eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
93 دنبال‌کننده
71 عکس
6 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
مولای دین در کربلا آمد کنار خیمه ها وقت وداع آخرین با اهل بیت مصطفی در روز عاشورا حسین سلطان جمع عاشقان سردار جانبازان حق چون گشت تنها آن زمان داغ برادر دیده و از دست داده نوجوان برگشت از میدان جنگ آمد به سوی خیمه ها گشته شهید راه دین مجموع جانبازان او افتاده اندر خاک و خون یاران و سربازان او شیران دشت نینوا انصار هم پیمان او بی سر فتاده غرقه خون بر خاک گرم کربلا لب تشنه آمد در حرم فرزند ختم المرسلین نور دو چشم فاطمه پور امیرالمومنین آمد به بالین سر سجاد زین العابدین بنهاد بر زانو سرش آن سرفراز رهنما فرمودش ای آرام جان چشمان حق بین باز کن ای نور چشمان با پدر شیرین کلام آغاز کن در گلشن روی حسین نظاره کن پرواز کن سر امامت را کنم تفویضت از امر خدا پرسید از بابش حسین بابا علی اصغر چه شد قاسم پسر عموی من عبداله و جعفر چه شد شبه رسول هاشمی بابا علی اکبر چه شد پرسید حال یک به یک از خسرو ارض و سما فرمود شاه تشنه لب با نور چشمان این چنین ای آنکه بعد از من تویی حجت به روی این زمین زنده نمانده هیچ کس از خیل جانبازان دین نبود به جا دیگر کسی غیر از من و غیر از شما بعد از وداع عابدین آمد به نزد خواهرش اطفال کوچک را سپرد بر خواهر نیک اخترش کرده سفارش بیش در حق سکینه دخترش گفتا به اهل بیت من کن سرپرستی از وفا فرمود با خواهر چنین ای نوگل خیرالنسا ای بانوی والاگهر دخت علی مرتضی دیدی اگر در خاک و خون افتاده در میدان مرا زینب پس از قتلم دیگر از خیمه گه بیرون میا دارم وصیت با تو ای غمدیده ی خونین جگر دیدی چو من گشتم شهید ای زاده ی خیرالبشر افغان مکن با شور و شین از غم مزن خواهر به سر زاری مکن تا بشنود دشمن نوای ناله ها گر تاختند اسب از جفا بر استخوانم صبر کن سیلی زند گر شمر دون بر دخترانم صبر کن گر تازیانه زد کسی بر دخترانم صبر کن کن پایداری همچو کوه ای دختر شیر خدا دیگر وصیت باشدم چون می روی در شهر شام وقت اسیری خواهرا باشی پرستار امام کار شهادت را کنی تا آخرین مقصد تمام با خطبه های آتشین در هم بکوبی کوفه را خواهر بیاور با شتاب آن کهنه تر پیراهنم خواهم که در زیر لباس آن را بپوشم بر تنم تا ای عزیز فاطمه بعد از وقوع کشتنم ماند به تن آن پیرهن جای کفن باشد مرا پوشید کهنه پیرهن سالار جانبازان حسین شیر صف کرببلا رزمنده ی دوران حسین بهر جهاد آماده شد سرحلقه ی خوبان حسین افکند شور و غلغله اندر جمیع ماسوی هرگز ندیده روزگار شیر شجاعت این چنین دوران ندارد هیچ یاد صاحب مروت این چنین بر دشمنانش آب داد آن ابر رحمت این چنین آری حسینی این چنین پرورده است خیرالنسا آراست بر پیکر زره افکند بر پشتش سپر بوسید خود هود را بنهاد چون تاجی به سر پس ذوالفقار حیدری بربست محکم بر کمر آماده ی پیکار شد فرزند ختم الانبیا گردیده غرق اسلحه فرزند مولی المتقین خیل ملائک در فلک گفتند احسن آفرین با ذوالجناح عشق گفت جانباز رب العالمین آماده ی پیکار شو ای ذوالجناح باوفا آن مظهر نور خدا بنمود با خواهر وداع با اهل بین طاهرین با آل پیغمبر وداع بوسید روی کودکان بنمود سرتاسر وداع الله اکبر گفت و شد عازم به حرب اشقیا از خیمه گاه آمد برون آن سرور آزادگان بگرفت عنان اسب او زینب جلو بر سر زنان جمع زنان و کودکان دنبال او شیون کنان با ناله ی یاربنا فی الله خیر حافظا بر اهل بیت طاهرین دستور داد آن باوقار در خیمه برگردند همه پروانگان بی قرار رفتند سوی خیمه گاه بر سر زنان با حال زار پس دور شد از خیمه