سرخ شد چهره ی زردم اگر از خون سرم
باز شد راه وصال از طرف دادگرم
مسجد كوفه تو در روز جزا شاهد باش
من كه معصومترم از همه مظلوم ترم
مسجد كوفه، خداوند نگهدار تو باد
كه اگر نشنوي آواي دعاي سحرم
بدنم را به سوي خانه عزيزان مبريد
بگذاريد غذا بهر يتيمان ببرم
هرچه باشد حسنم خون علی در رگ توست
مهربان باش تو با قاتل من ای پسرم
خلق گريند برای من و من می گریم
کامشب اطفال يتيمند، همه منتظرم
در دل قبر بلرزد بدنم گر طفلی
پرسد ای مسجد کوفه چه شد آخر پدرم
سرخ شد چهره ی زردم اگر از خون سرم
باز شد راه وصال از طرف دادگرم
شاعر: حاج غلامرضا سازگار
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
با فرق سری پر خون بشکسته دلی محزون
رو سوی خدا امشب رو سوی خدا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
آیینه ی عالم را بگرفته غبار غم
روح همه کوجودات مدغم شده با ماتم
بنشسته به دل داغی کان را نبود مرهم
غم صفحه ی گیتی را غم صفحه ی گیتی را
بگرفته فرا امشب بگرفته فرا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
مأموره ی هستی را آیات پدید آید
بر خانه ی دل اندوه هر لحظه مزید آید
امشب مگر آوای قتل تو شهید آید
وز عالم علیین وز عالم علیین
خیزد چه ندا امشب خیزد چه ندا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
دل سوخته ای امشب مشغول مناجات است
با چهره ی خون آلود مشتاق ملاقات است
خواهان وصال حق از قاضی حاجات است
نور ازلی گردد نور ازلی گردد
از ماده جدا امشب از ماده جدا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
در جلوه گه محراب خورشید امامت نیست
بر مسند شرع و دین جانباز شریعت نیست
در کلبه ی محرومان انوار محبت نیست
نان آور مسکینان نان آور مسکینان
افکنده ردا امشب افکنده ردا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
در محفل درویشان آن شمع فروزان کو
بر بیوه زن محروم بابای یتیمان کو
گردون فضیلت را آن مهر درخشان کو
مولای همه عالم مولای همه عالم
افتاده ز پا امشب افتاده ز پا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
پیشانی وجه الله بشکافته از شمشیر
آن زهر جفا کرده بر فرق علی تأثیر
بالین سرش زینب ماتم زده و دل گیر
اشک حسنین جاری اشک حسنین جاری
با وا ابتا امشب با وا ابتا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
قنبر به کنار در بنهاده به زانو سر
ناله ز دل غمگین مولا مددی حیدر
هنگام سحر گردد بی یاور و بی سرور
هر لحظه علی گویان هر لحظه علی گویان
با شور و نوا امشب با شور و نوا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
مینای شهادت را هنگام سحر نوشد
پیراهن رحمت را آلوده به خون پوشد
خونش به همه ایام در گلشن دین جوشد
رو سوی خدا دارد رو سوی خدا دارد
آن مرد خدا امشب آن مرد خدا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
گاهی به حسن گوید از مکتب و از مذهب
حق را بنما پیشه ارزنده ترین مطلب
گاهی به حسین گوید از بی کسی زینب
بر هر دو دهد درسی بر هر دو دهد درسی
از کرببلا امشب از کرببلا امشب
مولا علی والا مولا علی والا با زمزمه ای زیبا
مشغول دعا امشب مشغول دعا امشب
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
🌷🌷🌷
اي جلوات ذات تو جلوه ی كبريا علي
اي به نگين معرفت خاتم او صيا علي
اي كه گرفته از رخت شمس و قمر ضيا علي
به بزم عاشقان خود کرم كن و بياعلی
که صبرشان تمام شد فدایی تو یا علی
اي به نثار مقدمت گوهر اشك ديده ام
اي به فداي جان تو جان به لب رسيده ام
من به بهاي هستي ام عشق تو را خريده ام
نيست به جز ولاي تو مشي و مرام و ايده ام
خوشم که دارم از جهان ولایت تو را علی
نمی تواند آدمی که گندمی هدر کند
ولی علی به نان جو تمام عمر سر کند
به صبر و طاقت علی خدای چون نظر کند
قبول توبه ی پدر به خاطر پسر کند
کلید استجابت دعاست انس با علی
ای دل بی قرار من عاشق و مبتلای تو
وی رخ تو جمال حق جان من و ولای تو
قبول حق نمی شود نماز بی ولای تو
ربوده دل ز دست من حسین و کربلای تو
چه کربلا که بسته شد درش به روی ما علی
اگر مرا زقيد غم رها كني چه مي شود
