eitaa logo
مَهوا | پاتوق کتاب‌بازها 🤓🍿
127 دنبال‌کننده
17 عکس
0 ویدیو
1 فایل
اینجا دنیای دخترونه برای نوجووناییه که عاشق کتاب خوندن،گپ زدن درباره کتابای هیجان‌انگیز و نوشتن داستانای خلاقانه‌ان!🧝🏻‍♀️💬 تو دنیای داستان‌ها با ما هم‌مسیر شو!🤞🏻🚀 روییده شده دردل باشگاه ادبی مهدیا @mahdiyadez 🐋 با هم در ارتباطیم: @mahdyeh_mehran
مشاهده در ایتا
دانلود
مَهوا | پاتوق کتاب‌بازها 🤓🍿
💬 | #پیام_جدید متن پیام: سلام هر چند وقت یکبار معرفی کتاب می زارین؟ چجوری قراره درباره کتاب ها ح
بَح بَح.🍃 یه سوال خیلی زیبا و کاربردی داریم که نشون میده شما چقّدررررر به کتاب و گفتگو درباره‌شون اهمیت می‌دید؛ دَتس نایس 😎👍 ولی چون قراره فعلا سوپرایز بمونه، جواب نمی‌دیم! 😭😂💗 هنوزم Coming soon و این صُحبتا . . . 🚶🏻‍♀ اما ... با این حال خیلی دوست داریم بدونیم نظر شما چیه؟ 🧐🗳 شما کدوم رو ترجیح می‌دید؟ - گفتگوی آزاد در کانال 💬 - جلسات آنلاین پرسش و پاسخ 💻 - دورهمی‌های حضوری 🧑‍🤝‍🧑 نظراتتون رو واسمون بنویسید تا برنامه‌ها رو به نظرات شما نزدیک کنیم! 💗👇 https://6w9.ir/Harf_11142292 🧩 @mahvadez
اگه تو هم از اون دخترای نوجوونی هستی که: • یه عالمه فکر و احساس توی دلشون دارن. • دنیای کتاب و داستان رو دوست دارن. • می‌خوان بدونن چطور می‌تونن نسخه قهرمان‌تر خودشون باشن. • دوست دارن با هم‌سن‌وسالای خودشون حرف بزنن و تجربه‌هاشون رو به اشتراک بذارن. پس این ایوِنت دقیقاً برای توئه! ✌️🏻 «هر سفری با یه قدم شروع میشه ... قدم اولت رو بردار! 👣💗» چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت | ساعت ۱۷ تا ۱۹ | خیابان شریعتی غربی، نبش خیابان مسلم. «کافه عمارت هُمای» جهت شرکت در ایوِنت به شماره یا آیدی زیر در ایتا پیام بدید: 💕 ۰۹۱۶۵۳۱۶۴۵۷ 💕 @Hayati_r 🧩 @mahvadez
مَهوا | پاتوق کتاب‌بازها 🤓🍿
اگه تو هم از اون دخترای نوجوونی هستی که: • یه عالمه فکر و احساس توی دلشون دارن. • دنیای کتاب و دا
این پست رو بفرستین واسه: - اکیپ‌تون، - رفیقِ فابریک‌تون، - کسی که دوستش دارید، - کسی که می‌خواید حالش خوب شه، یا هرکی که جاش اینجا خالیه! 🚀✨ «بزن بریم که کلی انرژی مثبت و زیبایی توی شهر پخش کنیم!» 😌💕 🧩 @mahvadez
سلام از امروزززز 🐝🌞 برای این جلسه گفتند بنویس: «خیلی محرمانه بود.» و کارُ جمع کن! [ولی از اون جا که من یه پا صداقت مجسمم - و اگه قرار بود چیزی رو مخفی کنم، الان اینجا نبودم - قراره امروز فقط به خاطر شما از خط قرمزهای مایل به صورتی عبور کنم! ] 🧩 @mahvadez
از آنجا که شب گذشته برای ساخت یک پوسترِ کذایی که هیچوقت قرار نیست منتشر شود، مغز خودم را جرررر داده بودم، صبح ساعت هشت و نیم شبیه زامبی‌های فصل اول مردگان متحرک بیدار شدم! 💀⚔ [با این حال آماده شدم و روسری سبزم را هم زدم تا شباهتم به زامبی‌ها بیشتر شود!] 💚🧙‍♀ 🧩 @mahvadez
وقتی رسیدم، چشمان نیمه بازم با دیدن فلاسک چای خانم مهران برق زد و لبخند پت و پهنی زدم! 😃 اما خانم مهران‌‌زاده همین اول صبحی، یک تلفن دعوایی با آدم‌های رده بالا داشت. 🤦🏻‍♀ استکان اول را هنوز مهدیه سادات نیامده بود، زدم بالا. ☕️🍪 🧩 @mahvadez
تا خانم مهران داشت برای هماهنگی کارها چک و چونه می‌زد، کتاب چاپی جدید مهدیا را ورقکی زدم و تنها متن‌های خودم را از بینشان خواندم! اول من هم مثل شما فکر کردم شاید زیادی خودشیفته‌ام تا اینکه مهدیه سادات هم آمد و همین کار را کرد. خیالم راحت شد که تنها نیستم. 🤗 چای دوم را هم به افتخار کتاب زدیم بالا.☕️🤞🏻 🧩 @mahvadez
داشتیم می‌رفتیم سراغ بستن برنامه‌های ایونت دوم که از انتشارات گور به گوریِ کتابِ هنوز چاپ نشده‌ام زنگ زدند. تماس دعوایی من هم جور شد! 😒 استکان سوم را که ریختم، خانم مهران زاده جوری صدایش درآمد که انگار فلاسک نازنینش را هم با چای توش قورت دادم! 😏 [ معلوم بود انتظار نداشت یه زامبی در کمتر از دو ساعت، نوشیدنی شفابخشش رو ته بکشه. 😂 ] 🧩 @mahvadez
جلسه که تمام شد، فهمیدم چای‌ِ سومِ عزیزم که کلی به او دل بسته بودم، یخ‌ شده. انقدر برای این بچه دلم کباب شد، که کتاب را هم روی میز جا گذاشتم. 😐🍃 😔🏳 🧩 @mahvadez
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا