eitaa logo
مکروبه🇮🇷
2هزار دنبال‌کننده
513 عکس
82 ویدیو
7 فایل
مکروبه: دل‌شکسته ثواب تک به تک کلمات این کانال تقدیم به روح خواهر بزرگترم(ابناء‌الحیدر) لطفا برای شادی روحش فاتحه قرائت کنید. راه ارتباطی با من: @seyedeh1 _انتشار مطالب آزاد🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
مکروبه🇮🇷
یک‌سال گذشت💔 چه بزرگ شدیم‌ما، چه اندازه رشید، چه بسیار خمیده کمر...
آری این ماییم که در طول جاده‌ی چند هزارساله‌ی ابریشم، چند و چونِ زیستن در خون، تاختن در خون، بی محابا بانگ شهادت برداشتن و جان باختن در خون را به تمامی آموخته‌ایم و هرگز از یاد نخواهیم برد💔
تاریخ تشییع اومد؛ مارا به سخت جانی خود این گمان نبود
صراحت کلام اگه کتاب بود می‌شد عزرائیلِ اکبرخانی. لقمه رو در سر نمی‌چرخونه. فقط بعضی توصیفاتش خیلی دل ریش کنه.
_بغض چگونه می‌خوری یاد بده به ما علی💔
هدایت شده از حُفره
سلام آقای خوبم! امسال کلی بچه یتیم داری که می‌آن سراغت. همه‌شون می‌خوان یه کنج از هیئت بشینن. زانوهاشونو بغل بگیرن و با روضه‌‌ی شما تموم اشکایی که سفت نگه داشتنو خلاص کنن. آقا ما بچه یتیما رو بگیر زیر بال عبات. دلتنگی، عین سیمان خشک‌ شده تو دلمون. مگه با روضه شما این غم و دلتنگی رو بتکونیم. @hofreee
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما خلع سلاح شدیم. اشک دسته‌جمعی را از ما گرفتند. درست است که شب و روز در تنهایی ریزریز گریه می‌کردیم، اما شانه‌هامان نباید تکان می‌خورد. صدای هق‌هق‌مان نباید شنیده می‌شد. باید مصیبت را در خودمان هضم می‌کردیم و دق نمی‌کردیم. انگار باید اکسیژن را از زندگی‌مان حذف می‌کردیم و خفه نمی‌شدیم. ما زیر مصیبت سنگین مولامان آوار شدیم، اما باید نقش کوه را بازی می‌کردیم. آنها که بغض‌مان را در سینه داشتند، نباید بغض‌مان را می‌دیدند. سخت بود با پشت آستین، پنهانی خیسی چشم را گرفتن و به زور آب دهان را قورت دادن و هر شب صدا را آزاد کردن و محکم رجز خواندن. ما باید می‌جنگیدیم، درست زمانی که یتیم شده بودیم. صاحب‌عزا بودیم، اما سوگ را امروز و فردا می‌کردیم تا مدیون حماسه نشویم. و چه خوب شد که خدا محرّم را آفرید تا به بهانه حسین (ع)، بغض‌هامان بترکد و شانه‌هامان بی‌مهابا تکان بخورد و مردهامان با صدای بلند ضجّه بزنند و زن‌هامان چون کودک‌مردگان شیون کنند. و حسین (ع) امسال به‌موقع به دادمان رسید تا از فروریختگی‌مان آواربرداری کند و به خفه‌شدگی‌مان اکسیژن‌رسانی. و منزّه است پروردگار دو عالم که به ما رحم کرد و حسین (ع) را آفرید تا برای او و فرزند آخرالزمانی‌اش به پهنای صورت اشک بریزیم و خون گریه کنیم و «إن كُنتَ باكِياً لِشَيءٍ» بخوانیم. ما خلع سلاح شده بودیم. حسین (ع) ما را مسلح کرد. ✍ https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
هدایت شده از مُتَرَصِّد نوشت
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب عاشورا بود... بیست روزی میشد ازتون خبر نداشتیم. حرومی‌ها میگفتن:‌« قایم شده. مردم رو سپر خودش کرده. جاش هشت طبقه زیر زمینه.‌‌ فرار کرده روسیه است‌‌» تو حیاط هیات بودیم و دلتنگی کنارمون سینه میزد. دل دل میزدیم برای دوباره دیدنتون. شنیدن صداتون. خوندن پیامی ازتون. یهو تو مجلس ولوله افتاد. دست‌ها رفت سمت گوشی‌ها. همه چیزی رو دنبال میکردن. مداح وسط مداحی با ذوقی که حزن اشعار رو به شعف رسیدن خبری از یار بدل کرده بود گفت:‌‌‌« حضرت امام خامنه‌ای دقایقی قبل وارد حسینه امام شدند‌.» مردم بی‌اختیار اشک می‌ریختند اما این اشک از سر ذوق بود. مشت‌ها گره شد و رو به آسمون با صدای تکبیر همراه شد. بعد از تکبیر همه یکپارچه فریاد میزدن‌:«ابوالفضل علمدار، خامنه‌ای نگهدار.‌‌‌» آقاجان میشه یک‌بار دیگه برگردید؟ میشه مثل باران بهاری که نمی‌گوید کی در بزنی و سر زده از راه برسی؟ از دلتنگی همه‌ی جونمون درد میکنه... گریه‌هامون نا نداره... پیر ما، مراد ما، دلدار ما، جان ما، جانان ما میشه فقط یکبار دیگه مجلس‌دار اباعبدالله بشید و ما ریزه‌خور؟ 🇵🇸 @motarasednevesht