اگر نگاه مرحمت به کم كني چه مي شود
نگه به اين كبوتر حرم كني چه مي شود
جواز كربلا به ما كرم كني چه مي شود
چه می شود تسلی ای دهی به قلب ما علی
شب شهادت تو غم به سینه برطرف نشد
به من اگر چه مشتبه وسیله با هدف نشد
گوهر معنویتی نصیب این صدف نشد
چرا نصیب و روزیم زیارت نجف نشد
چرا نشد که سر نهم به پای آشنا علی
شاعر: محمد جواد غفورزاده (شفق)
🌷🌷🌷
کو به کو منزل به منزل دیده را دریا کنم
گم شوم در عرش شاید مرگ را پیدا کنم
پای رفتن ده خداوندا من افتاده را
تا روم بیرون ز شهر و گریه در صحرا کنم
رو بگیرم از علی یا از حسن یا از حسین
ناله از داغ پسر یا گریه بر بابا کنم
طالب مرگم ولی قوت ندارد بازویم
تا به سوی آسمان دست دعا بالا کنم
تخته ی در،صفحه ی تاریخ غمهای علی
من به خون محسنم این صفحه را امضا کنم
در دل شب سنگ دلها می برند از ریشه اش
روز اگر در سایه ی نخلی عزا بر پا کنم
من دعا کردم اجل آید ملاقاتم ز راه
از چه باید در به روی قاتل خود وا کنم
کفن و دفن و قبر من باید نهان ماند ز خلق
تا که دشمن را به هر عصر و زمان رسوا کنم
ای از تمام خسته دلها خسته دل تر
حتی ز من هم در جهان بشکسته دل تر
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
دیشب پدر آمد به خواب و دعوتم کرد
در عالم رویا نگاه بر صورتم کرد
گفتا علی مظلوم است از صورتت معلوم است
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
ای آنکه جز دشمن در این دنیا نداری
امشب که شب آمد دگر زهرا نداری
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
خواهم کنم یاری ز تو با حال خسته
کاری نمی آید ز بازوی شکسته
شرمنده بی تقصیرم شرمنده بی تقصیرم
از خجلتت می میرم از خجلتت می میرم
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
شبها برایم بزم اشک و غم بگیرید
در خانه ی آتش زده ماتم بگیرید
یاد گل پژمرده را سیلی ز قاتل خورده را
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
جان می دهد یارت علی
خدا نگهدارت علی
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
مظلوم علی جان مظلوم علی جان
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه
جرم من و شفاعت روز جزای فاطمه
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
حسین من حسین من حسین من حسین من
حسین من حسین من حسین من حسین من
کلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمی شود
مسیح اگر دوا دهد بی تو دوا نمی شود
حسین من حسین من حسین من حسین من
گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام
هیچ کجا برای من کرببلا نمی شود
حسین من حسین من حسین من حسین من
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
جای تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن
یا زهرا یا زهرا یا زهرا یا زهرا
یا زهرا یا زهرا یا زهرا یا زهرا
یا زهرا یا زهرا
حسین حسین حسین حسین
یابن الحسن عجل علی ظهورک
یابن الحسن عجل علی ظهورک
🔷🌷🔷
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
امشب شب ضربت خوردن مولا علیست
امشب مولا علی حالی داره مناجاتی با خدای خود داره گاهی بر می خیزه گاهی می نشینه آرام و قراری نداره قدم می زنه نگاه آسمان می کنه. اللهم بارک لی فی لقائک. خدایا ملاقات خودت را با من مبارک گردان
امشب علی حالی داره با خدای خودش. زینب سلام الله علیها می فرماید عرض کردم بابا جان چرا استراحت نمی فرمایی امشب .در جواب من فرمود که قلب مرو آب کرد فرمود ای دختر من ای عزیز من پدر تو شجاعان را کشته هول را رو مرتکب شده ولی مثل این شب وحشت در او دیده نشده.عزیزان موقعی که علی همچون شبی وحشت داره پس ما کجا بریم پس ما چه کنیم خدایا به تو پناه می بریم خدایا به تو پناه می بریم خدا عنایتی فرما. زینب می فرمایه صبح نزدیک شد حضرت تشریف بردن بیرون تجدید وضو کردن چون به میان حیاط خانه رسید مرغابی ها آمدن پرنده ها آمدن به ناله سر کردن صیحه زدن فریاد کردن.حضرت فرمود بعد از این صیحه ها و نوحه ها می خوانن این پرندگان سفارش کرد به زینب بعد از من به اینها به اینها آب و نان بده اینها رو حغظ کن.
