eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
92 دنبال‌کننده
71 عکس
6 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای جلوه ی آیه ی فضل الله ای جلوه ی آیه ی فضل الله رزمنده ی اسلامی ای جندالله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای تشنه ی دیدار روی حسین ای واله و شیدای کوی حسین شد موسم هجرت به سوی حسین بهر دیدار باشهیدان شو مهیا پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا گر تشنه ای بر فیض دیدار او برخیز از جا ساز و با خون وضو با راهیان کوی جانان بگو جبهه بود جلوه گاه نور یکتا پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا جبهه مکان یاوران دین است منزلگه عشاق و مومنین است نور مناجات مبارزین است شور و حالی جبهه دارد نیمه شب ها پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای نور ظلمت سوز و شب زنده دار ای جان به کف بگرفته بهر ایثار گرد دلاور شیر دشمن شکار در دست تو پرچم لا حول ولا پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا اندر نجف مولا در انتظارت کرببلا مشتاق و بی قرارت هیهات مناالذله شد شعارت در جبهه یاور تو لطف مولا پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا شاعر: امیر خاکسار 🌷🌷🌷
🌷🌷🌷 ای لشکر حسینی ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر ای لشکر حسینی ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر ای یاوران قرآن ای یاوران قرآن از نو پیام خون داد پور شجاع حیدر ای لشکر حسینی ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر ماه محرم آمد با رنگ خون لوا زد سالار جان نثاران خیمه به کربلا زد مولای شیرمردان از نینوا نوا زد بر خیل ناصران دین خدا صلا زد هل من معین برآورد هل من معین برآورد مولای دادگستر ای لشکر حسینی ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر برپا قیام خون کرد تا دین بپا بماند قرآن جاودان و حکم خدا بماند بر هر چه غیر حق است گلبانگ لا بماند ظلم و ستم بسوزد حق پا بجا بماند در مکتب حسینی در مکتب حسینی باید گذشتن از سر ای لشکر حسینی ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر تا انقراض عالم آن خون کشد زبانه هر جا حسین حسین است باشد از او نشانه ایثار خون او ساخت اسلام جاودانه گر عاشق حسینی شو سوی او روانه دیگر چنین سعادت دیگر چنین سعادت کی می شود میسر ای لشکر حسینی ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر باید نمود با خون رنگین لوای نهضت بایست جان و سر داد بهر بقای نهضت این نهضت از حسین است جانها فدای نهضت باید رسد به دنیا بانگ رسای نهضت تا سخت لرزه افتد تا سخت لرزه افتد بر کاخ هر ستمگر ای لشکر حسینی ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر اکنون سپاه اسلام آماده ی رحیل است بشتاب سوی جبهه هنگامه ی گسیل است حق ناصران خود را هم یار و هم وکیل است این کاروانیان را مولا حسین دخیل است فرمان یا حسین را فرمان یا حسین را امضا نموده رهبر ای لشکر حسینی ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر ای فخر آفرینان امروز روز جنگ است رزمندگان زمان بوسیدن تفنگ است قرآن غریب مانده هی هی که عرصه تنگ است در خون سرخ خفتن صد بار به ز ننگ است آموزگار درسم آموزگار درسم خون کرده نقش دفتر 🌷🌷🌷
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر آسمان پوشیده نیلی گشته عاشورا مکرر ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر وامصیبت کز عناد دشمن بی مایه ی ما سیل خون گردیده جاری هر طرف در کوه و صحرا هست دشت کربلا یا شهر دزفول است اینجا مرد و زن پیر و جوان باشند اندر خون شناور ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر باشد اینجا کربلا یا شهر دزفول است یاران این شهیدان کیستند و چیست این فریاد و افغان کشته ی یک ماهه تا صد ساله می باشد فراوان بانگ مجروحان ز هر سو می رسد بر عرش داور ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر یک طرف افتاده جسمی دست در پیکر ندارد یک طرف طفلی پریشان مانده و مادر ندارد جسته او با پای خود را گر چه بر تن سر ندارد خواهر از داغ برادر می زند بر سینه و سر ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر بارها از حمله ی این بعثی مزدور شیطان گشته صدها خانه و کاشانه از دزفول ویران یک طرف قلبی در آتش یک طرف جمعی پریشان یک طرف افتاده کودک یک طرف افتاده مادر ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر مرحبا بر خطه ی دزفول و خلق قهرمانش این دژ مستحکم قران و نیروی جوانش مرگ بر صدام باشد دم به دم ورد زبانش هست قرآنش سلاح و نغمه ی الله اکبر ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر مرحبا بر این