m2s1-029.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه بیست و نهم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه دوم از جلد دوم کتاب
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_دوم
#درس۵۱
⏳ از دقیقه ۵:۰۷ الی ۱۰:۰۰
👈اگر یک کسی ادعا بکند که ما اصلاً واقعیت نداریم نه الان نه در هیچوقت این میفرماید لازمهاش این است که ایشان بفرماید واقعاً میگویم که اصلاً واقعیتی نداریم نمیشود.
👈چون بالاخره بهش میگوییم
حرف پوچ میزنی
یا حرف واقعی میخواهی بزنی.
👈 همین که گفت نه من حرفم واقعاً میخواهم بگویم که ما هیچ واقعیتی نداریم یعنی این خودش اثبات آن واقعیت، پس تعبیر شریفشان این هست که: ما اصل واقعیت داریم این یکی، و تعبیر شریف شان این هست که اگر یک سوفسطی بگوید نخیر اصلاً جهان آنچه که ما میگوییم همه وهم است و خیال او هیچ چیز نیست و یا آن چیز که من میگویم شک دارم به اینکه غیر من واقعیات بیرونی هستند من نمیدانم، فکر نمیکنم باشد
👈 باز (و عنده الاشیا موهومه الواقعه و الواقعیه مشکوکه الواقعا) بازهم باید بگوید من واقعاً در رابطه با واقعیت اشیاء شک دارم من واقعاً میخواهم بگویم که اشیاء وهمی است و هیچ واقعیت ندارند و این حرف را از روی واقعیت میزنم و نه از روی پوچی و نه از روی اینکه خود این حرف پوچ باشد نه واقعاً میگویم که واقعیتی نیست و میفرماید همین که میخواهی بگویی که او نیست او پس هست شد این طرف راهی ندارد جز اینکه قبول کند واقعیتی هست
👈پس سوفسطی هر کاری بکند نمیتواند واقعیت را از نظام احسن عالم بردارد (و اذا کانت اصل الواقعیه لاتقبل العدم و البطلان لذاتها) وقتی اصل واقعیت داشتن این عالم و اصل واقعیت داشتن واقعیت یک چیزی بود که نه بطلان می تواند بپذیرد چون همینکه بخواهی و باطلش کنی اثباتش کرده ای، همین که بخواهی درش شک کنی اثباتش کردی، همین که بخواهی او را نفیش کنی اثباتش کردی، و به تعبیر دیگر حتی او را ثابت هم نمیتوانی بکنی.
👈 یک کسی بگوید حالا من بخواهم اصل واقعیت را اثبات کنم اینش را هم توان نداری و این بخواهد اثبات بکند واقعاً میخواهد اثبات کند پس خود اون اثبات او را هم این واقعیت گرفته، امکان فقری، (فهی واجبه به ذات) حالا چه قدر جرقه گرفته همین که میخواهی اثباتش بکنی نمیتوانی نفیش هم بخواهی بکنی نمیتوانی بخوای شکش هم بکنی نمیتوانی به فخرالسادات:
ایون اجتماع نقیضین محال هست در مسائل علمی اگر اول الاوائل هست اصل الواقعیه اصل تحقق یک حقیقتی در حقیقت عالم و واقعه عالم این یک چیزی هست که هرگز نه برداشتنی است نه شک کردنی است نه اثبات شدنی است هیچی بر نمیداره(فهناک واقعیه واجبه بذات) پس حتماً یک واقعیتی هست
👈(و الأشیاء التی لها واقعیت مفتقره الیها فی واقعیتها قائمه الوجود بها) و اگر میگوییم دیگرانی هم هستند به خاطر اینکه متن ذات دیگران را ان واقعیت گرفته همه در متن ذات بهش محتاجند ( و من هنا یظهرا للمتعمل ان اصل الوجود واجب بذات ضروری عند الانسان )
👈این معلوم میشود که اصلاً اصل وجود واقعیت، اصل تحقق، اصل واقعیت، اصل واجب تعالی برای همه روشن روشن و هیچ دلیل هم نمیخواهد و حالا این تعبیر شریف ایشان که (والبراهین مثبته عنده تنبیهات بالحقیقه)آنچه که در کتابهای علمی بهعنوان برهان برای اثبات وجود خداوند اقامه کردند اینها هم جنبه تنوع دارد وگرنه هیچیک از این براهیتن اثبات نمیکند چون به محض اینکه بخواهد اثبات کند میگوییم آقای برهان تو میخواهی اثبات بکنی حقیقتاً؟ میخواهی اثبات بکنی واقعاً ؟ یعنی واقعاً میخواهی خدا را اثبات کنی خب این واقعاً رو از کجا میاری؟
__________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
دروس معرفت نفس
استاد صمدی آملی
پست 2⃣1⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-030.mp3
زمان:
حجم:
7M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه سی ام از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-031.mp3
زمان:
حجم:
4.7M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه سی و یکم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه دوم از جلد دوم کتاب
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_دوم
#درس۵۱
از دقیقه ۱۰الی ۱۵
______________________________
👈این حرف مرحوم علامه دیگر عروج گرفته است، می فرماید:
اصلاً خداوند را نمیشود برایش دلیل اقامه کرد، که او را اثبات کنیم. اصلا دلیل برنمیدارد. این واقعاً همین که خواستی دلیل اقامه کنی از راه نظم، ناظم ثابت بکنم، واقعا می خواهی از راه نظم، ناظم ثابت بکنید؟ این واقعا را از کجا آوردی؟ نه واقعاً نمیخواهی اثبات کنی، پس این هیچ نمی خواهی قرآن را اثبات کنی! پس برهان نشد.اگر واقعا می خواهی از راه نظم پی به ناظم ببری ؟!پس قبل از اینکه آمده واقعا،واقعا تو را گرفته.
🔸و لذا ایشان فرموده است که: اصلاً ذات تبارک و تعالی اثباتپذیر نیست.
ولی حالا این سوالهایی که در ذهنها گاهی هست عزیزان می گفتیم، دقت بفرمایید. جلوتر رفتیم این سوال ها جمیعش همین است. دیگه از این به بعد کسی سوال نفرمایید به که حالا ما خدا رو چطوری اثبات بکنیم؟
چه طوری اثبات بکنیم ندارد. تا گفتیم: میخواهیم اثبات بکنیم، سوال می آید جلو، می گوید واقعاً میخواهی اثبات بکنید؟ اگر نه واقعاً نمیخواهی اثبات بکنی که هیچ. برهان تو اثبات نشده، و اگر واقعاً میخواهید اثبات بکنید قبل ازاین که برهان تو بیاید،آن واقعا آمده است،اثبات نمی خواهد!
👈 خوب این حرف این بزرگوار جناب علامه طباطبایی است. این یک گفتگواست. بحث از درس دوم به بعد، این بحث ادامه پیدا می کند، مطلب شروع میشد و حضرت آقا هم با بیانات شیوای خود این حرفها را جا انداختند. بعد از اینکه این واقعیت روشن شد، آنگاه یک درگیری و یک بحثی وجدلی با جناب آقایان مادیین آغاز می شود. مادی مثل سوفسطایی نیست، که بگوید ما واقعیت نداریم. او می گوید ما واقعیت داریم، حالا یک جملهای را ما قبلاً از آقایان سوفسطایی دفاع می کردیم، بله! ذهن عزیز آقایان هست که یک جملهای از آقایان به این دفاع میگفتیم. این هم به اندازه خودشان آدم های کمی نبودند. اما اگر اینها یک کسانی بودند که آدمی بزرگ بودند، خیلی از این که بههیچ وجه نمیشد آدم حرف از اینها بردار، این توجیه را ما برای اینها میکردیم. ولی چکار کنیم که آنها ایناندازه شخصیت ندارد که این حرف بلند را به دفاع از آنها بزنیم.
