چنان وامانده شد واژه ، برای شرحِ حالِ من
که دیگر وصفِ حالم را عبارت برنمیدارد . .
و عزیزِمن؛
هر شب ز فراق طُ میسوزم و خاکستر میشوم!
و این اُمید وصال است که مرا دوباره احیاء میکند .
همان چیزی که تاکنون مرا زنده نگه داشته است...