حکایت ازدواج جوانی با عنایت امام رضا علیهالسلام
💠به گزارش باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»،
شیخ محمد کفشدار روحانی، از موثقین اهل منبر مشهد، از دوست خود نقل کرد که گفت:
✨ هنگام تحویل سال نو، در حرم مطهر حضرت رضا (ع) بودم. با وجود تنگی جا، در پهلوی خود جوانی را دیدم که به زحمت نشسته است. به من گفت: هر چه میخواهی از این بزرگوار بخواه.
من چون او را جوان متجددی دیدم، خیال کردم او از روی استهزا این حرف را میزند. سپس گفت: خیال نکن که من از روی بیاعتقادی این حرف را زدم. حقیقت همین است، زیرا از این بزرگوار معجزه بزرگی دیدهام. بعد شروع کرد به شرح آن معجزه.
گفت: من اهل کاشمر هستم و پدرم در آنجا به من کم مرحمتی میکرد؛ لذا بیاجازۀ او پیاده به قصد زیارت این بزرگوار به مشهد مقدس آمدم و چون نمیدانستم کجا بروم و کسی را هم نمیشناختم، یکسره به حرم مطهر مشرف شدم و زیارت کردم.
ناگهان در بین زیارت، چشمم به دختری افتاد که با مادر خود به زیارت آمده بود، عاشق و فریفته او شدم و سپس کنار ضریح آمدم و از حضرت ازدواج با آن دختر را طلب کردم.
مدتی با حضرتش درد و دل کردم و ناگهان صدا بلند شد که: «أیّها المسلمون فی أمان اللّه»
میخواستند درِ حرم را ببندند. من هم از حرم بیرون شدم و جلو کفشداری دیدم فقط کفشهای من باقی مانده و یک نفر هم جلو کفشداری ایستاده است.
مرا که دید، صدایم زد و گفت: نصراللّه کاشمری تو هستی؟
گفتم: بله.
گفت: شما را خواستهاند، با من بیا.
من گمان کردم از طرف پدرم به دنبالم آمدهاند، اما وقتی وارد خانه شخص شدیم، صاحبخانه با برادر همسرش صحبت میکرد و میگفت: «امروز خواهر و خواهرزادهات به حرم رفته بودند. من خوابیدم. خواب دیدم کسی به سراغم آمد و گفت: حضرت رضا (ع) شما را میطلبد. رفتم و دیدم حضرت در ایوان روی قالیچهای نشسته است و فرمود: این میرزا نصراللّه دختر تو را دیده و او را از من میخواهد، حال تو دخترت را به او تزویج کن.
من چون از خواب بیدار شدم، فرستادم جلو کفشداری او را پیدا کنند و اکنون او را به نزد من آوردهاند. نظر شما در مورد این قضیه چیست؟»
برادر همسرش گفت: وقتی حضرت رضا (ع) امر فرمودهاند، من چه بگویم؟!
چنین شد که آن مرد دخترش را به من تزویج کرد و شکر خدا من به وصالم رسیدم.
این است که میگویم هر چه میخواهی از این بزرگوار بخواه.
📚کرامات رضویه، ج1، ص110؛ علی اکبر مروّج
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن
که خواجه خود روش بندهپروری داند
#میلاد_امام_رضا
#حکایت
🔗https://tn.ai/1155968
https://eitaa.com/joinchat/1931542547Cdcc6ed9c61
عشق مدتهاست این روحِ سراسر درد را
بُرده بر بامِ جنون و نردبان برداشته...
حسینجآن❤️
قشنگ ترین عشق
نگاه خداوند بر بندگان است
هر ڪجا هستید به همان نگاه
می سپارمتون ....🌺
❤️❤️❤️