#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_اول
#درس۵۱
# از دقیقه۳۵ الی ۴۰:۳۷
👈مسائل اخلاق مال این هرس کردن هاست. شاخههای زائد زدنهاست و این مباحثی که در مسائل اخلاقی فرمودهاند:
این کار را نکنید، آن کار را نکنید، این گناه بشه، این گناه نشه.
اینها برای اینکه این لم و لوارها را کمکم ان شاالله بچینند و این جدول پاک بشود بعد وقتی که انشاءالله رفتیم جلوتر که داریم میریم. رفتیم جلوتر دیگه اونجا لایروبی نمیخواهد. الان اینجا لایروبی میخواهد. وقتی بالاتر رفتیم، هر چه به آن اصل نزدیکتر میشود آب زلالتر میشود دیگر زلال است البته هرچه جلوتر زلالتر:
👈هرچه جلوتر زلالتر، تا میرسد به آن سرچشمه محض.
که آن سرچشمه هم، دیگه محدود به یک متر و ده متر و اینجوری نیست.سرچشمه بینهایت است. وقتی که دیگر رسید میگوید عجب کاری میکردیم، تا الان چرا از این نهر و جویها بین راه ها داشتیم آب میخوردیم. عجب چیز زلالی است.
👈حالا وقتی که رسیدبه آنجا متحیر است که از کدام یک از این زلال ها بخورد.
«اللهم انّی اسئلک من جمالک باجمله و کل جمالک جمیل » وقتی رسید به آن زلال های بینهایت، دیگر تشنگیاش آنچنان میشود که میگه همه رو بده من بخورم. حالا چرا یک ذره ؟ چرا یک مقدار؟ خب، همه را میخواهی بخوری ،یک جانی داری که همه رو جا بدهی؟ معلوم میشود که جان هم ماشاالله وسعت دارد دیگر.
اگر نداشت تشنگی را اعلام نمیکرد، بله ! معلوم است تشنگی خیلی شدید است.
هر کجا هم برود تشنه است هر چه هم بدهند تشنه است، بینهایت تشنه است، به هر کجا هم برسد نمیگوید بس.
👈به هر حقیقتی هم راه پیدا کند، نمیگوید دیگر تمام شده.
بلکه اصلاً تمام پذیری هم ندارد، چرا تمام بپذیرد؟ چرا آدم زود تشنگی را رفع کند؟ حالا این الله الله، این دعاها، این زاری ها، این تضرّعها، این گریهها، این نالهها، این ماه رمضان چه قدر به ما عزت داده، چه قدر دعا آورده گفته داد بکشید، ناله بزنید آه بکشید، بروید سراغ سرچشمه، این بین راهها خیلی این آبهای گلآلود، شیطان هم چکار میکند این پایینی ها دستش برمیآید.
وقتی که آب از آن افق اعلی تنزل کرده و آمده آمده به این پایین.
👈این حالا میآید این پایین پائینی ها بالاها را هی گلآلود میکند، هی گلآلود میکند.
این سر راهم گرفته نشسته و ره زنی میکند نمیگذارد برود بالاتر.
👈اما اگر ماه رمضان عزیز فرمود: بروید بروید.
بله! دعای سحر؛بروید.
دعای ابوحمزه ثمالی؛ بروید.
دعای شریف افتتاح ؛بروید.
راه باز است تا بینهایت هم راه است.
«لا تزیده کثرت العطا الّا جودا و کرما» تازه اینها همهاش در مقام فعل است، نه در مقام ذات.
ذات فوق این حرفها ست.
هرچه میخواهیدبروید.
هیچ جایی هم، اونجا حالا تحیر؛
حالا گاهی کسی تشنه است و در یک بیابان بدون آب است، دنبال این میگردد که یه چشمه ای ، یه جایی می تونه پیدا بکنه؟
این تشنگی را رفع کند ،سرگردان است،
این میشود سرگردانی مذموم، سرگردانی درد ناک.
اما یکی دیگر، نخیر،
👈راه را پیدا کرده رفته، گفتند آقا در دامنه فلان قله، بله آب است. رفته و الحمدلله رسیده چندین چشمه خوب، به هر کدام که نگاه میکند میبیند یکی از دیگری بهتر.
👈میخواهد این را بخورد دلت می خواهد از اونم بخورد. می خواهد از اون دومی بخورد دلش می خواهد از سومی. هم بخورد این آقا هم ،تحیر است. این چه تحیری است؟
مذموم است یا ممدوح؟
ممدوح ؛این خیلی خوب است.
چون رسیده به سرچشمه زلال، حالا میخواهد بخورد دلش میخواد از این هم بخورد از اونش هم بخورد.