گاه فرزند شاه اولیا می گفت از سوز جگر با چشم گریان یا حسین فرزند زهرا مهلتی ای مونس جان یا حسین ای مقتدا ای رهنما ای مهر ایمان یا حسین با تو مرا باشد سخن ای تاجدار هل اتی ای سرفراز عالمین زینب به قربان سرت بالا نما سر تا که من بوسم گلوی اطهرت با من وصیت این چنین فرموده زهرا مادرت قبل از شهادت یا حسین بوسم سراپای تو را ای زینت عرش خدا عالی جناب مستطاب ای سرو بستان رسول ای نور چشم بوتراب از رأفت ای آرام جان خالی نما پا از رکاب تا بار دیگر بنگرم زیبا جمالت یا اخا چون آن امام تشنه لب خواهر به آن حالت بدید از ذوالجناح آمد به زیر آن نور خلاق مجید دست محبت بر سر و بر سینه ی زینب کشید فرمود خواهر صبر کن باشد خدا از تو رضا یارب هر آن کس بی ریا باشد عزادار حسین چشمی که باشد گریه اش خالص به دربار حسین نامش شود مکتوب در طومار انصار حسین اشک معلمی شود مقبول شاه کربلا حاج حبیب الله معلمی 🌷🌷🌷
حسین غریبم تحمل نما تا که آیم به سویت منم زینب تو اجازه بفرما ببوسم گلویت حسین غریبم تحمل نما تا که آیم به سویت حسین غریبم تحمل نما تا که آیم به سویت بیا ای حسین جان جانان زینب انیس دل و مونس جان زینب بیا مرهم قلب سوزان زینب تحمل نما تا که آیم به سویت حسین غریبم تحمل نما تا که آیم به سویت وصیت نموده مرا مادر تو زنم جای او بوسه بر حنجر تو فدای غریبی تو خواهر تو تحمل نما تا که آیم به سویت حسین غریبم تحمل نما تا که آیم به سویت سرشته به عشقت برادر گل من که دل کندن از تو بود مشکل من بده با کلامی تسلی دل من اجازه بفرما ببوسم گلویت حسین غریبم تحمل نما تا که آیم به سویت مرا کشته این غم که یاور نداری کنارت ابالفضل و اکبر نداری جوانان پاک دلاور نداری اجازه بفرما ببوسم گلویت حسین غریبم تحمل نما تا که آیم به سویت گل بوستان پیمبر تو بودی فروغ دو چشمان حیدر تو بودی دل و جان زهرای اطهر تو بودی اجازه بفرما ببوسم گلویت حسین غریبم تحمل نما تا که آیم به سویت
عباس، نور چشمان حسین ابالفضل پاره ی جان حسین عالم، شد حیران در روی تو عباس، ماه تابان حسین فرزند حیدر شیر شیران خدایی آیت ایثار سوره ی صدق و صفایی تو علمدار لشکر عشق و وفایی عباس،سرو بستان حسین ابالفضل پاره ی جان حسین عالم، شد حیران در روی تو عباس، ماه تابان حسین لبخندت ای گل در شطی از خون بها شد دستان سبزت وای من از تن جدا شد نام زیبایت رمز عشاق خدا شد عباس ، مهد عرفان حسین ابالفضل پاره ی جان حسین عالم، شد حیران در روی تو عباس، ماه تابان حسین ای روح شیدا از یادت در دلها غوغاست شور عشق تو تا ابد در جانها برپاست سالار گلها ساقیا دست تو با ماست عباس ، یاد یاران حسین ابالفضل پاره ی جان حسین عالم ، شد حیران درروی تو عباس، ماه تابان حسین 🌷🌷🌷
صوت قرآن تو صبرم را ربود از دل حسین مصیبت حضرت زینبه ان شاء الله همه دسته جمع کنار حرم سیدالشهدا هرچه زودتر ان شاءالله صوت قرآن تو صبرم را ربود از دل حسین زان سبب سر را زدم بر چوبه ی محمل حسین من ز طفلی بر سر دوش نبی دیدم تو را کودک بود طفل بود بر سر دوش نبی رسول خدا بوسه می زد من ز طفلی بر سر دوش نبی دیدم تو را از چه بگرفتی کنون بر نوک نی منزل، حسین سرهای بریده بر روی نیزه ها زده شده در مجلس ابن زیاد رو بروی خواهر داغ دیده ای چون زینب از چه بگرفتی کنون بر نوک نی منزل، حسین ابن زیاد می گفت دیدید خدا شما رو ذلیل کرد؟ دیدید چگونه خدا ما رو پیروز کرد؟ این تویی بالای نی ای آفتاب فاطمه یا شده خورشید گردون بر زمین نازل حسین می‌خورد بر هم لبت گویا تکلم می‌کنی (مولا) سر بریده بالای نی لبهای مبارک بر هم می خورد آیه ی قرآن می خواند می‌خورد بر هم لبت گویا تکلم می‌کنی گاه با من گه به طفلان گاه با قاتل حسین ای هلال من ز بس در خاک و خون پوشیده‌ای دیدنت آسان شناسایی بود مشکل حسین اختیار دیده را پای سرت دادم ز دست ترسم از اشکم بماند کاروان در گِل حسین با تنت در قتلگه بنشسته جانم در عزا با سرت بر نوک نی اُلفت گرفته دل حسین با تمام دردها و غصّه‌ها و رنج‌ها نیستم آنی ز طفل کوچکت غافل حسین هر چه پیش آید خوش آید سینه را کردم سپر با اسارت نهضتت را می‌کنم کامل حسین شاعر: حاج غلامرضا سازگاار(میثم) 🌷🌷🌷 خیل یاران حسین هم شعاران حسین ای دلیران بسیجی ره سپاران حسین خیل یاران حسین هم شعاران حسین ای دلیران بسیجی ره سپاران حسین باشد عزیز فاطمه کاروان سالارتان از بهر فتح کربلاست این همه ایثارتان خیل ملک اندر فلک عاشق دیدارتان ای رو به معراج شرف چون شهیدان حسین چون شهیدان حسین خیل یاران حسین هم شعاران حسین ای دلیران بسیجی ره سپاران حسین روزها در سنگر و شب به محراب دعا گاهی به میدان نبرد گه مناجات خدا ای خاک زیر پایتان دیدگان را توتیا الحق تأسی جسته اید بر عزیزان حسین بر عزیزان حسین خیل یاران حسین هم شعاران حسین ای دلیران بسیجی ره سپاران حسین گلبانگ آزادی زدید زین دیار لاله خیز در دعوت مستضعفین یکه تازان عزیز چشمان عالم خیره شد بر شما گاه ستیز ای رهروان کربلا میهمانان حسین میهمانان حسین خیل یاران حسین هم شعاران حسین ای دلیران بسیجی ره سپاران حسین رزمندگان حق پرست بر شما صد آفرین آوای لبیک شما روح بخش و دلنشین جنگ آوران بی شکست لشکر عزم آهنین نازم به نیروی شما شب شکاران حسین شب شکاران حسین خیل یاران حسین هم شعاران حسین ای دلیران بسیجی ره سپاران حسین ای کسوت جنداللهی زینت اندامتان کوه و بیابان می زند بوسه زیر گامتان زورق کشان بحر عشق نقش ساحل نامتان دست خدا یار شما تا گلستان حسین تا گلستان حسین خیل یاران حسین هم شعاران حسین ای دلیران بسیجی ره سپاران حسین ای خسرو لب تشنگان ای شهید نینوا عزم زیارت کرده اند رهسپاران بلا برگیر در آغوش مهر عاشقان را از وفا یا لیتنا کنا معک ای جان به قربان حسین جان به قربان حسین خیل یاران حسین هم شعاران حسین ای دلیران بسیجی ره سپاران حسین اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم با خون نگهداری من از مرز و دیارش می کنم شاعر: حاج حبیب الله معلمی
خوشا از دل نم اشکی فشاندن به آبی آتش دل را نشاندن . خوشا زان عشقبازان یاد کردن زبان را زخمه ی فریاد کردن . خوشا از نی خوشا از سر سرودن خوشا نی نامه ای دیگر سرودن . نوای نی نوایی آتشین است بگو از سر بگیرد ، دلنشین است . نوای نی نوای بی نوایی است هوای ناله هایش ، نینوایی است . نوای نی دوای هر دل تنگ شفای خواب گُل ، بیماری سنگ . قلم ، تصویر جانکاهی است از نی علم ، تمثیل کوتاهی است از نی . خدا چون دست بر لوح و قلم زد سر او را به خط نی رقم زد . دل نی ناله ها دارد از آن روز از آن روز است نی را ناله پرسوز . چه رفت آن روز در اندیشه ی نی که اینسان شد پریشان بیشه ی نی ؟ . سری سر مست شور و بی قراری چو مجنون در هوای نی سواری . پر از عشق نیستان سینه ی او غم غربت ، غم دیرینه او . غم نی بند بند پیکر اوست هوای آن نیستان در سر اوست . دلش را با غریبی ، آشنایی است به هم اعضای او وصل از جدایی است . سرش بر نی ، تنش در قعر گودال ادب را گه الف گردید ، گه دال . ره نی پیچ و خم بسیار دارد نوایش زیر و بم بسیار دارد . سری بر نیزه ای منزل به منزل به همراهش هزاران کاروان دل . چگونه پا ز گل بردارد اشتر که با خود باری از سر دارد اشتر ؟ . گران باری به محمل بود بر نی نه از سر ، باری از دل بود بر نی . چو از جان پیش پای عشق سر داد سرش بر نی ، نوای عشق سر داد . به روی نیزه و شیرین زبانی ! عجب نبود ز نی شکر فشانی . اگر نی پرده ای دیگر بخواند نیستان را به آتش می کشاند . سزد گر چشم ها در خون نشینند چو دریا را به روی نیزه بینند . (قیصر امین پور) 🌷🌷🌷