هواداران دین و یار قرآن مرحبا بر لاله های داغدار این گلستان جان فدای قهرمانانی که بگذشتند از جان در ره اجرای فرمان خدا و امر رهبر ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر در دل ویرانه های شهر گرد غم نشسته در عزای اختران خورشید در ماتم نشسته در جماران دل غمین روح اله اعظم نشسته در جنان بنشسته در سوگ و عزا زهرای اطهر ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر گشته در دزفول صدها اکبر و قاسم فدایی هست اینجا کربلا و مردمانش کربلایی این شهادت را همه دانند اکرام خدایی آسمان پوشیده نیلی گشته عاشورا مکرر ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر وای وای حسین وای وای وای حسین وای شاعر: محمد علی مردانی 🌷🌷🌷
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای جلوه ی آیه ی فضل الله ای جلوه ی آیه ی فضل الله رزمنده ی اسلامی ای جندالله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای تشنه ی دیدار روی حسین ای واله و شیدای کوی حسین شد موسم هجرت به سوی حسین بهر دیدار باشهیدان شو مهیا پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا گر تشنه ای بر فیض دیدار او برخیز از جا ساز و با خون وضو با راهیان کوی جانان بگو جبهه بود جلوه گاه نور یکتا پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا جبهه مکان یاوران دین است منزلگه عشاق و مومنین است نور مناجات مبارزین است شور و حالی جبهه دارد نیمه شب ها پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای نور ظلمت سوز و شب زنده دار ای جان به کف بگرفته بهر ایثار گرد دلاور شیر دشمن شکار در دست تو پرچم لا حول ولا پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا اندر نجف مولا در انتظارت کرببلا مشتاق و بی قرارت هیهات مناالذله شد شعارت در جبهه یاور تو لطف مولا پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله وی در گلویت فریاد روح الله پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا شاعر: امیر خاکسار 🌷🌷🌷
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا برگشته ام غرق خون برگشته ام غرق خون از جبهه ی کربلا از جبهه ی کربلا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا با شیر پاکت نور عشقم بر دل افروختی حب ولایت مهربان مادر بیاموختی با درد و رنجم تربیت بنمودی و سوختی ای مهربان مادرم ای مهربان مادرم حقت حلالم نما حقت حلالم نما ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا گفتی ز فرمان امام خود اطاعت کنم از مرز و بوم کشور قرآن حراست کنم رزمندگان جبهه ی حق را حراست کنم کردم ز شوق انتخاب کردم ز شوق انتخاب راه رضای خدا راه رضای خدا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا همراه همرزمان خود در کربلای ایران با آن حماسه آفرینان شجاع قرآن در شهر سوسنگرد با ایثار عشق و ایمان مظلوم گشتند شهید مظلوم گشتند شهید جمعی ز یاران ما جمعی ز یاران ما ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا در آن نبرد تن به تن شبها نمی قنودند بالین نعش یکدگر نوحه همی سرودند از خون در و دیوار را رنگین همی نمودند تکبیر شیران حق تکبیر شیران حق پیچیده اندر فضا پیچیده اندر فضا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا ای کشته های شهر سوسنگرد مردان دین رزمندگان راه حق گردان عزم آهنین انصار جانباز حسین بر رزمتان افرین اوراق تاریخ عشق اوراق تاریخ عشق رنگین ز خون شما رنگین ز خون شما ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا در آن نبرد و رزمگاه مسلم بن عقیل لطف خدا امداد غیبی ما را بود دلیل از لشکر حق جیش باطل گشت خوار و ذلیل هم کربلا شد جنوب هم کربلا شد جنوب هم غرب شد نینوا هم غرب شد نینوا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا آوای رمز یا ابوالفضل از سرم برد هوش دادی نوازش گوش جان را این نوا و سروش همسنگران تکبیر گویان اسلجه روی دوش تسلیم امر خدا تسلیم امر خدا بر هر قضایی رضا بر هر قضایی رضا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا از آتش خماره ی بعثیان پلید بر روی میدان های مین درآن نبرد شدید جمعی ز همرزمان ما گشتند در آنجا شهید یک عده بی دست و پا یک عده بی دست و پا بعضی سر از تن جدا بعضی سر از تن جدا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا یک دسته در خون غوطه ور جمعی دگر زخم دار بعضی بدنها سوخته در حالت احتضار از قطره خون ها لاله زاران سنگر و کوهسار حسینیان می زنند حسینیان می زنند میان خون دست و پا میان خون دست و پا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا شد ماه خون هنگامه ی فریاد و ماتم رسید از شور عاشورا فغان بر چرخ تا چرخ اعظم رسید ماه شهیدان و حسین جنگ محرم رسید عشق شهادت کشید عشق شهادت کشید مرا سوی کربلا مرا سوی کربلا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا تا رمز یا زینب رسید از کربلای حسین آمد به گوشم العطش از خیمه های حسین سر را ز پا نشناختم جان شد فدای حسین گشتم در آنجا شهید گشتم در آنجا شهید شد حاجت من روا شد حاجت من روا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا مادر مهربان من به پیشگاهت سلام گریه مکن مرا بود به سوی تو یک پیام به حق خون شهدا دعا نما بر امام معلمی کی کند معلمی کی کند حق شهیدان ادا حق شهیدان ادا ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا شاعر: حاج حبیب الله معلمی 🌷🌷🌷
