eitaa logo
مکتوباتِ جان
11 دنبال‌کننده
5 عکس
1 ویدیو
0 فایل
-به نیت خوشنودی حضرت مهدی؛تقدیم به سید علی حسینی خامنه ای،و تمام شهدا.. اینجا از اتفاقای های مهم و غیر مهم ، مکتوبات یادداشت میکنیم دلی:)
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر که آن همه دلسوز و خیرخواه نبودی برای این دلِ عاشق دلیل راه نبودی تو ای ستارۀ دنباله‌دار در شب غم‌ها کدام اهل نظر دید و گفت ماه نبودی؟ نبود خانه‌ات آن قصر پر شکوه که گفتند تو مثل مردم بودی، تو مثل شاه نبودی  تمام اهل جهان یک صدا به حرف درآمد که لحظه‌های خطر در پناهگاه نبودی دوباره آمده بودم ببینمت دمی از دور پر از نگاه و نگاه و نگاه و آه! نبودی
مکتوباتِ جان
سلام برادر عزیزم.. در ابتدا میخواهم از شما عذر خواهی کنم! عذر خواهی بابت اینکه این فیلم شما را دیدم و از شدت شرمم در زمین آب نشدم.. من کاش واقعا میشد که فدای شما ها میشدم.. تو درواقع شهید زنده محسوب میشوی با این حال! پاهایت ، دست‌هایت.. مگر تو دل نداشتی که با پاهایت بتوانی بدوی؟راه بروی؟ یا در مسیر هایی که دوست داری راه بروی مثلا کربلا؟مگر دل نداشتی که با دستان خودت لباس هایت را بپوشی،موهایت را شانه بزنی.. چرا دل داشتی .. اما چیزِ دیگری هم به اسم جگر داشتی!جگر شیر! جگر شیر داشتی که توانستی از تمااام خواسته های دلت بخاطر ایران،وطنت،امینت مردم کشورت،بگذری و اینگونه دست و پایت را فدای ایران کنی.. چقدر سخت است برایت..! برای مادرت ،خانواده‌ات برای همه ی آنها سخت تر.. یه موقع است یک نفر شهید میشود پای لانچر و خانواده‌اش یک دردِ شهید شدنش را میچشند.. اما یه موقع دیگر است مثل تو که شهید شده ای اما زنده ای!آن وقت است که خودت و خانواده ات سختی هایشان چند برابر میشود.. هستی ولی انگار که نیستی.. چگونه به این وضعیتت عادت خواهی کرد نمیدانم برادرم.. البته من از دید کوتاه و حقیر خودم به این چیز ها فکر می‌کنم. وگرنه که تو چنان به خدایت وصل هستی، چنان با او معامله کردی که اینگونه شدی.من از دیدِ خواهرانه ی خودم این هارا میگویم وگرنه که در حد شماها نیستم.. من به شما افتخار میکنم..، یعنی کمترین کاری که میتوانم بکنم همین است.. و از تو شرمگینم،به جان خودم نمیدانی چه فشاری روی قلبم مینشیند هربار که این فیلمت را میبینم.. ای کاش می‌توانستم کاری کنم که کمی از شرمم کمتر شود.. الهی که من را ببخشید که از شدت شرم برایتان جان ندادم.. خوشبحالت و بد به حال ما.. شنیده بودم که اسمت حسین است‌.. اما فکر میکنم باید اسمت علی اکبر میشد‌‌.. تو برای دینت کشورت،ارباً اربا شدی و تکه تکه.. الهی که امام حسین خودش به دل خودت و خانواده ات آرامش دهد که می دهد؛ مطمئنم.. مگر میشود برای وطنت تکه هایت را بدهی و حسینِ زهرا نگاهت نکند.. آقای برادر خلاصه کنم صحبتم را ،من از شما ممنونم خیلی ممنونم که اینگونه جان و امنیت ما برایتان مهم است. دوستتان میداریم برای همیشه،هیچوقت ازیادمان نخواهید رفت،ممنون از شما عاشقانِ وطن(:❤️‍🩹 ۱۴۰۵.۰۱.۰۳ | ۰۰:۱۵
و من چقدر حقیرم بجای چون تو شدن؛ نشسته‌ام که برایت ترانه بنویسم . .
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم جنون هر کسی دیوانه تر السّابِقونَ السّابِقون می نویسم عشق و بی تردید میخوانم حسین عاقلان دانند لـٰـکن اکثرا لایـَـعقـِـلون این سرشت ماست؛ از خاکیم، خاک کربلا سرنوشت ماست پس إنّا إلَیهِ الرّاجِعون صِرف یک دل دادن و عرض ارادت شرط نیست مُهر باید کرد این دِلنامه را با عَقد خون پرچم او از ازل بالاست؛ بالا تا ابد باد این پرچم بلند و هرچه جز آن سرنگون آی عاشق ها خدای عشق می آید حسین بعد از این دنیا به جای عشق بنویسد حسین عشق او جاری ست حتی در مرام اهل بیت می توان فهمید این را از کلام اهل بیت ساغر لب های هر معصوم می گوید حسین بسکه لبریز است نام او ز جام اهل بیت ‌ هم شتابش بیشتر هم اینکه جایش بیشتر کشتی اش هم فرق دارد با تمام اهل بیت در نهایت جمع خواهد گشت با نام حسین سفره ای که پهن می گردد به نام اهل بیت روز و شب بر او درودِ حق درود اهل بیت روز و شب بر او سلامِ حق، سلام اهل بیت در تمام قلب ها بی شک تو جا داری حسین آنچه که خوبان همه دارند را داری حسین اشک می ریزیم و با ذکرت عبادت می کنیم باز هم از راه دور عرض ارادت می کنیم ما همه بیمارهای دوری از شش گوشه ایم بین هیئت ها ز یکدیگر عیادت می کنیم زودتر راحت کن از درد فراقت خلق را ما به این دوری مپنداری که عادت می کنیم فرق دارد گریه ی نوزادی ما با همه ما برایت گریه از وقت ولادت می کنیم هر غمی دیدیم، فرمودند فَٱبْکِ لِلحُسین بعد از آن هرجا غمی دیدیم یادت می کنیم دوستت دارم من ای در جسم عالمْ جان حسین آذری می خوانمت: "جانیم سَنَه قُربان حسین".
