🌷💠روز مقاومت دزفول
"هر روز باید چارم خرداد باشد"
🌷🌷💠🌷🌷
این دل به شوق کربلا پر می زند باز
از لطف صاحبخانه بر در می زند باز
نام حسین آرام دلهای شکسته ست
عشقش کلید مخفی درهای بسته ست
از عشق او در جبهه غوغایی به پا شد
هرگوشه ی این خاک چون کرب و بلا شد
ما را غم عشقش به این وادی کشانده ست
گفتیم تا کرب و بلا راهی نمانده ست
سربند یازهرا به سر بستند یاران
فرمان رسید از جانب پیر جماران
عشق حسین آتش به دلها زد دوباره
بر خاک افتادند یاران پاره پاره
در سینه ها شوق شهادت موج می زد
مرغ دل عشاق، پر تا اوج می زد
عشق حسین اینگونه دل را مبتلا کرد
دزفول را چون صحنه ی کرب و بلا کرد
دزفول شهر استقامت شهر ایثار
دزفول برجا ایستاده وقت پیکار
دزفول شهر مردمانی آسمانی
از پایمردی سبز، از خون ارغوانی
دزفول شهر مردها، مهد دلیران
در خون شناور گشته عاشورای ایران
دزفول که آجر به آجر، سنگرش بود
باران موشکهای دشمن برسرش بود
دزفول خاری بود در چشمان دشمن
دزفول آتش بود در دامان دشمن
شمعی که نورانی تر از قرص قمر بود
سدی که از پولاد و آهن سخت تر بود
دشتی که مجنون بود و از لیلا نشان داشت
کوهی که در دل غیرت آتشفشان داشت
دزفول شهری که در آتش ایستاده
امر امام خویش را گردن نهاده
شد کربلای دیگری برپا در این دشت
عباس در آیینه ی تاریخ برگشت
از ما درود، از ما سلام، ای خطه عشق
خوشنود شد قلب امام ای خطه عشق
حق است در تقویم از تو یاد باشد
هر روز باید چارم خرداد باشد
هر روز باید بر زبان نام تو باشد
این قلبها باید که آرام تو باشد
تو ایستادی تا وطن آزاد باشد
تو گریه کردی تا که ایران شاد باشد
ای کعبه آمال دلهای شکسته
بر چهره ات خون شهیدان نقش بسته
دادم سلامی زاده ی موسی الرضا را
کردم زیارت حضرت سبزقبا را
دزفول خاک پاک مردان خدایی است
از کربلا و مشهد اینجا رد پایی است
مرغ دلم امروز بر جانم شرر زد
از گنبد سبزقبا تا طوس پر زد
دزفول شهر علم و تقوی، شهر ایمان
دزفول شهر عالمان، شهر شهیدان
در علم و تقوی شهره ی عالم شد این شهر
با مرتضی انصاری آن علامه ی دهر
دزفول شهر یاوران خاص مهدی
دزفول گویی بسته با ابرار عهدی
اینجا هزاران شمع باشد پیش رویم
یک شمه از جولای دزفولی بگویم
زیباست بر انسان، در حکمت گشودن
سرباز گمنام امام عصر بودن
حق است باید که کنم یاد فقیدی
کو بود در قلب بسیجی ها امیدی
از آیت اللهی که قاضی بود نامش
هر جمعه می پیچید در دلها کلامش
ای قهرمان شهر دلاور پرور من
اسطوره ی نام آشنا در باور من
هرچند از تیغ جفا مجروح بودی
دریای خون جاری شد اما نوح بودی
تو در بلندای سعادت ایستادی
بر قله ی سرخ شهادت ایستادی
هر چند جای لاله ها خالی ست امروز
با یادشان اما عجب حالی ست امروز
ما با ولایت عهد خون بستیم با هم
از باده ی مولا علی مستیم با هم
ما از ولایت روی، هرگز بر نتابیم
دزفول! ما مردان نسل آفتابیم
امروز در دزفول عهدی تازه بستیم
از باده ی ناب ولایت مست مستیم
ای شهر عشق و شور، ای دزفول دزفول
ای در تو جاری نور، ای دزفول دزفول
با ما بگو از لاله های بی نشانت
از زخمهایی که گذشت از استخوانت
از لاله هایی که به خاک افتاده بودند
بر دامن تو سینه چاک افتاده بودند
دزفول، یادت هست اینجا شهر خون بود
در کوچه و پس کوچه هایت نهر خون بود
با ما بگو از مادران داغدارت
از آنچه شد در هشت سال از روزگارت...
