ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
آسمان پوشیده نیلی گشته عاشورا مکرر
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
وامصیبت کز عناد دشمن بی مایه ی ما
سیل خون گردیده جاری هر طرف در کوه و صحرا
هست دشت کربلا یا شهر دزفول است اینجا
مرد و زن پیر و جوان باشند اندر خون شناور
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
باشد اینجا کربلا یا شهر دزفول است یاران
این شهیدان کیستند و چیست این فریاد و افغان
کشته ی یک ماهه تا صد ساله می باشد فراوان
بانگ مجروحان ز هر سو می رسد بر عرش داور
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
یک طرف افتاده جسمی دست در پیکر ندارد
یک طرف طفلی پریشان مانده و مادر ندارد
جسته او با پای خود را گر چه بر تن سر ندارد
خواهر از داغ برادر می زند بر سینه و سر
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
بارها از حمله ی این بعثی مزدور شیطان
گشته صدها خانه و کاشانه از دزفول ویران
یک طرف قلبی در آتش یک طرف جمعی پریشان
یک طرف افتاده کودک یک طرف افتاده مادر
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
مرحبا بر خطه ی دزفول و خلق قهرمانش
این دژ مستحکم قران و نیروی جوانش
مرگ بر صدام باشد دم به دم ورد زبانش
هست قرآنش سلاح و نغمه ی الله اکبر
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
مرحبا بر این هواداران دین و یار قرآن
مرحبا بر لاله های داغدار این گلستان
جان فدای قهرمانانی که بگذشتند از جان
در ره اجرای فرمان خدا و امر رهبر
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
در دل ویرانه های شهر گرد غم نشسته
در عزای اختران خورشید در ماتم نشسته
در جماران دل غمین روح اله اعظم نشسته
در جنان بنشسته در سوگ و عزا زهرای اطهر
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
گشته در دزفول صدها اکبر و قاسم فدایی
هست اینجا کربلا و مردمانش کربلایی
این شهادت را همه دانند اکرام خدایی
آسمان پوشیده نیلی گشته عاشورا مکرر
ای عزیزان بار دیگر شد بپا غوغای محشر
وای وای حسین وای
وای وای حسین وای
شاعر: محمد علی مردانی
🌷🌷🌷
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای جلوه ی آیه ی فضل الله ای جلوه ی آیه ی فضل الله
رزمنده ی اسلامی ای جندالله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای تشنه ی دیدار روی حسین
ای واله و شیدای کوی حسین
شد موسم هجرت به سوی حسین
بهر دیدار باشهیدان شو مهیا
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
گر تشنه ای بر فیض دیدار او
برخیز از جا ساز و با خون وضو
با راهیان کوی جانان بگو
جبهه بود جلوه گاه نور یکتا
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
جبهه مکان یاوران دین است
منزلگه عشاق و مومنین است
نور مناجات مبارزین است
شور و حالی جبهه دارد نیمه شب ها
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای نور ظلمت سوز و شب زنده دار
ای جان به کف بگرفته بهر ایثار
گرد دلاور شیر دشمن شکار
در دست تو پرچم لا حول ولا
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
اندر نجف مولا در انتظارت
کرببلا مشتاق و بی قرارت
هیهات مناالذله شد شعارت
در جبهه یاور تو لطف مولا
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
ای در بازویت قدرت ثارالله ای در بازویت قدرت ثارالله
وی در گلویت فریاد روح الله
پیش به سوی کرببلا پیش به سوی کرببلا
شاعر: امیر خاکسار
🌷🌷🌷
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
برگشته ام غرق خون برگشته ام غرق خون
از جبهه ی کربلا از جبهه ی کربلا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
با شیر پاکت نور عشقم بر دل افروختی
حب ولایت مهربان مادر بیاموختی
با درد و رنجم تربیت بنمودی و سوختی
ای مهربان مادرم ای مهربان مادرم
حقت حلالم نما حقت حلالم نما
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
گفتی ز فرمان امام خود اطاعت کنم
از مرز و بوم کشور قرآن حراست کنم
رزمندگان جبهه ی حق را حراست کنم
کردم ز شوق انتخاب کردم ز شوق انتخاب
راه رضای خدا راه رضای خدا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
همراه همرزمان خود در کربلای ایران
با آن حماسه آفرینان شجاع قرآن
در شهر سوسنگرد با ایثار عشق و ایمان
