eitaa logo
، اشعارمجنون کرمانشاهی(حاج آرمین غلامی)
606 دنبال‌کننده
8هزار عکس
4.8هزار ویدیو
937 فایل
اشعار ناب آیینی اثرشاعر ومداح اهل بیت (ع)حاج آرمین غلامی متخلص به (مجنون کرمانشاهی) شاعر۱۱/کتاب شعرآیینی،عاشقانه(فارسی،کردی)
مشاهده در ایتا
دانلود
سیـــــدالشهــــداء🍃🌼 شب جمعه شب زیارتی اباعبدالله(ع) غم است هرشب جمعه دراین خزان ارباب شبی به گوشه ی صحنت مرا بخوان ارباب زداغ‌کرببلایت‌دلم شکسته شده تویی سفینه ی دریای بیکران ارباب امان زآتش‌دوزخ برات‌کرببلاست بده به زائر کرببلا امان ارباب صدای مادری می آید از سره گودال برس‌به‌داد‌ دل‌مادرجوان ارباب ز خیمه‌گاه رسیدم به علقمه گفتم کنار دست بریده بمان بمان ارباب صدای یا ولدی تا شنیدم از میدان زدیده‌اشک‌فشاندم چوآسمان‌ارباب سحر شد و به صدای اذان همه گفتند به قد و قامت اکبر بگو اذان ارباب بگو که مادرت آقا ،ز قتلگه ببرند گمانم کنم که شده قامتش کمان ارباب ✅ @majnon1396 🍃🍇🍃🍇🍃🍇
بسم الله الرحمن الرحیم..: ام کلثوم ای تمام باورم نام تو بر روی لب می آورم مادر گیتی نزاید همچو تو درعزایت رخت ماتم آورم ام کلثوم ای غریب شهرما نامت ای بانو به عربت می برم کس هوای کوی لیلایت نکرد بوده ای بانو توتنها دلبرم در طفولیت میان این دیار غصه وغم های حیدر دیده ای شاهده میخی که بر پهلو گرفت بین در افتاده مادر دیده ای بی امان شدگریه های تویقین روز ها در خاطرت رنجیده ای شاهدی بر آتش دیوار ودر مادرت را بین آتش دیده ای در میان خانه بودی بی امان بهرمادر بیقراری کرده ای مثل زینب خواهرت باغصه ها بعد زهرا خانه داری کرده ای اول آوارگی اینجاست لیک غصه های تو چراپایان نداشت زندگی کردن برایت تا ابد ساعتی دور از حسین امکان نداشت ......... دیده ای درکربلا باچشم خود بردن انگشتر و خلخال را کی فراموشت شودیک لحظه ای خنجر وآن تنگی گودال را دیده ای دربین گودالی عده ای تیر ونیزه بی هوامیزد به او عده ای باسنگ وبا چوبش زدند پیرمردی با عصا میزدبه او خاطرات وغصه ی کرب وبلا کرده بانواشک تو بی اختیار لحظه ای هرگز زیاده تو نرفت هتک حرمت های مرد نیزه دار رشادت های خود بانوچنین تو حفاظت ها ز زینب کرده ای پابه پای کاروان سنگ جفا از سره بام منازل خورده ای دیده ای بانو سه ساله دختری بین صحرا بر زمین افتاده است در خرابه تا رسیدی بر سرش دیده ای پیش پدر جان داده است -آرمین غلامی (مجنون کرمانشاهی) 🍇
04 371 31 🔵⚪️ اهل‌بیت سیدالشهداء علیه‌السلام : ... 👈🏼👈🏼وقتی که دختران امیرالمؤمنان علی علیه السلام به کوفه رسیدند، مردم شهر جمع شدند تا آن‌ها را ببینند. 🔸 اُمِّ کلثوم فریاد زد: «یا اهل الکوفة! أما تستحون من اللّه ورسوله أن تنظروا إلی حرم النبی؟»؛ ای مردم کوفه! شما از خدا و رسولش خجالت نمی‌کشید که به ناموس پیامبر نگاه می‌کنید؟ 🔸یکی از زن‌های کوفه که اسراء را در آن حال دید گفت: شما اسیران متعلّق به چه دین و کشوری هستید؟ زن ها فرمودند: «نحن أساری آل محمد»؛ ما اسیران از خاندان محمد هستیم. 🔸چند نفر از کوفیان، برای کودکان، خرما و نان و گردو آوردند، حضرت ام‌کلثوم بر سرِ آن‌ها فریاد زد: "صدقه بر ما حرام است". آن‌گاه آن‌ها را از دست کودکان گرفت و به زمین انداخت. 📚 منابع: مقتل مقرم، ص۳۷۴_۳۷۵ الدمعة الساکبة، ص۳۶۴ مثیر الاحزان، ص۸۴ لهوف، ص۸۱ أسرار الشهادة، ص۴۷۷ تظلم الزهراء، ص۱۵ @majnon1396 ______________________
