این دل تنگم(2) عقده ها دارد
گوئیا میل کربلا دارد
ای خدا ما را(2) کربلایی کن
محفل ما را نینوایی کن
می روم بینم(2) در کجا قاسم
جای حنا خون به سر دارد
می روم بینم(2) در کجا عباس
دست از بدن جدا دارد
می روم بینم(2) در کجا زینب
شکوه از شمر بی حیا دارد
می روم بینم (2) در کجا پاسدار
سر از بدن جدا دارد
ای خدا ما را(2) کربلایی کن
امت ما را نینوایی کن
می روم بینم(2) در کجا زینب
بر سر اکبر گریه ها دارد
می روم بینم(2)در کجا حسین
بر سر اصغر ناله ها دارد
نوای نینوا دارد بسیجی(2)
صدای آشنا دارد بسیجی
درون جبهه می بینی که در سر(2)
هوای کربلا دارد بسیجی
حسین ای درس آموز شهادت(2)
بسیجی از تو آموزد شهامت
نوشته یا شهادت یا زیارت(2)
به روی سینه و پشت بسیجی
خوشا آنهایی که آن دلدار دیدند(2)
حضور حضرت مهدی رسیدند
کنار یا در سنگر نشستن
سلامی گفتن و پاسخ شنیدن
ز مهدی چون که یاد آرد بسیجی(2)
به جای اشک خون بارد بسیجی
از آن مرکز نشستن جبهه جنگ(2)
حکایتها به دل دارد بسیجی
درون جبهه می بینی که در سر(2)
هوای کربلا دارد بسیجی
شب حمله شب از جان گذشتن
شب حمله شب میثاق بستن
خدا را دیدن و خود را ندیدن
بت آمال صدامی شکستن
هوای نینوا دارد بسیجی(2)
صدای آشنا دارد بسیجی(2)
شب حمله شب دیدار مهدی است(2)
به سنگر سر کشیدن کار مهدی است
چراغ محفل سنگر نشینان
فروغ روشن و رخسار مهدی است
دل عاشق در آن شب کار دارد(2) ای یابن الحسن
دل عاشق در آن شب کار دارد(2)
میان سنگر و دشت و بیابان بسیجی وعده ی دیدار دارد
آی بسیجیها خوشا به حالتان با مهدی (عج) هم صحبت می شید
بسیجی وعده ی دیدار دارد
درون جبهه می بینی که در سر(2)
هوای کربلا دارد بسیجی
که می بارد گلوله همچو باران(2)
بسیجی زیر لب می گوید خدایا
نگهداری کن از پیر جماران
خداوندا به سوز داغداران(2)
به اخلاق و جهاد پاسداران(2)
به اشک دیده ی شب زنده داران
خداوندا به صبر دردمندان(2)
به ایثار و جهاد دردمندان
درون جبهه ها رزمندگان را
خداوندا خودت پیروز گردان(2)
نوای نینوا دارد بسیجی(2)
خدایا خدایا رزمندگان ما را نصرت عطا بفرما
دانشسراي جعفري ماتم سرا شد
از ماتم مولا جهاني در عزا شد
دانشسراي جعفري ماتم سرا شد
از ماتم مولا جهاني در عزا شد
از کینه و از جور منصور بداختر
شد کشته با زهر جفا عزیز داور
سرت سلامت باشد ای موسی بن جعفر
گريان به جنّت زين عزا، خيرالنسا شد
دانشسراي جعفري ماتم سرا شد
از ماتم مولا جهاني در عزا شد
آخر فدائي شد به راه دين و ايمان
رفت از جهان با پيکری مسموم و نالان
شد يک جهان دانش به زير خاک پنهان
از کینه ی منصور می شوم دغا شد
دانشسراي جعفري ماتم سرا شد
از ماتم مولا جهاني در عزا شد
با دست ظلم و جور منصور دوانق
شد کشته ی زهر جفا امام صادق
در خاک تیره شد نهان قرآن ناطق
شهر مدینه یکسره شور و نوا شد
دانشسراي جعفري ماتم سرا شد
از ماتم مولا جهاني در عزا شد
دلهاي اهل دل همي سوزد ز داغت
جانها فداي قبر بي شمع و چراغت
صاحب زمان آيد شب جمعه مزارت
کین تسلیتها ذکر یاران از وفا شد
دانشسراي جعفري ماتم سرا شد
از ماتم مولا جهاني در عزا شد
ای رهنمای حق ولی حی سبحان
کن جانب واصل نظر از راه احسان
باشد به امید تو وقت داادن جان
از سوز دل در ماتمت نوحه سرا شد
