ای مشعل دانش از تو روشن
وی باغ صداقت از تو گلشن
دریای معارف و معانی
استاد کتاب آسمانی
ای در نفس تو جان قرآن
وی در دهنت زبان قرآن
با نطق تو زنده تا قیامت
توحید و نبوت و امامت
بر هر سخنت ارادت علم
در هر نفست ولادت علم
میلاد تو ای ولی سرمد
شد روز ولادت محمد
در هفدهم ربیع الاول
شد نور تو بر زمین محول
با هر سخنت کلیم خیزد
از هر نفست مسیح ریزد
قرآن که دُر کلام سفته
با نطق تو حرف خویش گفته
هر آیه که جبرییل آرد
بی نطق شما زبان ندارد
او راه و شما چراغ راهید
ناگفته و گفته را گواهید
نطق تو به علم ارتقا داد
بر نهضت کربلا بقا داد
تو بر تن پاک علم جانی
استاد "مفضل" و "ابانی"
عرفان و طریقت و بصیرت
دلباخته ی " ابو بصیرت"
غیر از تو که پرورد به دوران؟
شاگرد چو "جابر ابن حیان"
حاکم به زمان اشاره تو
استاد جهان "زراره" تو
در محفل بحث "مؤمن الطاق"
شد طاقت هر منافقی طاق
هارون تو در تنور آتش
گل سبز کند ز نور آتش
تو نور به هر کلام داری
شمشیر چنان "هشام" داری
پرورده ی تو دو صد معلم
مانند "محمد بن مسلم"
دارند ز مکتب تو عرفان
"حمران و فضیل و فضل و صفوان"...
#استاد_غلامرضا_سازگار
#ولادت_امام_جعفر_صادق_ع
بــر امـــامِ بـــاقــــر از لطـف خـــدا
گشت امشب نــوگلـی زیبـــا عطـــا
نوگلی خوشـبو چو یــاس و یاسمن
رَشک صـدها بــاغ و بسـتان و چمن
حسرت سَـرو و صــنوبـر زاعتـــدال
از جـــلال و از جمـــال و از کمـــال
آن گـل زیبــا ، امـــامِ صــادق است
کز شمیمش، بلبــلان را کـرده مست
از قدومش بــاغ دیــن خـــرم شده
ریشــهی نخـــل ولا ، محکـــم شده
عــــالـِـم کــُــلّ علـــــوم نشــأتیـــن
گشت از لطف خــدا آن نـور عیـــن
خوشـهچین مکتباش سقــراطهــا
خــاکســـار کـــــوی او بقــــراطهــا
هرچه دارد شیعه از فقـــه و کــلام
هسـت از انـدیـشــههـــای آن امــام
گرچه احمــد آن رســول بی قـریـن
هسـت اول شـــارح شـــرع مبـــین
بعـد از او هم حضرت مــولا عــلی
کــه محمّـــد گشـت در او منجـــلی
کرد قـــرآن را بیـــان بـر شیعیـــان
تــا بمــانـد دیــن احمـــد جـــاودان
زآن سپس هــم اولیــای دیـن حــق
کــردهانــد از ابتـــدا تبــیــین حــق
بعد از ایشان حضرت صادق به جد
گشت در تبـیــین قــــرآن مسـتعـــد
کـــرد بنـــیان ، مکـتـب اســــلام را
تــا شــود بــر شیعیـــانـش رهنمـــا
هست فقـــه جعفـــری تـأسیـس او
درس این مکـتـب بـوَد تــدریس او
آنچـه گفتــه حــق به قـــرآن مبــین
کــرده تبــیــین آن امــام مســلمیـن
هست قـــرآن ، رهنمـــای زنـــدگــی
درس انســانـیـت است و بنــدگــی
میتــوانـی دیـــد بـا عــلم الیقیــن
هــر علـــومــی را به قـــرآن مبــین
حضرت صــادق به تــرویـج علــوم
گشـت راســخ در تعـــالیــم عمــوم
تا که شاگردان وی در علـم و دیــن
هر یکــی گشـتـنـد اســتادی وزیــن
جـابـر و لیث و جمیل و هـم هشام
جملگــی بــودنــد شــاگــرد امــــام
غیـر از اینها هم هـزاران نکتهدان
شهــره میباشند جمــله در جهـــان
که همـه از خوشـهچیــنان ویانــد
جمـــله دارای مقـــــامــی ارجمنــد
شیعیــان را درس فقـــه آموختــند
نـور حق را بر جهـــان افــروختــند
زین جهــت امــروزه فقــه جعفــری
میکنـــد بــر عــالمــی روشـنـگــری
حــال گــویـم تهنـیـت بر مسلمیــن
روز میـــــلاد امـــــام المـتــقـــیــن
(ساقی) اکنون در مقـــام آن امــام
داد شرحی گــرچــه باشد نــاتمــام.