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
مرغ دل بشکسته پر با ناله های آتشین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
خون دل از دیده ها ریزان چو ابر نوبهار
داغدار و سوگوار اهل سماوات و زمین
آسمان ها با جمیع ساکنان نه فلک
خاک غم ریزند و بر سر زین الم ماتم نشین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
این مصیبت چیست کاندر بارگاه کبریا
سینه ی جان چاک بنموده است جبریل امین
امشب است آن شب که چرخ کج رو ناپایدار
فتنه ای بنهفته اندر زیر سر دارد یقین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
گوئیا امشب بود آن شب که شیر کردگار
خود بنوشد جام فیض قرب رب العالمین
امشب است آن شب که اندر پیشگاه ذوالجلال
سر به تسلیم و رضا بنهاده مولی المتقین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
امشب است آن شب که ابن ملجم بیدادگر
تیغ زهر آگین زند بر تارک مولای دین
امشب است آن شب که مولا صبح دم وقت نماز
از محل سجده اش جاری شود خون بر جبین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
می کند با خون فرق خود محاسن را خضاب
رو به درگاه الهی می کند زار و حزین
عرضه می دارد به درگاه جلال ذوالجلال
کی خدای جان ستان و جان ده و جان آفرین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
گلبن اسلام را با خون شدم من آبیار
کن قبول این جانفشانی یا اله العالمین
شرح شمشیری که فرق شیر حق حیدر شکفت
گر بگویم لب بسوزد سینه گردد آتشین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
چون به فرق سرور دین تیغ زهرآگین رسید
دست ماتم زن به سر در خلد خیرالمرسلین
ناله ای برخاسته در بین زمین و آسمان
کشته شد از جور اشقی الاشقیا مولای دین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
این ندا را چون شنیدند اهل کوفه صبحدم
ضجه ی پیر و جوان بر شد به چرخ هفتمین
ناله های وا علیا وا اماما شد بلند
بانگ واویلا برآمد زآسمانها و زمین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
از چه رو در انقلاب است امشب این قلب حزین
یا امیرالمؤمنین یا امام المتقین
شاعر:حاج حبیب الله معلمی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
مکه و منا علی
علی جان علی علی
زمزم و صفا علی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
علی جان علی علی
برآمد ز آسمان برآمد ز آسمان
که گشته فدا علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
علی جان علی علی
وای علی کشته شد
#حاج_حبیب_الله_معلمی
🌷🌷🌷
🔷💠🔷💠🔷
باز هم مورد تکفیر قرارم بدهید
باز بر تیغه ی شمشیر قرارم بدهید
باز هم هر چه که خواهید مرا خوار کنید
دلتان خواست اگر باز هم آزار کنید
من همانم که دلم غربت مولاست در او
داغ نامردی کوفه است که برپاست در او
تیغ در دست به امید تقاص آمده ام
کوفیان جان علی بهر قصاص آمده ام
تا که کینه است علی خانه نشین خواهد بود
چارده قرن دگر نیز همین خواهد بود
تا که قرآن سر نیزه ست علی غمگین است
صلح با آل معاویه خدا ننگین است
آی زنهارکه من زنگی و مست آمده ام
سرکشی کرده ام و تیغ به دست آمده ام