👈از اونش هم بخورد مثل اینکه یک چند تا سیب خوشگل زیبا آوردهاند این جلو. وقتی به طرف می گویند یکی از اینها را بردار.
میخواهد این را بردارد فکر می کند اون یکی زیباتر است.
میخواهد او را بردارد می گوید آن یکی زیباتر است.
دوباره برمیگردد در این وسط متحیّر است.
این متحیر مذموم است یا ممدوح؟ ممدوح است
👈دیگر تشنگیاش آنچنان است، که از هر کدام می خواهد بخورد دلش میخواهد همه را یکسره بخورد. عجب هم تشنهای است؛ میخواهد همه را یکسره بهش بدهند بخورد.
میفرمایند همین جور کم کم، بخور همه هم در خدمت هستند .علیایحال، خب حالا،
درست تصفیه و لایروبی شود مجرای آب حیات؛
تا این جا میگفتیم برود و بخورد. نخیر؛
نه، به جایی برسد که نه ،تمام سیراب ها هم بیایند در خانه او بگویند بده ما بخوریم. بله!
یک مجرا بشود.
👈مقام محمود پیدا بکند.
مقام محمود، آن مقامی است که؛ تمام فیوضات حق، از این کانال ریزش بکند.
__________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
دروس معرفت نفس
استاد صمدی آملی
پست 9⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-024.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه بیست و چهارم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-025.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه بیست و پنجم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_اول
#درس۵۱
از دقیقه ۴:۳۷ تا آخر
👈مقام محمود، یعنی همانند یک فوارّه ای تمام فیوضات را در سراسر عالم پخش میکند.
آنچنان این جدول پر از آب است که همه دوست دارند از این بخورند. و می شود به اینجا رسید؟ بله، رفته خودش رفع تشنگی کرده؛ و نسبت به آن مقداری که دیگران تشنه اند ایشان خیلی سیراب شده اما نسبت به آنکه جانش وسیعتر شده؛ هنوز تشنه است.
باشه، اما علیایحال ، برای همه این مادون هم یک کانال وجودی شده که همه می آیند از این مجرای آب حیات ،از این مجرای آب حیات، جناب خضر عزیز، بله! این دعای کمیل! از مجرای آب حیات ایشان، سرچشمه گرفته و آمده تا از محضرش بهره برداری می کنیم و امیر المومنین صلوات الله علیه اومده دست جناب کمیل را گرفت و فرمود بیا از این مجرای آب حیات آب بنوش.
خیلی خب،
😄همین اندازه حرفهای ظاهری و مجلای ذات و صفات میگردد، به، و مجلای ذات و صفات میگردد که انسان در مقام ذاتش، صفاتش، افعالش، به وزان ذات حق، صفات حق، افعال حق است.
👈 فعلت را که خوب بشناسی فعل حق را خوب شناختید
👈 صفاتت را خوب بشناسی صفاتش را خوب شناختی
👈 ذاتت را خوب بشناسی ،ذاتش را خوب شناختی، ذاتشم میشناسی
👈 بله! یک کسی بفرماید من ذاتم را خوب شناختم.
هر چه کردند بیش از صد تا تعریف در رابطه با نفس کردند، آخرش هم خواستند بالاخره یک چیزی خوب نشان بدهند. نشد ،بله صد تا تعریف کردن که چهل تا تعریفش، تعریف اساسیاست ....
تعریفش باز از همه اساسی تر است.
👈هر چه کردند آقایان خواستند این حقیقت نفس، این واقعیت نفس، این ذات نفس، این را بفهمانند که آقا این چی هست بالاخره؟ آخرش هم گیر افتادهاند هم نشد.
میگویند :«نفس ،اونی هست که مقام تجرد داشته باشد»
اونی هست چیه؟
او نی هست چیه؟
👈 نفس اونی ست که مقام تجرد پیدا کند.
اونی ست چیه؟ لفظ ندارند همه توی آن گیر افتادهاند، هیچ لفظی ندارند جز اینکه فقط بگویند :«هو»
قربان آن« هو ی اولی »
خب پیاده فرمودند قربان آن« هوی اولی»
تمام اینها همه را جمع بفرمایید در همان «هو» بریزید؛ همه راهحل کرده رفته .
بله! همین مقدمه، این پیشگفتار هم، خودش باز یک پیشاهنگ دارد.
اون پیشاهنگ اش هو است.
این« هو» همه را غرق میکنه، بالاخرع همه گیر میافتیم ،مجبوریم ؛
فقط یک لفظ است دیگر ،هوست، دیگر
👈حالا چه میدونیم ، اوست ،چه میدونیم چیه ؟
این دفتر، شایستگی لوح محفوظ شدن کلمات نوریه، شئون حقایق اسما و شئون رقایق ظلیه، آنها را داراست .