عزیزخفته درخاکم،گل باغ دلم مادر درخشان گوهرپاکم،گل باغ دلم مادر تن رنجیده ات مادردرون خاک پنهان شد دوچشمم درعزای تو،چنان ابربهاران شد               بقربانت شوم مادر«۲» دریغاکه اَجل چیده،گل بی خارمادررا خزان کرده دگرباغِ،صفا ومِهر آور را نبینددیگراین گلشن،بخودرنگ بهاری را ببیندبعدازاین دیگرنوای بی قراری را              بقربانت شوم مادر«۲» سرم راجای زانویت،گذارم برسرقبرت نوازش کن مرامادر،نشستم دربَر ِقبرت عجب بی مادری سخت و،عجب این دردجانسوزه دلم ازماتمت مادر،بسان کوره میسوزه                بقربانت شوم مادر«۲» شعر:علی اکبراسفندیار«مداح»
ای اسب خونین یال من ذوالجناح من کم گریه کن بر حال من ذوالجناح من حیرت مکن از سر نوشت عجیب من ای مرکب فرخ پی و ای نجیب من آتش به جانت می زند سوزعاشورا خون تا رکابت می رسد روز عاشورا در لیله الاسرای من ای براق من ریزد به فرقت خاک غم از فراق من وقتی نشیند دخترم بر سر راهت آتش مزن بر جان او از سوز آهت ذوالجناح من هر کشته را من دیده ام دیدی ای مرکب با من گل خون و شرف چیدی ای مرکب ذوالجناح من ذوالجناح من ذوالجناح من ذوالجناح من از بارش تیر ستم پر درآوردی از قتلگاه عاشقان سردرآوردی ذوالجناح من ذوالجناح من ذوالجناح من ذوالجناح من از اشک و خون یک دسته گل روی زین بگذار این پیکر صدپاره را بر زمین بگذار ذوالجناح من ذوالجناح من بعد از شهادت قاصد داغ من هستی تو شاهد بی آبی باغ من هستی ذوالجناح من ذوالجناح من وقتی به خیمه می روی تنهای تنها غوغا کند از شیهه ات شیون زنها ذوالجناح من ذوالجناح من خواهی اگر آرامش قلب سکینه برگرد و با دندان بکش تیر از این سینه ذوالجناح من ذوالجناح من جایی مرو امشب از این لاله گون صحرا تا بشنوی بوی خوش مادرم زهرا ذوالجناح من ذوالجناح من ای اسب خونین یال من ذوالجناح من 🌷🌷🌷
السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا اباعبدالله 🌷🌷🌷 خاک تو مرا مهر نماز است حسین جان سوی تو مرا دست نیاز است حسین جان کن قسمت من از کرمت کرببلا کین دل همه در سوز و گداز است حسین جان نومید نگردد کسی از لطف و عطایت خوان کرمت بر همه باز است حسین جان نزدیک تر از هر که تویی در دل عشاق هر چند رهت دور و دراز است حسین جان راز دل خود را به غیر از تو بگویم غیر از تو چه کس محرم راز است حسین جان جز راه تو هر راه دگر سوی نشیب است راه تو به حق راه فراز است حسین جان🌷🌷🌷 🌷پاسدارم من و محراب دعا سنگر من پاسدارم من و محراب دعا سنگر من هست هنگام نبرد دست خدا یاور من پاسدارم من و محراب دعا سنگر من پیرو زاده ی زهرایم و در محور دین تا که از ظلم و ستم پاک کنم روی زمین هست فرزند علی روح خدا رهبر من پاسدارم من و محراب دعا سنگر من تا نهادم به ادب سر به ره پیر خمین تا کنم یاری اسلام چو انصار حسین سایه ی مهدی موعود بود بر سر من پاسدارم من و محراب دعا سنگر من چون حسین بن علی سید و مولای من است در جهان روح خدا رهبر والای من است دست حق نقش شهادت زده بر دفتر من پاسدارم من و محراب دعا سنگر من کربلا کعبه ی عشق است و دهد زندگی ام کشته ی عشقم و جاوید از این بندگی ام می کند جلوه چو آن منظره در منظر من پاسدارم من و محراب دعا سنگر من شمع تاریخ جهانم من و در سنگر عشق داده بر کف خط