شعر: محمد زمان گلدسته
🌷🌷🌷
هر که در بزم عزای زاده ی زهرا نشیند
ساعتی در صحن ماتم خانه روی پا نشیند
سر به زانو در غم ان خسرو بطها نشیند
هر کجا باشد عزای شاه دین آنجا نشیند
در جوار مصطفی در جنت المأوی نشیند
هر که همت کرد بهر مجلس ماتم سرایش
وان کسی کو حاضر آمد از پی خدمت برایش
داد از این دنیا دو درهم در رهش بهر خدایش
یا که برپا کرد پرچم بهر اعلان عزایش
در جنان تحت لوای میر کرمنا نشیند
هر که در بزم عزای زاده ی زهرا نشیند
ساعتی در صحن ماتم خانه روی پا نشیند
آسمانش در نظر از تشنگی گردید چون دود
در چنین حالی به چنگال ستم کیشان مردود
چون خلیل الله و لشگر گرد او چون نار نمرود
مادرش زهرا به آهنگ و نوای رودم ای رود
گوشه ی میدان میان لشگر اعدا نشیند
زینبش گوید حسینم ای عزیز جان خواهر
ای قتیل بی گناهم ای شهید تیر و خنجر
از چه رو خصم بداندیشت بریده سر ز پیکر
هم چو مرغ بال و پر بشکسته ای زهرای اطهر
آید اندر قتلگه با چشم خون پالا نشیند
طرفه سیمایی که بد مرآت ذات حی داور
عارضی کو بود زیب دوش و دامان پیمبر
می زدی زهرا به گیسویش ز بغض شانه عنبر
جا گرفته در تنور خانه ی خولی کافر
جای عطر و عود خاکستر بر آن سیما نشیند
🌷
https://eitaa.com/ahangaran2/441
🌷🌷🌷🌷
🌷مولا فدای تو سر من
🌷بی سر رسیده پیکر من
💠تشییع جنازه شهید محسن حججی
🔷حاج صادق آهنگران
🔶شاعرزنده یاد:
🔶 محمد زمان گلدسته
🌷🌷🌷
#نوای-آهنگران
#مدافعان-حرم
#شهدا
🌷🌷🌷
مولا فدای تو سر من
بی سر رسیده پیکر من
هر کس مدافع حرم شد
چون من عزیز و محترم شد
غرق سخاوت و کرم شد
اکنون عزیز این دیارم
اینسان نبوده باور من
اینک عزیز عالمینم
غرق فغان و شور و شینم
بی سر فدایی حسینم
جانم فدای کربلایش
گردد بریده حنجر من
محسن نماد استقامت
محسن تجلی شهامت
محسن فدایی امامت
تشییع شود تن غریبم
جا ماند به سوریه سر من
شعر: محمد زمان گلدسته
ای حسین ای غم تو همدم ما
ای تو خود شاهد اشک غم ما
ای به هر رنج و غمی محرم ما
ای خجل از کرم تو کم ما
تو کریمی و تو مولا تو ولی
ای جگر گوشه زهرا و علی
دل ما غرق غم توست حسین
سر ما و قدم توست حسین
کم ما و کرم توست حسین
قبله ی ما حرم توست حسین
به صفای دل صحرا سوگند
به دعای شب زهرا سوگند
ای که ناز تو خریدن دارد
بار عشق تو کشیدن دارد
گل ز گلزار تو چیدن دارد
حرم پاک تو دیدن دارد
صف اصحاب محبّت صف ماست
جان اگر می طلبی در کف ماست
گر چه ره روشن و روشن تر شد
شب ما با غم یاران سر شد
دیده از خون دل ما تر شد
یک گلستان گل ما پرپر شد
باز هم مهر تو روشنگر ماست
باز ایمان و شرف سنگر ماست
ای حسین ای پسر خون خدا
ای تو روشنگر مصباح هدی
ما و دل از تو بریدن ابدا
ای جمال تو بهشت شهدا
تو که جان دادن ما را دیدی
امتحان دادن ما را دیدی
تو که خود مرد ره توحیدی
تو که در ظلمت شب خورشیدی
تو که از شاخه ی غم گل چیدی
تو که خود داغ برادر دیدی
سوخته حاصل ما را بنگر
داغ های دل ما را بنگر
تو که خون شد زجدایی جگرت
آمده خون دل از چشم ترت
تو که خود بر سر نعش پسرت
چتر غم سایه فکن شد به سرت
تو که از دادن جان باخبری
تو که از داغ جوان باخبری
جبهه ها منتظر داد تواند
دوخته چشم به امداد تواند
سینه ها سوخته از یاد تواند
این جوان ها همه اولاد تواند
به غم عشق حسینی سوگند
به تولای خمینی سوگند
ای حسین ای غم تو همدم ما
ای تو خود شاهد اشک غم ما
شاعر:محمدجواد غفورزاده(شفق)
من از کربلای خوزستان به کربلای تهران آمدم از برادران رزمنده ی شما در دشت خونین سوسنگرد کربلای خونین شهر زمین پر خون آبادان و کربلای دزفول و شوش به شما سلام می رسانم. از همه ی شما التماس دعا دارند و گفتند به ملت قهرمان و مبارز ایران پیام برسانید که ما هر چه خشمگین تر و قوی تر خواهیم جنگید
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
بگو به رهبر به کوه ایمان
به پیکر غرق به خون این شهیدان
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
بهشتی ای روح روان غمت مرا کشته است
تنت چرا عزیز ما به خونت آغشته است
حزب خدا خدا چرا ز کشته ها پشته است
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
مطهری مطهری زعیم کاروان شدی
ابوذر زمان ما شهید میزبان شدی
مفتح ای شهید حق تو غرق میزبان شدی
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
خون شما و مرگتان گر چه شکسته پشت ما
اگر چه رهبر عزیز کنون نشسته در عزا
بگیرم انتقامتان به فضل و یاری خدا
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
ناطق نوری به خدا قسم به حق نامت
کلانتری منتظری به حرمت کلامت
به روح پاک لاله های سرخ و خون شیعیان
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
شرافت و دیالمه و دانش به خون تپان
کشم ز دشمنان دون تقاص خون پاکتان
به روح پاک لاله های سرخ و خون شیعیان
امت قرآن مردم نالان
برای عرض تسلیت سوی جماران
شاعر: مصطفی اولیایی
🌷🌷🌷
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
آماده باشید به گاه نبرد
صاحب زمان هست جلو دارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
چاووش رفتن صلا می زند
هر کس دم از کربلا می زند
خود را به موج بلا می زند
به به ز عشق و ز ایثارتان
بااشد خداوند نگهدارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
گردان به گردان مهیای جنگ
وقت نبرد است نه جای درنگ
بر جان دشمن کنید عرصه تنگ
آتش ببارید ز رگبارتان
باشد خداوند نگهدارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
سنگر به سنگر به عزم متین
از بهر یاری قرآن و دین
تا رفع فتنه ز روی زمین
فرمان برید از سپه دارتان
باشد خداوند نگهدارتان
ای جان نثاران حسین یارتان
باشد خداوند نگهدارتان
این جبهه چون جبهه ی کربلاست
دلها ز عشق حسین با صفاست
در دشت و صحرا بپا خیمه هاست
دشمن هراسان ز پیکارتان
باشد خداوند نگهدارتان
دشمن بلرزد ز گام شما
پاینده شد دین به نام شما
رهبر رسانده پیام شما
بی تاب و مشتاق دیدارتان
باشد خداوند نگهدارتان
جنگاوران شب به پایان رسد
مولای سنگر نشینان رسد
مهدی پناه ضعیفان رسد
بوسد سر و روی و رخسارتان
باشد خداوند نگهدارتان
شاعر: حاج صادق آهنگران
🌷🌷🌷
عید شهیدان
بهار از راه می آید
خرامان با سبکبالی
شده ایام سال نو
شهیدان جای تان خالی
زند از سوز دل بوسه
به قاب عکس تان مادر
هزاران شمع می سوزد
کنار لاله ی پرپر
مزار لاله ها غرق
شمیم سبزه و ریحان
معطر با گلاب و گل
منور گشته با قرآن
همیشه یادتان جاری ست
به این صحن و سرا سوگند
به این گنبد به این مرقد
به اربابم "رضا" سوگند
به نص آیه ی قرآن
شما را زنده می دانیم
شعاع نورتان را تا
ابد پاینده می دانیم
بهار از راه می آید
پر از اشک و پر از آهیم
شهیدان جای تان خالی ست
شما را باز می خواهیم
کنار بوسه و لبخند
کنار آب و آیینه
به لب داریم لبخند و....
