کَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَه
اهل سنت تمامی صحابه را با عبارت [رضی الله تعالی عنه] خطاب میکنند اما تا قبل از وجود وهابیت عبارت متفاوتی برای یکی از صحابه بکار میرفت
حضرت علی بن ابیطالب از ان جهت که هیچگاه بتی نپرستید وسجده ای مقابل غیرخدا نکرد با عبارت کَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَه میان اهل سنت مورد خطاب قرار میگرفت به این معنا که خدای تعالی اورا عزیز و بزرگداشت .
#میم_صاد
(1)
خاتمه: پيام معنوى شيعه
پيام معنوى شيعه به جهانيان يك جمله بيش نيست آن اين است كه «خدا را بشناسيد» و تعبير ديگر راه خداشناسى را پيش گيرند تا سعادتمند و رستگار شوند واين همان جملهاى است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله براى نخستين بار دعوت جهانى خود را با آن افتتاح فرمود: «اى مردم خدا را به يگانگى بشناسيد و اعتراف كنيد تا رستگار شويد» درتوضيح اين پيام بهطور اجمال مىگوييم:
ما افراد بشر به حسب طبع دلداده بسيارى از مقاصد زندگى و لذايذ مادى هستيم خوردنىها و نوشيدنىهاى گوارا و پوشيدنىهاى شيك و كاخها و منظرههاى فريبنده، همسر زيبا و دلنواز، دوستان صميمى و ثروت سنگين يا از راه قدرت و سياست مقام و جاه و بسط سلطه و فرمانروايى و خورد كردن هر چيزى كه با خواستههاى ما مخالفت مىكند مىخواهيم و دوست داريم.
ولى با نهاد خدادادى خود مىفهميم كه اين همه لذايذ ومطالب براى انسان آفريده شده نه انسان براى آنها، و آنها به دنبال انسان بايد باشند نه انسان به دنبال آنها.
هدف نهايى بودن شكم و پايينتر از شكم منطق گاو و گوسفند است و دريدن و ريدن و بيچاره كردن ديگران منطق ببر و گرگ و روباه است منطق انسان منطق فطرى خرد مىباشد و بس.
منطق خرد با واقع بينى خود، ما را به سوى پيروى حق هدايت مىكند نه به سوى دلخواه انواع شهوترانى و خودبينى و خودخواهى. منطق خرد انسان را جزئى از جمله آفرينش مىداند كه هيچگونه استقلال و سرخودى ندارد، و برخلاف آنچه انسان خود را فرمانرواى آفرينش پنداشته به گمان خود طبيعت سركش را به خواستههاى خود رام مىكند و به زانو در مىآورد خودش نيز آلت دست طبيعت و يكى از دستياران و فرمانبرداران آن است.
منطق خردانسان را دعوت مىكندكه در دركى كه از هستى اين جهان گذاران دارد دقيق شود تا روشن گردد كه هستى جهان و هر چه در آن است از پيش خودشان نيست بلكه جهان و هر چه در آناست از يك منبع نامتناهى سرچشمه مىگيرد تا روشن گردد كه اين همه زشت و زيبا و موجودات زمينى و آسمانى كه در صورت واقعيتهاى مستقل در ديده انسان جلوه مىكند، در پناه واقعيت ديگرى واقعيتدار مىنمايند و در زير پرتو آن پيدا و هويدا شدهاند نه از خود و نه از پيش خود و چنانكه واقعيتها و قدرتها و عظمتهاى ديروزى، امروز و افسانهاى بيش نيستند واقعيتهاى امروزى نيز همچنانند و بالاخره همه چيز در پيش خود افسانهاى بيش نيست.
تنها خداست كه واقعيتى است غير قابل زوال و همه چيز در پناه هستى او رنگ هستى مىيابند و با روشنايى ذات او روشن و پيدا مىشوند.
