eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
78 دنبال‌کننده
65 عکس
5 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
مناجات به درگاه قاضی الحاجات ای آفریدگار من ای تکیه گاه من در هر دو کون سوی تو باشد نگاه من مخصوص توست حمد و ثنا و ستایشم ای قادر بزرگ تو هستى اله من بر تو پناه می برم ای خالق عظیم جز سایه سار لطف تو نبود پناه من افتاده ام ز جهل به گرداب معصیت خواهم ز لطف بگذری از اشتباه من هرگز مباد رشته ی امیدم از تو قطع تا آن دمی که خشت شود متکاه من شیرین نما دهان من از طعم عفو خویش عزت از آن توست، تو ای عز جاه من هرگز مرا توان عقاب و عذاب نیست ای خالق بزرگ تو هستی گواه من بیراه می روم چو نباشی مراقبم هرگز مباد سوی تو بر بسته راه من خوردم اگر به دهر فریب هوای نفس دارم امید بخشش ایا دادخواه من امید من مکن ز عنایت تو نا امید ای آنکه عفو توست فزون از گناه من جز باب رحمت تو نکوبم به روز و شب این است کار هر شب و روز و پگاه من باشد امیدوار تجلی به لطف تو بنما ترحمی تو به روی سیاه من حاج بشیر تجلی بهبهانی
☘️🌴☘️🌴☘️🌴 با خدا جا در دل اهل ولا دارد حسین هر طرف روی آوری صد کربلا دارد حسین ما به دشت کربلا از او مزاری دیده ایم در دل هر شیعه یک صحن و سرا دارد حسین قتلگاهش کعبه و آب فراتش زمزم است بلکه صد زمزم روان در چشم ما دارد حسین این شنیدی هست قرآن زینت هر خانه ای جا چو قرآن در تمام خانه ها دارد حسین جای قرآن و حسین در سینه ی پیغمبر است بلکه جا بر روی دوش مصطفی دارد حسین تشنه لب شد کشته و جاری ز چشم شیعیان تا قیامت چشمه ی آب بقا دارد حسین در هجوم نیزه ها حق را عبادت می کند به چه خوش در موج خون حال دعا دارد حسین شمر را در قتلگه قول شفاعت می دهد تا چه حد آقایی و لطف و عطا دارد حسین زیر چوب خیزران آوای قرآن بشنود گفتگو با دوست در طشت طلا دارد حسین قتلگاهش مروه و سعیش چهل منزل تمام بین طشت زر صفایی با صفا دارد حسین ذره ای از تربتش درد دو عالم را دواست بهر درد عالم خلقت دوا دارد حسین نوکر نوشت: نام تو را دواى درد است حسین بى یاد تو بین که چهره زرد است حسین عشق تو مرا ز خویش بیگانه نمود بى عشق تو بین که سینه سرد است حسین صلی الله عليک يا اباعبدالله الحسین
محمدزمان گلدسته .mp3
زمان: حجم: 1.2M
سلام پارسال تقریبا ۲۰روز قبل بود که مرحوم گلدسته این صوت رو برام ارسال کرد به یاد پارسال حالم گرفته ست. ارسالی از برادر ابوعمار
ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا خفته ای روی خاک جسم عریان می برندم به شام ظالمان از جفا ای شهید به خون خفته ی بی کفن ای غریبی که ماندی تو دور از وطن خاک و خون گشته احرام تو بر بدن تشنه لب رأس تو از بدن شد جدا دفتر عشق را نقش عزت زدی گام بر قله ی اوج رفعت زدی بیرق سرخ خون و شهادت زدی هستی ات در رضای خدا شد فدا می برندم به شمام ظالمان از جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا ای گذشته ز سر حد اوج کمال وی فنا گشته در جلوه ی ذوالجلال زیر سم ستوران شدی پایمال نور یزدان کجا خاک میدان کجا می برندم به شام ظالمان از جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا پاره پاره ز تیغ جفا پیکرت با شقاوت جدا از قفا شد سرت چون کند با یتیمان تو خواهرت تو شهیدی و من غرق موج بلا می برندم به شام ظالماناز جفا ای عزیز خدا کشته در کربلا می برندم به شام ظالمان از جفا تشنه لب سر جدا کرده اند از تنت خون حق می چکد از رگ گردنت نیست حتی به تن کهنه پیراهنت زینب و دیدن این همه ماجرا نی مجالی که نعشت بگیرم به بر گرد من لشکری از خدا بی خبر کعب نیزه زنندم به پهلو و سر رأس تو بر سر نی به ذکر خدا 🌷🌷🌷
من به فکر معجر تو تو به فکر حنجر من خواهر غم پرور من عصر فردا می شنوی ناله های مادر من خواهر غم پرور من خواهر غم پرور من خسته دل از کرببلا پا به پای اهل حرم می روی تا شام بلا من زمانی بر سر نی گه میان طشت طلا می برد انگشت مرا ساربان از پیکر من خواهر غم پرور من زینب غمدیده ی من جانم و جانانه تویی تا همیشه تا به ابد شمعم و پروانه تویی بعد زهرا تا به کنون مادر این خونه تویی می روی تا بوسه زنی غرق خون بر حنجر من خواهر غم پرور من خون من ریزد به زمین تا بماند دین خدا راه حق تضمین شود از سرخی خون شهدا زنده ماند تا به ابد هرکه چون من گشته فدا دست سقا روی زمین ارباً اربا اکبر من خواهر غم پرور من عصر فردا روی زمین خفته می بینی شهدا ساقی لب تشنه ی من دستش از تن گشته جدا قتلگه تا بر سر نی گشته جاری خون خدا نیمه شب یکباره طلوع می کند بر نی سر من خواهر غم پرور من زنده یاد محمد_زمان_گلدسته توضیح: معجر به معنای مقنعه، روسری و هر نوع روپوشی‌ست که زن‌ها به سر می‌بندند (گلدسته )
ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول شد تربتت از خون کرببلا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول مهد دلیران و شهر شهیدانی تو سنگر دین و اسلام و قرآنی کوی فداکاران مأوای شیرانی سرمشق ایثاری در جبهه ها دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول چون کوه پابرجا در جنگ تحمیلی خورده سپاه کفر از دست تو سیلی شایسته ی تحسین شایان تجلیلی گلزار دین را داد خونت صفا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول آماج موشکها شد تربت پاکت از خون معطر شد چون نینوا خاکت قربان گلهای خونین صد چاکت در راه حق کردی جانها فدا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول فرش خیابانت از لاله ها خونین از خون اطفال معصوم تو رنگین صاحب عزا مهدی روح خدا غمگین داغ تو آتش زد بر قلب ما دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول اندر کجا جویم جسم عزیزانت زیر کدام آوار مانده عزیزانت ای لاله زار خون جانم به قربانت هر روز و هر ساعت داری عزا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ایکربلاای کربلا دزفول بر سینه ات تا کی موشک فرود آید زین کشته ها کردی محشر بپا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول خاک و گل و خشتت تکبیر گویان است بر خاک گریانت افلاک گریانست از داغ تو شیون در ملک ایران است بر تو رسد تا کی ظلم و جفا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول بر تن کفن دارند از خون جوانانت گردیده نیلی پوش آن نوعروسانت پاشیده بر دیوار مغز عزیزانت هر تکه ی نعشی دارد نوا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول0 ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول سرمنزل عشق و محراب عرفانی مرد و زن و کودک کردی تو قربانی رفت این ستم بر تو از نامسلمانی اسلام را دادی عز و علا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول صدقاسم ناکام صدها علی اکبر در قتلگاه تو غلطان به خون بی سر بر سینه ات خون صدها علی اصغر بر حالتت گریان مرغ هوا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول هر قطره از خونت کرده بپا غوغا بنموده در دوران تجدید عاشورا بین کربلای ما یک لحظه یا زهرا هر گوشه ی آن شد کرببلا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول خون حسین جوشد از هر خیابانت چسبیده بر دیوار گوشت عزیزانت بی دست و پا جسم طفل دبستانش از زیر هر خشتی خیزد ندا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول خونت شرف افزود بر خاک خوزستان ای قهرمان پرور ای گلشن ایمان ای مشهد خونین ای سنگر قرآن بر عهد و میثاقت کردی وفا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول از ترکش موشک پاشیده پیکرها پیراهن خونین در دست مادرها خاک عزا بر سر ریزند خواهرها معلمی گریان زین ماجرا دزفول ای پیرو خط خون خدا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول شد تربتت از خون کرببلا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول ای کربلا ای کربلا ای کربلا دزفول
ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار ای حی توانا ای عالم دانا پیروز نما لشکر اسلام به کفار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار ای آنکه خفیات بود نزد تو روشن آتش به خلیل از کرم تو شده روشن این جبهه که امداد تو دیده است مبرهن گردیده در امشب همه آماده ی پیکار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار این شیردلان را که همه شب به مناجات خوانند ترا دمبدم ای سامع اصوات نصرت بده ای لطف تو کافی مهمات کن قطع ز بن ریشه ی کفار تبهکار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار گردیده هم آهنگ در این جبهه ی ایمان از پیر وجوان لشکر اسلامی ایران گردان و دیران همگی عازم میدان اندر همه احوال تویی واقف اسرار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار از عشق تو بنموده همه غسل شهادت فرمان اولی الامر ز جان کرده اطاعت خواهند ز درگاه تو ای منشأ قدرت ریزی به سر تیره