ای کربلای ایران ای کربلای ایران خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان ای کربلای ایران ای کربلای ایران خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان ای گلشن خوزستان ای گلشن خوزستان خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان ای کربلای ایران ای کربلای ایران خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان ای مهد عشق و ایثار ای سرزمین خونین از خون نوجوانان رخساره ی تو رنگین ایثار کردی الحق بر تو هزار تحسین خون تو کرده آبیاری انقلاب ایران ای کربلای ایران ای کربلای ایران خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان آن کشته ها که در تو بی سر ز پا فتادند با مادر شهیدان برگو کجا فتادند بی دست و پا و بی سر چون کربلا فتادند گویا شده محراب خونین سنگر عزیزان ای کربلای ایران ای کربلای ایران خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان بر گوش جان از ایشان آید صدای تکبیر زین کشتگان مظلوم خیزد ندای تکبیر گویند کشته گشتیم ما از برای تکبیر گویا شده محراب خونین سنگر عزیزان ای کربلای ایران ای کربلای ایران خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان ما امت مسلمان بر تو سلام آریم با خون هر شهیدی ما یک پیام داریم در خط سرخ ایشان از جان قدم گذاریم تا حق شود پیروز بر باطل ز لطف یزدان ای کربلای ایران ای کربلای ایران خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان بر تو سلام سوسنگرد بر تو درود اهواز بر تو سپاس خونین شهر ای در جهان سرافراز تعظیم بر هویزه دشت نبرد و اعجاز صدآفرین دزفول و جان قربانت ای آبادان ای کربلای ایران ای کربلای ایران خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان یارب به خون پاک اسطوره های ایثار آنان که در ره حق کردند رزم و پیکار تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار دارد معلمی دعا ای خالق شهیدان ای کربلای ایران ای کربلای ایران خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان شاعر: حاج حبیب الله معلمی 🌷🌷🌷
ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک بر وارث خون تو رهبر لبیک ای هادی رزمنده پرور لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک دادی پیام از آن گلوی خونین حسین جان  بر هر مجاهد آمد از تو تحسین حسین جان اسلام را خون تو کرده تضمین حسین جان گفتی حسین را کیست یاور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای نور چشمان رسول اکرم حسین جان در پاسخت ای نور هر دو عالم حسین جان واجب شده بر ما که جمله با هم حسین جان از مرد و زن گوییم و یکسر لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک مهر جهان افروز عالمینی حسین جان بر پا شد از تو مکتب خمینی حسین جان در یاریت فرزند تو خمینی حسین جان گفت ای حسین فرزند حیدر لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک جد خمینی ای حسین بی یار حسین جان امروز ما ایرانیان ز پیکار حسین جان با رهبری چون قائد فداکار حسین جان بگذشته ایم از جان و از سر لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای نیروی رزمنده ی شهیدان حسین جان همچون خمینی پروری بهدوران حسین جان از تو بپا شد انقلاب ایران حسین جان گوییم تو را همراه  رهبر لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک هر کس هوای محضر تو دارد حسین جان هرگز به ذلت تن نمی سپارد حسین جان از کشته گشتن واهمه ندارد حسین جان هر لحظه می گوید مکرر لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک در راهت ای مولا چو پا نهادیم حسین جان پیر و جوان و طفل کشته دادیم حسین جان اندر حضورت سرفراز و شادیم حسین جان کوبنده ی کاخ ستمگر لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک هر چند ما در کربلا نبودیم حسین جان تا جان نثار مقدمت نمودیم حسین جان اکنون سویت بار سفر گشودیم حسین جان ای نوگل ساقی کوثر لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک تا انتقام خون اطهر تو حسین جان تا انتقام خون اکبر تو حسین جان تا انتقام خون اصغر تو حسین جان گیریم ما از قوم کافر لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک ای کشته ی در خون شناور لبیک مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار شاعر: حاج حبیب الله معلمی 🌷🌷🌷
