|مــآحد|
دارم نزدیک میشم به روزی که برا خودم کنار گذاشتم ، کنار ذهنم گذاشتم و سنجاقش کردم . نزدیک به یک سال ش
رسیدم به اون روز ؛
۳۶۵ روز میگذره .
۳۶۵ روز خوب اما ۳۰ روز آخر به شدت بد .
نمیدونم کار درستی کردم یا نه .
اما خیلی تاوان براش دادم ؛
امیدوار بودم تلاشم مفیده فایده بوده باشه ..
محمد عطایی نیاحیف.mp3
زمان:
حجم:
10.9M
میشه کم نزارید ..
-درد و دل نوکر ! با هندزفری-
#مداحی
بابام تعریف میکرد ؛
میگفت شماها هیچی از جنگ نمیدونید
نمیدونید اثرات بمب شیمیایی چیه !
پدر بزرگت که از جنگ بر میگشت بدون هیچ حرفی مستقیم میرفت حموم ، با همون لباسای رزمش .
وقتی که آب و باز میکرد و میرفت زیر دوش همینطور صدای داد و فریاد بود که از توی حموم میومد بیرون ..
داشت زجر میکشید !
تنها چیزی که اثر بمب شیمیایی رو التیام میداد ، رفتن توی آب بود که دردش رو چندین و چند برابر میکرد ..
صدای فریادش دل آدمو مچاله میکرد و ماهم کاری جز کز کردن و آروم اشک ریختن نداشتیم ..