03 362 146 ⚫️⚫️ و کاروان اسراء.. 👈🏼👈🏼 وَ أَمَّا أُمُّ كُلْثُومٍ فَحِينَ تَوَجَّهَتْ إِلَى الْمَدِينَةِ جَعَلَتْ تَبْكِي وَ تَقُول‏: ▪️ أَ فَاطِمُ لَوْ رَأَيْتِينَا سَهَارَى ▪️ وَ مِنْ سَهَرِ اللَّيَالِي قَدْ عَمِينَا 📝 حضرت ام کلثوم صلوات الله علیها هنگام بازگشت به مدینه خطاب به قبور مطهر با چشمی گریان فرمود: ▪️ای فاطمه! کاش ما شب بیدارانی که از زیادی بی‌خوابی کور شده‌ایم را می‌دیدی. 📚 بحارالأنوار (ط.بيروت)، ج‏45، ص197 📚 العوالم العلوم، ج17، ص423 چه بر سر خاندان رسالت آوردند، لعنة‌الله‌علیهم‌أجمعین 😭😭 @majnon1396 ______________________
: گريه بر امام حسين عليه السلام  پيامبر صلي الله عليه و آله : يا فاطِمَةُ! كُلُّ عَينٍ باكِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ إلاّ عَينٌ بَكَت عَلى مُصابِ الحُسَينِ ؛  پيامبر صلي الله عليه و آله :اى فاطمه! همه چشم ها در روز قيامت گريان است جز چشمى كه بر مصيبت هاى حسين بگريد .   امام حسين عليه السلام : أنَا قَتيلُ العَبَرَةِ لايَذكُرُني مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ ؛  امام حسين عليه السلام :من كشته اشكم ؛ هر مؤمنى مرا ياد كند ، اشكش روان شود .   امام سجّاد عليه السلام : أنَا ابنُ مَنَ بَكَت عَلَيهِ مَلائِكَةُ السَّماءِ أنَا ابنُ مَن ناحَتْ عَلَيهِ الجِنُّ فِي الأرضِ و الطِّيرُ فِي الهَواءِ ؛  امام سجّاد عليه السلام :من پسر كسى هستم كه فرشتگان آسمان بر او گريستند . من پسر كسى هستم كه جنّيان در زمين و پرندگان در هوا بر او نوحه سرايى كردند .   امام رضا عليه السلام : إن بَكَيتَ عَلَى الحُسَينِ حَتّى تَصيرَ دُموعُكَ عَلى خدَّيكَ غَفَرَاللّه ُ لَكَ كُلَّ ذَنبٍ أذنَبتَهُ ؛  امام رضا عليه السلام :اگر بر حسين بگريى ، چندان كه اشك هايت بر گونه ات جارى شود ، خداوند تمام گناهانت را مى آمرزد .   امام رضا عليه السلام : كانَ أبي إذا دَخَلَ شَهرُ المُحَرَّمِ لايُرى ضاحِكا . . . فَإذا كانَ يَومُ العاشِرِ كانَ ذلِكَ اليَومُ يَومَ مُصيبَتِهِ و حُزنِهِ و بُكائِهِ ؛  امام رضا عليه السلام :چون ماه محرّم مى رسيد ، كسى پدرم را خندان نمى ديد . . . چون روز دهم فرا مى رسيد آن روز ، روز سوگوارى و اندوه و گريه او بود .  امام مهدى عليه السلام در زيارت ناحيه مقدّسه : لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما ؛  امام مهدى عليه السلام در زيارت ناحيه مقدّسه :هر صبح و شام بر تو گريه و شيون مى كنم و در مصيبت تو به جاى اشك ، خون مى گريم . [۲۰۱۵/۱۱/۱،‏ ۱۰:۲۷] +98 935 189 7566 : امام صادق عليه السّلام فرمودند: لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ يَـزُرِالْحُسَـيْن بْنَ عَلِىٍّ عليه السلام لَكانَ تارِكا حَقّا مِنْ حُقُوقِ رَسُولِ اللّه صلى الله عليه و آله لأَِّ حَقَّ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَريضَةٌ مِنَ اللّه تَعالى، واجِبَةٌ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ؛ اگر يكى از شما تمـام عمرش را احرام حج بندد، امّا امام حسين (عليه السلام) را زيارت نكند، هر آينه حقّى ازحقوق رسول خدا (صلى الله عليه و آله) راترك كرده است چرا كه حق حسين (عليه السلام) فريضه اى است الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است. وسائل الشيعه، ج10، ص333 : 🔶عطش ، روضه دائمی🔶 عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ: لَا تَحِلُّ الصَّدَقَهُ لِبَنِی هَاشِمٍ إِلَّا فِی وَجْهَیْنِ إِنْ کَانُوا عِطَاشاً وَ أَصَابُوا مَاءً شَرِبُوا وَ صَدَقَهُ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ‏ ۱   امام صادق علیه السلام فرمودند: بر بنی هاشم صدقه حلال نیست مگر در دو مورد: هنگامی که تشنه اند پس آبی (به عنوان صدقه) به آنها برسانید و آنها را سیراب کنید و یا اگر بعضی از بنی هاشم به بعضی دیگر صدقه دهند. حال این نکته قابل تأمل است: عطش و تشنگی موجود در روایت، تشنگی عادی و معمولی است و نه تشنگی که سر حد اضطرار و شدت باشد. زیرا هر چیز، در حدّ اضطرار حکم حلیت پیدا می کند و تنها مربوط به عطش نیست تا امام فقط عطش را بیان کند. اگر عطش شدید هم نباشد، سیراب کردن بنی هاشم ولو به نیت صدقه باشد؛ رواست. حال اگر این تشنگی شدید باشد چه؟ عطش به گونه ای باشد که خداوند برای حضرت موسی بیان کرد: ِ یَا مُوسَى صَغِیرُهُمْ یُمِیتُهُ الْعَطَشُ۲ ای موسی طفلان امام حسین علیه السلام از شدت تشنگی جان می دهند. و به شدتی باشد که امام حسین علیه السلام خود فرمود: جفت روحی العطش ۳ روحم از شدت عطش خشک شده است. شیعیان! در خیل عظیم سپاه عمر سعد یک نفر حتی پیدا نشد که به نیت صدقه، بر لبان خشک اهل بیت آبی رساند. …………………… ۱٫ الخصال ج ۱ ص ۳۲٫ ۲٫ بحارالانوار: ج۴۴، ص۳۰۸٫ ۳٫ مدینه المعاجز: ج۴، ص۲۱۶٫ : آجرک الله یا صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه امام سجاد (علیه السّلام) به نعمان بن منذر مدائنی فرمودند: در شام، هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود. 1- ستمگران در شام، اطراف ما را با شمشیرهای برهنه و نیزه ها احاطه کردند و بر ما حمله نمودند و کعب نیزه به ما می زدند. 2- سرهای شهدا را در میان هودج های زن های ما قرار دادند، سر پدرم و سر عمویم عباس (علیه السّلام) را در برابر چشم عمه هایم زینب (سلام الله علیها) و ام کلثوم (سلام الله علیها) نگه داشتند و سر برادرم علی اکبر (علیه السّلام) و پسر عمویم قاسم (علیه السّلام) را در برابر چشم سکینه و فاطمه (سلام الله علیها) (خواهرانم) می آوردند و با سرها بازی می کردند و گاهی سرها به زمین می افتاد و زیر سم ستوران قرار می گرفت. 3- زن ها