سرخ شد چهره ی زردم اگر از خون سرم باز شد راه وصال از طرف دادگرم مسجد كوفه تو در روز جزا شاهد باش من كه معصوم‌ترم از همه مظلوم ترم مسجد كوفه، خداوند نگهدار تو باد كه اگر نشنوي آواي دعاي سحرم بدنم را به سوي خانه عزيزان مبريد بگذاريد غذا بهر يتيمان ببرم هرچه باشد حسنم خون علی در رگ توست مهربان باش تو با قاتل من ای پسرم خلق گريند برای من و من می گریم کامشب اطفال يتيمند، همه منتظرم در دل قبر بلرزد بدنم گر طفلی پرسد ای مسجد کوفه چه شد آخر پدرم سرخ شد چهره ی زردم اگر از خون سرم باز شد راه وصال از طرف دادگرم شاعر: حاج غلامرضا سازگار مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب با فرق سری پر خون بشکسته دلی محزون رو سوی خدا امشب رو سوی خدا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب آیینه ی عالم را بگرفته غبار غم روح همه کوجودات مدغم شده با ماتم بنشسته به دل داغی کان را نبود مرهم غم صفحه ی گیتی را غم صفحه ی گیتی را بگرفته فرا امشب بگرفته فرا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب مأموره ی هستی را آیات پدید آید بر خانه ی دل اندوه هر لحظه مزید آید امشب مگر آوای قتل تو شهید آید وز عالم علیین وز عالم علیین خیزد چه ندا امشب خیزد چه ندا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب دل سوخته ای امشب مشغول مناجات است با چهره ی خون آلود مشتاق ملاقات است خواهان وصال حق از قاضی حاجات است نور ازلی گردد نور ازلی گردد از ماده جدا امشب از ماده جدا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب در جلوه گه محراب خورشید امامت نیست بر مسند شرع و دین جانباز شریعت نیست در کلبه ی محرومان انوار محبت نیست نان آور مسکینان نان آور مسکینان افکنده ردا امشب افکنده ردا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب در محفل درویشان آن شمع فروزان کو بر بیوه زن محروم بابای یتیمان کو گردون فضیلت را آن مهر درخشان کو مولای همه عالم مولای همه عالم افتاده ز پا امشب افتاده ز پا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب پیشانی وجه الله بشکافته از شمشیر آن زهر جفا کرده بر فرق علی تأثیر بالین سرش زینب ماتم زده و دل گیر اشک حسنین جاری اشک حسنین جاری با وا ابتا امشب با وا ابتا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب قنبر به کنار در بنهاده به زانو سر ناله ز دل غمگین مولا مددی حیدر هنگام سحر گردد بی یاور و بی سرور هر لحظه علی گویان هر لحظه علی گویان با شور و نوا امشب با شور و نوا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب مینای شهادت را هنگام سحر نوشد پیراهن رحمت را آلوده به خون پوشد خونش به همه ایام در گلشن دین جوشد رو سوی خدا دارد رو سوی خدا دارد آن مرد خدا امشب آن مرد خدا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب گاهی به حسن گوید از مکتب و از مذهب حق را بنما پیشه ارزنده ترین مطلب گاهی به حسین گوید از بی کسی زینب بر هر دو دهد درسی بر هر دو دهد درسی از کرببلا امشب از کرببلا امشب مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب شاعر: حاج حبیب الله معلمی 🌷🌷🌷
اي جلوات ذات تو جلوه ی كبريا علي اي به نگين معرفت خاتم او صيا علي اي كه گرفته از رخت شمس و قمر ضيا علي به بزم عاشقان خود کرم كن و بياعلی که صبرشان تمام شد فدایی تو یا علی اي به نثار مقدمت گوهر اشك ديده ام اي به فداي جان تو جان به لب رسيده ام من به بهاي هستي ام عشق تو را خريده ام نيست به جز ولاي تو مشي و مرام و ايده ام خوشم که دارم از جهان ولایت تو را علی نمی تواند آدمی که گندمی هدر کند ولی علی به نان جو تمام عمر سر کند به صبر و طاقت علی خدای چون نظر کند قبول توبه ی پدر به خاطر پسر کند کلید استجابت دعاست انس با علی ای دل بی قرار من عاشق و مبتلای تو وی رخ تو جمال حق جان من و ولای تو قبول حق نمی شود نماز بی ولای تو ربوده دل ز دست من حسین و کربلای تو چه کربلا که بسته شد درش به روی ما علی اگر مرا زقيد غم رها كني چه مي شود اگر نگاه مرحمت به کم كني چه مي شود نگه به اين كبوتر حرم كني چه مي شود جواز كربلا به ما كرم كني چه مي شود چه می شود تسلی ای دهی به قلب ما علی شب شهادت تو غم به سینه برطرف نشد به من اگر چه مشتبه وسیله با هدف نشد گوهر معنویتی نصیب این صدف نشد چرا نصیب و روزیم زیارت نجف نشد چرا نشد که سر نهم به پای آشنا علی شاعر: محمد جواد غفورزاده (شفق) 🌷🌷🌷