مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
از بیانات رهبر انقلاب، این دو بخش برای من بسیار جالب توجه بود: 1⃣ فرمانده کل قوا همچنین بر تقویت مع
روزی هزار بار تکرار کنیم چیزی که ظریف را ذوقزده میکند، رفتن در پازل نظم آمریکایی است. پس استقبال او از هر امری، یعنی فرو رفتن درون این نظم درحال فروپاشی. طرح ما برای نظم جدید چیست؟ رهبر انقلاب مشخصا روی وحدت ساحات ایستاده است. وحدت ساحات هم با پیمان مکه و همراهی با "صحیفهی ملعونه" تفاوت دارد.
دوستان حتما توجه دارید که شورای عالی امنیت ملی و هیچ کجای دیگری منتظر نظر ما در موافقت یا مخالفت با "ساخت و نگهداری و استفاده از بمب اتم" نیست😃.
پس ما چرا فَک میزنیم؟
چون همانطور که برخی نظرشان این است باید بمب اتم ساخت چون ترامپ گفته اگر ایران بمب داشت من با آنها حرف میزدم و نمیجنگیدم، ما هم نظرمان این است که هر مقصد و مقصودی از مسیری میگذرد و طرح انقلاب اسلامی چیزی است که همخوان با بمب اتم نه به مثابهی صرف یک سلاح جنگی، که به مثابهی تجلی عینی نوعی از اراده معطوف به قدرت نیست.
همانقدری که آن دوستان آزادند نظر بدهند و افواه عمومی را ابزار فشار بر حاکمیت کنند، ما هم آزادیم نظر بدهیم. مگر اینکه ارادهی معطوف بهقدرتشان ضمن برچسبهای مقدس اجازهی نظر دادن را هم سلب کند. بگذریم.. القصه که رهبر شهید فتوای روشنی داشت و پاسخش به کسانی که میگفتند بمب اتم تنها راه ایجاد بازدارندگی است هم این بود: "در دنیای امروز، امنیت، پدیدهای مشترک و غیرقابل تبعیض است. آنها که سلاحهای ضد بشریت را در زرادخانههای خود انبار میکنند، حق ندارند خود را پرچمدار امنیت جهانی قلمداد کنند. این - بیشک - نخواهد توانست امنیت را برای خود آنها به ارمغان آورد. امروز با تأسفِ فراوان دیده میشود که کشورهای دارندهی بیشترین تسلیحات هستهای، ارادهای جدّی و واقعی برای حذف این ابزارهای مرگبار از دکترین نظامی خود ندارند و آن را همچنان عامل رفع تهدید و شاخصی مهم در تعریف جایگاه سیاسی و بینالمللی خود میدانند. این تصور، به کلّی مردود و مطرود است. سلاح هستهای نه تأمینکنندهی امنیت و نه مایهی تحکیم قدرت سیاسی است، بلکه تهدیدی برای این هر دو است." (پیام برای اجلاسیه سران جنبش عدم تعهد؛ ۹ شهریور ۹۱)
طبعا توجه دارید که مطالبهی ساخت بمب اتم یعنی خامنهایِ شهید اشتباه میکرد که فکر میکرد بمب اتم امنیت نمیآورد. ما اکنون در نقطهای هستیم که شاهدیم اتفاقا امنیت میآورد. دستکم ممکن است بگویید این حرف مال آن زمان بوده و اکنون کهنه و مندرس شده و حرف جدید باید به اقتضاء ضرورتهای اکنون باشد. اینجا تنها راه چاره انتظار است تا رهبر رشید دیدگاه خود را بگوید [هرچند حتی درصورت وجود صراحت هم برخی تفسیر خواهند کرد؛ مگر علی الاصول را تفسیر نکردند؟]. تا آن زمان که دیدگاه رهبر رشید صراحتا بیان نشده، بیایید حرفهای یکدیگر را تحمل کنیم؛ بهویژه میدانیم اعضای شورای امنیت ملی بنابر نوشتههای کانالهای ما در ایتا تصمیم نمیگیرند😃.
پرسش بعدی اینکه آیا آخرش آمریکا بمب اتم به ما نمیزند؟ شاید بزند. من که اصلا بعید نمیدانم. آیا نباید جلویش را گرفت؟ قطعا باید چنین کرد. از چه مسیری؟ اختلاف همینجاست؛ در نقطهی تعیین مسیر. دکترین بومی ما چه بوده و چه هست؟ همین را دوستان درست توضیح بدهند، بدون آسمان- ریسمان بافتن. ما نیز استفاده خواهیم کرد و اگر نقدی و ایرادی بود خواهیم گفت. همین!
#بمب_اتم
@Masihane
امام رشیدِ ما اینجا درحال روایت تاریخ است. در این روایت ارادهی مردم برجسته است. اگر این نوع بازخوانی ارادهی مردمی را در این اوقات سراسر جنگی، به حساب تعارفات معمول نمیگذارید، نسبت خود را با این #دستگاه_محاسباتی بسنجید!
