eitaa logo
مارالانه | مارال جوان
201 دنبال‌کننده
89 عکس
15 ویدیو
0 فایل
نوشتن جزئی از من است... من اینجام✋🏻: @MaralJavanBakht
مشاهده در ایتا
دانلود
. اگر برای دیدن ترس در چشمان ما آمده‌اید، پس راه آمده را بازگردید. چشم فرزندان علی با خاک گور هم اگر پر شود، با ترس پر نخواهد شد. از ساز و برگ نظامی تا زرق و برق دنیایی‌تان را به آتش میکشیم. از پایگاه‌های نظامی تا برج‌های سربه‌آسمان‌برده را. از شهرها و پس‌کوچه‌های تمام منطقه، کرور کرور سربازان داوطلب خامنه‌ای از هر ملیت خواهند جوشید. از تل‌آویو و حیفا تا ابوظبی و ریاض و منامه زیر ضرب میراث حاجی‌‌زاده خواهد رفت. حالا در پناهگاه بمانید و هنرنمایی مردی را که گفتید در پناهگاه است را ببینید! ✍🏻 «مهدی مولایی» .
. بسم رب شهدا کنار پنجره روی نیمکت ردیف سوم نشسته بود. زنگ ریاضی بود یا شاید علوم یا شاید هم هنر. دفتر مشق‌ جلویش باز بود. به رفیقش هیس آرامی گفت، داشت تند تند یادداشت می‌کرد چیزی از حرف‌های معلم جا نماند. کسی چه می‌دانست، شاید قرار بود مهندس شود، شاید هم وکیل، شاید هم خطاطی به نام در میناب. سومین دفاع مقدس، اولین شهدایش دختران این خاک بودند، دختران دانش‌آموزمان‌... بهشت جایگاه ابدی‌تان دختران ایران 💔🕊 «مارال جوان ‌بخت» @maralane .
. من برای خنده‌هایتان توی همین قاب هم می‌توانم بمیرم، پیشمرگ شدن برای ماندتان که جای خود. آقا جان! چه چیزها که ندیدیم ما، چه عزیزانی که به خاک نسپردیم ما اما اما این‌بار همه چیز انگار فرق دارد... داریم به همان‌جایی از عصرمان می‌رسیم که قرار است به سکان‌داری شما دنیا روی دیگری از حق را ببیند. گویی قرار است خدا به واسطه فرماندهی شما، فاصله‌مان را با ظهور امام‌مان کم کند. سرتون سلامت آقای عزیز ما @maralane
مارالانه | مارال جوان
. من برای خنده‌هایتان توی همین قاب هم می‌توانم بمیرم، پیشمرگ شدن برای ماندتان که جای خود. آقا جان!
. حالا باید برای همه این قاب فاتحه بخوانم؟ ۳۳ سالگی زود نبود برای یتیمی!؟ بیچاره‌گی ام را می‌بینید آقا؟ شما اما ما را قوی می‌خواهید، نه؟ چشم آقای شهیدم! اشک‌هایم را پاک می‌کنم. دل قوی می‌دارم‌. به سر زدن‌هایم را می‌گذارم برای بعد از پیروزی، برای همان وقتی که گفتید به زودی مردم امت‌تان در دل‌های خود احساس شادی می‌کنند. امروز، اولین روز فراق است آقای من. .
6533753934492868353_109392255333256.mp3
زمان: حجم: 505.2K
. دلم برای صدای‌تان تنگ شد. دیگر قرار نیست بشنوم صدای‌تان را؟ بعد از شما خاک بر سر دنیا... .
. آقای من! نشسته‌ام به تماشای عکس‌های خانه‌تان... چند بار تصویر را بزرگ و کوچک کرده باشم خوب است؟ چند بار سجاده‌تان را تماشا کرده باشم خوب است؟ . آقا جان؟ آن روز لعنتی، پشت همین میز چای قبل از سحری را خوردید؟ شبش پشت همین میز لقمه‌ای کوچک برای نوه‌تان گرفتید؟ نبودن‌تان، خنجری بُرنده است که فرو رفته میانه‌ی قلبم. امروز، دومین روز فراق است آقای من. .
. هربار عکس‌هایتان را می‌دیدم، به خصوص همان‌هایی که خنده‌‌تان دل آدم را می‌برد، مثل همین عکس، می‌دانید چه می‌گفتم آقا؟ بلند، جوری که انگار شما قرار است بشنوید می‌گفتم: «عمرم رو عمرت دورت بگردم» دیدین چه شد آقا؟! شما رفته‌اید و من حالا هربار تماشایتان می‌کنم، می‌گویم: «عجل وفاتی سریعا» .