مظلوم گشتند شهید مظلوم گشتند شهید
جمعی ز یاران ما جمعی ز یاران ما
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
در آن نبرد تن به تن شبها نمی قنودند
بالین نعش یکدگر نوحه همی سرودند
از خون در و دیوار را رنگین همی نمودند
تکبیر شیران حق تکبیر شیران حق
پیچیده اندر فضا پیچیده اندر فضا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
ای کشته های شهر سوسنگرد مردان دین
رزمندگان راه حق گردان عزم آهنین
انصار جانباز حسین بر رزمتان افرین
اوراق تاریخ عشق اوراق تاریخ عشق
رنگین ز خون شما رنگین ز خون شما
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
در آن نبرد و رزمگاه مسلم بن عقیل
لطف خدا امداد غیبی ما را بود دلیل
از لشکر حق جیش باطل گشت خوار و ذلیل
هم کربلا شد جنوب هم کربلا شد جنوب
هم غرب شد نینوا هم غرب شد نینوا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
آوای رمز یا ابوالفضل از سرم برد هوش
دادی نوازش گوش جان را این نوا و سروش
همسنگران تکبیر گویان اسلجه روی دوش
تسلیم امر خدا تسلیم امر خدا
بر هر قضایی رضا بر هر قضایی رضا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
از آتش خماره ی بعثیان پلید
بر روی میدان های مین درآن نبرد شدید
جمعی ز همرزمان ما گشتند در آنجا شهید
یک عده بی دست و پا یک عده بی دست و پا
بعضی سر از تن جدا بعضی سر از تن جدا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
یک دسته در خون غوطه ور جمعی دگر زخم دار
بعضی بدنها سوخته در حالت احتضار
از قطره خون ها لاله زاران سنگر و کوهسار
حسینیان می زنند حسینیان می زنند
میان خون دست و پا میان خون دست و پا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
شد ماه خون هنگامه ی فریاد و ماتم رسید
از شور عاشورا فغان بر چرخ تا چرخ اعظم رسید
ماه شهیدان و حسین جنگ محرم رسید
عشق شهادت کشید عشق شهادت کشید
مرا سوی کربلا مرا سوی کربلا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
تا رمز یا زینب رسید از کربلای حسین
آمد به گوشم العطش از خیمه های حسین
سر را ز پا نشناختم جان شد فدای حسین
گشتم در آنجا شهید گشتم در آنجا شهید
شد حاجت من روا شد حاجت من روا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
مادر مهربان من به پیشگاهت سلام
گریه مکن مرا بود به سوی تو یک پیام
به حق خون شهدا دعا نما بر امام
معلمی کی کند معلمی کی کند
حق شهیدان ادا حق شهیدان ادا
ای مادر قهرمان ای مادر قهرمان
شد نوجوانت فدا شد نوجوانت فدا
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
🌷🌷🌷
ای کربلای ایران ای کربلای ایران
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
ای کربلای ایران ای کربلای ایران
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
ای گلشن خوزستان ای گلشن خوزستان
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
ای کربلای ایران ای کربلای ایران
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
ای مهد عشق و ایثار ای سرزمین خونین
از خون نوجوانان رخساره ی تو رنگین
ایثار کردی الحق بر تو هزار تحسین
خون تو کرده آبیاری انقلاب ایران
ای کربلای ایران ای کربلای ایران
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
آن کشته ها که در تو بی سر ز پا فتادند
با مادر شهیدان برگو کجا فتادند
بی دست و پا و بی سر چون کربلا فتادند
گویا شده محراب خونین سنگر عزیزان
ای کربلای ایران ای کربلای ایران
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
بر گوش جان از ایشان آید صدای تکبیر
زین کشتگان مظلوم خیزد ندای تکبیر
گویند کشته گشتیم ما از برای تکبیر
گویا شده محراب خونین سنگر عزیزان
ای کربلای ایران ای کربلای ایران
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
ما امت مسلمان بر تو سلام آریم
با خون هر شهیدی ما یک پیام داریم
در خط سرخ ایشان از جان قدم گذاریم
تا حق شود پیروز بر باطل ز لطف یزدان
ای کربلای ایران ای کربلای ایران
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
بر تو سلام سوسنگرد بر تو درود اهواز
بر تو سپاس خونین شهر ای در جهان سرافراز
تعظیم بر هویزه دشت نبرد و اعجاز
صدآفرین دزفول و جان قربانت ای آبادان
ای کربلای ایران ای کربلای ایران
