eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
1.3هزار دنبال‌کننده
156 عکس
42 ویدیو
44 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
بندهای توافق میان اسرائیل و سوریه را بخوانید. نقش آمریکا در برقراری نظم و ایجاد ثبات و کاهش تنش و در
🔰 سبحانک بخش مهمی از شبه‌کشورهای منطقه، از اساس طوری مرزکشی و ساختاربندی شده‌اند که فقط توسط یک ابرقدرت (به معنی دقیق کلمه) نظم و انتظام پیدا می‌کنند. همین موضوع، وجود آمریکا را در منطقه توجیه و حتی ضروری می‌کند. پس ما با یک شرّ ضروری سر و کار داریم. یک رجس و پلیدی چسبنده و البته طبیعی شده. مقاومت در برابر چنین موجود و موجودیتی، به شدت پیچیده و سخت است و هر طرح مقاومتی نیز پاسخگو نخواهد بود. با ادبیات دینی و قرآنی می‌توان گفت آمریکا "اله" منطقه است. برای فراری دادن یا نفی این اله، باید به فکر جایگزین بود. البته جایگزینی که خودش نمی‌خواهد شبیه "اله" پیشین باشد. بدون این نسخه‌ی جایگزین، جمهوری اسلامی ایران حتی اگر بتواند به‌سان موسای کلیم، همه‌ی منطقه را از زیر یوغ آمریکا درآورد، امت اسلامی به‌محض عبور از دریای شکافته خواهد گفت: اجعل لنا الها کما لهم آلهه. نظمی بساز شبیه آنچه که ابرقدرت‌ها ساخته بودند. اینجاست که دو گونه پاک‌سازی و شرّزدایی در قالب سیاست باید اتفاق بیافتد: ۱- تنزیه. ۲- تحمید. "تنزیه"، نفی است و "تحمید"، اثبات. تنزیه، سلب است و تحمید، ایجاب. بعد از گفتن "نه شرقی نه غربی" باید بتوان زبان به ستایش از یک سیاست و الگو گشود. لذا فرمود: إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا هنگامی که نصر و فتح آمد و دیدی که مردم فوج فوج به دین خدا می‌پیوندند، باید تسبیح با حمد کنی: فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ. یعنی تنزیه و تحمید توأمان! اکنون پرسش این است: نسخه‌ی تحمیدیه‌ی ما چیست؟ گویا ما در همان وضعیتی قرار داریم که ملائکه‌ی الهی قرار داشتند وقتی خدا از آنها "اسماء" را پرسید، پاسخ دادند: سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا. می‌توانیم با ذکر سبحان تنزیه کنیم و درنهایت بگوییم هیچ نمی‌دانیم جز آنچه خدا آموخته. با این سختی مضاعف که آموزه‌های خدا هم برای ما نقد نشده و نسیه باقی مانده. این را نیز باید درنظر داشت که نسخه‌ی فرعون و مشرکان یک نسخه‌ی تجربه شده است، به نسخه‌ی سامری می‌شود ده روزه رسید و نسخه‌ی موسی همچنان مقاومت می‌طلبد. بگذارید سوال را دوباره تکرار کنم: منطقه بدون ناظمیِ آمریکا، چه وضعیتی خواهد یافت؟ @Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
🔰 سبحانک بخش مهمی از شبه‌کشورهای منطقه، از اساس طوری مرزکشی و ساختاربندی شده‌اند که فقط توسط یک ابر
