دیروز تو سالن راه آهن با مامان یکی از همکلاسیهاش صحبت میکردم.
یه دختر و یه پسر داره
بهش گفتم:کمکاری کردینااا بچههات تنهان
گفت: آره خیلی پشیمونم دخترم همیشه میگه خودت چند تا خواهر داری با هم خوشین ولی من کسیو ندارم
پسرم هم تنهاست ،وقتی میبینم بابا و عموهاش کمک و حامی هم هستن غصهام میشه که پسرم برادر نداره ...
گفتم:خب ماشاءالله جوونی الآن اقدام کن
گفت: دیره و سنم بالا رفته و...
دیگه بچه هم بیارم به درد بچههام نمیخوره و...
گفتم: من با خواهرم ۱۵ سال اختلاف سنی داریم اینقدر به دردم خورده و با اومدن و بودنش حالمونو خوب کرده که نگو
یکم از #تبعات_کم_فرزندی و چالشهایی که خودم داشتم و دارم گفتم
گفت: من خودم بچه آخرم مامانم تو ۴۸ سالگی منو به دنیا آورده اینقدر که من به دردشون میخورم و هواشونو دارم بقیه نه...
تا قطار برسه صحبت کردیم
دست اخر گفت: بهش فکر میکنم حالا خبراش به گوشِت میرسه😅
با خوشحالی گفتم انشاءالله به زودی😄
@mamanjoona
معینالدینی|کانالداستانشب InShot_۲۰۲۳۰۵۱۶_۲۰۵۸۱۱۷۷۱_۱۶۰۵۲۰۲۳.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
#منم_با_خودتون_ببرید🐪
༺◍⃟👧🏻🧒🏻჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
رویکرد: آشنایی با شخصیت نازنین امام صادق علیه السلام
#داستان
#گروهسنی_۵_۱۲سال
@mamanjoona
دیدم آروم و بی صدا با هم مشغولن یه عکس گرفتم و رفتم آشپزخونه
در حال درست کردن غذا از صحبتهاشون فهمیدم دارن برای آبجی بزرگه نقاشی میکشن
حسابی دلتنگش شدن☺️
به عکس که دقت کردم متوجه شدم #کلاس_دومی پاکت درست کرده اون دو تا هم نقاشی کشیدن🥰😄
#شیرینیهای_تموم_نشدنی
#خواهر_برادری
@mamanjoona
سه تایی با هم: یه چیزی بده بخوریم ،شکلات بده ،شربت...
+باشه ،امروز شهادت امام صادق(ع) هست بیاین دور هم بشینیم یه مراسم براشون بگیریم بعدش هم من ازتون پذیرایی میکنم
_آخ جون باشه...
هر کدوم یه سوره کوچیک خوندن ،دعای فرج و داستانی که دیشب تو کانال گذاشتم براشون تعریف کردم
یه نوحه کوتاه ، پذیرایی و تمام
#شهادت_امام_جعفر_صادق (ع)🏴
@mamanjoona
دیروز:
🧒:مامان اینو نگه دار برای جشن نیایش(خوراکیهای عصرونهاش)
+جشن نیایش چیه؟
_"جشن آمدن" دیگه😀
+اینقدر بهتون سخت گذشته که برا اومدنش میخواین جشن بگیرین؟😂😂
#خواهر_برادری
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درست یادش بده خب😂😂😂
@mamanjoona