هنگامى كه انسان با چنين دركى مجهز شود آن وقت است كه خيمه هستى او در پيش چشمش مانند حباب روى آب فرو مىخوابد و عياناً مشاهده مىكند كه جهان و جهانيان به يك هستى نامحدود و حيات و قدرت و علم و هرگونه كمال نامتناهى تكيه زدهاند و انسان و هر پديده ديگر جهانى مانند دريچههاى گوناگونى هستند كه هر كدام به اندازه ظرفيت خود ماوراء خود را كه جهان ابديت است نشان مىدهند.
(2)
آن وقت است كه انسان اصالت و استقلال را از خود و از هر چيز گرفته به صاحبش رد مىكند و دل از هر جا كنده به خداى يگانه مىپيوندد و در برابر عظمت و كبرياى وى به چيزى جز وى سر تعظيم فرود نمىآورد.
آن وقت است كه انسان تحت ولايت و سرپرستى پروردگار پاك قرار مىگيرد هر چه را بشناسد با خدا مىشناسد و باهدايت و رهبرى خدا با اخلاقى پاك و اعمالى نيك (آيين اسلام و تسليم حق كه آيين فطرت است) متلبس مىگردد.
اين است آخرين درجه كمال انسانى و مقام انسان كامل يعنى امام كه به موهبت خدايى به اين مقام رسيده و كسانىكه از راه اكتساب به اين كمال نائل شوند با اختلاف درجاتى كه دارند پيروان حقيقى امام مىباشند.
و از اينجا روشن مىشود كه خداشناسى و امامشناسى هرگز از هم جدا نمىشوند چنانكه خداشناسى و خودشناسى از هم جدا نمىشوند، زيرا كسى كه هستى مجازى خود را بشناسد هستى حقيقى خداى بى نياز را شناخته است.
پايان
صفحات 197 تا199 شیعه در اسلام-علامه طباطبایی
ممدیون REF
اگر بار خار است خود کشته ای واگر پرنیان است خود رشته ای
در فرهنگ قران مرگ مثل عصارهای است که در قدحی ریخته شده و انسان آن را میل میکند
هرکسی که در این جهان زندگی میکند مثل نهال میوه ای میماند که در طول زندگی به رشد و میوه دادن میرسد و در پایان این میوه چیده میشود و عصاره اش را در جامس ریخته به هنگام مرگ به وی میخورانند
اگر این زندگی عاقلانه باشد عصاره و میوه آن گوارا و شیرین است
و
اگر زندگی جاهلانه باشد تلخ و ناگوار خواهد بود
امام مهدی موجود موعود
علامه جوادیآملی
(با کمی تغییر)
ممدیون REF
در فرهنگ قران مرگ مثل عصارهای است که در قدحی ریخته شده و انسان آن را میل میکند هرکسی که در این جه
ان که امام زمان خود را نشناسد و با او پیوند ولایی برقرار نکند به وصیت هیچ یک از انبیا عمل نکرده است
چه رسد به سفارش ذات اقدس الهی و مرگ او مرگ جاهلی اس و از انجا که مرگ عصاره زندگی است . وقتی مرگ جاهلی بود زندگی هم جاهلی بوده است : کما تعیشون تموتون و کما تموتون تبعثون
گاهی مقابل انسان کافر مومن قرار نمیگیرد بلکه تعبیر (زنده) به کار میرود
ایه 70 سوره یس:
تا کسانی را که زنده اند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود.
چگونگی بهجا آوردن ختم سوره مبارکه واقعه
از روز دوشنبه (اول ماه قمری)
چون اول ماه، دوشنبه باشد، باید خواندن این سوره مبارکه را با طهارت و رو به قبله آغاز کرد. روز اول یک مرتبه، روز دوم دو مرتبه، روز سوم سه مرتبه و با همین آهنگ به تعداد سوره افزوده میشود تا چهاردهمین روز که باید چهارده مرتبه سوره مبارکه واقع خوانده شود. البته دعایی که در ادامه میآید، هر روز بعد از اتمام تلاوت سورههای مبارکه، باید خوانده شود!