👈و این حرف بلند را هم، جناب ابن عربی رحمته الله علیه زده است. فرموده است: نکند، نکند این آقایان که گفتند: عالم همه هیچ است و پوچ، هیچ واقعیتی نداریم، هیچی نداریم، این بیچارهها زبانشان کوتاه بود و نمیتوانستند این حرف دلشان رابیرون بریزند. مجبور بودند در قالب چند لفظ بیرون بدهند و این الفاظ افتاده بود این طرف، آن طرف،تا بالاخره مکتب سوفسطی گری شده است. که اصلاً این آقایان میخواهند این حرف را بزنند که کسی بگوید: «من چون میاندیشم پس من هستم و دیگران نیستند» یا یکی اصلا جلوتر برود و بگوید همه هیچ است و پوچ.
👈یعنی واقعاً اینها یک مقدار عقل داشتند، یک مقدار فکر داشتند، بخواهند تا این جاها را بگویند یا می شود از آنها دفاع کرد. که حالا اگر دفاع آنها را برسانیم به بیان صدرالمتالهین که این ها می خواهند بگویند: همه هیچ است و پوچ.یعنی هیچ کدام استقلال وجود ندارند.از این تعبیرات شریفی که دارند، اگر بگوییم که این ها این اندازه، آدم های خیلی خیلی بزرگی نیستند که ما نتوانیم از حرفشان دست بر داریم.
👈اگر این حرف را آقای افلاطون می زد، ما قطعا برایش راه می گرفتیم. افلاطون بفرماید: که کل عالم همه هیچ است و پوچ.می گفتیم حرف درست است.
👈اما چه کنیم که این ها این حرف را زدند و نمی شود مطابق شأن اینها این طور معنای بلند برای آن کرد. این هم حرف سوفسطی گری هست؟
_____________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
دروس معرفت نفس
استاد صمدی آملی
پست 3⃣1⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
ORF32.mp3
زمان:
حجم:
14.7M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه سی و دوم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-033.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه سی و سوم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه دوم از جلد دوم کتاب
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_اول
#درس۵۱
⌛️از دقیقه ۱۵الی۲۰
__________________________
⏪صاحب حرف چون بلند، حرفش هم خیلی خوبه. نکنه این آقایان سوفسطی گری در اون درون یک چنین مطلبی را داشتند، حالا این بیچارهها به همین مقدار زبانشان را آوردهاند که آقا ما در عالم هیچی نداریم، هیچ است و پوچ و بعد هم شده بهعنوان یک مکتب سوفسطی گری و همین جور الان ادامه پیدا کرده تا به اینجا رسیده.
⏪ یک چنین دفاعی یک چنین مطلبی هم در مورد حرف آن آقایان از بزرگواران از اساتید ما مطرح هست. و این دفاع هم بیریشه نیست. دفاع با ریشهای هست.
⏪منتها خوب دهن این آقایان برای این حرف، البته این دهان آن اندازه نیست که این حرف در آن دهن ها بگنجد اگر صاحب حرفی مثل دهن های اینجوری پیدا کنیم این حرفها خوردش میدهیم. بعد از این بحث، بحث دیگر با آقایان مادیون پیش می آید. آقایان مادیون در سه بخش با ما همراه هستند تا یک حدی منتها ما در هر سه بخش ادعای سنگینی داشتیم و آن این هست که ما در بحث قبل به عرض رساندیم ما اگر میخواهیم وارد بحث بشویم وارد مطالب بشویم باید سه تا بخش را مختوم الامر بگیریم:
1⃣⏪مایی هستیم
2⃣⏪عالمی هست بیرون از مایی هستند
3⃣⏪ ما میتوانیم بیرون از خود را هم بفهمیم
⏪اگر ما هر یک از این سه بخش را در ابتدای کار بحث نپذیریم، در ادامه بحث با هر کسی بخواهیم بنشینیم به مشکل برمیخوریم.
مادی هر سه تا را میپذیرد، میگوید ما هستیم، قبول داریم، غیر از ما دیگران هم هستند قبول داریم ما میتوانیم آنها را هم بفهمیم این را هم قبول داریم اما ما میگوییم علاوه براینکه این مقدار میفرمایید بالاتر از اینها هم داریم، چرا؟ ما هستیم و تمام هستی ما این بخش مادی ما نیست بلکه ما یک حقیقت مافوق این داریم که تازه این نسبت به آن حقیقت خیلی در یک مرتبه پائینی هست آن مجرد هست.