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
یارب به خون پاک اسطوره های ایثار
آنان که در ره حق کردند رزم و پیکار
تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
دارد معلمی دعا ای خالق شهیدان
ای کربلای ایران ای کربلای ایران
خون شهیدان کرده صحرای تو را گلستان
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
🌷🌷🌷
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
بر وارث خون تو رهبر لبیک
ای هادی رزمنده پرور لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
دادی پیام از آن گلوی خونین حسین جان
بر هر مجاهد آمد از تو تحسین حسین جان
اسلام را خون تو کرده تضمین حسین جان
گفتی حسین را کیست یاور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای نور چشمان رسول اکرم حسین جان
در پاسخت ای نور هر دو عالم حسین جان
واجب شده بر ما که جمله با هم حسین جان
از مرد و زن گوییم و یکسر لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
مهر جهان افروز عالمینی حسین جان
بر پا شد از تو مکتب خمینی حسین جان
در یاریت فرزند تو خمینی حسین جان
گفت ای حسین فرزند حیدر لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
جد خمینی ای حسین بی یار حسین جان
امروز ما ایرانیان ز پیکار حسین جان
با رهبری چون قائد فداکار حسین جان
بگذشته ایم از جان و از سر لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای نیروی رزمنده ی شهیدان حسین جان
همچون خمینی پروری بهدوران حسین جان
از تو بپا شد انقلاب ایران حسین جان
گوییم تو را همراه رهبر لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
هر کس هوای محضر تو دارد حسین جان
هرگز به ذلت تن نمی سپارد حسین جان
از کشته گشتن واهمه ندارد حسین جان
هر لحظه می گوید مکرر لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
در راهت ای مولا چو پا نهادیم حسین جان
پیر و جوان و طفل کشته دادیم حسین جان
اندر حضورت سرفراز و شادیم حسین جان
کوبنده ی کاخ ستمگر لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
هر چند ما در کربلا نبودیم حسین جان
تا جان نثار مقدمت نمودیم حسین جان
اکنون سویت بار سفر گشودیم حسین جان
ای نوگل ساقی کوثر لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
تا انتقام خون اطهر تو حسین جان
تا انتقام خون اکبر تو حسین جان
تا انتقام خون اصغر تو حسین جان
گیریم ما از قوم کافر لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
ای کشته ی در خون شناور لبیک
مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
🌷🌷🌷
سرخ شد چهره ی زردم اگر از خون سرم
باز شد راه وصال از طرف دادگرم
مسجد كوفه تو در روز جزا شاهد باش
من كه معصومترم از همه مظلوم ترم
مسجد كوفه، خداوند نگهدار تو باد
كه اگر نشنوي آواي دعاي سحرم
بدنم را به سوي خانه عزيزان مبريد
بگذاريد غذا بهر يتيمان ببرم
هرچه باشد حسنم خون علی در رگ توست
مهربان باش تو با قاتل من ای پسرم
خلق گريند برای من و من می گریم
کامشب اطفال يتيمند، همه منتظرم
در دل قبر بلرزد بدنم گر طفلی
پرسد ای مسجد کوفه چه شد آخر پدرم
سرخ شد چهره ی زردم اگر از خون سرم
باز شد راه وصال از طرف دادگرم
شاعر: حاج غلامرضا سازگار
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
با فرق سری پر خون بشکسته دلی محزون
رو سوی خدا امشب رو سوی خدا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
آیینه ی عالم را بگرفته غبار غم
روح همه کوجودات مدغم شده با ماتم
بنشسته به دل داغی کان را نبود مرهم
غم صفحه ی گیتی را غم صفحه ی گیتی را
بگرفته فرا امشب بگرفته فرا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
مأموره ی هستی را آیات پدید آید
بر خانه ی دل اندوه هر لحظه مزید آید
امشب مگر آوای قتل تو شهید آید
وز عالم علیین وز عالم علیین
خیزد چه ندا امشب خیزد چه ندا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
دل سوخته ای امشب مشغول مناجات است
با چهره ی خون آلود مشتاق ملاقات است
خواهان وصال حق از قاضی حاجات است
نور ازلی گردد نور ازلی گردد
از ماده جدا امشب از ماده جدا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
در جلوه گه محراب خورشید امامت نیست
بر مسند شرع و دین جانباز شریعت نیست
در کلبه ی محرومان انوار محبت نیست