دانشسراي جعفري ماتم سرا شد
از ماتم مولا جهاني در عزا شد
شاعر: محمد آزادگان (واصل)
هدایت شده از نوای آئینی
متن نوحه و شعرهای آئینی
می بارد اشک غم از دیده
بر امام صادق(ع) بر امام صادق(ع)
آن جسم نحیف و دلخسته
آن قامت خم و بشکسته
پای پیاده می کشیدند
آن پیر ما را دسته بسته
چندین بار در کوچه غلتیده
یا امام صادق(ع) یا امام صادق(ع)
از این غم جان به لب رسیده
یا امام صادق(ع) یا امام صادق(ع)
ای داد ، خانه و آتش ای داد
ریسمان ، بر دست پاکش ای داد
یاد آتش و مادر و مسمار
برده طاقت و تابش ای داد
بی تاب از یاد میخ و سینه
یا امام صادق(ع) یا امام صادق(ع)
از این غم جان به لب رسیده
بر امام صادق(ع) بر امام صادق(ع)
نگذاشت عبایش را بردارد
پیر است عصایش را بردارد
باز این ظالمان کاری کردند
داغ زهرایش را بردارد
از این غم جان به لب رسیده
بر امام صادق(ع) بر امام صادق(ع)
شاعر :
شهید سید مجتبی ابوالقاسمی
دومین شهید مدافع حرم دزفول
https://eitaa.com/ahangaran2/1111
ای غریب دیار مدینه
جعفر ابن محمد(ع)
شمع شبهای تار مدینه
جعفر ابن محمد(ع)
ای جگر گوشه آل طه
لاله پرپر باغ زهرا(س)
قلب معصوم تو گشته مسموم
هر کجا شد عزای تو بر پا
شمع شبهای تار مدینه
جعفر ابن محمد(ع)
آل پیغمبر امشب ز داغت
در جنان محفل غم گرفتند
بر تو یا جعفرابن محمد
شیعیان بزم ماتم گرفتند
شد خزان در بهار مدینه
جعفر ابن محمد(ع)
مرغ دل پر زند در هوایت
دل سپرده به لطف و عطایت
ای گل فاطمه(س) در قیامت
دارم از تو امید شفاعت
شمع شبهای تار مدینه
جعفر ابن محمد(ع)
ای بقیعت بهشت دل ما
مهر تو سرنوشت دل ما
دل شده عاشق تربت تو
تا کند گریه بر غربت تو
شد خزان در بهار مدینه
جعفر ابن محمد(ع)
کشتهء زهر جفا کشتهء زهر جفا
صادق آل عبا(ع)
اسوهء صبر و رضا اسوه صبر و رضا
صادق آل عبا(ع)
🌷🌷🌷
داریم عزم سیر گلستان کربلا
بوسیم خاک پاک بیابان کربلا (صلوات)
ما رهروان خط حسینیم و می رویم
تا جان و سر کنیم به قربان کربلا (صلوات)
بر کف گرفته ایم سر خویشتن ز شوق
چون گوی افکنیم به میدان کربلا (صلوات)
گر خون ما لیاقت درگاه دوست داشت
ریزیم پای خون شهیدان کربلا (صلوات)
با جسم پاره پاره و با خون پاک خویش
سازیم پر ز لاله گلستان کربلا(صلوات)
در راه قدس همره همسنگران خود
در خون شنا کنیم به طوفان کربلا(صلوات)
یاری دهیم خدا را ز جان و دل
گیریم انتقام شهیدان کربلا (صلوات)
از اشک چشم و خون دل خود معلمی
طوفان بپا نمود ز جریان کربلا(صلوات)
تا رایتی ز خون به صف نینوا زدند
جان بر کفان دشت بلا را ندا زدند
زد نعره ی کوس عشق به خیل حسینیان
عشاق جان گذشته نفیر وفا زدند
برداشت میر قافله چون بانگ الرحیل
جمعی ز شوق نغمه ی روحی فدا زدند
آنان که با ندای الست بربکم
پیمان عشق بسته و قالوابلی زدند
بهر بقای مکتب و برپایی نماز
جانها به کف گرفته به موج بلا زدند
کردند در برابر ظلم و ستم قیام
مردانه خویش را به صف اشقیا زدند
خون را به پای گلبن اسلام ریختند
گلبانگ جاودانه به ملک بقا زدند
جمعی نثار کرده سر خود به راه دوست
زآن سرفراز گشته چو بر نیزه ها زدند
بعضی به راه حق ز بدن دستشان جدا
از شوق جان میانه ی خون دست و پا زدند
یک دسته سر شکافته و پاره پاره تن
