eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
78 دنبال‌کننده
65 عکس
5 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
یاران همه سوی مرگ رفتند بشتاب که تا ز ره نمانی ای خون حماسه در رگ دین برخیز نماز خون بخوانی شهیدان از شهادت قصه گویند به جوی خون وجود خویش جویند شهیدان بذر خون بر تن فشانند نهال زندگی در خون نشانند
مرغ دلم می زند پر به هوای حسین می بردم کو به کو شور و نوای حسین جاذبه ی عشق او داده مرا آبرو سرخوش و سرمستم از جام ولای حسین عاشق و دلخسته ام دل به حسین بسته ام کعبه ی آمال من کرب و بلای حسین هر که به دربار او دست گدایی برد شامل حالش شود لطف و عطای حسین زمزمه ی یا حسین می رسد از هر کران گشته به هر جا بلند باز لوای حسین سوز دل خسته را جام حسینی دواست مرهم زخم دل است اشک عزای حسین در همه ی کائنات ولوله برپا شده ملک و ملک نیل پوش گشته برای حسین رایحه ی عدل و داد روح صلات و جهاد تا ابدیت دمد از دم نای حسین گر چه حسین شد شهید در ره دین و نماز جان جهان می شد ای کاش فدای حسین روز قیامت شود آتش دوزخ خموش گر به به محشر فتد بند ردای حسین در سفر کربلا سر ز تنش شد جدا اکبر فرخ فر و ماه لقای حسین یاور و همسنگرش ساقی و آب آورش دست و سر و جان خویش کرد فدای حسین قاسم گلگون کفن نوگل باغ حسن خون مطهر نثار کرد به پای حسین خون گلوی علی بر فلک افشاند و گفت صغحه ی هفت آسمان گشته منای حسین گلپر خون خدا ریخته در کربلا تا به ثریا رسید صوت رسای حسین معلمی کن به گوش حلقه ی این بندگی سرمه ی چشمان نما خاک سرای حسین هر چه در ایام عمر شعر سرودی بدان نیست برابر به یک قطعه رثای حسین
مناجات به درگاه قاضی الحاجات ای آفریدگار من ای تکیه گاه من در هر دو کون سوی تو باشد نگاه من مخصوص توست حمد و ثنا و ستایشم ای قادر بزرگ تو هستى اله من بر تو پناه می برم ای خالق عظیم جز سایه سار لطف تو نبود پناه من افتاده ام ز جهل به گرداب معصیت خواهم ز لطف بگذری از اشتباه من هرگز مباد رشته ی امیدم از تو قطع تا آن دمی که خشت شود متکاه من شیرین نما دهان من از طعم عفو خویش عزت از آن توست، تو ای عز جاه من هرگز مرا توان عقاب و عذاب نیست ای خالق بزرگ تو هستی گواه من بیراه می روم چو نباشی مراقبم هرگز مباد سوی تو بر بسته راه من خوردم اگر به دهر فریب هوای نفس دارم امید بخشش ایا دادخواه من امید من مکن ز عنایت تو نا امید ای آنکه عفو توست فزون از گناه من جز باب رحمت تو نکوبم به روز و شب این است کار هر شب و روز و پگاه من باشد امیدوار تجلی به لطف تو بنما ترحمی تو به روی سیاه من حاج بشیر تجلی بهبهانی
☘️🌴☘️🌴☘️🌴 با خدا جا در دل اهل ولا دارد حسین هر طرف روی آوری صد کربلا دارد حسین ما به دشت کربلا از او مزاری دیده ایم در دل هر شیعه یک صحن و سرا دارد حسین قتلگاهش کعبه و آب فراتش زمزم است بلکه صد زمزم روان در چشم ما دارد حسین این شنیدی هست قرآن زینت هر خانه ای جا چو قرآن در تمام خانه ها دارد حسین جای قرآن و حسین در سینه ی پیغمبر است بلکه جا بر روی دوش مصطفی دارد حسین تشنه لب شد کشته و جاری ز چشم شیعیان تا قیامت