نان آور مسکینان نان آور مسکینان
افکنده ردا امشب افکنده ردا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
در محفل درویشان آن شمع فروزان کو
بر بیوه زن محروم بابای یتیمان کو
گردون فضیلت را آن مهر درخشان کو
مولای همه عالم مولای همه عالم
افتاده ز پا امشب افتاده ز پا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
پیشانی وجه الله بشکافته از شمشیر
آن زهر جفا کرده بر فرق علی تأثیر
بالین سرش زینب ماتم زده و دل گیر
اشک حسنین جاری اشک حسنین جاری
با وا ابتا امشب با وا ابتا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
قنبر به کنار در بنهاده به زانو سر
ناله ز دل غمگین مولا مددی حیدر
هنگام سحر گردد بی یاور و بی سرور
هر لحظه علی گویان هر لحظه علی گویان
با شور و نوا امشب با شور و نوا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
مینای شهادت را هنگام سحر نوشد
پیراهن رحمت را آلوده به خون پوشد
خونش به همه ایام در گلشن دین جوشد
رو سوی خدا دارد رو سوی خدا دارد
آن مرد خدا امشب آن مرد خدا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
گاهی به حسن گوید از مکتب و از مذهب
حق را بنما پیشه ارزنده ترین مطلب
گاهی به حسین گوید از بی کسی زینب
بر هر دو دهد درسی بر هر دو دهد درسی
از کرببلا امشب از کرببلا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
🌷🌷🌷
اي جلوات ذات تو جلوه ی كبريا علي
اي به نگين معرفت خاتم او صيا علي
اي كه گرفته از رخت شمس و قمر ضيا علي
به بزم عاشقان خود کرم كن و بياعلی
که صبرشان تمام شد فدایی تو یا علی
اي به نثار مقدمت گوهر اشك ديده ام
اي به فداي جان تو جان به لب رسيده ام
من به بهاي هستي ام عشق تو را خريده ام
نيست به جز ولاي تو مشي و مرام و ايده ام
خوشم که دارم از جهان ولایت تو را علی
نمی تواند آدمی که گندمی هدر کند
ولی علی به نان جو تمام عمر سر کند
به صبر و طاقت علی خدای چون نظر کند
قبول توبه ی پدر به خاطر پسر کند
کلید استجابت دعاست انس با علی
ای دل بی قرار من عاشق و مبتلای تو
وی رخ تو جمال حق جان من و ولای تو
قبول حق نمی شود نماز بی ولای تو
ربوده دل ز دست من حسین و کربلای تو
چه کربلا که بسته شد درش به روی ما علی
اگر مرا زقيد غم رها كني چه مي شود
اگر نگاه مرحمت به کم كني چه مي شود
نگه به اين كبوتر حرم كني چه مي شود
جواز كربلا به ما كرم كني چه مي شود
چه می شود تسلی ای دهی به قلب ما علی
شب شهادت تو غم به سینه برطرف نشد
به من اگر چه مشتبه وسیله با هدف نشد
گوهر معنویتی نصیب این صدف نشد
چرا نصیب و روزیم زیارت نجف نشد
چرا نشد که سر نهم به پای آشنا علی
شاعر: محمد جواد غفورزاده (شفق)
🌷🌷🌷
کو به کو منزل به منزل دیده را دریا کنم
گم شوم در عرش شاید مرگ را پیدا کنم
پای رفتن ده خداوندا من افتاده را
تا روم بیرون ز شهر و گریه در صحرا کنم
رو بگیرم از علی یا از حسن یا از حسین
ناله از داغ پسر یا گریه بر بابا کنم
طالب مرگم ولی قوت ندارد بازویم
تا به سوی آسمان دست دعا بالا کنم
تخته ی در،صفحه ی تاریخ غمهای علی
من به خون محسنم این صفحه را امضا کنم
در دل شب سنگ دلها می برند از ریشه اش
روز اگر در سایه ی نخلی عزا بر پا کنم
من دعا کردم اجل آید ملاقاتم ز راه
از چه باید در به روی قاتل خود وا کنم
کفن و دفن و قبر من باید نهان ماند ز خلق
تا که دشمن را به هر عصر و زمان رسوا کنم
ای از تمام خسته دلها خسته دل تر
حتی ز من هم در جهان بشکسته دل تر
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
دیشب پدر آمد به خواب و دعوتم کرد
در عالم رویا نگاه بر صورتم کرد
گفتا علی مظلوم است از صورتت معلوم است
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
ای آنکه جز دشمن در این دنیا نداری
امشب که شب آمد دگر زهرا نداری
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
خواهم کنم یاری ز تو با حال خسته
کاری نمی آید ز بازوی شکسته
شرمنده بی تقصیرم شرمنده بی تقصیرم
از خجلتت می میرم از خجلتت می میرم
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
شبها برایم بزم اشک و غم بگیرید
در خانه ی آتش زده ماتم بگیرید
یاد گل پژمرده را سیلی ز قاتل خورده را
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه
جرم من و شفاعت روز جزای فاطمه
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
