eitaa logo
واگویه‌های مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
351 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
805 ویدیو
13 فایل
اینجام تا از مادرانه‌هام و لذت نابش بگم،دل به لطافتِ کودکانه‌ی فرزندانم بدم،همراهشون بزرگ بشم و از نشاط و انگیزه‌ای که از بودنشون میگیرم برات واگویه کنم.شاید تو هم علاقه‌مند شدی مظهر صفت خالقیت خداوند بشی. کپی ممنوع❌ فوروارد ✅ @meshkat_99
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خاله: محمد امروز خیلی اذیت کردی😠 محمد:🤠 _خودت بگو چه کارای بدی انجام دادی!!؟ [در حالی که یکی یکی انگشتای دستشو باز میکنه کاراشو میشماره] +شیرینی خوردم شیرینی گرفتم گفتم شیرینی،شیرینی آب بازی تَردم ،آب افلال(اسراف) شد. شیرینی برداشتم مُهر شِتَستم شیرینی خوردم _پس چه کارای خوبی انجام دادی!؟ +هیچی🤷 @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. امام رضا (ع) جانمون روز اول محرم به ریّان بن شبیب فرمودند: اى فرزند شبيب آيا روزه هستى؟ عرض كرد: روزه ندارم ایشان فرمودند: در اين روز، حضرت زكريا (عليه السلام) دعا كرد و از خداوند خواست تا به او فرزندى عنايت كند اينك هر كس امروز روزه داشته باشد و از خداوند هر چه بخواهد، مورد اجابت قرار خواهد گرفت همان طور كه دعاى زكريا مستجاب شد.   @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امشب فرصت نشد ولی فردا اولین کارم اینه که پرچم عزای پسر فاطمه(س) رو سر در نصب کنم. لباس مشکی بچه‌ها هم آماده است. اینجا از اول محرم هم صبح هم عصر روضه‌های خونگی برقراره . شبها و ظهرها هم مساجد و حسینیه‌ها مراسم دارن. دهه اول شبها بعد از اتمام روضه و شام دسته سینه زنی و زنجیر زنی تو خیابون راه میفته. هر سال همراه با بچه‌ها میریم روضه‌های خونگی بعضی شبهام هئیت ؛ ولی دسته عزاداری نه! به نظرم راه افتادن خانمها دنبال دسته و تماشای عزاداری آقایون بی معنیه! @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میدانی این روزها بیشتر از همه به چه فکر می‌کنم!؟ به بانویی که تازه چند روزی از زایمانش گذشته بود و راهی سفر شد. به مسیر طولانی سفر ، امکانات کم ، سختی راه ، گرمای طاقت فرسای روز و سرمای استخوان سوز شبهای صحرا خستگی ، طفل شیر خوار ، دختر سه ساله... مادری که به اشتیاق قد کشیدن و با آرزوی دیدن روزهای جوانیِ فرزند ، گهواره نوزادش را تکان می‌دهد و رشادت و شجاعت‌های پدر و پدربزرگ را در گوشش لالایی‌وار زمزمه می‌کند. وضو می‌گیرد و پستان در دهان شیرخوارش می‌گذارد و او را نوازش‌ می‌کند. چشم می‌دوزد به لبخندهای شیرین و دلبرانه‌‌اش ، دستهای کوچکی که سینه‌اش را نوازش می‌کند، چشمان گیرا و سفیدی زیر گلو... @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا