قاسم رزم آورم دین حق را یاورم
نور چشم مجتبی از تبار حیدرم
نوجوانم نونهال رسته در طوفان منم
نوگل باغ شهادت خار چشم دشمنم
شیر پیکارم که شمشیر از پی حق می زنم
مرد میدان نبردم تک سوار لشکرم
قاسم رزم آورم دین حق را یاورم
نور چشم مجتبی از تبار حیدرم
کی هراسی در دل من از هجوم دشمن است ؟
رسم جانبازی به راه حق سر و جان دادن است
شیر یزدان سرور مردان علی جد من است
نور ایمان در دلم سایه ی حق بر سرم
نور چشم مجتبی از تبار حیدرم
سر به فرمان امام و رهرو راه خدا
تا شوم در راه حفظ دین پیغمبر فدا
گر جدا گردد سرم
از حق نمی گردم جدا
قاسم رزم آورم دین حق را یاورم
نور چشم مجتبی از تبار حیدرم
دست و چشمم شد فدایت
الحمدلله برادر
الحمدلله برادر
این جان ناقابلم را
می ریزم آقا به پایت
الحمدلله برادر
الحمدلله، سقایت هستم
بر روی ساحل، عطشان بنشستم
مشکم بر دوش و، بیرق در دستم
پرچمدارم در لوایت
الحمدلله برادر
گر آل هاشم، بر من گوید ماه
گشتم قربانی، الحمدلله
جان دادن زیباست، پای این درگاه
قربان مهر و وفایت
الحمدلله برادر
الحمدلله، دست و سر دادم
با صورت بر خاک، از اسب افتادم
پیچیده در دشت، اینک فریادم
می ریزد اشکم برایت
الحمدلله برادر
باب الحوائج، در عالمینم
فرزند شیر، بدر و حُنینم
کاشف الکرب عن، وجه الحسینم
می میرم آقا به جایت
الحمدلله برادر
مشکم افتاد و، اشکم شد جاری
لب تشنه طفلان، با آه و زاری
سقّا یا سقّا، کاری کن کاری
می آید مولا صدایت
الحمدلله برادر
شعر: محمد زمان گلدسته
♦️شاعر : علی اکبر شجعان
🔷سلام ای جلوه های عشق و مستی
🔶که مستید از شراب حق پرستی
🔷شما که مشعل تابان عشقید
🔶همه فرمانده گردان عشقید
🔷شما که راه را بر بیگانه بستید
🔶شب حمله خط دشمن شکستید
🔷شما که مرد میدان جهادید
🔶میان آتش و خون پا نهادید
🔷به تن چون جامه ایثار کردید
🔶دل شب با عدو پیکار کردید
🔷شما که تحت فرمان ولایت
🔶همه رفتید تا مرز شهادت
🔷شب حمله که عزم جنگ کردید
🔶به دشمن عرصه ها را تنگ کردید
🔷الا ای خط شکن های دلاور
🔶صنوبرهای زخمی تنوبر
🔷به سر سربند یا مهدی که بستید
🔶نه خط که پشت دشمن را شکستید
🔷به جان، هم تیر هم ترکش خریدید
🔶شب حمله حماسه آفریدید
🔷ز سیم خاردار تن گذشتید
🔶ز ظلمت با دل روشن گذشتید
🔷الا شیرازهای دفتر عشق
🔶طلایه دار های لشکر عشق
🔷شب حمله محیا و مصمم
🔶گذر کردید از خط مقدم
🔷اگر شعر طریق القدس خواندید
🔶ستمگر را به نابودی کشاندید
🔷اگر فتح المبین را آفریدید
🔶غرور سرزمین را آفریدید
🔷امام خویش را دلشاد کردید
🔶که خرمشهر را آزاد کردید
🔷شما در شام بی مهتاب اروند
🔶چو موسی رد شدید از آب اروند
🔷جزایر را شما تسخیر کردید
🔶که آنجا را پر از تکبیر کردید
بارگاه قدس
گاهگاهی دل هوايی می شود
مشهدی يا كربلایی می شود
می پرد از شاخه گاهی مرغ دل
می كشد از سينه آهی مرغ دل
می رود گاهی به صحن آفتاب
شعر می خواند به لحن آفتاب
می پرد گاهی به بالا از زمين
می رسد تا آسمان هشتمين
تا حريم اُنس، پرپر می زند
بارگاه قدس را در می زند
*
چشم من در حسرت خورشيد بود
بیقرار حضرت خورشيد بود
آفتاب شرق يا شمس الشّموس
پادشاه مشهد ای سلطان توس
پشت در بودم طلب کردی مرا
مست کردی در طرب کردی مرا
دل پر از غم بود، آخر شاد شد
تا مقيم كوی "گوهرشاد" شد
اشك می باريد چشم مست من
بر مشبّک ها گره زد دست من
ضامن آهو! منم، درويش تو!