بر چهره خون برای رضای خدا زدند
طفلی نموده سپر،حلق نازنین
تیر سه شعبه بر گلویش از جفا زدند
در پیشگاه دوست،حسین در سجود خون
بد سیرتان سرش ز ستم از قفا زدند
بر چهره ی چو گلبرگ کودکان او
سیلی ز کینه طایفه ی بی حیا زدند
بر خیمه گاهش آتش ظلم و ستم رسید
گویی شرر به سینه ی خیرالنساء زدند
در لرزه عرش کبریا باشد از این ماتم عظیم
بانگ عزا به صفحه ی ارض و سما زدند
افلاکیان به سینه زنان حوریان ملول
از سوز درد نعره ی یوم العزا زدند
از جن و انس ناله برآمد معلمی
همچو تو دست بر سر خود با نوا زدند
یا حسین، آن که دل از غیر تو بُبرید، منم
آن که لاجرعه می مهر تو نوشید منم
آن که از شوق به هنگام ولادت چون شمع
عوض گریه در آغوش تو خندید منم0
آن که همراه تو آمد به صف کرب و بلا
پا به پای تو صمیمانه بکوشید منم
آن که خون شد دلش از محنت ایّام ولی
جامه ی صبر به تن بهر تو پوشید منم
روز عاشور، به هنگام وداع آخر
آن که پروانه صفت دور تو گردید منم
آن که جا از پی یک بوسه به اعضات ندید
خم شد و حنجر خونین تو بوسید منم
آن که در بزم یزید بن معاویه پست
قد علم کرد و سخن گفت و نترسید منم
شاعر: محمدحسن فرحبخشیان(ژولیده نیشابوری)
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
کشته ی صدپاره ام ای روح و روانم شهید روح روانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
تا تو شدی در ره دین عازم پیکار شهید عازم پیکار
یاد تو بودم همه شب روح فداکار شهید روح فداکار
بودی عزیزم تو مرا مونس غمخوار شهید مونس و غمخوار
هجر تو افسرد دل و برده توانم شهید برده توانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
غرق به خون بی کفنم روح و روانم شهید روح و روانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
در ره اسلام شدی عازم میدان شهید عازم میدان
تا کنی ای مونس جان یاری قرآن شهید یاری قرآن
در دل تو عشق خدا جلوه ایمان شهید جلوه ی ایمان
داغ غمت برده ز کف تاب و توانم شهید تاب وتوانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
صوت مناجات شبت در دل سنگر عزیز در دل سنگر
آه جگر سوز تو ای تشنه ی کوثر عزیز تشنه ی کوثر
همسفران را نشود باز میسر عزیز باز میسر
کشته شدی درچه مکان آه ندانم شهید آه ندانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
آه دگر نشنوم آن زمزمه هایت شهید زمزمه هایت
خواندن قرآن تو و سوز دعایت شهید سوز دعایت
نوگل پرپر شده ام جان به فدایت شهید جان به فدایت
کرده فراق تو دگر سیر ز جانم شهید سیر ز جانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
نعش تو پر خون نگرم چون به برابر شهید چون به برابر
یاد حسین می کنم و کشته ی اکبر عزیز کشته ی اکبر
گریه کنم خون ز غم زاده ی حیدر عزیز زاده ی حیدر
بهر شهیدان همه در آه و فغانند شهید آه و فغانند
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
کی به سر و سینه ی تو تیر خطازد شهید تیر خطا زد
کی به گل روی تو این سنگ بلا زد شهید سنگ بلا زد
ترکش مظلوم کشد راه جفا زد شهید راه جفا زد
بی تو شهیدم به جهان زنده نمانم شهید زنده نمانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
گر چه من ای تازه جوان خسته و پیرم شهید خسته و پیرم