چشمه ی آب بقا دارد حسین در هجوم نیزه ها حق را عبادت می کند به چه خوش در موج خون حال دعا دارد حسین شمر را در قتلگه قول شفاعت می دهد تا چه حد آقایی و لطف و عطا دارد حسین زیر چوب خیزران آوای قرآن بشنود گفتگو با دوست در طشت طلا دارد حسین قتلگاهش مروه و سعیش چهل منزل تمام بین طشت زر صفایی با صفا دارد حسین ذره ای از تربتش درد دو عالم را دواست بهر درد عالم خلقت دوا دارد حسین نوکر نوشت: نام تو را دواى درد است حسین بى یاد تو بین که چهره زرد است حسین عشق تو مرا ز خویش بیگانه نمود بى عشق تو بین که سینه سرد است حسین صلی الله عليک يا اباعبدالله الحسین
محمدزمان گلدسته .mp3
زمان: حجم: 1.2M
سلام پارسال تقریبا ۲۰روز قبل بود که مرحوم گلدسته این صوت رو برام ارسال کرد به یاد پارسال حالم گرفته ست. ارسالی از برادر ابوعمار
ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا خفته ای روی خاک جسم عریان می برندم به شام ظالمان از جفا ای شهید به خون خفته ی بی کفن ای غریبی که ماندی تو دور از وطن خاک و خون گشته احرام تو بر بدن تشنه لب رأس تو از بدن شد جدا دفتر عشق را نقش عزت زدی گام بر قله ی اوج رفعت زدی بیرق سرخ خون و شهادت زدی هستی ات در رضای خدا شد فدا می برندم به شمام ظالمان از جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا ای گذشته ز سر حد اوج کمال وی فنا گشته در جلوه ی ذوالجلال زیر سم ستوران شدی پایمال نور یزدان کجا خاک میدان کجا می برندم به شام ظالمان از جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا پاره پاره ز تیغ جفا پیکرت با شقاوت جدا از قفا شد سرت چون کند با یتیمان تو خواهرت تو شهیدی و من غرق موج بلا می برندم به شام ظالماناز جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا تشنه لب سر جدا کرده اند از تنت خون حق می چکد از رگ گردنت نیست حتی به تن کهنه پیراهنت زینب و دیدن این همه ماجرا نی مجالی که نعشت بگیرم به بر گرد من لشکری از خدا بی خبر کعب نیزه زنندم به پهلو و سر رأس تو بر سر نی به ذکر خدا 🌷🌷🌷
من به فکر معجر تو تو به فکر حنجر من خواهر غم پرور من عصر فردا می شنوی ناله های مادر من خواهر غم پرور من خواهر غم پرور من خسته دل از کرببلا پا به پای اهل حرم می روی تا شام بلا من زمانی بر سر نی گه میان طشت طلا می برد انگشت مرا ساربان از پیکر من خواهر غم پرور من زینب غمدیده ی من جانم و جانانه تویی تا همیشه تا به ابد شمعم و پروانه تویی بعد زهرا تا به کنون مادر این خونه تویی می روی تا بوسه زنی غرق خون بر حنجر من خواهر غم پرور من خون من ریزد به زمین تا بماند دین خدا راه حق تضمین شود از سرخی خون شهدا زنده ماند تا به ابد هرکه چون من گشته فدا دست سقا روی زمین ارباً اربا اکبر من خواهر غم پرور من عصر فردا روی زمین خفته می بینی شهدا ساقی لب تشنه ی من دستش از تن گشته جدا قتلگه تا بر سر نی گشته جاری خون خدا نیمه شب یکباره طلوع می کند بر نی سر من خواهر غم پرور من زنده یاد محمد_زمان_گلدسته توضیح: معجر به معنای مقنعه، روسری و هر نوع روپوشی‌ست که زن‌ها به سر می‌بندند (گلدسته )