شعر من تیغ برهنه است، غلافش نکنم
حامل یک غم کهنه است غلافش نکنم
من به خونخواهی اولاد علی آمده ام
چارده قرن گذشته است، ولی آمده ام
نخل ها غربت مولای مرا می دانند
راز سی سال سکوتش همه را می دانند
کوفیان هر چه که ذلّت همه از آن شما
لعن و نفرینِ علی گونه به پیمان شما
کوفیان گر چه به جز تیغ جهازم ندهید
و به من مهلت یک قبله نمازم ندهید
یا اگر باز به من تهمت عصیان بزنید
کوفه در کوفه همه خار مغیلان بتنید
پست نامردم علی را تک و تنها بنهم
کافرم جز به وصایای علی پا بنهم
آی زنهار که من زنگی و مست آمده ام
سرکشی کرده ام و تیغ به دست آمده ام
هر چه در حق علی ظلم نمودیم بس است
هر چه از زلف و لب یار سرودیم بس است
هر چه ابلیس صفت پرده دریدیم بس است
درد و آتش به تن خویش خریدیم بس است
این نه عشق است برادر که به پیشانی ماست
ور نه مهری ست که تأیید مسلمانی ماست
داغ یک عمر گناه است که پنهان کردیم
سجده بر دوست که نه سجده به شیطان کردیم
هی گنه کرده و گفتیم خدا می بخشد
عذر آورده و گفتیم خدا می بخشد
آخر این بخشش و این عفو و کرامت تا کی؟
او رحیم است ولی ننگ و خیانت تا کی؟
هی گنه کرده و گفتیم خدا می بخشد
عذر آورده و گفتیم خدا می بخشد
آخر این بخشش و این عفو و کرامت تا کی؟
او رحیم است ولی ننگ و خیانت تا کی؟
بخششی هست ولی قهر و عذابی هم هست
آی مردم به خدا روز حسابی هم هست
نکنیم این همه بد در حق مولا نکنیم
کوفیان هر چه که کردند بیا ما نکنیم
این که دزدان سر گردنه باشیم خطاست
چشم و گوش کر هر مأذنه باشیم خطاست
نکند بیوه زنی نیمه شب آهی بکشد
دوش ما بی خبران بار گناهی بکشد
آه دل سوختگان راه به جایی دارد
به خداوند که این ملک خدایی دارد
نکند این که حسین از برمان دور شود
ز شفاعت گری قافله معذور شود
مرگ بر ما اگر از امر ولی دست کشیم
یا ز دامان حسین بن علی دست کشیم
نکند آخر الامر سرافکنده شویم
نزد سیدعلی خامنه شرمنده شویم
ای برادر گنه ماست علی گر تنهاست
و اگر فاطمه این بنت مطهر تنهاست
گنه ماست حرم صحن جنون می گردد
و دل ضامن آهو همه خون می گردد
همه تقصیر من و توست برادر برخیز
شیعه یعنی که من و تو تو دلاور برخیز
شیعه یعنی که شرابی ز خدا نوشیدن
شیعه یعنی کفن سرخ بلا پوشیدن
شیعه یعنی به سر دار ملامت بودن
شیعه یعنی که سر دار سلامت بودن
هر که در عین بلا شیعه بماند مرد است
هر که یک موی بلغزد به علی نامرد است
یادمان رفته که میراث شهادت داریم
یادمان رفته که ما حق رسالت داریم
مردم این خواب حرام است هلا برخیزید
جاده پیداست به جان شهدا برخیزید
هر که در عین بلا شیعه بماند مرد است
هر که یک موی بلغزد به علی نامرد است
ننگمان باد اگر عهد به یک سو فکنیم
و بگویند که ما امت پیمان شکنیم
آی هشدار دمی قافله را گم نکنیم
تا که امکان وضو هست، تیمم نکنیم
ما یلانیم برادر بلا می نوشیم
و خطر پشت خطر تا به خدا می نوشیم
من به خونخواهی اولاد علی آمده ام
چارده قرن گذشته ست، ولی آمده ام
حرف همین بود وَلا قوّه الاّ باللّه
هر که مرد است قدم رنجه کند بسم اللّه
خداوند ان شاءالله ما را پیروان صدیق ولایت قرار دهد و شهادت رو در رکاب ولایت نصیب همه ی ما گرداند صلواتی محکم ختم کنید.