⏪ آقای مادی میگوید من این را نمی پذیرم! بله من هستم شما هستید اما من و شما هر چه هستیم همین جسمیم همین بدنیم همین فعل و انفعالاتیم، همینیم. دیگه غیر از این ما نیستیم ولی ما اینجا از آنها فاصله میگیریم،
نخیر ما هستیم و حقیقت ما غیر از اینی هست که میبینید نه غیر به معنای دوئیت کذایی نه، غیر به معنای اینکه این خیلی پایین هست و من فوق اینم او تا اینجایش را آمده، اما در این گردنه مانده.
2⃣⏪دوم او میگوید خارج هم هست ما هم میگوییم هستیم اما او میگوید خارج هر چه هست مادی است ما تا اینجا را هم باهاش اومدیم که نخیر یک بخشی از خارج مادی هست قبول اما همه خارج مادی نیست برای اینکه خارج به غیر از ما خیلی موجودات هستند که آنها هم مافوق مادهاند آقایون مادی تا اینجاش آمده اما در این گردنه گیر کرده در این دو گردنه گیر کرده،
3⃣⏪ مادی میگوید بله مایی که مادی هستیم بیرونی که ماده هست ما میتوانیم بیرون خودمان را بشناسیم ما مثل سوفسطی نیستیم که بگوییم بیرونی نیست و هیچ است و پوچ.
نه هست ما مثل دیگران نیستیم که بگویند ما بیرون را نمیفهمیم نه میفهمیم منتها هم بیرون ماده هست، هم ما ماده ایم، و هم فهمیدن ما مادی است،. اما سه تا ادعای بزرگ داریم نخیر ما هستیم و فوق ماده ایم بیرون هست فوق ماده هم دارد ما هم میفهمیم و در علم مان هم فوق علم، علم ها داریم:
🔰علم مثالی داریم
🔰علم عقلی داریم
🔰ادراکات فوق عقل داریم و هکذا.
⏪این خلاصه بخش های اول معرفت نفس. حالا در این جلد دوم که الان درس اولش را در محضرش هستیم میفرماید که حالا آن خاطره شد ما هم میخوانیم از باب اینکه بالاخره ذهن منتقل میشود به ان سال ها:
🔸کجا رفتی بیا ای از نظر دور
🔸که ما را سوخت اندوه جدایی
⏪ امروز اول ماه مبارک رمضان ۱۳۹۸ هجری قمری برابر با ۱۵ مرداد ۱۳۵۷ هجری شمسی هست که باز توفیق تشکیل جلسه درس و بحث و حلقه انس و ذکر یافتهایم.
______________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد
پست 4⃣1⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-034.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه سی و چهارم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-035.mp3
زمان:
حجم:
5.6M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه سی و پنجم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_دوم
#درس۵۱
از دقیقه ۲۰الی۲۵
______________________________
⏪از دروس گذشته بحث شروع می فرمایند از دروس گذشته نتیجه گرفتیم که تا کنون سه قسم موجود واقعی حقیقی یافتیم.
🔰 یکی ماده محض که جسم و جسمانی از آن ترکیب شده
🔰و دیگر صور علمیه عقلیه که مجرد و مطلق و عاری از ماده و احکام ماده است
🔰و دیگر صور خیالیه که مقید به مقدار و شکل است و مانند صور عقلیه مجرد نیست که الان بحث او را در این شروع میفرماید.
⏪خوب این بحث تا به اینجا رسید براساس آن نظمی که به عرضتان رساندیم این بحث قبل از اینکه تا به این مقام میرسیدیم در جلد اول باز کارمان با آقایان سوفسطایی تمام کردیم. بعد از آن آمدیم با آقایان مادی ها به بحث نشستیم، تقریباً از آنها فاصله گرفتیم تا اینجا ولو آنکه آقای مادی در سه تا گردنه گیر کرده. هم در مجردات بودن عالم گیر کرده، هم در تجرد علم کرده و هم در تجرد معلوم گیر کرده. ولی او در اقامه کردن برهان خیلی آقای مادی سختی ندارد، چون ما هر سه تا برهانی که میخواهد اقامه بکند ما قبول داریم خیلی مشکل نداریم. او میگوید ما هستیم یک بدنی داریم همین ظاهر ماست ما بدن را قبول داریم حالا میگه حالا که قبول داری مافوق این را که من قبول ندارم تو بنشین برهان اقامه کن به من ربطی ندارد. پس ما یک سختی برهان اینجا روی دوش گرفتیم.