غمی داریم در سینه
زمین چرخید یک سال و
زمان تحویل شد، یارب!
به دل عهدی ست با زهرا
به سر شوری ست با زینب
شاعر: محمدزمان گلدسته
توضیح:
سال 1393 هنگام اجرای نخست این اشعار، نوروز مصادف با ایام فاطمیه بود.
لذا بند پایانی شعر مناسب آن حال و هوا سروده شد لیکن بعدا به جهت کاربرد شعر در سالهای بعد بند آخر به صورتی عمومی تر تغییر کرد.
همیشه و در همه حال، ملاک صحت شعر، متن مکتوب مورد تایید شاعر است.
🌷🌷🌷
#رزمندگان
#دفاع_مقدس
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
در نصرت دین الله با زمزمه ی یا الله
از بهر فدا می آیند سوی شهدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
از پرتو دین اسلام دلهای همه نورانی
هر محفلشان روحانی هم مقصدشان عرفانی
قلب همه در پرواز اوج شرف انسانی
از شوق شهادت سرمست با شور و نوا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
این کفر ستیزان بر کف دارند سلاح ایمان
تا کاخ ستمکاران را سازند ز بنیان ویران
بگرفته پرچم توحید بر دوش و شده هم پیمان
تا کرببلای حسینی با عشق و رضا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
قلب همگی از شوق دیدار حسین سرشارست
هر عاشق جان بگذشته سوداگر این بازار است
هر مرد حقیقت جویی در زمره ی این احرار است
ایثارگران حسینی تا کرببلا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
در لشگر حق و توحید برپاست عجب غوغایی
یک عده بدنها بی دست دور از هوس دنیایی
یک دسته شناور در خون حیرانم از این شیدایی
جمعی سرشان از پیکر گردیده جدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
کوبنده سلاح پیکار بر دوش سپاه اسلام
چون شیر خروشان تازند بر لشگر کفر صدام
از همت مردان حق شد لشگر باطل ناکام
پیکارگران مبارز با نصر خدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
خواهند بیت المقدس از چنگ عدو بستانند
از سیطره ی اسراییل مسجد اقصی برهانند
تا نیستی استکبار مرکب همت می رانند
تا باز فلسطین سازند از ظلم رها می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
مشتاق وصال حقند پویای ره قرآنند
فرمان بر روح الله ند سرباخته در پیمانند
پرشور سرود وحدت از عشق خدا می خوانند
سوی حرم ثارالله بر قصد دعا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
تا مرحله ی پیروزی این لشگر حق می تازند
تا مکتب قرآنی را گسترده به گیتی سازند
از بهر ظهور مهدی شوری به جهان اندازند
بر درگه قدس حسینی با حب ولا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
یا رب به مقام شهیدان نصرت بده این لشگر را
در گسترش دین حق یاری بنما رهبر را
این جیش شهادت جویان پر کرده ز خون سنگر را
با چهره ی خون آلوده رو سوی خدا می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
ای امت اسلام امروز داده است خمینی هشدار
کن گوش به امر رهبر چون خادم فرمان بردار
شاید که نماید فردا دیگر ز معلمی آثار
در جبهه بیا تا بینی حتی علما می آیند
انصار اباعبدالله انصار اباعبدالله
لشکریان روح الله سوی شهدا می آیند
🌷🌷🌷