آزادگی ام رهبر عشق هست همسنگر من دم همه دم دلبر من پاسدارم من و محراب دعا سنگر من یاد آن روز که عازم به سوی جبهه شدم به دعا بودم و در آرزوی جبهه شدم مادرم جای قبا کرد کفن در بر من پاسدارم من و محراب دعا سنگر من ای خوش آن لحظه که آماده ی پیکار شدم رو به رو با سپه بعثی خونخوار شدم می زند بوسه به پیشانی من افسر من پاسدارم من و محراب دعا سنگر من چون حسین بن علی سید و مولای من است در جهان روح خدا رهبر والای من است شاعر: محمدعلی مردانی حسینم وا حسینم وا حسینم 🌷محمد علی مردانی
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین هیهات مصیبتی ست تنها ماندن هنگام رحیل همرهان جا ماندن سخت است زمان هجرت هم قفسان مبهوت قفس ز ره وا ماندن در چون و چرای راه حسرت تا چند تا چند اسیر خودسری‌ها تا چند افسوس نمانده فرصتی تا پرواز فریاد ز ماجرای تنها ماندن مشتاق رحیل و بال و پر سوخته‌ایم (خدا) سخت است در این سرا خدا وا ماندن 🌷شاعر: شهید محمدرضا تورجی زاده 🌷این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم سر به فرمان خط امامم خون شهیدان دهد پیامم می رسد بویی خوش بر مشامم از شهید حق آید مدامم تا شهادت در جهادیم تا شهادت در جهادیم این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم از جبهه آید هر دم بشارت می رسد بوی فتح و زیارت کربلا باشم من بی قرارت یا حسین بنما یک دم اشارت تا شهادت در جهادیم تا شهادت در جهادیم این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم کی شود روزی یارب عزیزان ببیند روی پاک اسیران کی شود روزی ما قدس و لبنان گردانیم آزاد از دست شیطان تا شهادت در جهادیم تا شهادت در جهادیم این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم عاشق دیدار کربلاییم زائر کوی خون خداییم ای خدا روز و شب در نواییم کی شود آنجا منزل نماییم تا شهادت در جهادیم تا شهادت در جهادیم این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم پیغام یاران در گوشمان هست بار سنگینی بر دوشمان هست رخت پیروزی تن پوشمان هست فتح و پیروزی آغوشمان هست تا شهادت در جهادیم تا شهادت در جهادیم این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم ای خدا شبها باشد دعایم اشک و سوز و آه و ناله هایم خیزد همراه یاران صدایم یارب رسان اندر کربلایم تا شهادت در جهادیم تا شهادت در جهادیم این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم ایمان و تقوا توشه ی راهم امداد الله یار و پناهم پر زند امید اندر نگاهم جز حسینم من چیزی نخواهم تا شهادت در جهادیم تا شهادت در جهادیم این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم ما قدم در راه حق نهادیم تن بر ننگ و ذلت ما ندادیم دست پیمان با خمینی دادیم مرد ایثار و مرد جهادیم تا شهادت در جهادیم تا شهادت در جهادیم این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم🌷🌷🌷 السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یابن رسول الله السلام علیک یا اباعبدالله سبط خیرالوری یا حسین یا حسین شمع بزم ولا یا حسین یا حسین خون پاک خدا یا حسین یا حسین در بحر سخا یا اباعبدالله السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یابن رسول الله السلام علیک یا اباعبدالله جان به قربان تو ای عزیز بتول از تو شد جاودان دین پاک رسول عالمی از غمت گشته زار و ملول با کام تشنه ات یا اباعبدالله السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یابن رسول الله چون به آب فرات لشکر حق رسید در گلستان دین نور شادی دمید پر ثمر شد ز نو نخل باغ امید روشن جهان روشن از جلوه ی ثارالله السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یابن رسول الله السلام علیک یا اباعبدالله هست در خاطر تو بی گمان ای فرات روز عاشورای مفخر کائنات خضر آب بقا نوح فلک نجات از لب عطشان عترت آل الله السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یابن رسول الله السلام علیک یا اباعبدالله ای فرات آمدند لشکر سرفراز..... 🌷🌷🌷
