خانمه زنگ زده رادیو میگه :
50ساله با شوهرم ازدواج کردم خیلی بدبینه چیکار کنم؟
مشاور: یکمی دیگه تحمل کن بلاخره یکیتون میمیرید...
😂😂
#طنز
🌙 #شبتون_خوش❣️
https://eitaa.com/joinchat/1931542547Cdcc6ed9c61
حکایت #صاحب_بن_عباد و #صدقه دادن روزانه
#داستان و #حکایت موسي خسروي
صاحب بن عباد در سنه 326 متولد شد. ابتدای وزارت این مرد دانشمند از مؤیدالدوله دیلمی آغاز گرفت، تا زمان فخرالدوله منصب وزارت را داشت .
صاحب مردی بسیار دانشمند و دانشدوست نیکو رفتار و با کمال بود کمتر وزیری مانند او دیده شده او را از نظر بزرگواری و عظمت کافی الکفاه لقب دادند. شیخ صدوق (رضوان الله علیه) عیون اخبار الرضا را برای او تألیف کرد. حسین بن محمد قمی نیز کتاب تاریخ قم را برای صاحب نوشت.
✅ در عصرهای ماه رمضان هر کس وارد بر او میشد ممکن نبود قبل از افطار خارج شود گاهی هزار نفر هنگام افطار بر سر سفرهاش بودند صدقه و انفاقهایش در این ماه برابری با یازده ماه دیگر میکرد از کودکی او را مادرش این چنین تربیت کرده بود.
💠در همان اول طفولیت که برای درس خواندن به مسجد میرفت هر روز صبح مادرش یک دینار و یک درهم به او میداد سفارش میکرد به اول فقیری که رسیدی صدقه بده. این عمل برای صاحب عادتی شده بود از همان سنین تا جوانی و هم هنگامی که به مقام وزارت رسید هیچگاه ترک سفارش و تربیت مادر را نمیکرد.
از ترس اینکه مبادا یک روز صدقه را فراموش کند به خادمی که متصدی اطاق خوابش بود دستور میداد هر شب یک دینار و یک درهم در زیر تشک بگذارد صبحگاه که بر میخواست پول را برداشته به اولین فقیر میداد.
اتفاقاً شبی خادم فراموش کرد این کار را بکند فردا که صاحب سر از خواب برداشت بعد از ادای فریضه دست در زیر تشک برد تا پول را بردارد ولی متوجه شد که خادم فراموش کرده این فراموشی را به فال بد گرفت با خود گفت لابد اجلم فرا رسیده که خادم از گذاشتن دینار و در هم غفلت نموده، امر کرد آن چه در اطاق خوابش از لحاف و تشک و بالش بود به کفاره فراموش کردن صدقه آن روز همان خادم به اولین فقیری که ملاقات کرد بدهد، وسایل خواب و آسایش صاحب تمام از دیبا بود.
فراش آنها را جمع کرده از منزل خارج شد مصادف گردید با مردی از سادات که به واسطه نابینایی زنش دست او را گرفته بود سید مستمند گریه میکرد. خادم پیش رفته گفت اینها را قبول میکنی؟ پرسید چیست جواب داد لحاف و تشک و چند بالش دیبا است مرد فقیر از شنیدن تفصیل اشیاء بیهوش شد، صاحب را از جریان اطلاع دادند وقتی آمد دستور داد آب بر سر و صورتش بپاشند تا به هوش آید بیچاره بهوش آمد صاحب پرسید ترا چه شد که اینطور از حال رفتی گفت مردی آبرومندم ولی چندیست تهی دست شدهام، از این زن دختری دارم که به حد رشد رسیده مردی او را خواستگاری کرد، ازدواج آن دو صورت گرفت، اینک دو سال است که از خوراک و لباس خودمان ذخیره میکنیم و برای او اسباب و جهیزیه تهیه مینماییم دیشب زنم گفت باید برای دخترم لحافی با بالش دیبا تهیه کنی.
هر چه خواستم او را منصرف کنم نپذیرفت. بالاخره بر سر همین خواسته بین ما اختلافی پیدا شد. عاقبت گفتم فردا صبح دست مرا بگیر از خانه بیرون ببر تا من از میان شما بروم، اکنون که خادم شما این سخن را گفت جا داشت من بیهوش شوم.
صاحب بن عباد چنان تحت تأثیر این پیش آمد غیرمتنظره واقع گردید که اشک مژگانش را فرا گرفت گفت لحاف و تشک دیبا باید با سایر وسائل مناسب خودش آراسته شود به من اجازه دهید تمام وسائل زندگی دختر را مطابق این لحاف و تشک فراهم کنم شوهر دخترک را خواست به او سرمایهای کافی داد که به شغلی آبرومند مشغول شود و تمام جهیزیه دختر را بطوریکه مناسب با دختر وزیری بود تهیه نمود.(1)
📚منابع:پند تاریخ،
مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
مزار او حوالی میدان قدس اصفهان است
✍ فریباصالحی
#حکایت_خوبان
#شبییکحکایت
@maktabozeynab
【 تـوسـل روز یکشنبـه 】
✨بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ✨
🌸🍃یا اَبَاالْحَسَـنِ یا اَمیـرَالْمُؤْمِنیـنَ
یا عَـلِىَّ بْنَ اَبیطالِـبٍ
یا حُجَّـةَ اللهِ عَلى خَلْقِـهِ
یا سَیِّـدَنـا وَ مَـوْلانـا
اِنّـا تَوَجَّهْنـا وَاسْتَشْفَعْنـا
وَ تَوَسَّلْنـا بِکَ اِلَى اللهِ
وَ قَـدَّمْنـاکَ بَیْـنَ یَـدَىْ حاجاتِنـا
یا وَجیهـاً عِنْـدَاللهِ اِشْفَـعْ لَنا عِنْـدَالله
🌸🍃یا فاطِمَـةَ الزَّهْـراءُ یا بِنْتَ مُحَمَّـدٍ
یا قُـرَّةَ عَیْـنِ الرَّسُـولِ
یا سَیِّـدَتَنـا وَ مَـوْلاتَنا
اِنّا تَوَجَّهْنـا وَاسْتَشْفَعْنـا
وَ تَوَسَّلْنـا بِکِ اِلَى اللهِ
وَ قَدَّمْنـاکِ بَیْـنَ یَـدَىْ حاجاتِنـا
یا وَجیهَـةً عِنْـدَاللهِ اِشْفَعى لَنا عِنْـدَاللهِ
#اللهم_صلّ_علی_محمد_و_ال_محمد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#امام_زمانم❤️
سلام بر تو ای دعوت کننده به سنت و فرامین خدا
سلام بر تو که صاحب اختیار مایی!
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
اسمش زبونه
وزنش چند مثقال
اما از کنترل که خارج بشه، سنگین میشه
میشه مثل تیزیِ خنجر🗡
خنجری که قلب و روح آدما رو شکاف میده
#مواظب_زبونمون_باشیم!❣️
🍒🍒🍒
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ببینید | ارزش مادری کجا رفت⁉️
♨️ چرا زنان به دنبال شاغل شدن هستن؟ مگر شغلی مهمتر از مادری داریم؟!
#نشر_حداکثری
#کلیپ
🌱🌱