🔰نسخه تحمیدیه ما چیست؟ 1⃣ به این پرسش رسیدیم وقتی که از دو سیاست تنزیه و تحمید سخن به میان آمد. گویی باید پس از نفی شرق و غرب و سر دادن شعار «نه شرقی نه غربی» از یک نسخه و الگوی اثباتی و ایجابی سخن می‌گفتیم و این نسخه چیزی نبوده جز همان که می‌شناسیم: «جمهوری اسلامی». لذا شعار «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی» در واقع تنزیه و تحمید را یک‌کاسه کرده بود و مردم در زمانه‌ای نه چندان دور در پاسخ به سوال «نسخه تحمیدیه ما چیست؟» یک کلام گفته‌اند: «جمهوری اسلامی». 2⃣ آیا جمهوری اسلامی حمد برانگیز است و ستودنی؟! با فرض آنکه امروز امکان تفکیک میان وطن و خاک با حاکمیت سیاسی و نظام جمهوری اسلامی تقریبا جز در ساحت ذهن و کلمه ممکن نیست؛ این سوال مرا یاد قصه‌ی آدم و ملائکه می‌اندازد. آنجا که آدم چیزی نبود جز گلی خشک و برآمده از لجن بدبو و سیاه و ...! سپس در این گِل، چیزی پدیدار شد که ملائکه را به سجده واداشت: فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ؛ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ. روح چیست که آدم را برای ملائکه ستودنی و سجودنی می‌کند؟ به تفصیل باید اثبات کرد «روح» در یک سطح و ساحت یعنی «اراده». پس جمهوری اسلامی حتی اگر گلی است خشک و بدبو، اما می‌تواند حامل «اراده» باشد. تجلی دهنده به «روح جمعی». چیزی که جنگ 12 روزه عیانش ساخت. 3⃣ جمهوری اسلامی و وطن اجمالا همان نسخه تحمیدیه است چون توانسته اراده‌ای جمعی را بر صحنه جهان تهی شده از اراده، پدیدار کند. می‌شود به گِل و خاکش چشم دوخت و خشکی و بدبویی و سیاهی آن را درنظر آورد و از آن گریزان گشت و می‌شود به «روح» آن نگریست و ستایشگر شد. یادمان نرود که این خاک و این سرزمین همیشه‌ی تاریخ بوده است. اما در همه ادوار تاریخی، نتوانسته خالق یک اراده جمعی و «روح» باشد تا ملائکه را به سجده درآورد و ابلیس را به دشمنی وادارد. پس اگر از ایران و خاک سخن می‌گوییم، سهم معنای آن را نادیده نگیریم و از ستایش آن وانمانیم. @Masihane
صحبت‌های امروز رهبری گویا حائز دو نکته محوری بوده: "نقش جمهوری اسلامی" و "دو پایه‌ی دین و دانش" در ساخت قدرت. درباره‌ی اولی یعنی نقش جمهوری‌اسلامی، حتی بخشی از مذهبی‌ها ترس و اباء دارند سخن بگویند و چه بسا بر من نیز خُرده می‌گیرند وقتی از جمهوری‌اسلامی می‌نویسم و گاه واکنش‌های ناهمدلانه نشان می‌دهند. دومی هم که وضع روشنی دارد و پیام مهمی داشت برای آن‌ها که تحلیل و پیشنهاد و توصیه‌های دیگری برای تأمین قدرت دارند. @Masihane
"یک مکان مقدس نباید خالی بماند. ما مکانی است دردناک، جایی است که خدا در آن منزل دارد؛ اگر خدا آنجا را ترک کند زخمی در آن تولید خواهد شد! بلی، پاول، باید ایمان جدیدی ایجاد کرد... باید خدای دیگری آفرید که دوست آدمیان باشد!" 📚بخشی از کتاب مادر، اثر ماکسیم گورکی. @Masihane