#سید_محمدرضا_شمس_ساقی
#ولادت_امام_جعفر_صادق_ع
مدینه غرق صفا شد ز روی حضرت صادق
دمید عطر محمد ز بوی حضرت صادق
فروغ روی نبی را که مکه یافت در امشب
مدینه دیده دوباره ز روی حضرت صادق
شب درخشش خورشید آسمان علوم است
که نور می دهد از چار سوی حضرت صادق
ششم امام که باشد ضمیر عالم و آدم
مثال آینه ها روی به روی حضرت صادق
تمام فقه بود وامدار مکتب فضلش
کمال عشق بود راز گویِ حضرت صادق
روایتی است کرامت از آن وجود مکرّم
حکایتی است شفاعت ز خوی حضرت صادق
پیمبران نرسیدند بر مقام نبوت
که جرعه ای نزدند از سبوی حضرت صادق
بسان زمزم و تسنیم و سلسبیل روان است
علوم آل محمد ز جوی حضرت صادق
ز کهکشان فضیلت طنین فکنده به عالم
خروش عدل علی از گلوی حضرت صادق
قیام علمی او چون قیام سرخ حسینی
فکنده لرزه به کاخ عدوی حضرت صادق
کمر به کشتن او بست دشمنش چو نظر کرد
که هست غالب دلها به سوی حضرت صادق
فرشته جسته تقرب بهشت یافته رونق
ز قطره قطره ی آب وضوی حضرت صادق
بود تجلی والشمس ز آن جمال مبارک
بود مفسّر والّیل موی حضرت صادق
چراغ راهنمای بشر به عالم توحید
همیشه وقت بود گفتگوی حضرت صادق
کتاب جابر حیان حدیث فضل مفضّل
یکی است ز آن همه راز مگوی حضرت صادق
اگر به علم درخشد ، چو آفتاب، گرفته
ذُراره ذرّه ای از مهر روی حضرت صادق
حُشام حشمت علمی گرفته از حَشَم او
که کرده تر، لب جان از سبوی حضرت صادق
بگو فلاسفه را تا برای درک حقایق
نهند رو به ره مهر پوی حضرت صادق
نماز پایه ی دین است و بود لحظه ی آخر
نماز و حرمت آن گفتگوی حضرت صادق
بخوان دعای فرج را به آرزوی اجابت
که بوده صبح فرج آرزوی حضرت صادق
شب دعاست برای فرج بیا که بخوانیم
خدای را همه بر آبروی حضرت صادق
قلوب شیعه حریمش بود ولی به بقیعش
دل شکسته کند جستجوی حضرت صادق
نبین به قبر خرابش ببین که چشمۀ خورشید
بجوشد از افق خاک کوی حضرت صادق
خدا کند که صبا بر مشام ما برساند
شمیمی از حرم مُشک بوی حضرت صادق
خدا کند من آلوده باز هم چو «مؤید»
سر نیاز بسایم به کوی حضرت صادق.
#استاد_سید_رضا_مؤید
#ولادت_امام_جعفر_صادق_ع
ای شیعه شب نشاط و شور است
لبخند بزن گه سرور است
یک بار دگر مدینۀ عشق
غرق طرب و نشاط و شور است
زین آینه ی شعور و دانش
آئینه ی روشنی ز نور است
از جلوۀ نور علم و تقوا
یثرب به خدا که رشک طور است
گر آمده فصل شور و شادی
گر غم ز دل همه به دور است
احیــاگــر دیــن و مکتب آمد
ای شیعه رئیس مذهب آمد
آمد به همه سرور بخشد
شیدائی و شوق و شور بخشد
یا قامت بردباری و علم
یک جان و دلی صبور بخشد
با پرچم دانش و فضیلت
بر خلق جهان شعور بخشد
تاریکی و غم ز دل زداید
تا آینه ای ز نور بخشد
تا بر همه تشنگان دانش
یک جرعه می طهور بخشد
احیــاگــر دیــن و مکتب آمد
ای شیعه رئیس مذهب آمد
او آینه ی کمال علم است
او جلوه ای از جلال علم است
بر لوحه ی دانش و فضیلت
سر چشمه ی بی زوال علم است
این است شرافتش کز احمد
بر سینه ی او مدال علم است
گر طالب فضل و دانشی تو
او رشته ی اتصال علم است
با نغمه ی یا امام صادق
گر بر سر تو خیال علم است
احیــاگــر دیــن و مکتب آمد
ای شیعه رئیس مذهب آمد
گر عشق ورا به سینه داری
گوهر تو در این خزینه داری
با پرتویی از محبت او
انوار ولا به سینه داری
ای آن که تو را ولایت اوست
یک گوهر بی قرینه داری
گر دست زدی به دامن او
در بحر بلا سفینه داری
ای دوست اگر چنان «وفائی»
شوق سفر مدینه داری
احیــاگــر دیــن و مکتب آمد
ای شیعه رئیس مذهب آمد.
#سید_هاشم_وفایی
#ولادت_امام_جعفر_صادق_ع
#حدیث_روز
#امام_علی(علیه السلام) :
قَوامُ الشَّریعَةِ الاَْمْرُ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهىُ عَنِ الْمُنْکَرِ و إقامَةُ الحُدودِ .
قوام شریعت به امر به معروف و نهى از منکر و بر پاداشتن حدود [الهى] است. #شرح_غررالحکم: ج ۴، ص ۵۱۸
ای كوی تو، كعبه ی خلایق
طالع ز رخ تو، صبح صادق
ای پایه ی منبرت فراتر
از کرسی هفت چرخ اختر
تا نام ز ماه و مهر بوده است
خاک در تو، سپهر بوده است
گفته است خرد، بس آفرینت
صدها چو «هشام» ، خوشه چینت
گردش، ز فلک، اشاره از تو
استاد خرد، «زراره» از تو
چون «مؤمن طاق» از تو آموخت
لب بر لب هر چه مدعی دوخت
اندیشه هر آنچه بود مجمل
بشنید مفصل از «مفضل»
گر طالع «بختری» خجسته است
در حلقه ی درس تو نشسته است
كی مكتب تو، نظیر دارد؟
صدها چو «ابوبصیر» دارد
تا مشعل علم، «جابر» افروخت
بس نكته، خرد كه از وی آموخت
شد شهره به دهر، مذهب تو
«حمران» و «ابان» و مكتب تو
فانی نه، كه جاودانه ای تو
دریایی و بیكرانه ای تو
ای مذهب تو شهید پرور
ای مکتب تو «مفید» پرور.
#استاد_محمد_علی_مجاهدی_پروانه
#ولادت_امام_جعفر_صادق_ع