هدایت شده از ‹لَتّین🕊️☁️›
به نسل آینده میگم که ؛ ما در زمانی زندگی میکردیم که امام علیِ دیگری را از نسل امیرالمومنین داشتیم ،ممکن بود ماهم شبیه کوفیان عمل کنیم،اما یک فرق با انها داشتیم آن هم این بود که ما «ایرانی» بودیم ! ما دیگر اهل کوفه نبودیم که علی تنها بماند ،ما مبعوث شده بودیم.. ما بعد از شهادتِ رهبرمان ، در واقع عاشق شهادت شده بودیم ...
ما راجع به دختر کوچولو هایمان اشتباه فکر کردیم.آنها بزرگ تر از تصوری بودند که ما از آنها داشتیم! خیال میکردیم،رنگ صورتی برای آنها فقط رنگ لباس هایشان،رنگ کیف و کفششان،رنگ عروسک هایشان و رنگ اسباب بازی هایشان است اما اشتباه میکردیم! رنگ صورتی ، برای آنها اسم رمز بود.. اسم رمزی که بین هم سن و سالان خودشان گذاشته بودند.اسم رمزی که آنها را به حضرت رقیه می‌رساند..❤️‍🩹
سنش بیشتر از یکی دو سال نبود اما پا به پای پدر و مادرش آمده بود.معمولا بچه های هم سن و سال او این وقت شب در خواب ناز بودند اما او به میدان آمده بود،قوانینِ دخترانگی اش را هم حفظ کرده بود و سر تا پا صورتی پوشیده بود! مادرش برایش یک سربند پرچم ایران بسته بود و پدرش هم یک پرچم ایران به دستش داده بود.ازلبخند روی لبش معلوم بود که از دیدن این همه جمعیت داشت کیف می کرد.لبخندش معنای پیروزی میداد،انگار با این سن کمش یک فرشته با او از آینده سخن گفته بود،از آینده ای که در آن ایران پیروزِ میدان است!نمی توانست همراه بقیه شعار دهد اما پرچم را خیلی خوب به اهتزاز در می آورد و مدام پرچم را در دستش تکان تکان می‌داد.هرکس از کنارش رد می‌شد یک دور قربان صدقه اش می‌رفت.احتمالا مادرش هم کلی«آیت الکرسی»و«ماشاءالله‌لا‌حول‌و‌لا‌قوةالابالله» برایش خوانده بود تا نور چشمش ، چشم نخورد. شاید سال ها بعد که بزرگ‌تر شد و این ماجراهارا یادش آورد از مادر پدرش بخاطر اینکه اورا شب ها به میدان نبرد می بردند تشکر کند.او قرار است خیلی ایران را دوست داشته باشد،قرار است به سرزمینش افتخار کند و قرار است قصه ی پیروزی ایران را صد ها بار به فرزندانش تعریف کند.این دختر که خدایش اورا از چشمان بداندیش حفظ کند؛دخترِواقعیِ‌ایران است!
آقای جمهوری اسلامی ایران سلام! حالت چطور است؟خوبی؟ اصلا اینکه پرسیدن ندارد،مگر خودم نمیبینم حالت را.. استوار و محکم همراه با داغی که محال است سرد شود! آقای جمهوری اسلامی راستی تولدت مبارک!تولد۴۸سالگی‌ات مبارک چقدر هرساله رشید تر و زیبا تر میشوی.چقدر حرمتت زیاد میشود با وجود شهدایت.راستی نگفته بودی که این همه آدم عاشق تو هستند!حتما خیلی خوبی که این همه عاشق داری.ما هم خداوکیلی از حق نگذریم خیلی رنجاندیم تورا.آه که چقدر صبوری کردی از دست ما.. آقای جمهوری اسلامی!من که در آن زمان نبودم که رأی بدهم به جمهوری اسلامی اما الان هستم،صد هزار بار هم اگر بخواهی به تو رأی خواهم داد.صد هزار بار به تو ،آری خواهم گفت تا ابد.می دانی،تو جان من هستی،آدمی جان خود را بیش از هرچیزی دوست دارد..من هم تورا بیشتر از خود،خانواده و تماام چیز های باارزشم دوستت دارم(: الهی که برایم بمانی،بمانی تا ابد،بمانی که من به تو افتخار کنم.. باز هم تولدت مبارک جانِ رشید و استوار من🫂♥️'
آقای خامنه؟ اینها چه میگویند؟تو باور میکنی؟ اینها میگویند امروزی که گذشت چهلم شما بود؟حرفشان خندا دار نبود؟مگر برای آدم زنده چهلم میگیرد؟ اصلا چه کسی گفت شهید شده ای که برایت چهلم هم گرفتند؟بیا و به اینها بگو که زنده ای،بهشان بگو امروز چهلم تو نبود.. بیا من دیگر طاقت ندارم.. بیا برایمان سخنرانی کن.. بیا دیگر.. نکند تو هم میخواهی بگویی مثل اینها باور کنم که شهید شده ای..! واقعا باور کنم؟ منتظرم جواب بدهی.. چرا جوابم را نمیدهی؟؟ نکند اینها راست می گویند..؟ نکند واقعا شهید شده ای..؟