفتمین امام 🌱موسی بن جعفری ع @mah_mehr_com
📚داستان بهلول یکی از شاگردان امام کاظم ع چرا بهلول در زمان حکومت هارون الرشید خودش را به دیوانگی زد؟ یکی از شاگردان امام کاظم ع عالم و عارف کامل، بهلول بود. او برای حفظ جان خود از خطر گزند هارون‌الرشید، پنجمین خلیفه عباسی، با اشاره و توصیه امام کاظم ع خود را به دیوانگی زد و از آن پس به «بهلول مجنون» معروف گردید. هارون‌الرشید می‌خواست برای بغداد قاضی‌القضات تعیین کند. در این‌ باره با درباریان و علمای خود مشورت کرد. همه آن‌ها بهلول را برای این کار شایسته دانستند. سپس هارون، بهلول را احضار کرد و به او گفت: «ای فقیه هوشمند، ما را در مورد قضاوت یاری کن.» بهلول چون نمی‌خواست در خدمت حکومت ظالم و ستمگر هارون‌الرشید به عنوان قاضی‌القضات انتخاب شود، به هارون‌الرشید گفت: «من برای این کار صلاحیت ندارم.» هارون گفت: «همه اطرافیان و مردم بغداد تو را برای این کار شایسته می‌دانند.» بهلول: «من شایسته مقام قضاوت نیستم.» هارون: «تو را آزاد نمی‌کنم تا این مقام را بپذیری.» بهلول: «اکنون که چنین است، یک شب به من مهلت دهید تا در این مورد بیندیشم.» یک شب به بهلول مهلت دادند. او به خانه‌اش رفت. فردای آن روز صبح زود، بهلول با چوبی بلند که در دست داشت، از خانه بیرون آمد و خود را به دیوانگی زد و وارد بازار گردید. مردم دیدند آیت‌الله بهلول لباس، عبا و عمامه‌اش را کج و معوج گذاشته، چوبی به دست گرفته و بر آن سوار شده و فریاد می‌زند: «از پیش رویم کنار بروید تا اسبم به شما لگد نزند.» مردم گفتند: «حضرت بهلول دیوانه شده است.» این خبر به هارون‌الرشید رسید. هارون گفت: «او دیوانه نشده بلکه به این وسیله به خاطر حفظ دینش از خدمت به دستگاه حکومت ما فرار کرد.» بهلول تا آخر عمر به همین وضع به سر برد تا در خدمت حکومت ظالم و ستمگر هارون‌الرشید به عنوان قاضی‌القضات خدمت نکند یا مبادا حکام ستمگر عباسی از وجود او سوءاستفاده کنند. به این وسیله، با سفارش امام کاظم ع، از خدمت به دستگاه ظالم و ستمگر حکومت عباسی خودداری کرد. @mah_mehr_com