اولین کسی که ام سی ملاقات میکنه پسریه به اسم زیویر
که اون رو طی اولین ماموریتش ملاقات میکنه و نمیدونه که زیویر هم مثل خودش شکارچیه
ملجأ
زیویر
زیویر خودش پر از رازه
و ما درحال حاضر در ادامه ی بازی فهمیدیم که اهل زمین نیست و اهل همون سیاره ای که اشاره کردم یعنی فیلوس عه
جدا از اون یه شکارچی خیلی خیلی حرفه ای وجود داره به اسم لومیر که ۳۰۰۰ سرگردان رو کشته
و کسی نمیدونه لومیر همین زیویره
دومین فردی که ام سی ملاقات میکنه دکترشه
زین دکتر قلب ام سیه
ام سی یه سری تراشه تپش قلبش داره که مربوط به همون حادثه ی چهارده سال پیشه(البته داستان درواقع چیز دیگه ایه و بعدا میفهمه)
ملجأ
سومین پسری که شما ملاقات میکنید(البته اون موقع به عنوان یکی از لاور ها نیست) کیلب عه
کیلب هم عملا دوست بچگی ام سی میشه
کیلب و ام سی توسط پیرزنی به اسم جوزفین بزرگ شدن
که هردوی اونها مامان بزرگ صداش میکنن
ملجأ
کیلب هم عملا دوست بچگی ام سی میشه کیلب و ام سی توسط پیرزنی به اسم جوزفین بزرگ شدن که هردوی اونها ما
کیلب(دلم براش تنگ شده بودددد)
ملجأ
کیلب(دلم براش تنگ شده بودددد)
کیلب خلبان کشتی فضاییه و سرهنگه
و همینطور دوست بچگی زین هم بوده قطعا