آرزویم هست که همچون تو بمیرم شهید چون تو بمیرم
اسلحه ی رزم تو در دست بگیرم شهید دست بگیرم
داغ تو از دشمن دین خود بستانم شهید خود بستانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
بارخدایا به حسین سرور احرار خدا سرور احرار
تا فرج حجت خود خسرو ابرار خدا خسرو ابرار
جان خمینی ز کرم باش نگهدار خدا باش نگهدار
گفته معلمی کاین ذکر بخوانم شهید ذکر بخوانم
لاله ی خونین من ای تازه جوانم شهید تازه جوانم
یابن الحسن عجل علی ظهورک
شاعر:حاج حبیب الله معللمی
#یارسول.الله.دعاکن.خیبری.دیگر.رسید
کربلا آماده شو بهر حسین یاور رسید
یا رسول الله دعا کن خیبری دیگر رسید
کربلا آماده شو بهر حسین یاور رسید
از میان بیشه زاران جسته بیرون خیل شیر
صف به صف گردان به گردان حق پرستان دلیر
عاشقان کربلا با شور و حالی بی نظیر
لشکری رزمنده از این دشت پهناور رسید
یا رسول الله دعا کن خیبری دیگر رسید
کربلا آماده شو بهر حسین یاور رسید
بیرق انا فتحنا آهنین مردان به کف
با طنین نعره ی تکبیر و بانگ لاتخف
می رود تا سر نهد بر خاک ایوان نجف
عارفان گاه طواف مرقد حیدر رسید
یا رسول الله دعا کن خیبری دیگر رسید
کربلا آماده شو بهر حسین یاور رسید
لشگر قرآن نموده عزم دیدار حسین
طایران قدس بال افشان به گلزار حسین
اشک شوق وصل اندر چشم انصار حسین
نورباران آسمان عشق از اختر رسید
یا رسول الله دعا کن خیبری دیگر رسید
کربلا آماده شو بهر حسین یاور رسید
لشگر ایثارگر نستوه از پیر و جوان
این سپه را می کند فرماندهی صاحب زمان
کرده اند قصد تهاجم بر سپاه بعثیان
گاه قهر و انتقام از هر تجاوزگر رسید
یا رسول الله دعا کن خیبری دیگر رسید
کربلا آماده شو بهر حسین یاور رسید
لشگر آزادی قدس ارتش روح خدا
با هجوم بی امان بگشوده راه کربلا
داده با آب فرات و دجله جان و دل صفا
روز وصل یار آمد شام هجران سر رسید
یا رسول الله دعا کن خیبری دیگر رسید
کربلا آماده شو بهر حسین یاور رسید
شام گه تا بانگ رمز یا رسول الله زدند
خویش را بر قلب دشمن خیل حزب الله زدند
بر سپاه کفر جانبازان جندالله زدند
تا که آن رمز مبارک از سوی رهبر رسید
یا رسول الله دعا کن خیبری دیگر رسید
کربلا آماده شو بهر حسین یاور رسید
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
السلام علیک یا اباعبدالله
السلام علیک یا اباعبدالله
سبط خیرالورا یا حسین یا حسین
شمع بزم ولا یا حسین یا حسین
خون پاک خدا یا حسین یا حسین
در بحر سخا یا اباعبدالله
السلام علیک یا اباعبدالله
جان به قربان تو ای عزیز بتول
از تو شد جاودان دین پاک رسول
عالمی از غمت گشته زار و ملول
با کام تشنه ات یا اباعبدالله
السلام علیک یا اباعبدالله
چون به آب فرات لشکر حق رسید
در گلستان دین نور شادی دمید
پر ثمر شد ز نو نخل باغ امید
شد جهان روشن از جلوه ی ثارالله
السلام علیک یا اباعبدالله
ای فرات آمدند لشکر سرفراز
عاشقان حسین پور میر حجاز
تا به گاه سجود از برای نماز
با تو گیرد وضو لشکر روح الله
السلام علیک یا اباعبدالله
لشکر روح خدا لشکر حیدر است
این لشکر بی سخن فاتح خیبر است
وقت نابودی صدام کافر است
فاتح و پیروز است لشکر حزب الله
السلام علیک یا اباعبدالله
شاعر: محمد علی مردانی