چی میشه ک وقتی مریض میشی تمام بدبختی هات یادت میاد و میخوای به خاطر همشون بزنی زیر گریه؟
در ذهنم راه میروی...
راهی بی انتها و من در پشت سرت هرچه می دوم بیشتر از تو دور می شوم...
گاهی برگرد و کمی نگاهم کن که من بدون رسیدن تمام راه را دویده ام:)
«أحببتك بكل الطرق و أولها الصمت!»
- به همه روشها دوستت داشتم و اولینشان «سکوت» بود!