🔰 سریال تاسیان و ضدیت با مردم تاسیان سریال موفقی است. چون توانست خیلی‌ها را مجاب کند برای تماشا. حتی یکی مثل من. فهم یک خطی من از این است: خواست بی‌جا! از امیر که عاشق شیرین می‌شود، تا کارگران کارخانه نجات و بالاتر مردمی که طلب‌کار رژیم پهلوی شدند. خواست همه‌شان هم بی‌جاست و نتیجه‌ چیزی نیست جز آتش سوزنده و اشک‌های هما، شیرین، مریم، حوری، سپیده، قدسی و... حتی مادرِ شهرام یا همان زن تیمسار سالار. همین تِم خواست بی‌جا، در رابطه‌ی هر کدام از این زن‌ها با مردهای قصه نیز حاضر است. قدسی به عنوان زنی سنتی/مذهبی همانقدر از کردار و گفتار حاج‌رضا رنج می‌برد که هما از شوهر چپ و برادر سرمایه‌دارش، درحالی‌که هر دو هم مدرن‌اند. سپس تاسیان پرسش‌هایی اساسی طرح می‌کند ولی عجولانه و دم‌دستی خودش پاسخ می‌دهد و ای کاش چنین نمی‌کرد و اجازه می‌داد بعد از ۴۷سال روایت‌سازی رسمی و حاکمیتی موجود از پهلوی، یک روایت پرسش‌گر هنرمندانه با رویکرد انتقادی سوالش را بپرسد و پاسخ را به عهده مخاطب بگذارد ولو نشانه‌هایی حتی سوگیرانه در دیالوگ‌ها و صحنه‌پردازی‌ها جاگذاری کند. تاسیان می‌پرسد: چرا رژیم پهلوی با آنکه ایرانی ساخته بود پررنگ و لعاب درحد کارت پستال، درحال توسعه، آزاد و... با این حال مورد پذیرش قرار نگرفت و سقوط کرد؟ ولی سریال خودش عجولانه و دم‌دستی و ساده‌انگارانه و تقلیل‌گرایانه پاسخ می‌دهد: بخشی از مردم احمق بودند و فریب‌خورده، بخشی زیاده‌خواه و بخشی "خوشی زده زیر دل‌شان" که اصلا نمی‌دانستند چه می‌خواهند. از محسن کارگر کارخانه و بابک دیلاق موفرفری تا نادر و حتی مریم نشسته بر سر سفره‌ی مرفهان. این همه هم منعکس است در رفتارها و گفتارهای شخصیت‌ها و تیپ‌های قصه که بگذریم. پرسش دوم تاسیان هم این است: حالا چه باید کرد؟ ابتدا شبیه معلمی که هنوز مطمئن نیست حرفش را در جان شاگردان نشانده یا خیر، بسیار آماتور در مقام جمع‌بندی سعی می‌کند از زبان سعید نامه‌ای خسروانه به شیرین بنویسد و بگوید اگر می‌شد به عقب بازگشت، غلط‌های اضافی مانع بر سر راه مشخص توسعه را مرتکب نمی‌شدیم و حال که بازگشت به گذشته ممکن نیست، بیایید بنشینیم و با هم حرف بزنیم. خوشگلش می‌شود: گفتگو کنیم! سپس مشکلات بنیادین حل می‌شود!! تاسیان نکات مهم دیگری هم دارد: مثل اینکه وضعیت کارگر در ایران هیچ‌وقت شبیه کشورهای صنعتی اروپایی نبوده. درست هم می‌گوید. برای همین صحبت‌های کمونیستی در ایران فقط تکرار طوطی‌وار پاسخ‌های دیگران به نامسئله‌های ماست. یا اینکه نشان می‌دهد صرف وطن‌دوستی برای حفظ وطن کافی نیست. چنانچه عشق امیر به شیرین کفایت نکرد. باید تدبیر و صبر هم داشت. همچنین تاسیان ثابت کرد می‌شود ایران را با همه‌ی زشتی‌ها و کاستی‌ها، باز زیبا و دلپذیر نشان داد، اگر کارگردان بخواهد. در پایان هم بگویم که نمی‌دانم ساواک، پهلوی‌چی‌ها و سلطنت‌طلبان، سرمایه‌داران زالوصفت و همه‌ی کسانی که روزی مردم ایران علیه آن‌ها شوریده‌اند، اگر می‌خواستند سریالی ضد مردم بسازند، چیزی غیر از تاسیان سرهم می‌کردند که اکنون در آشپزخانه‌ی جمهوری‌اسلامی طبخ و توزیع شده؟ من مخالف ساخت و نشر این دست فیلم و سریال‌ها نیستم. فقط نمی‌توانم باور کنم ادعای بسته بودن فضای فرهنگی کشور را! @Masihane
