اسبِ حسین به حمایت او بر سواران حمله کرد و هر سوار را بر زمین میافکند و زیرِ پا میمالید تا چهل تن.
آنگاه از دست دشمن گریزان، سوی حسین آمد و کاکل و موی پیشانی در خون او آغشته کرد و سوی سراپرده زنان آمد: شتابان و گریان و شیهه زنان.
_کتاب آه
دختران پیغمبر، بانگ او شنیدند و از سراپردهها بیرون آمدند. اسب را زبون و بی سوار دیدند و زین را بر آن واژگون.
فریاد به گریه و شیون برآوردند.
مکروبه🇮🇷
اونوقت ما از دست نامبارک آمریکا نان و گندم بخوریم !!!!!!!! !
چشم خواص در پیِ نان معاویه...
مکروبه🇮🇷
چشم خواص در پیِ نان معاویه...
آقای شهید در سال ۹۴:
مراقبت فرمایید که وضعیّت پس از برداشته شدن تحریمها، به واردات بیرویّه نینجامد، و بخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جدّاً پرهیز شود.
#والسلام
#خطای_محاسباتی_مسئولین
_____
سعید بن عبدلله حنفی پیش ایستاد. خود را سپر کرد تا امام نماز بخواند. بعد از نمازِ ظهر عاشورا؛ جدای زخم نیزه، سیزده چوبهی تیر بر پیکر مبارک سعید نشسته بود. وقتی امام پیکر زخمیاش را به آغوش کشید، گفت: أَوَفَیْتُ یَابن رسول الله؛ ای فرزند رسول خدا آیا به عهد خود وفا کردم؟
_____
کاش برای امام سید مجتبی، سعیدبنعبدللهحنفی باشیم؛ جان فدا و محکم ایستاده بر پیمان.
مکروبه🇮🇷
از آقای عَمرو بن قَرَظَة نگیم؟ یا اباعبدالله قربون خودت، فرزندانت و اصحابت بشم
عمرو یک جان فدا بود به تمامه. هیچ تیری به جانب امام نیامد مگر دستش را سپر آن میکرد و هیچ شمشیر نمیآمد مگر جانِ خود را سپر آن میکرد.
وقتی زخمهای سنگین پیکرش را بر زمین انداخت؛ رو به اباعبدالله گفت: آیا وفا کردم؟
عاشورای امسال؛
لبنان عاشورایی میجنگد
یکه و تنها مقابل یزیدیان...
و خدا نکند که ما در این نبرد جزو بیتفاوتها و ساکتها باشیم...