دلان صاعقه ی نار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار از پشت سر جبهه الی خط مقدم نیرو همه ثابت قدم و راسخ و محکم خواهند ز درگاه تو ای خالق عالم تا قدرت خود بر همه سازی تو پدیدار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار رزمنده دلیران همگی ذکر تو گویند در سیر کمال آمده و راه تو پویند فتح و ظفر امداد ز درگاه تو جویند در یاری قرآن شده حاضر پی ایثار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار شد روبه روی لشکر حق لشکر شیطان خواهد که زند ضربه به اسلام و به قرآن ای قادر و ای مقتدر ای خالق سبحان از روی زمین فتنه گران را همه بردار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار این جند الهی سلحشور و دلاور چون شیر ژیان اسلحه بر دست به سنگر کوبند در این حمله سر خصم ستمگر تا قصد تجاوز نکند کس به دگر بار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار این خیل سپاهی که به جز حق هدفش نیست برخاسته از مکتب خونین حسینیست فرمانده ی آن ناجی اسلام خمینیست فرزند پیمبر خلف حیدر کرار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار خواهند کنند باز ره کرببلا را از شوق پذیرا شده هر رنج و بلا را تا بوسه زنند تربت پاک شهدا را سازند طواف حرم سرور احرار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار دارند به دل آرزوی دیدن اکبر بر دیده کشند مقدم عباس دلاور خواهند زنند بوسه به پای علی اصغر مشتاق ملاقات حسین سرور ابرار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار ده مژده که از منطقه ی شرق میانه شد لشکر مهدی به سوی قدس روانه این رایت خونین حسین زاوست نشانه اندر جلوش نصر من الله نمودار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار این جبهه نمایانگر انوار الهی است سرشار ز فیض و کرم نامتناهی است رزمنده بپا خیز شب فتح نهایی است بر توده ی مستضعف عالم بده هشدار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار سرباز خدا ارتشی لشکر اسلام با خیل سپاهی و بسیجی شده همگام با حول خدا کار رسانند به انجام بر خاک کشند پوزه ی مستکبر مکار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار از لطف الهی شده اسلام فراگیر بر طارم افلاک رسد نعره ی تکبیر کز نیروی حق سنگر باطل شده تسخیر گردید جهان در نظر دشمن دین تار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار شد راهنما خلق زمان را به سعادت فرزانه خمینی گهر درج ولایت جاوید بود سایه او بر سر امت معلمی این نقص سخن شعر مپندار ای قادر غفار ای خالق دادار از رهبر ما باش الها تو نگهدار
یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است شوری که در دلها پایان نمی گیرد یاد شهیدان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است نام شهیدان در این عالم هستی پاینده می ماند ایثارشان همچون سرچشمه ای پاک و زاینده می ماند میراث جانبازی در نشر فرهنگ آینده می ماند بر درک و مفهوم انگیزه شان خلقی مبهوت و حیران است از جوشش خون این عاشقان خون در رگها به جوش آید فریاد پیروزی با گرمی خون ایشان به گوش آید با یاد ایثار و جانبازی آنها دل در خروش آید کاین گونه جانبازی زاینده ی عزم آزاد مردان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است تاریخ سازان و آینده پردازان این جان نثارانند شایسته مردان حماسه های خون این نامدارانند گل های جاوید خون رنگ آزادی در هر بهارانند با یادشان در دل اندر شکوفایی گل های ایمان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است از مکتب قرآن درس شهادت را آموختند اینها تا حق شود روشن چون شمع روشن گر خود سوختند اینها با آتش خون مشعل های ایمان را افروختند اینها اسلام پابرجا از اهتمام این انصار قرآن است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است آموزگار این مکتب حسین بود و جان در ره دین داد گلواژه ی خونش از سلطه ی باطل حق را نمود آزاد جان جهان یکسر قربان سالار آزاد مردان باد کز نهضت سرخش تا دامن محشر عالم گلستان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است جمع شهیدان با انصار ثارالله پیوسته همگامند گلگون تنان ما جان داده در راه اهداف اسلامند بر فوز عظمای دیدار حق نائل چون مخلص تامند مهمان یاران سلطان مظلومان در باغ رضوان است یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است