هدایت شده از لیلی سلطانی
برای خالقِ لبخندهای علی (ع)
.
آرام و دل شکسته خاک را زیر و رو میکرد. آرام، با دیدگان تار.
قلبِ خاک را برای قلبش میشکافت و با دانههای اشک آن حفرهی غم را پر میکرد.
همچنان با وسواس خاک را کنار میزد و نغمهی عاشقانهاش دل خاک را آب میکرد...
_ ای خاک، امشب دردانهی خاتم الانبیا مهمان توست.
بهارِ جهان و محبوب خدا مهمان.
همراه کلمهها، قطرههای اشک به خاک آمیخته میشد و زمین را میسوزاند.
_ ای خاک، عزیزترینِ علی را برایت آوردم.
با عزیزِ علی مهربان باش که مردم این شهر نبودند.
ای خاک، بانوی من خسته و استخوان شکسته به دیدارت آمده. بر او سخت مگیر.
تمام شد شکافتن گمنامترین گوشهی زمین.
_ مراقب جانِ علی باش!
چشمهای تنهایش سمت تابوت رفت. نااستوار و بیرمق قدم برمیداشت خیبرشکن!
زهرایش را روی دو دست بلند کرد.
قدمهایش آهسته آهسته به حفرهی غم نزدیک میشد.
شاید زیر لب میخواند: مِنها خَلَقناکُم
شما را از زمین آفریدیم.
نزدیکتر شد: وَ فیها نُعیدُکُم...
و به آن بازمیگردانیم.
سایهاش در حفره افتاد: وَ مِنها نُخرِجُکَم تارَةً أخرَی...
و بار دیگر از آن بیرونتان میآوریم!
قصد کرد برای پا گذاشتن به خانهی همیشگی فاطمه (س). دستهایی آشنا از قبر بیرون آمد و زهرا (س) را طلب کرد.
شرمگین شد چشمهای علی (ع). سر خم کرد و پریشان خالقِ لبخندهایش را به دستهای منتظر که دلتنگ امانتش بود، سپرد.
و کوثر در دلِ خاک مدینه جاری شد...
زانو زد و سرش را داخل قبر برد تا خوب بشنود شریکِ غربتش، شهیدِ حقانیتش.
_ مِنها خَلَقناکُم وَ فیها نُعیدُکُم وَ مِنها نُخرِجُکُم تارَةً أخرَی زهرای من.
شما را از زمین آفریدیم و به آن باز میگردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان میآوریم.
لبخند زد به روی نیلیِ جهانش. محزون و مهربان!
_ آسوده بخواب همدم و بهارم.
ما دوباره به هم برمیگردیم حیاتِ علی...
.
✍🏻 لیلی سلطانی
@Ayeh_Hayeh_Jonon 🕊
Mim Mesle Madar .mp3
زمان:
حجم:
10.4M
دارِقالیستدلم،
هرگرهاشعشق تواست...🤍
یادمه بچه که بودم، با کلی ذوق میگفتم که توروخدا من رو هم بیدار کنید فردا با شما بیام...
میرفتیم پای صندوق و انگار ماهم قراره رأی بدیم، یه حس غروری داشتیم که نگو...
موقع انداختن رأی توی صندوق که مامان توروخدا بذار من بندازم، و مادرم میگفت باهم بندازیمش...
اون موقع ها نمی دونستم اما بعدها فهمیدم اون چیزی که حس ارزشمندی به ما میداد، نیاز دوران جوانی پدرومادرهامون بود تا حداقل دیده بشن
و آرزوی دور و دراز پدر و مادرهاشون
و آرزوی دست نایافتنی اجدادشون
این بود که دوست داشتن خودشون هم رای را به صندوق بندازن
گاهی اوقات یادمون میره که این اتفاقی که برای ما روزمره و عادی شده، حسرت خیلی ها بوده و هنوز هم در خیلی از کشورها حسرت امروزشون هست....
این حس ارزشمندی، مفید بودن، اثرگذاری و دیده شدن،... چیزی نیست که به راحتی به دست اومده باشه، پس خودمون به راحتی از دستش ندیم....
از یه سری مسائل ناراحتیم اما...
با رأی ندادن بدون شک در آینده ای نه چندان دور به حجم ناراحتی هامون هزاران برابر افزوده خواهد شد.....
رأی میدهیم و بهترین ها را انتخاب می کنیم.....
🛑 اون روز که توی جمکران، کنار گلدستهها به گنبد فیروزهای خیره شده بودی
فردا که به برگ رای چشم میدوزی و گزینهها را مشق میکنی
یکی همیشه بوده که مواظبت هست، نه فقط تو، مراقب همه ما ایرانیهاست
از #نیمه_شعبان تا #انتخابات برای #آینده_روشن
پ.ن: تصویری از تک تیراندازان لشکرعملیاتی سپاه علی بن ابی طالب (ع) - جمکران - نیمه شعبان
ماه رمضان شروع شد 🙃🥰
به خودمونم بیایم فردا میشه عید فطر 🥲
ولی انشاءالله با برکتش سال جدیدمونم پر برکت بشههه 😌🤍
همه جا میگیم چه در هم بر هم شده
افطار میکنی میری چهارشنبه سوری
از سر سفره سحری پا میشی میری سر سفره عید 😂
سحری میخوری ، میری سیزده به در ، تازه شبشم میری که آماده بشی برای احیای شب قدر🤣
ولی از نظر من بهترین موقع ست
چون من که کل عیدو بدون عذاب وجدان خوابم 😅🤌🏻
تنها ماهی هم هست که بخوابی تازه ثوابم برات نوشته میشه 😂
اینجوری دو هیچ تو نامه اعمالم جلو میوفتم 🤣
بازم خداروشکر که الحمدلله .. 😌✨