پسرک پیش مامانم چند صف جلوتر نشسته بود
یکم که گذشت اومد؛
_خانمها بهم شکلات دادن برا شما هم آوردم.
مُشتشو باز کرد هیچ کدوم مثل هم نبودن اجازه داد آبجیها هر مدلی دوست دارن بردارن اونی که موند خودش خورد.
یکم قبلتر هم که یکی از صف جلو یه شکلات مدادی به طهورا داد، گفت: حنیفا چی؟ نداره؟
بعد نصف کرد و بهش داد.
#شیرینیهای_تموم_نشدنی
#جوجهی_معلم
#خواهر_برادری
#ماشاءاللهولاقوةالاباللهالعلیالعظیم
@mamanjoona
.
هوا سرد بود ولی آتشی فروخورده در دلهای رنجور و خسته از تحمل چند ماه ناآرامی و تنش زبانه میکشید.
آری مردم صبور و نجیب ایران اسلامی ماهها گربه رقصانی و آشوب را تحمل کرده بودند،حتی وقتی نائب الامامشان فرمود:"جان ناقابلی دارم ، جسم ناقصی دارم ... "
فقط بغض شدند و گریستند و خشم فرو خوردند...
امّا
داغی بزرگتر صبر مردم را به غایت رسانید و آنها را به خروش درآورد؛
خط قرمز مردمی که قرنها و نسلها پای مکتب و منبر حسین(ع) قد کشیده بودند و حب الحسین با پوست و گوشت و خونشان عجین شده بود فارغ از هرگونه ظاهر و تیپ و منش سیاسی
زیر پا گذاشته شده بود.
دیگر جای تحمل و اغماض نبود.
باز هم حسین(ع) شد فُرقان و خون حسین(ع) خط افتراق حق از باطل
صفها جدا شد و حجت تمام
دیگر جای شک و شبههای باقی نماند و دیگر صبر معنایی نداشت
یک روزه بساط تزویر و نیرنگ با بصیرت امت جمع شد و میثاقشان با ولایت تازه
#الحمدلله
آن روزها فرزند اولم را ۶ ماهه باردار بودم و اکنون آن جنین ، نوجوانی ۱۴ ساله است و تشنهی دانستن؛
اگر من برای نسلم روایتگر حقیقت آن روزها نباشم ، آنگونه که دلخواه خودشان است برایش روایت خواهند کرد.
اگر من حق را و مظلومیت و اقتدار ملت و ولایت را آنگونه که بود بیان نکنم باطلشان را حق جلوه داده و به خورد جوان و نوجوانم خواهند داد.
به راحتی جای جلاد و شهید را عوض خواهند کرد و آن وقت خسارت زده ماییم که کوتاهی کردهایم...
#نهم_دی
https://eitaa.com/mamanjoona
آبجی بزرگه داره کمکِ کلاس دومی میکنه ساعت آفتابی درست کنه و درموردش تحقیق بنویسه
منم از دور نظارت میکنم
خسته نشم صلوات😁
پ.ن: خدمات همیشه یه طرفه نمیمونه بالاخره بچهها بزرگ میشن و کمک حال
ضمن اینکه با کمک و مشارکت هم کار یاد میگیرن و خلاق میشن هم اعتماد به نفسشون میره بالا و حس ارزشمند بودن پیدا میکنن
احتمال اینکه تک یا کم فرزندا این مهارتها رو پیدا کنن خیلی کمتره
#الحمدلله
#فرزند_آوری
@mamanjoona
بعد از اینکه دختر اولم دنیا اومد هر مامان بارداری رو میدیدم یه حس دلسوزی همراه با اضطراب بهم دست میداد.
با خودم میگفتم وااای کی زایمان کنه چقدر درد و بعد هم شب بیداری و گریه و...
بیچاره خبر نداره قراره چقدر سختی بکشه!!
ولی الان بعد از ۴ تا بچه هر خانم بارداری رو میبینم یا خبر بارداری کسی رو میشنوم حس شعف و شادی همراه با غبطه یا شایدم حسادت😅 بهم دست میده
به نظرت طبیعیه؟
#فرزند_آوری
@mamanjoona
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به این طفلکیها ظلم نکنید...🥺🥲
@mamanjoona
واگویههای مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
بعد از اینکه دختر اولم دنیا اومد هر مامان بارداری رو میدیدم یه حس دلسوزی همراه با اضطراب بهم دست می
.
وقتی فکر میکنم میبینم اون زمان که یه دختر عجول و کم تحملِ ۲۰ ساله بودم با وجود ویار و بارداری سخت و بعد هم داشتن یه نوزاد بدقلق این احساس طبیعی بود.
و اینکه اون موقع به ارزش واقعی فرزند و مادری آگاه نبودم،شاید یه کار تو چرخه طبیعی میدیدمش و واسه دل خودم مادر شده بودم.
ولی حالا که با وجود بچهها رشد کردم و مقاوم شدم و اینکه میفهمم هر لحظه از دوران بارداری و شیردهی نزد آفریدگار عالم چقدر ارزشمنده و یه مادر شبانه روز در حال عبادت و جهاده ، حسرت و غبطه به مامانای باردار طبیعی باشه.
نظرت تو چیه؟
#فرزند_آوری
@mamanjoona
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه #کاردستی زمستونی خوشگل😍
برای درست کردن خمیر میتونی از ترکیب چسب چوب و نشاسته ذرت و وازلین استفاده کنی
#ارسالی_مامانجونا
@mamanjoona