شاعر: منیژه درتومیان
💠💠💠
واي محراب علي مقتل خونين علي است
سبب قتل علي عدل علي دين علي است
كعبه زادي كه بجز بيت خدا خانه نداشت
آخرين جاي علي جاي نخستين علي است
گفت در سجده ی خود فزت و ربّ الكعبه
حسرتي تلخ دراين گفتة شيرين علي است
حالتي خوبتر از سجده نباشد به نماز
این چنين كشته شدن حاجت ديرين علي است
دادخواهی که پناه همه مظلومان است
شادی غم زدگان مایه ی تسکین علی است
ناشناسی که کشد نان یتیمان بر دوش
ماه شب گرد انیس دل غمگین علی است
آن که از یاد فقیران شده بی خواب و قرار
آیت لطف خدا چشم جهان بین علی است
از حسين و حسنش عرش خدا زيور يافت
قسمت زينب او زیور و آذين علي است
ماتم پر غم حيدر پدر عاشورا است
كربلا صحنهاي از مقتل خونين علي است
در شب قتل علی داد خدا قرآن را
ثقل قرآن عوض وزنه ی سنگین علی است
گريد و سوزد وآرام گدازد چون شمع
تا سحر زينب كبري كه به بالين علي است
واي محراب علي مقتل خونين علي است
سبب قتل علي عدل علي دين علي است
💠💠💠
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
ای بر رسول الله وصی وی ابن عم مصطفی
قرآن ناطق بودی و ای نیت عدل خدا
ای ذوالفقارت صف شکن در ظلمت جهل و جفا
از کعبه تا محراب حق از کعبه تا محراب حق
کردی عیان اسطوره ها
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
ای در حضور فتنه ها اسلام را حصن و حصین
در یوم خندق ضربه ات احیاگر دین مبین
شد لا فتی الا علی آوای جبریل امین
مهر فروزان ذره ای از نورت ای شمس الضحی
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
بگرفتی از روح الامین سبقت تو در قرب خدا
شد از شعاع علم تو تیره همه اندیشه ها
عمق کلامت را کجا دریابد این ادراک ما
ای معدن اسماء حق وی باب علم مصطفی
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
از صبر سرخت یا علی آکنده شد صبر زمان
خاری که در چشم تو بد خون شد به چشم ما ازآن
شد استخوانت در گلو کامد زجور غاصبان
بغض ستمهای قرون بغض ستمهای قرون
افسرده شد در کام ما
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
🔷🔷🔷
علیا وا علیا وا علیا
علیا وا علیا وا علیا
اماما وا اماما وا اماما
علیا وا علیا وا علیا
شهیدا وا شهیدا وا شهیدا
علیا وا علیا وا علیا
علیا وا علیا وا علیا
علیا وا علیا وا علیا
وای علی کشته شد
وای علی کشته شد
💠🔷💠
💠💠💠
باز تکرار غدیری دیگر است،
حیدر ما نیز شیری دیگر است
با علی ما فتح خیبر داشتیم
فتنه را از پیش رو برداشتیم
راه حق همواره راه ایمن است
هر کجا خورشید باشد روشن است،
استخوان در چشم خاری در گلوست
فتنه های دیگری در پیش روست
ناگهان این جاده دست انداز شد
یک مسیر انحرافی باز شد
یک طرف نیرنگ عمر و عاص ها
یک طرف اما سکوت خاص ها
هر دو بی رحمانه بر ما تاختند
قلب مولا را به درد انداختند
یا علی ای مقتدای خاص و عام
یا علی حجتت بر ما تمام
عده ای راه از تو کج کرده اند
باز با تو،نه با خویش لج کرده اند
باز از نفس افتاده در رخوت شدند
تا اسیر قدرت و ثروت شدند
خواب یا بیدار قُر قُر می کنند
مهدویت را تمسخر می کنند
وای بر آنها که پیمان بشکنند
هم نمک خورده نمکدان بشکنند
حوریان دیو سیرت کیستند؟
این خواص بی بصیرت کیستند؟
غرق در خواب زمستانی شدند
پیرو اسلام ایرانی شدند
کیستند اینان علی را منکرند
هم ولایت هم ولی را منکرند
کیستند این نارفیقان، کیستند؟
ظاهراً از ما و با ما نیستند
شهوت قدرت به دل گر ریشه کرد،
کی خدا را می شود اندیشه کرد
حال ای ناباوران خیره سر
ای کج اندیشان از خود بی خبر
شاخه ای بودید و آخر خم شدید
شیره بی یار و اشکم شدید
گر که حزب الله یاری کرد تان
ذیل بودید و به سر آوردتان
گر بسیجی ها به میدان آمدند