غریب اهل بیت پرچم قیام بر نداشتی در دلت هزار درد داشتی ای غریب اهل‌بیت، مجتبی عندلیب اهل ‌یت، مجتبی صلح تو جهاد اکبر تو بود شاهدش دو دیده‌ی ترِ تو بود بر لبت سکوت و دردلت فغان ای همیشه سربلند وجاودان بر لبت سکوت و در دلت خروش ای همیشه سرفراز و سبز پوش بر لبت سکوت و دردلت غریو یک فرشته بین بی‌شمار دیو * میوه‌ی دل علی و فاطمه صبر کرده‌ای بدون واهمه ای غریب در میان خانه‌ت من چگونه سر دهم ترانه‌ات ای غریب درمیان دوستان آتشی‌ست لابلای بوستان آتشی که شعله‌اش کمند شد فتنه از شراره‌اش بلند شد آتشی که زهر شد به کام تو صبر، شد نتیجه‌ی قیام تو * صلح را جهاد نام داده‌ای شیعه را به آن مقام داده‌ای پایه‌های دینِ جدّ خویش را با صبوری‌ات قوام داده‌ای شیر خورده‌ی بتول اطهری سر به سایه‌ی امام داده‌ای کربلا نتیجه داد صبر تو آبرو به آن قیام داده‌ای لابلای صلح، درس جنگ را برحسین تشنه کام داده‌ای ای که از پیاله‌ی شفاعتت برهمه به لطف عام داده‌ای ماه میهمانی خدای را با تولدت سلام داده‌ای من که لالم از بیان ذکر تو برلبم تو این کلام داده‌ای این گناهکارِ روسیاه را شاه من! تو احترام داده‌ای!
کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید با کلید فتح خیبر لشکر قرآن رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید لشکر روح خدا برکف گرفته جان خویش تا بجا آرند با معبود خود پیمان خویش از پی ایثار جان در مقدم جانان خویش جیش قرآن صف به صف چون ضیغم غران رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید از بسیج و ارتش و رزم آوران پاسدار جمله با رای متین و گام های استوار تا برآرد از سپاه بعثی بی دین دمار جوشن ایمان به تن در عرصه ی میدان رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید قدرت رزمندگان پشت ستمگر را شکست سد مین و خندق صدام کافر را شکست بار دیگر مرتضی دیوار خیبر را شکست نغمه ی تکبیرشان بر تارم کیهان رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید مژده ای اسلامیان روز رهایی می رسد مسلمین را مژده ی فتح نهایی می رسد بانگ عشق از عاشقان کربلایی می رسد وقت پیروزی حق بر لشکر شیطان رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید مژده ای رزم آوران وقت وصال یار شد زائران کربلا را موسم دیدار شد وقت نابودی جیش بعثی خونخوار شد موسم دیدارتان با دلبر جانان رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید کربلا باشد کلید قدس در دامان تو رمز سامان سپاه حق بود سامان تو غم مخور چون از برای یاری خوبان تو لشکر حق با لوای نصرت رحمان رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید پیش ای رزم آوران هنگامه ی جنگ است و جنگ عرصه بر صدام از نیرویتان تنگ است و تنگ چون کلوخ انداز را پاداششان سنگ است و سنگ حال وقت انتقام از خصم بی ایمان رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید پیش ای یاوران وقت شکست دشمن است روز پیروزی حق بر لشکر اهریمن است از شکوه و قدرتان چشم جهانی روشن است آفرین بر جانتان از حضرت سبحان رسید کربلا نیروی حق با قدرت ایمان رسید شاعر: حاج حبیب الله معلمی