#آقایان
♦️ دیر رفتن به منزل را به همسرتان اطلاع دهید.
زمانی که مشغله کاری زیادی دارید و یا به هر دلیلی مجبورید دیرتر به خانه بروید با تلفن به او اطلاع دهید که دیرتر به منزل میرسم تا موجب نگرانی او نشوید.
ظاهر این کار، ساده و کوچک است اما به معنای #توجه شما به همسرتان است که برای زنان خیلی مهم و دلگرم کننده است.
#همسرانه
#بانوان_بدانند 🌹
مردها نیمی از قدرتشون رو از جیبشون میگیرند
بنابراین اگر شوهرتون وضعیت مالی خوبی نداره به او ایراد نگیرید بلکه با کلامتون از تلاشی که برای شما میکشه قدردانی کنید.
#همسرانه
💫💫
محترمانه هم می شود #اختلافات_زناشویی را حل کرد
می تونیم با همسرمون اختلاف داشته باشیم ، بدون اینکه #دعوا کنیم. #آرامش در گفتگو درباره مشکلات تنها #کلید حل اختلافات است.
🍒🍒🍒
🌟🌟
اگه مدام با گوشی کار میکنید هر 20 دقیقه برای 20 ثانیه به چیزی غیر از صفحه نمایش که حداقل تو 20 متریتون هست نگاه کنید تا آسیب کمتری به چشمتون وارد بشه.
#پیام_سلامتی
🍒🍒🍒
#تربیت_کودک
♦️راه های نگهداشتن #عزت_نفس در کودک:♦️
۱-شب هر کاری دارید کنار بزارید و برایش قصه بگید.
۲- اشتباهاش رو راحت ببخشید.
۳- خوبیهاشو بزرگ کنید.
۴- به حرفاش خوب گوش بدید.
۵- بی دلیل بغلش کنید و ببوسید.
۶- مقایسه ش نکنید.
۷-" اگه نکنی وای به حالت" رو نگید.
۸- گاهی باهاش کارتونایی که دوست داره ببینید.
۹- بهش نگید " تو دیگه بزرگ شدی بچگی نکن"
۱۰-اگر اشتباه کردید راحت عذرخواهی کنید.
۱۱- با فرزندتان بازی کنید.
۱۲- در سفر تلفن کنید و به او بگویید دلتان تنگ شده.
۱۳- القای بینش: میدانم از عهده ی انجام آن بر میایی.
۱۴- روابطتان را با همسرتان ترمیم و تصحیح کنید.
#فرزندپروری
🍒🍒🍒
💠 ایت الله قاضی فرمودند:
که اگر مشکلی داری و به مشکل دیگری برخورد کردی خیلی خودت را نباز! چرا؟ به جهت این که شاید همان مشکل، #مشکل_گشایت باشد.
#حکایت_خوبان
@maktabozeynab
فـتح بـــاب برای #آیتالله_قاضی
#آیت_الله_قاضی همیشه نماز مغرب و عشاء را، در حرمین شرفین امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) به جا می آورد، یکبار چون به حرم حضرت ابوالفضل (ع) می رسد، با خود می اندیشد که تا به حال در مدت این چهل سال هیچ چیز از عالم معنا برایم ظهور نکرده، هر چه دارم به عنایت خدا و به برکت ثبات است.
در راه، سیّد ترک زبانی که دیوانه است، به طرف او می دود و می گوید؛ سیّد علی، سیّد علی، امروز مرجع اولیاء در تمام دنیا حضرت ابوالفضل (ع) هستند، و او آن قدر سر در گریبان است که متوجه نمی شود آن سید چه می گوید! به حرم حضرت ابوالفضل(ع) می رود. اذن دخول و زیارت و نماز زیارت می خواند و می خواهد که مشغول نماز مغرب شود.
آیت الله نجابت می گوید:
«تکبیره الاحرام را که گفـت، می بیند که وضع در اطراف حرم حضرت ابوالفضل(ع) به طور کلی عوض می شود، آن گونه که نه چشمی تا به حال دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است. قرائت را کمی نگه می دارد تا وضع تخفیف یابد و بعد دوباره نماز را ادامه می دهد،مستحبات را کم می کند و نماز را سریع تر از همیشه به پایان می رساند. به حرم امام حسین(ع) نمی رود و به دنبال جایی خلوت به خانه رفـته و برای این که با اهل منزل هم برخورد نکند به پشت بام می رود. آن جا دراز می کشد و دوباره آن حال می آید و بیشتر می ماند. تا اهل منزل سینی چای را می آورد، آن حال می رود. نماز عشاء را می خواند و دوباره آن وضع بر می گردد؛ چیزی که تا به حال حتی به گفـته خودش یک ذره اش را هم ندیده است و حالا که دیده، نه می تواند در بدن بماند و نه می تواند بیرون بیاید. دوباره که شام را می آوردند، آن حال قطع می شود و نیمه شب دوباره بر می گردد و مدت بیشتری طول می کشد.» آری و بالاخره درهای آسمان برایش گشوده و فـتح باب می شود. می گوید:
«آن چه را می خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسین(ع) در را به رویم گشود. ابن فارض یک قصیده تائیه برای استادش گفـته؛ من هم یک قصیده برای #امام_حسین(ع) گفـته ام نمره یک! که کار مرا ایشان درست کرد و در #غیب را برایم باز کرد.»
✍ فریباصالحی
#حکایت_خوبان
#شبییکحکابت
@maktabozeynab