خب حالا خسته شدید اینها هم حرف شریف های سنگین و انشاءالله ذات اقدس اله دلهای ما را آماده بفرماید برای پذیرش همه حقایق نوریه اش.
«دفتر حق است دل به حق بنگارش
نیست روا پر نقوش باطله باشد »
______________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
دروس معرفت نفس
استاد صمدی آملی
پست 🔟
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-026.mp3
زمان:
حجم:
5.7M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه بیست و ششم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-027.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه بیست و هفتم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه دوم از جلد دوم کتاب
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_دوم
#درس۵۱
⏳از دقیقه اول تا ۵:۰۷
اعوذ بالله من الشیطان رجیم
بسماللهالرحمنالرحیم
درس پنجاه و یکم
کجا رفتیم بیا ای از نظر دور
که ما را سوخت اندوه جدایی
👈 یک تلخیصی از مطالب جلد اول به عرض برسانیم در مسائل جلد اول یک طرح بحثی را با جناب آقایان سوفسطائیان داشتیم که آنها قائل بودند در عالم هیچ حقیقت و واقعیتی نیست و غیر از ما هم هیچ موجودی وجودی ندارند و حقیقتی ندارند همه هیچ است و پوچ.
👈و بعضی از این طوائف تا اینجا را می آمدند از باب اینکه من می اندیشم پس من هستم اثبات خود میکردند و اثبات اندیشه خود میکردند ولی اینکه این اندیشه و علم اینها معلوم خارجی داشته باشد که بیرون از اینها هم چیزی باشد که معلوم اینها قرار بگیرد این معلوم را انکار میکردند با اینکه یک بحث با اینها گذشت در آن بحث هم به آن نتیجه رسیدیم که ما واقعیت و حقیقت داریم.
👈در اینجا یک بیانی را از مرحوم علامه طباطبایی علیه رحمه هست که در همین محدوده خلاصه بخش اول کتاب شریف معرفت نفس آن بیان را یک مقدار بهش نزدیک می شویم.
👈مرحوم علامه طباطبایی میفرمایند که ما با آقایان سوفسطایی ها راهی که برای دفاع از آنها داریم این راه رسیدن به مسئله اصل الواقعیت تعبیر شد تعبیر شریفشان این است که اصل واقعیت را که ما در نظام عالم یک واقعیتی داریم حقیقتی داریم این را هیچ شعور و ادراک هیچ دارای شعور و ادراکی نمیتواند انکار کند و به تعبیر شریف ایشان (و نجد کل ذی شعور مضطرا الی اثبات ها) هر کسی که دارای ادراک و فهم است مجبور است که اصل واقعیت را قبول کند یعنی او راهی ندارد جز اینکه اصل واقعیت را اثبات کند حالا بیان شریفشان این هست، بعد میفرماید به اینکه این اصل واقعیت هرگز بطلان نمی پذیرد که یک سوفسطی یا غیره سوفسطی بیاید بگوید ما واقعیت نداریم.
👈چرا؟
( و هی لا تقبل البطلان و رفع لذاتها) او هرگز بطلان پذیری ندارد یعنی همین که یک کسی بگوید که عالم هیچ است و پوچ و ما واقعیتی نداریم به تعبیر شریف ایشان (حتی ان فرض بطلانها و رفعها مستلزم لثبوتها و وضعها) همین که این آقای گوینده گفت ما واقعیت نداریم همین این خودش اثبات واقعیت هست.
👈چون ازش میپرسیم اینکه میگویی اصلاً جهان واقعیت ندارد آیا واقعاً می گویی واقعیت ندارد؟! یا نه همین طوری بدون فکر بدون اندیشه بدون اینکه حرفت واقعیت داشته باشه همچین حرفی میزنی؟
👈 اگر واقعاً بگی که واقعیت نداره این خودش اثبات واقعیت شد که! چون میگوی واقعا میگویم که جهان واقعیت ندارد پس جهان واقعیت دارد یا واقعیتی داریم منتها جنابعالی فرض بفرمایید که من هنوز نفهمیدم که آن واقعیت چیه نه اینکه واقعیتی نیست چون همین که گفتی نیست. و واقعا نیست این خودش اثبات اوست که (مستلزم لثبوتها و وضعها)
__________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
دروس معرفت نفس
استاد صمدی آملی
پست 1⃣1⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-028.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه بیست و هشتم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-029.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه بیست و نهم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه دوم از جلد دوم کتاب
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_دوم
#درس۵۱
⏳ از دقیقه ۵:۰۷ الی ۱۰:۰۰
👈اگر یک کسی ادعا بکند که ما اصلاً واقعیت نداریم نه الان نه در هیچوقت این میفرماید لازمهاش این است که ایشان بفرماید واقعاً میگویم که اصلاً واقعیتی نداریم نمیشود.