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر صالحی گفتگویی ۲ساعته دارد با رنجبران. حرف خاصی از آن درنمی‌آید اما نکاتی دارد قابل تأمل. مثلا در جایی صالحی با استفهام انکاری می‌گوید: اگر مذاکره نمی‌کردند، جنگ نمی‌شد؟ خیلی حرف عجیبی است. چرا؟ چون اساسا مذاکره می‌کردند تا جنگ نشود و حتی ملت را ترساندند که اگر جلیلی رئیس‌جمهور شود جنگ خواهد شد. حالا طوری سخن می‌گویند انگار پیش‌فرض این بوده جنگ قطعی است؛ با مذاکره یا بی‌مذاکره! ابدا هم نمی‌گویند مذاکره کردن هدف اصلی یعنی دور راندن جنگ را محقق نکرد. لاجرم می‌روند سراغ دستاوردهایی مانند تأثیر بر افکار عمومی دنیا و ایجاد انسجام داخلی که البته من منکر این فوائد نیستم و بر همین اساس مذاکره کردن را به‌صورت پیش‌فرض غلط نمی‌دانم. سپس صالحی به برجام پل می‌زند و مثال می‌آورد که پیش از برجام تحریم بود، پس از آن هم تحریم ماند. انگار نه انگار که باید پاسخ بدهد: مگر قرار نبود با برجام تحریم‌ها رفع شود؟ پس چه شد؟ اگر برجام ناموفق بوده، بگویید. نه آنکه تجربه‌ی شکست‌خورده‌ی برجام را تمثیلی کنید برای توجیه شکل مذاکرات پیش از جنگ ۱۲روزه!! @Masihane
🔰 چگونه لاابالی‌گری به ابزار مبارزه تبدیل می‌شود؟ تاریخ را که بکاویم رد و نشان چندانی نمی‌یابیم از گروه‌هایی که با عرق‌خوری، رابطه عاطفی و جنسی نامشروع، پارتی و رقص و قر و فر، اسراف و تبذیر، نمایش بریز و بپاش و خلاصه خوشگذرانی و عیاشی و... مبارزه سیاسی کرده باشند. در طول تاریخ عموما اینطور مواردی از سمت خود حکومت‌ها دامن زده می‌شد تا با سرگرم کردن بخشی از جامعه، میوه‌ی انفعال آنها را بچینند. ماجرای بُشر حافی و برپایی مجالس عیش و نوش او در دوره امام کاظم شاهدی است مهم که نشان می‌دهد حاکمیت‌های سلطه‌گر چگونه از ابزار لاابالی‌گری به جهت تخدیر جامعه بهره می‌بردند. یا مورد تبدیل شدن مدینه به شهر صادرکننده آوازه‌خوان و رقاصه نیز در همین راستا قابل فهم و تحلیل است. شاید علت صدور روایاتی مبنی بر تحریم و ممنوعیت موسیقی نیز چنین زمینه‌ی سیاسی داشته باشد، سوای از مباحث معنوی و روانی. چرا که این همه، حربه و ابزار بوده برای خارج کردن نیروی اجتماعی از میدان سیاست و ائمه ما در ادوار اموی و عباسی تلاش می‌کردند برای بازگرداندن اراده به جامعه و زدودن هر نوع ابزار تخدیر و انفعال. اما اکنون در زمانه‌ای هستیم که به وضوح هرگونه لاابالی‌گری و هرزگی سویه سیاسی یافته و گو اینکه عرق خوری و رقص و عیاشی و... نوعی مبارزه قلمداد می‌شود. اگر روزگاری این مخدرها برای فارغ شدن از جهان واقعیت و دنیای سیاست بوده اکنون نفس ارتکاب به آنها فعلی ماهیتا سیاسی است. چرا؟ چون در یک معنا سیاست یعنی زندگی و «زندگی» تعریفی ندارد جز همین «کیف دنیا را بردن». هرگونه نیروی نفی کننده این «زندگی و حیات»، همان بیگانه‌ی ضد زندگی است که باید با آن جنگید. با چه ابزاری؟ با ابزار زیستن. درنتیجه مستی و هرزروی و لاابالی‌گری دیگر نه صرفا فرار از زیست عادی پر فشار، که خود یک «زندگی معمولی» است و حقی طبیعی. لاجرم انجام و نمایش این زندگی، کنشی است سیاسی و چه چیزی بهتر از آنکه کسی به وسیله «کیفور شدن» مبارزه کند؟! دو سر سود و دو سر بُرد. زنجیره‌ی اتفاقات فرهنگی این روزها از «سریال تاسیان» و «فیلم پیر پسر» تا «کافه‌های برگزار کننده پارتی‌های مختلط» و... بر این معنای از زندگی صحه گذاشته و آن را تاکید می‌کنند. با این شکل از مبارزه هیچ رقم نمی‌توان جنگید مگر با تلاش برای پاسخ درست به این سوال: «زندگی چیست؟» @Masihane
روش مطالعه 2.mp3
زمان: حجم: 8.9M
صوت‌های کوتاهی بود درباره شیوه‌ی مطالعه که دوستانی زحمت کشیدند و خروجی شد چیزی که می‌شنوید. عرض من چند نکته‌ی کلی بود: ۱- مسئله‌دار سراغ مطالعه رفتن. ۲- هر بخش از کتاب پاسخی به یک سوال اصلی یا فرعی. ۳- ایجاد نسبت و نظم میان پرسش‌ها و پاسخ‌ها. ۴- تقریر خلاصه‌ای از سخن کتاب. ۵- نوشتن یک یادداشت و پاسخ به این مسئله که این حرف‌ها چه دردی دوا می‌کند؟ @Masihane
امروز عصر یه جلسه مجازی دارم با دوستان علوم پزشکی ایران پیرامون اون ۸ دقیقه بیانات رهبر انقلاب!👇 🔹 لینک ورود به جلسه "جادوی کلمات" meet.google.com/xhb-ayjr-vuj 🗓 چهارشنبه ۱۵ مرداد 🕗 ساعت ۱۸ 💻 در گوگل میت 🔉@IUMS_AnjomanEslami 📬Instagram
ضد روایت لاریجانی چند روزی زمزمه‌هایی بود برای سپردن دبیری شورای عالی امنیت ملی به علی لاریجانی تا اینکه بالاخره قطعی شد. او قبلا هم از ۸۴ تا ۸۶ دبیر شورای امنیت ملی بوده و سابقه‌ی کوتاهی در این منصب دارد. لاریجانی کسی است که بابت دعوایش با احمدی‌نژاد از یک‌سو و همراهی‌اش با روحانی در برجام از سوی دیگر، تحت فشار زیادی قرار گرفت. به این دو مورد، شخصیت خاص سیاسی و سلوک زندگی شخصی‌اش را هم می‌توان اضافه کرد. حاج‌علی‌آقای شیش‌جیب‌پوش این روزها همان کسی است که روزگاری به او ساکت فتنه گفتند، به سمتش مُهر نماز پرتاب کردند و دو نوبت رد صلاحیتش نمودند. ولی حالا دبیر شورای امنیت ملی است و تا همین چند روز پیش، به طور بی‌سابقه‌ای می‌کوشید برای به شانه کشیدن بار ناشی از ناتوانی پزشکیان و بخشی از دولتی‌ها. در همین حین عده‌ای در حال خلق روایتی از لاریجانی هستند که چند ایراد اساسی دارد: ۱- سفید جلوه دادن او تا جایی که گویی هرگز خطا و غلطی در کارنامه‌ی او نبوده و نیست. ۲- منجی نشان دادن او برای روزهای آینده که جنگ بسیار محتمل است. ۳- غلط نشان دادن تصمیم‌های نظام در ادوار گذشته و خوشحالی از سر عقل آمدن نظام برای جبران ما فات و گرفتن ژست "دیدین ما درست می‌گفتیم". ۴- القای حس شکست به بخشی از منتقدان جدی لاریجانی به منظور عقده‌گشایی که ثمره‌ای جز برانگیختن هیجان‌های کور ندارد. ۵- و... یک نکته را فراموش نکنیم که انتخاب لاریجانی برای مسئولیت تازه، می‌تواند بابت نزدیکی کلیت فهم، نگاه و روحیه او به کابینه‌ی حاضر باشد نه ترجیح لاریجانی بر سایر گزینه‌های موجود. پس همان مقداری که از هستی ساقط کردن لاریجانی در روزگاری غلط بوده، تطهیر کارنامه‌ی سیاسی او و اَبَرمرد ساختن از وی به عنوان "آخرین سرباز" هم اشتباه است. @Masihane