حسین من حسین من حسین من حسین من
حسین من حسین من حسین من حسین من
کلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمی شود
مسیح اگر دوا دهد بی تو دوا نمی شود
حسین من حسین من حسین من حسین من
گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام
هیچ کجا برای من کرببلا نمی شود
حسین من حسین من حسین من حسین من
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
جای تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن
یا زهرا یا زهرا یا زهرا یا زهرا
یا زهرا یا زهرا یا زهرا یا زهرا
یا زهرا یا زهرا
حسین حسین حسین حسین
یابن الحسن عجل علی ظهورک
یابن الحسن عجل علی ظهورک
🔷🌷🔷
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
امشب شب ضربت خوردن مولا علیست
امشب مولا علی حالی داره مناجاتی با خدای خود داره گاهی بر می خیزه گاهی می نشینه آرام و قراری نداره قدم می زنه نگاه آسمان می کنه. اللهم بارک لی فی لقائک. خدایا ملاقات خودت را با من مبارک گردان
امشب علی حالی داره با خدای خودش. زینب سلام الله علیها می فرماید عرض کردم بابا جان چرا استراحت نمی فرمایی امشب .در جواب من فرمود که قلب مرو آب کرد فرمود ای دختر من ای عزیز من پدر تو شجاعان را کشته هول را رو مرتکب شده ولی مثل این شب وحشت در او دیده نشده.عزیزان موقعی که علی همچون شبی وحشت داره پس ما کجا بریم پس ما چه کنیم خدایا به تو پناه می بریم خدایا به تو پناه می بریم خدا عنایتی فرما. زینب می فرمایه صبح نزدیک شد حضرت تشریف بردن بیرون تجدید وضو کردن چون به میان حیاط خانه رسید مرغابی ها آمدن پرنده ها آمدن به ناله سر کردن صیحه زدن فریاد کردن.حضرت فرمود بعد از این صیحه ها و نوحه ها می خوانن این پرندگان سفارش کرد به زینب بعد از من به اینها به اینها آب و نان بده اینها رو حغظ کن.
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
مرغ دل بشکسته پر با ناله های آتشین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
خون دل از دیده ها ریزان چو ابر نوبهار
داغدار و سوگوار اهل سماوات و زمین
آسمان ها با جمیع ساکنان نه فلک
خاک غم ریزند و بر سر زین الم ماتم نشین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
این مصیبت چیست کاندر بارگاه کبریا
سینه ی جان چاک بنموده است جبریل امین
امشب است آن شب که چرخ کج رو ناپایدار
فتنه ای بنهفته اندر زیر سر دارد یقین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
گوئیا امشب بود آن شب که شیر کردگار
خود بنوشد جام فیض قرب رب العالمین
امشب است آن شب که اندر پیشگاه ذوالجلال
سر به تسلیم و رضا بنهاده مولی المتقین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
امشب است آن شب که ابن ملجم بیدادگر
تیغ زهر آگین زند بر تارک مولای دین
امشب است آن شب که مولا صبح دم وقت نماز
از محل سجده اش جاری شود خون بر جبین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
می کند با خون فرق خود محاسن را خضاب
رو به درگاه الهی می کند زار و حزین
عرضه می دارد به درگاه جلال ذوالجلال
کی خدای جان ستان و جان ده و جان آفرین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
گلبن اسلام را با خون شدم من آبیار
کن قبول این جانفشانی یا اله العالمین
شرح شمشیری که فرق شیر حق حیدر شکفت
گر بگویم لب بسوزد سینه گردد آتشین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
چون به فرق سرور دین تیغ زهرآگین رسید
دست ماتم زن به سر در خلد خیرالمرسلین
ناله ای برخاسته در بین زمین و آسمان
کشته شد از جور اشقی الاشقیا مولای دین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
این ندا را چون شنیدند اهل کوفه صبحدم
ضجه ی پیر و جوان بر شد به چرخ هفتمین
ناله های وا علیا وا اماما شد بلند
بانگ واویلا برآمد زآسمانها و زمین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
شاعر:حاج حبیب الله معلمی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
مکه و منا علی
علی جان علی علی
زمزم و صفا علی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
علی جان علی علی
برآمد ز آسمان برآمد ز آسمان
که گشته فدا علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
علی جان علی علی
وای علی کشته شد
#حاج_حبیب_الله_معلمی
🌷🌷🌷