. تاریخ را گم کرده‌ام! امروز، سومین روز فراق است آقای من. سحر داشتم ویدیویی از خانم مصطفی‌زاده می‌دیدم. عده‌ای که از ایران فقط شناسنامه‌اش را دارند برایش فیلم پایکوبی فرستاده بودند، از ضجه‌های ما در فراق شما شاد بودند. خوشحال‌اند که قلب‌هایمان می‌سوزد در نبود شما. چقدر این‌ها بیچاره‌اند آقا! به قول منصوره ما بعد از شما که دیگر قلبی نداریم تا بسوزد. آقا ما حتی اگر همدیگر را هم در آغوش می‌کشیم برای تسلا نیست، دوتا دوتا برای یتیمی‌مان اشک می‌ریزیم. قلب‌های ما سه روز است که از سینه بیرون آمده، اما زنده‌ایم. ما را هیچ درد دیگری از پا در نخواهد آورد، چراکه از اساس درد را حس نمی‌کنیم. وای بر آنان! وای بر آنان که نمی‌دانند انسان زنده اما بی قلب، بی درد چقدر می‌تواند خطرناک باشد برای دشمن. آقا جان چقدر شما ما را خوب شناخته بودید. خیالتان همیشه از ما مردم راحت بود، شما خوب می‌دانستید ما میراث‌داران خوبی می‌شویم. آقا جان علم شما تا ظهور زمین نمی‌ماند حتی اگر تنها یک نفر از ما ملت باقی مانده باشد. دعاهای‌تان را از ما نگیرید دورتان بگردم. پی.ن: حمد خدا را که زیست مرا در زمانه‌ای قرار داد تا وجود نازنین چنین امامی را با تمام وجود درک کنم. .
. عزیز دل ما! امروز، چهارمین روز فراق است آقای من. حساب روز‌ها از دستم در رفته است. امروز سه بار از کسی پرسیدم چند شنبه است؟ و باز هم فراموش کردم. امشب حوالی ۲۱:۳۰ از خانه زدم بیرون. بچه‌ها را سپردم به مادر همسرم. چادر سر کردم، قاب عکس شما را برداشتم و راه افتادم تا برسم جلوی مسجد. باران نم نم می‌بارید. جمعیت راه افتاده بود، دیر رسیده بودم. به سرم زد از تاریک‌ترین و بلند‌ترین کوچه محله میانبر بزنم تا برسم به انتهای دسته. می‌دانید من سال‌هاست این ساعت توی شهر پیاده جایی نمی‌روم. عشق به شما شجاعم کرده بود انگار. بالاخره رسیدم به انتهای جمعیت. عکس‌تان را بالا گرفتم، خودم را به میانه‌ی جمعیت رساندم‌. الله اکبر که می‌گفتم ترک گوشه لبم می‌سوخت اما بار بعد بلندتر می‌گفتم. رسیدیم هاشمیه ۲۰. همسرم را بین جمعیت پیدا کردم. آقا جمعیت‌مان را خودتان دیدید دیگر نه؟ توی خیابون، توی پیاده رو، وسط بلوار. روی پل هوایی شانه به شانه هم ایستاده بودیم و شعار سر می‌دادیم. ماشین‌ها همه با پرچم‌های الله نشانمان سپر به سپر همدیگر منظم پیش می‌رفتند. داشتیم دعای فرج می‌خواندیم که باران شدت گرفت. و چه وقت خوبی برای استجابت دعا پیدا کردیم. همه شما را دوباره از خدا خواستیم. رجعت شما را با ظهور آقا زیر باران طلب کردیم. باید می‌رسیدم به بچه‌هایم. از جمعیت فاصله گرفتم. تا جلوی در خانه پرچم را بالا نگه داشتم. قاب عکس‌تان را که روی میز گذاشتم احساس کردم حالم از شب‌های قبل انگار کمی بهتر است‌. ‌. @maralane
. به نام آنکه عشق تو را دل من جاودانه کرد. امروز، پنجمین روز فراق است آقای من. هرسال، یکی از شب‌های ماه رمضان خانه ما میزبان جلسه قرآن آقایان محله می‌شود‌. از پنج سال پیش که پدر بزرگم فوت شدند، روز قبل از مراسم می‌رفتم میوه و خرمای تازه سفارش می‌دادم. رنگینک درست می‌کردم و خانه را برای مهمان‌ها آماده می‌کردم‌. به همسرم سفارش می‌کردم حتما موقع تعارف خرما و رنگینک بگوید برای پدربزرگم میرزاصدراله فاتحه بخوانند. امسال، حوالی ظهر رفتم خرمای تازه خریدم. وضو گرفتم. یکی یکی خرماها را برداشتم. رویشان صلوات می‌فرستادم و مرتب می‌چیدیم توی ظرف. رنگینک درست کردم. سماور را روشن و چای را دم کردم. خانه را آماده کردم. موقعی که از در بیرون می‌رفتم به همسرم سفارش کردم موقع تعارف حتما بگوید برای شادی روح رهبر شهیدمان فاتحه بخوانند. آقا جان جلسه امشب خانه‌مان به نیابت از شما برگزار شد. قبولش می‌کنید؟ آقای من ما را به سخت جانی خود این گمان نبود. @maralane .
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. کانال حضرت آقا دارد فیلم‌هایی از ایشان منتشر می‌کند که تا به حال ما ندیده‌ایم... این فیلم هم یکی از همان‌هاست. من به قربان این دعا کردن شما بروم حضرت دلبر 🖤😭 .
. بی‌شرف‌ها سال‌هاست ادعای وطن‌پرستی دارند. بی‌شرف‌ها سال‌هاست شعارشان نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران است. حالا ایران است که دارد برای حفظ خاک‌ش با تمام اعراب منطقه می‌جنگند و وطن‌پرست بودن را به دنیا نشان می‌دهند. @maralane .