@Masihane
هدایت شده از مدرسه تاریخاندیشی قصص
🔰ضرورت دکترین بومی
حوالی دهه ۴۰ شمسی، در روزهایی که بریتانیا در حال خروج از خلیج فارس بود، منافع غربیها در منطقه بدون محافظ میماند. آمریکای فرسوده از جنگ ویتنام هم توانی برای پر کردن خلأ انگلیس نداشت هرچند تمایل فراوانی به این جانشینی داشت. ایالات متحده در چنین وضعیتی یک راهبرد را اتخاذ کرد که بعدها به دکترین نیکسون معروف شد. این راهبرد یا دکترین عبارت بود از: «آمریکا نظم خود را در منطقه حاکم میکند اما آن دسته از فعالیتهای نظامی که برایش نامطلوب یا ناخوشایند [بخوانید ناممکن] است را به متحدان خود وامیگذارد.»
آن روزها ایران مهمترین متحد منطقهای آمریکا و غرب بود. اتحادی که مسئولیت ژاندارمی را به گردن محمدرضا پهلوی انداخت. شاه ایران نیز در مقابل ایفای چنین مسئولیتی، یک سیاست مشخص را دنبال میکرد: ارباب منطقه شدن! به ویژه که اعراب در جنگ شش روزه از اسرائیل شکست سنگینی را متحمل شدند و این موضوع آنها را تضعیف و فضا را برای یکهتازی محمدرضا باز کرده بود.
در راستای همین «ژاندارمی منطقه» و دکترین نیکسون، شاه ایران به اقداماتی دست زد. مانند مسلح کردن کُردهای عراق برای مقابله با زیادهخواهی رژیم بعث به ریاست صدام و همینطور ورود به جنگ ظفار برای کمک به سلطان عمان و سپس تلاش دیپلماتیک برای حل مسئله اعراب[مصر] و اسرائیل.
در پی چنین اقداماتی که زیر نظر آمریکا صورت میگرفت، قدرت ایران در منطقه به نقطهای رسید که شاه ایران، اسرائیل را بابت تداوم رفتارهای جنگطلبانه تهدید کرد. در گزارشی آمده: «امروز شاه ایران تهدید کرد که کشور مسلح و مجهز او در صورت حل نشدن بحران خاورمیانه مطابق با قطعنامههای سازمان ملل به جنگ علیه اسرائیل خواهد پیوست.»
در ادامه همین دکترین نیکسون و قدرت گرفتن ایران به مثابه ژاندارم منطقه، شاه تصمیم گرفت ایران را به سمت دانش «هستهای» سوق دهد. شاه در پاسخ به پرسش یک خبرنگار فرانسوی که در سال ۱۳۵۶ از وی پرسیده بود: «آیا ایران در صدد دستیابی به سلاح هستهای است یا خیر؟» گفته بود: «یقیناً و سریعتر از آنی که کسی بتواند تصور کند.» شاه پس از اینکه هند در همان سال آزمایش اتمی انجام داد، گفت: «اگر سایر کشورهای منطقه به تسلیحات اتمی دست یابند، شاید منافع ملی هر کشور دیگری نیز همان را اقتضا کند.»
طبعا ایران با چنین وضعیت بینالمللی قدرتمندانهای، تصویری دارد که وقتی آن را قاب بگیرند و به جیمی کارتر نشان دهند، او همان جملهای را میگوید که در ۱۰ دیماه ۱۳۵۶ بر زبان راند: «در دل منطقه پر خطر خاورمیانه، بابت رهبری فوقالعادهی شاه، ایران جزیره ثبات است».
اما ایران فقط یک عکس و یک قاب نبود. ایران یک فیلم بود که باید تمام آن دیده میشد. لذا همین جزیره ثبات و این قدرت مهم منطقهای و این شریک راهبردی ابرقدرت جهان، مدت کوتاهی بعد از حرف کارتر، انقلابی مردمی را تجربه کرد و حاکمیت آن ساقط شد. اگر بپرسید چرا؟ در پاسخ به دلایل بسیاری میتوان اشاره کرد اما یکی از دلایل مغفول عبارت است از: «نداشتن دکترین بومی در تأمین امنیت ملی».
شاید مهمترین ایراد شاه این بود که خود را امتداد دکترین نیکسون تعریف میکرد و میخواست ذیل تأمین منافع غرب، به نان و نوایی برسد. درحالیکه تزاحمهای واقعی عرصهی قدرت و سیاست، اینگونه راهبردهایی را دیر یا زود به بنبست خواهد رساند. خلأ درونزا نبودن قدرت و امنیت و نادیدهانگاری ارادههای مردم [در کشوری مثل ایران] را نمیشود با تکنیک یا حمایت خارجی تأمین کرد.
✍🏻سیدمیثم میرتاجالدینی
📚 منابع: بر لبهی تنهایی، ص۴۶؛ روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۶۹-۱۹۷۶، ج۲۷، ایران و عراق، ۱۹۷؛ شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه، ص۲۱۵؛ راهبردهای مهار، جان لوئیس گدیس، ص۳۰۲.
#دکترین_بومی #امنیت_ملی
🆔 @Qasas_school