🎙کانال رسمی جلسات واشعارمجنون کرمانشاهی🎙 @majnon1396 ⚫️ روضه ی رسول ترک لات بود، سر و وضعش خوب نبود، اومد مجلس امام حسین (علیه السّلام)، صاحبان هیئت بیرونش کردند، گفت ای بابا ! مجلس مال یکی دیگه است، حسین ! خیال کردم خیمه، خیمه ی توست اومدم، اگه می دونستم اینها صاحب خیمه اند نمی یومدم، من اصلاً خونه ی اینها نیومدم، تو که می خواستی دست شمر را هم بگیری، آقا باشه !! من رفتم، هی با خودش می گفت: من امشب مجلست را خراب کردم، شب رئیس هیئت خوابیده، گنبد و بارگاه حسین (علیه السّلام) را دید، قافله ی عزادارها، دسته دسته می آمدند، دید یه سگی قافله ها را نوبت نوبت می بره و می آره، دید سگه سرش مثل آدمه، اومد دید همون رسولِ ترکه …. از خواب پرید ، به سرش زد … (آقایه جایی ما را هم قبول کن، گوشه کنارها کاری دست ما بده) بزرگان هیئت را جمع کردند اومدند، در زدند، رسول کارت داریم بیا، گفت: من نمی آم، من بخوام بیام یه شرط دارم، خودت یه قلاده گردنم بنداز، بیام …. 📚 کتاب گلواژه های روضه 🎙کانال رسمی جلسات واشعار مجنون کرمانشاهی🎙 @majnon1396 کانال جدید اشعار ناب ✅زیباترین مطالب ومستندترین مقاتل ائمهٔ معصومین(ع)جهت رفاه حال مداحان بزرگواردرکانال به آدرس بالا☝️بارگذاری خواهدشد. 💠لطفاًآدرس رابه اشتراک بگذارید. ▪️درپناه شاه مردان یگانه آقاومولاعالم علی(ع)باشید▪️
کلثوم_و _روضه_حضرت_رقیه_سلام الله علیها _حاج آرمین *سبط ابن جوزی نوشته در بستان الواعظین: "فَأَمَرَ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام"یزید دستور داد،سر رو بردن" فَنُصِبَ عَلَى البابِ "جلویِ در دارالعماره آویزان کردن ... "وجَميعُ حَرَمِهِ حَولَهُ ،"دخترا کنارش بودن ، زن ها کنارش بودن ، سه ساله نگاه می کرد ، بابا ! بابا ! چرا بالا نشین شدی؟ حسین ... وجَميعُ حَرَمِهِ حَولَهُ خانواده اش دور و برش بودن "ووُكِّلَ بِهِ الحَرَسُ "نگهبان گذاشت ، نه یک نفر،نه دو نفر ، یه دستوری دارد ، دستور می رسد از جانب امیر، اطاعت لازمه" وقالَ : إذا بَكَت مِنهُنَّ باكِيَةٌ" هر وقت یکی از این دخترها گریه کرد ، اگه زن ها گریه کردن " فَالِطموها" بزنیدشون ، بهشون لطمه بزنید ، بزنید زن هارو .... حالا زن های بزرگ شاید بتونن خودشونُ نگه دارن ، اما مگه دختر بچه ها میتونن سر بریده ببینند گریه نکنند ... بابا دلم برات تنگ شده .... یعنی این نازدونه ها چقدر کتک خوردن ... روایت میگه : این سر 9 ساعت بین زن ها آویزان بود ... همه نگاه می کردند ، ای وای .... خواهرها گریه کنید برا اون آقایی که خواهرش اُم الکلثوم سر بلند کرد، "وإنَّ اُمَّ كُلثومٍ رَفَعَت رَأسَها" سرش رو بالا آورد " فَرَأَت رَأسَ الحُسَينِ عليه السلام" سر برادر رو دید، "فَبَكَت" گریه کرد ... کاش گریه نمی کرد ، یازهرا " فَرَفَعَ يَدَهُ بَعضُ الحَرَسِ" یکی از نگهبانا دستش رو بلند کرد ، دست نحسش رو بالا آورد، " ولَطَمَها لَطمَةً " یه لطمه ای به صورتش زد ، یه سیلی زد نه بیشتر ، اما" حَصَرَ وَجهَها" همۀ صورت به تمامی آسیب دید .... این خانم جا افتادۀ بزرگ سال ، تمام صورتش آسیب دید ، یه لحظه فقط یه دختر بچۀ سه ساله رو تصور کن ، اصلاً مگه میشه به این صورت سیلی زد؟ اگه سیلی بخوره ، چه اتفاقی می افته؟* سیلی نخورده نیست کسی در میان ما کو آن زبان که با تو بگویم چگونه ام دست عدو بزرگ تر از صورت من است یک ضربه زد کبود شده هر دو گونه ام (مجنون کرمانشاهی) و ام کلثوم _سلام_الله و