كمتر از آهو نباشم پيش تو؟
بر دخيل بارگاه قدسی ات
كن نگاهی با نگاه قدسی ات
ياوری كن استعانت كن مرا
ضامن آهو ضمانت كن مرا
*
آتش افروزم به عشقت يا رضا
تا ابد سوزم به عشقت يا رضا
در دل طوفانی ام هنگامه شد
تا لبم گرم زيارتنامه شد
گر چه احساس سعادت می كنم
بر كبوترها حسادت می كنم
بر كبوترها كه همراه توأند
همنشين گاه و بی گاه توأند
السلام ای ساقی مستان سلام
ماه مظلوم غریبستان سلام
وقت رفتن شد، جوازم دست توست
خواهشم از تو، نيازم دست توست
بار دیگر هم هوایی کن مرا
بعد مشهد کربلایی کن مرا
شعر: محمد زمان گلدسته
💐💐💐
در دشت لاله زاران در شام غمگساران
در چشم بی قراران باران گرفته باران
باران گرفته باران
در خانه ی سپیده خورشید نو دمیده
بیتی از آن قصیده یا دیده یا شنیده
ای نور هر دو دیده سرباز سر بریده
در دشت لاله زاران در شام غمگساران
در چشم بی قراران باران گرفته باران
باران گرفته باران
بر خاک پاک یاران باران گرفته باران
باران گرفته باران
هر دم به جستجویی دل می رود به سویی
دل می رود به سویی
روی بنفشه خویی لبخند لاله رویی لبخند لاله رویی
در خون شد آرزویی فواره شد گلویی
از داغ نو بهاران باران گرفته باران
باران گرفته باران
🌷🌷🌷
گل همیشه بهار
درین خرابهی آباد اشک میریزم
برای حضرت سجاد اشک میریزم
اگر به لرزه در افتاد کاخ ابن زیاد
زبان گشود علی وار حضرت سجاد
امیر قافله بعد از حسين سجاد است
همان اسیر که از هر چه بند آزاد است
همان که بانگ علی از صداش بر میخواست
حماسهای ازلی از صداش بر میخواست
چهل شبی که گذشت باز در خروش آمد
دوباره خون حسین اربعین به جوش آمد
*
چهل شب است که خون موج میزند در دل
چهل شب است جنون موج میزند در دل
چهل شب است که پروانهها گرفتارند
اسیر شعلهی آتش ولی سبکبارند
چهل شب است که اهل خیام بیدارند
چهل شب است غریبانه اشک میبارند
چهل شب است زمین تیره آسمان تار است
حسین _ خون خدا _ میهمان دلدار است
چهل شب است که در عرش و فرش ولوله است
چهل شب است که زینب امیر قافله است
جهل شب است که در تاب هستم و در تب
دخیل بستهام امشب به حضرت زینب
*
گل هميشه بهار حسين، يا زينب
عزيز فاطمه يار حسين يا زينب
سلام مرد عمل شير عرصهی ايثار
سلام دختر زهرا و حيدر كرار
سلام ماه فروزنده در سياهی شب
سلام عمهی سادات حضرت زينب
بهار شمهای از عطر دامنت بانو
ستاره ذرهای از زخمهی تنت بانو
پر ملائكه سجادهی سحرگاهت
شرار آتش خورشيد، شعلهی آهت
حسين را به صدایی شكسته میخواندی
نماز نافلهات را نشسته میخواندی
حسين گفتم و آتش به سينهام افتاد
هزار شعلهی سركش به سينهام افتاد
حسين و زينب مثل دو بال پروازند
هميشه با هم و با هم هميشه هم رازند
حسين و زينب مثل ستاره و ماهند
هميشه باهم و باهم هميشه همراهند
*
پس از حسين، بگو هر چه هست زينب بود
علم به شانه و پرچم به دست، زينب بود
همان كه تا ابدالدهر گرد شمع حسين
هميشه مظهر پروانه است، زينب بود
همان كه بوسه به رگهای خون چكانش زد
از آن شراب، سبكبار و مست، زينب بود
همان كه گفت نديدم به غير زيبایی
و بر اریکهی قدرت نشست، زينب بود
*
همان که در همه جا بانگ زد به حکم امام
و مرد و زنده شد از ماتم خرابهی شام
چهل شبی که گذشت باز در خروش آمد
دوباره خون حسین اربعین به جوش آمد
#محمد_زمان_گلدسته
💠💠💠
کو حسینم کو حسین او را کجا پیدا کنم
تا در این وادی کنار نعش او مأوی کنم