مردم از هر قشر هم پیمان شدند
جمله از مهر ولایت بود و بس
نه شما ، نه دیگران ، نه هیچ کس
خلق با امر ولی شد یارتان
تا گره را باز کرد از کارتان
تا شما این گونه قدرت یافتید
وای من روی از علی بر خواستید
زخم خورد از تیغ تان احساس ها
شرمتان باد ای نمک نشناس ها
قلب مولا را نشاید خونی دید
پنبه را از گوش بیرون کنید
جز با ولایت راه دیگر باطل است
هر که از این ره بیرون شد آخر در گل است
یا علی صفین را تکرار کن
باز هم این جاده را هموار کن
یا علی مستان سلامت می کنند
امر فرمایی قیامت می کنند
سر خوش از جام الستت می شوند
خورده وناخورده مستت می شوند
یا علی جان با تو پیمان بسته ایم
عهد با شیرازه ی جان بسته ایم
با سرانگشتت به جوش آئیم ما
مثل طوفان در خروش آئیم ما
چون تمام مقصد ما مکتب است
راه ما راه حسین و زینب است
پس نه جای خوف باشد والسلام
این دو روز تلخ هم گردد تمام
شاعر:محمدزمان گلدسته
🔷🔷🔷💠💠💠
خال لب دوست
من که با دست بت میکده بیدار شدم
از دم رند می آلوده مددکار شدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
آی دلسوخته گان نیمه ی خرداد آمد
نوبت مرثیه و موسم فریاد آمد
غمی از سوگ پدر در دل اولاد آمد
پیر من مرشد من رفت که تبدار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
در غم غربت او دشت و دمن می سوزد
زهر نوشید و دلش همچو حسن می سوزد
از دل سوخته اش سینه ی من می سوزد
باز از جان و دل این قافله را یار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
پیر من زهر که نوشید دلش پر خون شد
دل یاران جگر سوخته اش محزون شد
اشک چون سیل روان، چشم چنان جیحون شد
در خود آنقدر فرو ریختم آوار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
روح حق عازم دیدار خدا شد پر زد
امت سوخته دل، خاک عزا بر سر زد
غم هجران پدر، شعله به خاکستر زد
سالها در غم این فاجعه تکرار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
رفت پیغمبر، اما خللی نیست مرا
هیچ راهی بجز از راه علی نیست مرا
جز ولایت هم خیرالعملی نیست مرا
سرّ حق بود که مجبور به اقرار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
ای که در صحن و رواقی و به گوهرشادی
زائر کوی رضا از دو جهان آزادی
پیش جدش کنم از سوگ خمینی یادی
تو هم آواز شو با من که سبکبار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
من که فرزند همین خاک شهادت خیزم
جاده و اسب مهیاست که تا برخیزم
نیست از مرگ به یک ثانیه هم پرهیزم
بار بربستم و آماده ی پیکار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
به رضا و حرم و گنبد پاکش سوگند
به حسین و عطش و تربت و خاکش سوگند
به شهیدی که به جا ماند پلاکش سوگند
فاش می گویم و چون میثم تمار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
به علی بن ابی طالب اگر جنگ شود
کربلا و یمن و شام هماهنگ شود
عرصه بر آل سعود از همه سو تنگ شود
پاسدار حرم حیدر کرار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشمم ابری ست که اندیشه ی باران دارد
داغی از خاطره ی پیر جماران دارد
مثل پاییز که سودای بهاران دارد
جامی از شهد شهادت زده سرشار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
داعش آن دولت اسلامی آمریکایی
صهیونیسم آتش افروخته ی هرجایی
فتنه بر پا شده در عالم ازین رسوایی
عصر بیداری اسلامی ست... بیدار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
رهبرا امر کن آماده ی جنگم لبیک
به زمین شیر و به دریا چو نهنگم لبیک
مست از شوق شهادت دل تنگم لبیک
مست مینای ولایت شده هشیار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
شعر: محمد زمان گلدسته
💠🌷🌷💠