⏪ مادی می گوید شما مگر قبول ندارید که ما بیرون را میفهمیم، میگوییم بله، آن هم میگوید خب ما هر چه بیرون میفهمیم همین حسی هست شما میفرمایید غیر حسی هست یک برهان های باز شما به دوش بگیرید دو جا ما باز بار برهان باید به دوش بگیریم، ۳_ مادی میگوید بیرون هست مگه شما قبول ندارید؟ می گوییم چرا اینها هستند. آسمان ها، زمین هست میگوییم خب هر چه از همین هااست دیگه باز ما مجبوریم که آن بار سوم تجرد را هم به دوش بکشیم یعنی ما در این مسیر تکاملی مان سه تا بار سنگین روی دوش داریم و مادی به خاطر اینکه تنپرور هست هر سه تا بار را همین اول گردنه از بالای دوشش گرفته گذاشته پایین گفت من جانم راحت همینجا می ایستم شما برید. خیلی خب ما میرویم هیچ ضرری هم نمیکنیم نه تنها ضرر نمیکنیم بلکه میرویم بالا به ایشان هم میگوییم تو هم بیا حالا ببین اینجا چه خبر! بله؟
⏪ ما میگوییم
🔰هم عالم مجرد است یک
🔰 هم معلوم مجرد است دو
🔰 هم علم مجرد است سه.
در هر سه بخش با این بزرگواران فاصله میگیریم. این هم نظم ثنایی است. تا اینجای بحث وقتی وارد این بخش سوم و پله سوم که گردنه بالا است خب حالا چطور علم مجرد است، چطور آقای عالم که نفس ناطقه است مجرد است، چطور معلوم که موجودات غیر مجرد هستند آنها هم نکردند. اینها را باید از کجا اثبات کرد. دو تا برهان فرمودند:
1⃣برهان صور علمیه بود در درسهای ۴۶،۴۷از صور علمیه استفاده فرمودند که ما، صور علمیه ما مجرد است. چندین جلسه بحثش ادامه پیدا کرد. وقتی صور علمیه که مجرد شد این صور علمیه وعایی می طلبند. از این کانال وارد تجرد نفس ناطقه شدند. و این را اثبات فرمودند که صور علمیه مجرد است آن دارنده صور علمیه چی؟ آن نباید مجرد باشد. بله اینجا فرمودند که دارنده صور علمیه هم مجرد است.خیلی خوب. حالا صور علمیه را این نفس خودش مستقلاً دارد بله؟ این یک گردنه بسیار سنگینی است که در درس های قبلی یادم هست که قبل از اینکه به درس و اینها برسیم، آنجا این بحث را داشتیم که معطی علم کیه؟ کی علم می دهد؟ این صور علمیه را کی می دهد؟ آیا خود نفس انسان در انشا این صور مستقل است؟ اینکه مشکل می شود که.آن وقت در بحث سهو و نسیان و فراموشی خیلی دچار مشکل می شدیم. از اینجا بحث نفس الامر پیش می آمد که تقریبا حرفهای زیادی در رابطه با آن زده شد. که این نفس ناطقه حالا اگر ما در ابتدای راه آمدیم، کم کم گفتیم که این چشم که دارد می بیند، آقای بیننده چشم نیست، یک حقیقت دیگری است. حالا آن حقیقت دیگر را ما به آن نفس ناطقه می گوییم. ما عقل می گوییم، ماجان می گوییم. هر تعبیری که بخواهیم بکنیم بالاخره یک حقیقت دیگری داریم که از کانال این چشم آن می بیند.
______________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
پست5⃣1⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54