🔰فرشچیان، ترند و زایت‌گاست اگر از «گوگل» یا «هوش مصنوعی» بپرسید «ترند چیست؟» به شما می‌گویند: ترند به معنی روند یا جریان غالب و رو به رشد در یک حوزه خاص است که معمولاً به صورت ملموس و قابل مشاهده در رفتار مردم، بازار، فناوری، فرهنگ و غیره نمایان می‌شود. ترندها معمولاً دوره زمانی مشخص و نسبتاً کوتاهی دارند و می‌توان آن‌ها را در قالب تغییرات خاص، محصولات، یا رفتارها مشاهده کرد. اما نکته‌ای که در باب وجود دارد این است که این «جریان‌های غالب»، «ساختگی» هستند. یعنی عده‌ای می‌توانند با تبانی و به خدمت درآوردن ابزارهای مختلف فرهنگی و رسانه‌ای و استفاده از ثروت و قدرت و شهرت، موضوعی را ترند کنند و یک جریان فراگیر بسازند. اگر از نسبت "هنر" و "ترند" بپرسید به شما می‌گویم که ترند در بهترین حالت می‌تواند مصرف کننده هنر باشد در مسیر تأمین منافع ترند‌سازان. در دیگر سو، مفهومی وجود دارد به نام «روح زمانه». هگل و دیگر اتباع او سعی کردند با اصطلاح (Zeitgeist) از آن سخن بگویند. شاید در مقایسه‌ی مفهوم روح زمانه با ترند، بتوان گفت مهم‌ترین ویژگی روح زمانه آن است که ساختنی نیست بلکه کشف شدنی است. یعنی گویی در فرای تاریخ و ورای ساختارها و ساخت‌های اجتماعی و سیاسی، دست قدرتی وجود دارد که زمانه‌ها را سامان می‌دهد و شاید ادبیات عرفانی با بهره‌گیری از مدل تحلیلی «ظهور اسامی خداوند» درصدد تبیین همین قدرت فراتاریخی و ماورایی باشد. در «روح زمانه» نیز یک اشتراک هم‌عصری میان افراد و جوامع و تمدن‌ها یافت می‌شود اما اشتراکی که نتیجه کشف کردن است نه ساختن و بافتن. «کشف» نیز نیازمند یک ذائقه‌ی هنری است و اینجا روح زمانه مصرف کننده هنر نیست بلکه تنها مسیر نمود یافتن روح در تاریخ است و لذا ساخت و پاخت اهالی ثروت و قدرت را عقب می‌راند. با این نگاه مرحوم استاد محمود هنگامه‌ی تصویرگری از عوالم قدسی و ملکوتی درحال کشف «روح زمانه»‌ای بود که جوامع انسانی را، پس از یک دوره‌ی اِدبار و پشت کردن نسبتا طولانی به معنویت، متوجه عالم قدس و ملکوت کرده است. فرشچیان از این منظر در شعاع «انقلاب اسلامی ایران» تنفس می‌کرد. انقلابی که توسط برخی اندیشمندان «روح یک جهان بی‌روح» نام گرفت. نکته‌ی مهم آنکه فرشچیان در این مسیر، هرچقدر خود را هزینه‌ی «روح زمانه» کرد در مقابل هرگز هنر خود را خرج ترند ننمود. کاش هنرمندان راه او را ادامه دهند؛ خاصه نوباوگان رسانه‌ای.. ۱۹مرداد سال۴ @Masihane
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به زاویه‌ نگاه آقای پزشکیان [زاویه‌ای که به او داده شده] به مسئله‌ی مذاکره و جنگ کاری ندارم که اغلاط و مغالطات آن نگفته هم پیداست! اما میزان هزینه‌ای که امروز از چهره‌ی رهبری و جایگاه ولیّ فقیه می‌شود، تقریبا کم‌سابقه است. از عراقچی تا پزشکیان! و این همه نیز به رغم عادت ما به مصرف رهبری توسط اصلاح‌طلبان! گویا بناست وارد آینده‌ای شویم که شعارش این است: "هیس! جمهور فریاد نمی‌زند!" @Masihane