_اشعارلطمه زنی۲_ زیرخنجرحسین تکان میخورد بی مها با لگدچنان میخورد گوشه ی گودال تاپرش کندند زنده چون مرغکی سرش کندند شمرملعون به سینه اش بنشست استخوان های سینه اش بشکست بی مهابا لگدچنان میخورد گاه ازشمرو ازسنان میخورد دیده ام چکمه بر دهانش خورد تیر وصدنیزه ازسنانش خورد دیده ام من که دوره اش کردند بین گودال حمله آوردند معجرخیل دختران میسوخت وای من پای کودکان میسوخت دیده ام من که خیمه هامیسوخت هفده سربه نیزه هامیسوخت _آرمین غلامی(مجنون)
وای اگه اشگ نریزی.... حسین جان.... بر نیزه ای بدون بدن سنگ میخوری درگیر و داره چیده شدن سنگ میخوری منکه نمرده ام بخداچادرم که هست برخاکی وبدون کفن سنگ میخوری یحیای من مخورغم این مردمان پست بانیزه ای دهن به دهن سنگ میخوری دیگر رمق نمانده دراین پیکرم حسین آشفته ای چومعجره من سنگ میخوری عصرغروب روز دهم کشته ی توبود دیدم که پاره پاره بدن سنگ میخوری 📕شعر.آرمین غلامی (مجنون کرمانشاهی).
سگ عباسم وما را پی سلطان ببرید بر درش زوزه کشان عاشق و حیران ببرید سگ عباسم واوصاحب وارباب من است ۰ حال و احوال مرا بر دره جانان ببرید دِير و میخانه و کعبه همگی عباس است ۰ دل ماراپی آن زلف پریشان ببرید نقل سلطان و گدا نقل من و عباس است ۰ این دلم رابه سره سفره ی خانان ببرید سگ عباسم وعمری بدرش زوزه کشم ۰ هُد هدِ قلب مرا سوی سلیمان ببرید همه ی عالم وآدم به فدای کرمت ۰ سگ عباسم وما راپی رضوان ببرید صحبت ازصحن ابالفضل مرا مست کند ۰ مور را جانب آن ملک سلیمان ببرید سگ عباسم وای قوم بدانیدهمه ۰ بعدمرگم بدنم راسوی سلطان ببرید غم این دل پی لطف وکرمت می باشد دل بیمار مرا در پی درمان ببرید سگ عباسم وعمری دل من محتاجش ۰ نزد من صحبتی از دلبره شاهان ببرید روزگاریست به گردن زده ام قلاده ۰ سره قلاده ی به سوی دره سلطان ببرید روزگاریست که با نام ابالفضل خوشیم ۰ باهمین عشق مرا درپی میزان ببرید باز(مجنونم) ودیوانگیم عباسی است۰ منه افسرده سوی خسرو خوبان ببرید. 📝.شعر.آرمین غلامی (مجنون کرمانشاهی.)..
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
(ع) -روضه زیرخنجر گوشه ی مقتل نگارم ذبح شد بین گودالی همه داروندارم ذبح شد من به گیسوی تو دل رابسته ام آرام جان وای من آرامش این روزگارم ذبح شد شدزمستان چارفصل زندگانیم حسین پیش چشم من گل و باغ و بهارم ذبح شد ای همه عالم فدای روی خاک آلوده ات بین گودالی امید روزگارم ذبح شد جلوه مهر خدا ازچه به زیره مرکبی زیرپای ثم مرکبها نگارم ذبح شد آشنای من چرا بی آشنا گردیده ای زیرخنجرهای آن ملعونه یارم ذبح شد کار زینب دل سپردن کار تو شددلبری پیش دیده دیده ام دار و ندارم ذبح شد بعدازاین دیگر کسی حالم نمی پرسدحسین بی کس وتنهاشدم چون اعتبارم ذبح شد حضرت خورشیدِ رحمت بر سرنیزه شدی پیش من نور فروغ شام تارم ذبح شد حاجتی غیر از وصال توندارم یاحسین چون شه دلداده ی ایل و تبارم ذبح شد لحظه جان دادن(مجنون)بیا بالین او گفت زینب گوشه ی مقتل نگارم ذبح شد -آرمین غلامی(مجنون کرمانشاهی)