رمان ∆ ∆ ∆ ∆ ∆ ∆ ∆ ∆
پارت سوم
شروع :
لامین : اه بالاخره مرد این لع+نتی
چشمهای لامین از شدت خونریزی تار میدیدند و تمام تنش بخاطر چنگ و دندون اون هیولایی که پی در پی تقلا می کرد زخمی بود و نای راه رفتن نداشت و بیهوش شد....
.
.
.
.
لحظاتی بعد «
لامین در مکانی نااشنا و همزمان اشنا
بیدار شد .
جایی که در اون قرار داشت یک کتابخانه ی خیلی بزرگ بود که پله هایش یه صورت مارپیچ رو به بالا بودند و گویا انتها نداشت
تمام قفسه ها پر از کتاب بودند و گویا دانشی بی انتها درونشان بود
لامین یکی از کتاب ها را از طبقه ی اول کتابخانه برداشت
کتاب جلدی قهوه ای داشت و نسبتا قدیمی به نظر می رسید
رویش نوشته شده بود
«روش ابتدایی کنترل نیرو »
لامین کتاب را باز کرد و به ارامی آن را خواند .
محتوای کتاب شامل دو روش ساده بود
یکی برای ذخیره ی نیرو
یکی برای خارج کردن نیرو
لامین سه یا چهار کتاب دیگر هم خواند که انها هم شامل اطلاعات عمومی و روش های ابتدایی بود اما با وجود اینکه او به طور کامل روش ها را درک کرده بود نمی توانست از انها استفاده کند گویا این مکان اجازه ی این را نمی داد.
اطلاعاتی که لامین یه دست اورد یه این شرح بود :
۱ هر فرد یک مرکز نیرو دارد که کی تواند نیرویی که زمین و اسمان تولید می کند را از طریق ان ذخیره کند
۲ برای جذب نیرو باید ابتدا روش کنترل نیرو را یاد گرفت
۳ هر فرد تعداد محدودی عنصر کنترل می کند
لامین می خواست کتاب جدیدی بردارد که ناگهان بیدار شد
لامین : اونجا اگه اشتباه نکنم همون کتابخونه ی درونی بود با..باید اول سعی کنم نیرو جذب کنم .
لامین روی زمین به صورت مراقبه نشست و چشمانش را بست طبق گفته های کتاب نیروی محو موجود در فضا را جذب کرد
حس می کرد که حالا اطرافش را بهتر درک می کند و نیروی جدیدی را در بدنش حس می کرد .
اما درست زمانی که می خواست خوشحالی کند ....
لامین : لعنتی دوباره این هیولا ها...
#خاموشی
شرایط پارت بعدی :👇👇
پنج تا ناشناس🎉
رسیدن اما چنل به ۱۵🎉
امیدوارم زودتر شرایط رو تکمیل کنید
به امید دیدار❤️❤️
Country 🌑novel
رمان ∆ ∆ ∆ ∆ ∆ ∆ ∆ ∆ پارت دوم شروع : میا بهت زده در میان چهار چوب در همچنان به دلقکی که در میان و
شرایط پارت بعد رمان دنیایی از عشق:
☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️
پنج تا ناشناس که داخلشون سعی
کنید پارت بعد رو پیش بینی کنید❄️
رسیدن امار چنل به ۱۷❄️