«يا مُسَبِّبَ الْأَسْبابِ
وَ يَا مُفَتِّحَ الْأَبْوابِ
اِفْتَحْ لَنا الْأَبْوابَ
وَ يَسِّرْ عَلَيْنَا الْحِسابَ
وَ سَهِّلْ عَلَيْنَا الْعِقابَ [الصِّعابَ]
اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ رِزْقِي وَ رِزْقُ عِیالي فِي السَّمَاءِ فَأَنْزِلْهُ
وَ إِنْ كَانَ فِي الْأَرْضِ فَأَخْرِجْهُ
وَ إِنْ كَانَ فِي الْأَرْضِ بَعِيدًا فَقَرِّبْهُ
وَ إِنْ كَانَ قَرِيبًا فَيَسِّرْهُ
وَ إِنْ كانَ يَسِيرًا فَكَثِّرْهُ
وَ إِنْ كانَ كَثيرًا فَخَلِّدْهُ
وَ إِنْ كانَ مُخَلَّدًا فَطَيِّبْهُ
وَ إِنْ كانَ طَيِّبًا فَبارِكْ لِي فِيهِ
وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ يَا رَبِّ فَكَوِّنْهُ بِكَيْنُونِيَّتِكَ وَ وَحْدانِيَّتِكَ
إِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ
وَ إِنْ كانَ عَلی أَيْدِي شِرارِ خَلْقِكَ
فَانْزَعْهُ وَ انْقُلْهُ إِلَيَّ حَيْثُ أَكُونُ
وَ لَا تَنْقُلْنِي إِلَيهِ حَيْثُ يَكُونُ»
مرحوم مجلسی رحِمهالله از امام سجاد علیهالسلام نقل میفرماید که در روزهای پنجشنبه (در مدت برگزاری این ختم) به جای دعای فوق و پس از اتمام سورههای شریفه، دعایی که در ادامه آمده، باید قرائت شود؛
«يا واحِدُ يَا ماجِدُ
يَا جَوادُ يَا حَليمُ
يَا حَنّانُ يَا مَنّانُ يَا كَريمُ
أَسْأَلُكَ تُحْفَةً مِنْ تُحَفاتِكَ تَلُمُّ بِها شَعْثي
وَ تَقْضي بِها دَيْني
وَ تُصْلِحُ بِهَا شَأْني
بِرَحْمَتِكَ يَا سَيِّدي
اَللّهُمَّ إِنْ كانَ رِزْقي فِي السَّماءِ فَأَنْزِلْه
وَ إِنْ كانَ فِي الأَرْضِ فَأَخْرِجْهُ
وَ إِنْ كانَ بَعيدًا فَقَرِّبْهُ
وَ إِنْ كانَ قَريبًا فَيَسِّرْهُ
وَ إِنْ كانَ قَليلًا فَكَثِّرْهُ
وَ إِنْ كانَ كَثيرًا فَبارِكْ لي فيهِ
وَ أَرْسِلْهُ عَلَى أَيْدي خِيَارِ خَلْقِكَ
وَ لَا تُحْوِجْني إِلَى شِرارِ خَلْقِكَ
وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فَكَوِّنْهُ بِكَيْنُونِيَّتِكَ [بِكَيْنُونَتِكَ] وَ وَحْدانِيَّتِكَ
اَللّهُمَّ انْقُلْهُ إِلَيَّ حَيْثُ أَكُونُ
وَ لَا تَنْقُلْني إِلَيْهِ حَيْثُ يَكُونُ
إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ
[يا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا واحِدُ يَا مَجيدُ يَا بَرُّ يَا كَريمُ]
يَا رَحيمُ يَا غَنِيُّ
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ تَمِّمْ عَلَيْنا نِعْمَتَكَ
وَ هَنِّئْنا كَرامَتَكَ
وَ أَلْبِسْنا عافِيَتَكَ»
بهنقل از کتاب «بهجت الدعا»: ٣۶٢ تا ٣۶۴.