آفتاب عشق را کشتند این نامردمان
پیکر پاکش کجا پیدا در این صحرا کنم
شد خجل خورشید از این ظلم و این نامردمی
در کجا فریاد از این بیداد در دنیا کنم
ماه را گویید رخ را برکش از روی حسین
تا به زیر ابر خون من ماه خود پیدا کنم
دشت شد سیراب از خون گلوی اطهرش
شستشو با اشک دیده این گل رعنا کنم
در لب آب روان کشتند او را تشنه کام
آب را باید به این بی حرمتی رسوا کنم
تا به یاد آرم ز لعل تشنه ی آن خشک لب
خون دل از دیده جاری دشت را دریا کنم
در دم رفتن وصیت کرد با خواهر چنین
منع فرموده مرا فریاد واویلا کنم
بر زمین افتاده دستان دلاو.ر مرد عشق
من کجا خونین لوایش را ز نو برپا کنم
دستها ببریده جاری آب مشکش بر زمین
با کدامین واژه این ایثار را معنا کنم
می زند آتش به جانم داغ خونین لاله ها
چون مجسم صحنه های ظهر عاشورا کنم
خون دل جاری به جای اشک از چشمم شود
هر زمان یاد از لب خشکیده ی سقا کنم
#زندهیاد
#حاج_حبیب_الله_معلمی
🇮🇷🌷🌷🌷
رفته از دستم، آخرین یارم
هم علم افتاد، هم علمدارم
شمع شب های، تیره و تارم
هم علم افتاد، هم علمدارم
آخرین سقا، آخرین ساقی
تا ابد برجا، تا ابد باقی
در سرت شوری، در دلت داغی
بی تو از کف رفت
رشته ی کارم
هم علم افتاد
هم علمدارم
بر زمین افتاد، دست و بازویت
تیر کین بشکست، طاق ابرویت
غرق خون چشمت، لاله گون مویت
ای تو سردارم
ای تو سالارم
هم علم افتاد
هم علمدارم
تشنه جان دادی، جان به قربانت
کربلا غرق، لطف و احسانت
شد جدا دستت، شد فدا جانت
تا سرت را بر
سینه بگذارم
هم علم افتاد
هم علمدارم
از چه پرپر شد، شاخه ی یاسم
شد جدا مشک از، دست عباسم
غرق آشوبم، مست احساسم
چشمه ی اشکم
چشم خونبارم
هم علم افتاد
هم علمدارم
کربلا با تو، شور دیگر داشت
زینب کبری، سایه بر سر داشت
تشنه ساقی داشت، خیمه یاور داشت
بال و پر بگشا
ای سبکبارم
هم علم افتاد
هم علمدارم
ای سپهدارم، ای جوانمردم
بی تو می سوزد، قلب پر دردم
با چه رویی تا، خیمه برگردم
باب حاجاتم
میر احرارم
هم علم افتاد
هم علمدارم
شعر: زنده یاد محمد زمان گلدسته
🌷🟢🟢🟢
#تجلی_مهر
رباعیات چهارده معصوم
در محفلتان به شوق و شور آمده ایم
غرق طرب و غرق سرور آمده ایم
در کسوت هیئت چهارده معصوم
زیر علم امام نور آمده ایم
ما شیفته ی چهارده معصومیم
در خط حسین سید مظلومیم
هستیم همه عاشق روی مهدی
افسوس که ازدیدن او محرومیم
از هیئت سرفراز چهارده معصوم
زیر علم سرخ حسین مظلوم
جمعیم و کنون به شور و شینیم همه
تا آن که کنیم ارادت خود معلوم
داریم به کف لوای چارده معصوم
بشکفته به لب ندای چارده معصوم
در هیئت سرفرازتان آمده ایم
تا آن که دهیم صلای چارده معصوم
در بزم عزا به شور و شین آمده ایم
هم ناله ی ام الحسنین آمده ایم
از هیئت دوستدار چارده معصوم
با ذکر حسین حسین حسین آمده ایم
دل آینه دار چارده معصوم است
جان، باغ بهار چارده معصوم است
صد شکر که ذکر لب روز و شب ما
همواره شعار چارده معصوم است
در نای، نوای چهارده معصوم است
در سینه، ولای چهارده معصوم است
خوشبخت کسی که در سرای هستی
در زیر لوای چهارده معصوم است
آن کس که گدای چارده معصوم است
مجذوب عطای چارده معصوم است
هرگز نشود لال زبانی که مدام
در مدح و ثنای چارده معصوم است
در سینه ولای چارده معصوم است
بر دیده ضیای چارده معصوم است
این عشق که سرمایه ی ما هست به دهر
از فضل خدای چارده معصوم است