👈چون بالاخره بهش میگوییم
حرف پوچ میزنی
یا حرف واقعی میخواهی بزنی.
👈 همین که گفت نه من حرفم واقعاً میخواهم بگویم که ما هیچ واقعیتی نداریم یعنی این خودش اثبات آن واقعیت، پس تعبیر شریفشان این هست که: ما اصل واقعیت داریم این یکی، و تعبیر شریف شان این هست که اگر یک سوفسطی بگوید نخیر اصلاً جهان آنچه که ما میگوییم همه وهم است و خیال او هیچ چیز نیست و یا آن چیز که من میگویم شک دارم به اینکه غیر من واقعیات بیرونی هستند من نمیدانم، فکر نمیکنم باشد
👈 باز (و عنده الاشیا موهومه الواقعه و الواقعیه مشکوکه الواقعا) بازهم باید بگوید من واقعاً در رابطه با واقعیت اشیاء شک دارم من واقعاً میخواهم بگویم که اشیاء وهمی است و هیچ واقعیت ندارند و این حرف را از روی واقعیت میزنم و نه از روی پوچی و نه از روی اینکه خود این حرف پوچ باشد نه واقعاً میگویم که واقعیتی نیست و میفرماید همین که میخواهی بگویی که او نیست او پس هست شد این طرف راهی ندارد جز اینکه قبول کند واقعیتی هست
👈پس سوفسطی هر کاری بکند نمیتواند واقعیت را از نظام احسن عالم بردارد (و اذا کانت اصل الواقعیه لاتقبل العدم و البطلان لذاتها) وقتی اصل واقعیت داشتن این عالم و اصل واقعیت داشتن واقعیت یک چیزی بود که نه بطلان می تواند بپذیرد چون همینکه بخواهی و باطلش کنی اثباتش کرده ای، همین که بخواهی درش شک کنی اثباتش کردی، همین که بخواهی او را نفیش کنی اثباتش کردی، و به تعبیر دیگر حتی او را ثابت هم نمیتوانی بکنی.
👈 یک کسی بگوید حالا من بخواهم اصل واقعیت را اثبات کنم اینش را هم توان نداری و این بخواهد اثبات بکند واقعاً میخواهد اثبات کند پس خود اون اثبات او را هم این واقعیت گرفته، امکان فقری، (فهی واجبه به ذات) حالا چه قدر جرقه گرفته همین که میخواهی اثباتش بکنی نمیتوانی نفیش هم بخواهی بکنی نمیتوانی بخوای شکش هم بکنی نمیتوانی به فخرالسادات:
ایون اجتماع نقیضین محال هست در مسائل علمی اگر اول الاوائل هست اصل الواقعیه اصل تحقق یک حقیقتی در حقیقت عالم و واقعه عالم این یک چیزی هست که هرگز نه برداشتنی است نه شک کردنی است نه اثبات شدنی است هیچی بر نمیداره(فهناک واقعیه واجبه بذات) پس حتماً یک واقعیتی هست
👈(و الأشیاء التی لها واقعیت مفتقره الیها فی واقعیتها قائمه الوجود بها) و اگر میگوییم دیگرانی هم هستند به خاطر اینکه متن ذات دیگران را ان واقعیت گرفته همه در متن ذات بهش محتاجند ( و من هنا یظهرا للمتعمل ان اصل الوجود واجب بذات ضروری عند الانسان )
👈این معلوم میشود که اصلاً اصل وجود واقعیت، اصل تحقق، اصل واقعیت، اصل واجب تعالی برای همه روشن روشن و هیچ دلیل هم نمیخواهد و حالا این تعبیر شریف ایشان که (والبراهین مثبته عنده تنبیهات بالحقیقه)آنچه که در کتابهای علمی بهعنوان برهان برای اثبات وجود خداوند اقامه کردند اینها هم جنبه تنوع دارد وگرنه هیچیک از این براهیتن اثبات نمیکند چون به محض اینکه بخواهد اثبات کند میگوییم آقای برهان تو میخواهی اثبات بکنی حقیقتاً؟ میخواهی اثبات بکنی واقعاً ؟ یعنی واقعاً میخواهی خدا را اثبات کنی خب این واقعاً رو از کجا میاری؟
__________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
دروس معرفت نفس
استاد صمدی آملی
پست 2⃣1⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54