eitaa logo
مامادو♡
124 دنبال‌کننده
524 عکس
28 ویدیو
6 فایل
مامادو = مامان دوقلو + یک شهرساز و تسهیلگر قدیمی دست به قلم مبتدی مادرِ همیشگی @Zahrakashanipour
مشاهده در ایتا
دانلود
هر روز می‌خواهم این را معرفی کنم و وقت نمی‌شود. می‌خواستم مفصل باشد و کامل. اما دارد دیر می‌شود. امروز جز ۱۴ را خواندم. حالا می‌روم و برنامه‌ی قرآن هادی را باز می‌کنم. جز ۱۴ و قرائت ترجمه را می‌زنم. با صدای علی همت مومیوند. بی‌نظیر است. انگار داری تئاتر می‌بینی. مخصوصا سر سوره‌هایی داستانی که دیالوگ دارد. مثل سوره یوسف. کیف کردم. هر دیالوگ باتوجه به شرایط شخصیت یک لحن دارد. راوی درون‌مایه سوره را فهمیده و درست ترجمه را می‌خواند. عین یک کتاب داستانی. امسال بیشتر از هر سالی کتاب گوش دادم. با برنامه و نویسنده محور. نزدیک ماه رمضان شد به دلم افتاد تو این همه کتاب گوش دادی و یکبار ترجمه قرآن را نخواندی. مگر دنبال بهترین داستان ها نیستی؟ بیا و قرآن را هم تجربه کن. از اول ماه رمضان داستان دیگری گوش ندادم. دل دادم به قرآن. سخت هم نمی‌گیرم. مثل داستان گوش می‌دهم. جانم را با آن‌ها مواجه می‌کنم. اول صبح جز آن روز را پخش می‌کنم. بلند می‌کنم و روی اپن می‌گذارم تا همه بشنوند. هدست را گذاشته‌ام کنار. بعد ترجمه آقای مومینوند که بینظیر است و اگر بعد فرصت شد تفسیر گویا جز. همه‌ی این‌ها در برنامه‌ی قرآن‌هادی است. هم نسخه iOS دارد هم اندروید. این روزها داستان گوش دادن کیف دیگری دارد. نرم است و لطیف🦋 ______________________@Mamaa_do
هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.15.mp3
زمان: حجم: 25.7M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۱۵
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.16.mp3
زمان: حجم: 25.9M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۱۶
هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.17.mp3
زمان: حجم: 24.3M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۱۷
خداروشکر زمستان گذشت ! درِ تراس باز شد. چند ساعت در روز صدایی در خانه نمی‌آید. خوراکی‌ها همان‌جا خورده می‌شود. رنگ انگشتی می‌توانم بخرم. مجبور نیستم میز منبت‌کاری شده پذیرایی را بگذارم جلوی در تراس تا باز نشود. هوای تازه به بچه‌ها می‌خورد. خورشید پررنگ‌تر می‌آید توی خانه و می‌شود در گلدان تراس گل‌بکارم. _________________________ @Mamaa_do
هدایت شده از سِلوا
________________ بیاید یک بازی کنیم‌. این ساعت‌ها صدای کوکتل مولوتوف و نارنجک دستی توی خانه می‌پیچد، ناگهانی و ناغافل. با رعشه از جا می‌پریم. بچه بی‌خواب می‌شود و جیغ می‌کشد. می‌خواهیم دهان بازکنیم و لیچار بار جد و آباد طرف کنیم. توقف کن. بجای باز کردن دهان، چشم‌هایت را ببند. به صدای انفجارها ضریب بده و مثل ضبط صوت، پیچ را بیچان‌. از عدد شصت و سه برو بالا، بزارش روی آخرین شماره، صد. جیغ بچه‌ها و ناله زن و مردها را هم پس زمینه‌اش بگذار. خودت را در بین خانه‌های‌‌ ریخته و چادرهای سوخته ببین. بوی باروتِ غلیظِ آغشته به خون را حس می‌کنی؟ قرچ قروچ دندان‌ها و لرزش اندامت را چطور؟ ترس. ترس از دست دادن پاره‌تن را چه؟ حالا بیا لب‌ها را باز کنیم. بجای لیچار به دعا. @selvaaa
هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.18.mp3
زمان: حجم: 26.5M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۱۸
مامادو♡
امسال را روی حداقلِ خودم بستم. به روز‌های گذشته نگاه کردم و دیدم روزی ۲.۵ ساعت نشدنی بوده، نمی‌رسید
گوشت را گذاشتم توی ماکروفر. یک دقیقه وقت دادم و آمدم تا این‌جا. یک سال قبل! چه سال سختی بود‌. در ابهام کامل واردش شدم. یک دقیقه تمام شد. حالا باید بروم گوشت را بردارم. پیاز قاطی‌اش کنم. با گوشت‌کوب برقی مخلوط کنم و قل‌قلی درست کنم. آینده‌ی سال بعد هم همین‌طور است. کلیات مشخص است. ابهام سال پیش را ندارد اما اینکه کیفیتش چطور باشد بستگی به تلاش خودم دارد. امسال را می‌خواهم روی حداکثر خودم ببندم. برعکس پارسال. ببینم چطور می‌شود👀😀😎 _____________________ @Mamaa_do
خداروشکر که سختی‌ها می‌گذرند! _________________ @Mamaa_do