در گوش، ندای چارده معصوم است
بر چشم، ضیای چارده معصوم است
محبوب خداوند جهان است کسی
در زیر لوای چارده معصوم است
ما شیفته ی چهارده معصومیم
در خط حسین خسرو مظلومیم
افسوس افسوس در سرای هستی
از دیدن صاحب الزمان محرومیم
یارب تو به عز و جاه چارده معصوم
مارا تو بخواه به راه چارده معصوم
از ما تو مپوش ای خدای یکتا
در روز جزا نگاه چارده معصوم
ما در خط و راه چارده معصومیم
دیده به نگاه چارده معصومیم
شاکر به خدا که در جهان هستی
در ظل و پناه چارده معصومیم
دل ز عشق علی به سینه مسرور شود
ز اندوه و غم و رنج و الم دور شود
بر صفحه ی جان چو نقش بندد نامش
مانند حریم کعبه پر نور شود
#حاج_بشیر_بهبهانی
⭕️⭕️⭕️
نمی شود آسان جدایی یاران
ولی خداحافظ ولی خداحافظ
وداع دلداران نمی شود آسان
ولی خداحافظ ولی خداحافظ
تبسم حیدر نگاه پیغمبر
ستاره ی روشن شکوفه ی پرپر
کسی غروبت را نمی کند باور
تو صبح جانهایی طلوع فردایی
تویی که دل دادی به شور وشیدایی
به سویی مشتاقان چرا نمی آیی
دلاور دوران عزیز سرداران
دگر خداحافظ دگر خداحافظ
وداع دلداران نمی شود آسان
ولی خداحافظ ولی خداحافظ
برو که تا چندی به او بپوندی
به شوقش از دنیا اگر چه دل کندی
دوباره مهمان کن مرا به لبخندی
تبسم حیدر نگاه پیغمبر
ستاره ی روشن شکوفه ی پرپر
کسی غروبت را نمی کند باور
نمی شود آسان جدایی یاران
ولی خداحافظ ولی خداحافظ
وداع دلداران نمی شود آسان
ولی خداحافظ ولی خداحافظ
🌷🌷🌷
چند سالیست که رزق حرمم کم شده است
در عوض روزی من آهِ دمادم شده است
چند سالی ست بهشتی نشدم، بسکه بَدَم
زندگی بی حرمت مثل جهنم شده است
دور، از صحن تو حسّ خفه گی دارم من
گردنم بین طنابیست، که محکم شده است
فکر آزادی من باش که پوسید، دلم
خانه تبدیل، به زندانِ مجسّم شده است
مجرمی سابقه دارم که به دور از توام و
حکم تبعید من انگار، مُسلّم شده است
در الفبای حرم، بی "الف" گلدسته
مثل یک "دال"، قدم زیر غمت خم شده است
مثل یک قاب شکسته شده چشمم زیرا
چند سالیست، که بی گنبد و پرچم شده است
من مریض توام و پنجره فولاد، دواست
و لبم تشنه ی یک بوسه به مرهم شده است
نوكر نوشت:
حالِ ما را تا ڪه دوری حرم بد میڪند
ڪربلا را قسمٺِ ما راهِ مشهد میڪند
یڪ دوراهی هسٺ مارا هی مُردد میڪند
درمیان دو حرم دل رفٺ و آمد میڪند
صلي الله عليک يا سيدناالغريب يااباعبدالله الحسين
گل غلطیده در خون
خداحافظ حسینم
لب خندیده در خون
خداحافظ حسینم
یقین دارم که زهرا
به روی خاک صحرا
تو را بوسیده در خون
خداحافظ حسینم
به شوق آسمانها
چه آسان پر کشیدند
کبوتر های عاشق به بال خون پریدند
به دشت پر تکاپو
به خواب دیدن او
کبوترها خونین
چه آرام آرمیدند
حسین جان حسین جان
کسی باور ندارد اگر چه رفتنت را
به زیر تیر و خنجر خودم دیدم تنت را
چرا ای لاله ی پاک رخت گل کرده بر خاک
چرا بر تن نداری دگر پیراهنت را
به نی دیدم سرت را
خداحافظ حسینم
به صحرا پیکرت را خداحافظ حسینم
به قربانت بگردم چرا پیدا نکردم
به دست انگشترت را
خداحافظ حسینم
از این سو بی قراران
از آن سو تک سواران
چه خواهد شد خدایا
دل آیینه داران
پس از شور رشادت
پس از اجر شهادت
غمت هر جا که کرد
به بار آمد بهاران
گل غلطیده در خون
خداحافظ حسینم
لب خندیده در خون
خداحافظ حسینم
یقین دارم که زهرا
به روی خاک صحرا
تو را بوسیده در خون
خداحافظ حسینم
🌷🌷🌷