💥سبک: #مناجات #امام_زمان
🎤مداح: حاج #حسن_خلج
🏴 #مناجات_امام_زمان(عج)
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکتهها هست بسی محرم اسرار کجاست
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بیکار کجاست
بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
👈
4_5965464408820811757.ogg
1.06M
#شور_تعطیلی_اربعین 😭😭
#پیشنهاد_دانلود
#پیشنهاد_ویژه
دیدی چه جوری شور دریا رو گرفتن
شور و صفای سینه ی مارو گرفتن
راه حرم بسته شه قلب ما میریزه
آخه حسین خیلی برای ما عزیزه
حالا کجا غمهای این دل رو بشوریم
هم از حرم دوریم و هم از روضه دوریم
اون که صبوری رو به قلب شیعه داده
طاقت دوری از حسینش رو نداده
اخه یه دل داریم و یه
حسین داریم و یه حرم
چه جوری زندگی کنیم
حالا که دوریم از تو هم
دلتنگ راهیم آخه ما
رو دادی عادت اربعین
دور تو جمع باشیم حالا
باید بشیم خونه نشین
بند دوم
تقصیر ما شد کم گذاشتیم واست آقا
حالا تو سینه مونده کلی حسرت آقا
میگن که بخشش از بزرگانه حسین جان
میبخشه جرم مور و با فضلش سلیمان
تقصیر ما شد که نفهمیدیم عزاتو
ارزش گریه کردنِ تو روضه هاتو
حالا میفهمیم هیچ و پوچه بیتو دنیا
این زندگی خوبه فقط با روضت اقا
نوکر چی میخواد غیر یه
ارباب بی همتا حسین
هرجا دلش خالی بشه
صدا میکنه یا حسین
خدا میدونست بی حسین
دنیا میشه مثل قفس
میخواست مارو حالی کنه
فقط حسین عشقه و بس
بند سوم
ما با غمت حالا میسازیم و میسوزیم
چشمو به عکس گنبدت اقا میدوزیم
دق میکنیم ایران بمونیم اربعینو
اقا خودت بهتر میدونی اخه اینو
دیدی که ناشکر و نمک نشناسیم آقا
بستی مسیرو تا کنی بدها رو رسوا
این عادت هرساله رو از ما گرفتی
تو که نمیکردی سوا خوبارو مولا؟
بار سفر رو بستم و
منتظر لطف توام
تو عادتم دادی حسین
اربعینا بیام حرم
اشکای چشمامو ببین
ولش کنی دریا میشه
دور از تو غمهای جهان
تو چشم من پیدا میشه
خاکی تمام چادر او ... مثل زهرا
گشته سفید و سوخته مو ... مثل زهرا
با هر نفس کل تنش پر می شد از درد
دستی به سر، دستی به پهلو ... مثل زهرا
سیلی تمام صورت او را بهم زد
پاره شده گوش و دو ابرو ... مثل زهرا
باید کسی دست تو را حتما بگیرد ...
دیگر دو چشمت گشته کم سو ... مثل زهرا
سیلی به جرم عشق حیدر می خورد او
افتاده گیر مرد بد خو ... مثل زهرا
#حضرت_رقیه
طفلم اما غم نهان دارم
در دلم درد بیکران دارم
خاطرات بدی ز بزم شراب
شکوه از چوب خیزران دارم
طفلم اما شبیه پیرزنان
موسپیدم قد کمان دارم
سایه ات کم نشد دمی ز سرم
از سرت باز سایبان دارم
سرت از دست خصم میگیرم
تا کمی در بدن توان دارم
جای تو نیست بین تشت طلا
بر سرت جای به از آن دارم
جای خوش کن به دامنم بابا
بقلم کن هنوز جان دارم
ای فدای لب ترک ترکت
بر لبت اشک بی امان دارم
جای سالم نمانده در بدنم
درد جانسوز استخوان دارم
رفتی و خیمه ها به یغما رفت
گله از دست ساربان دارم
اصلا از دخترت خبر داری
که چرا بر رخم نشان دارم؟
دست وپا گیر خواهرت بودم
خجلت از روی عمه جان دارم
میثم تربتی
🕊﷽🕊
#روضه_امام_حسن_مجتبی
#امام_حسن
✨برحسن سبط مصطفی صلوات
✨به گل باغ مرتضی صلوات
✨به جگر گوشهٔ حبیبهٔ حق
✨به گل روی مجتبی صلوات
(دعای سلامتی امام زمان/ دعای فرج)
💥💥#السلام_علیک_یاابامحمد_یاحسن_ابن_علی_ایهاالمجتبی_یابن_رسول_الله_یا_حجة_الله_علی_خلقه_یاسیدنا...
🌾مرغ دل من گشته گرفتار بقیع
🌾قربان بقیعُ اشک زُوّار بقیع
🌾شبها که در بقیع را میبندند
🌾من گریه کنم به پشت دیوار بقیع
⬅️دلها را ببریم مدینه کنار قبرستان بقیع....
کنار اون قبری که بی شمع و چراغه...
زائر نداره.... بارگاه ندارد ....آقام غریبه... غریبه... غریبه....
رسول خدا فرمود : به قدری حسنم مظلومه که ملائکه و مرغان آسمان برا حسنم گریه می کنند .....
فرمود هر کس برا حسنم گریه کنه فردای قیامت کور محشر نمیشه....
↙️حالا چشم سرتو ببند، چشم دلتو باز کن بریم مدینه...
🔹 دلم میخواد یه شب مدینه باشم
🔹زائر آن شکسته سینه باشم
🔹 دلم میخواد یه شب بقیع بشینم
🔹 آخ قبر غریبِ حسنو ببینم
🌐 اما بگم چه کردند با این امام مظلوم تو مدینه ...
آی حاجت دارا...آی جوون دارا... آی ناله دارا....
آی غریب نوازا....
⬅️ آقا روزه بود موقع افطار همسرش جعده رو صدا زد آب طلبید... تا آبُ نوشید فرمود انا لله و انا الیه راجعون.....
🌐 هر مردی از دردی داشته باشه تو خونه به اول کسی که میگه همسرشه،،،
اما من بمیرم امام مجتبی تو خونش هم غریب بود محرم نداشت....
صدا زد آخ حالا که مادر ندارم همسرم دشمنمه،،،
صدا زد کنیزا برید به خواهرم زینب بگین بیاد...
💥#آخ_میون_همه_دلها...
💥#امون_از_دل_زینب....
چه خون شد دل زینب
⬅️دلا بسوزه برا اون لحظه ای که...
تا خبر به زینب دادن، زینب بیا بی برادر شدی....
الهی نبینی داغ برادرُ...
الهی نبینی اونچه که زینب دید...
(اومد کنار بستر برادر....
شروع کرد گریه کردن)
زینب بمیره حسنشو تو بستر نبینه...
امان امان..
صدا زد زینب جان گریه نکن خواهر،، برو حسینمو خبر کن...
یه وقت دیدن زینب داره تو کوچه های بنی هاشم میدوه..... صدامیزنه عباسم بیا... عون بیا... جعفر بیا..
آخ حسینم بیا (چه خبر شده خواهر)
آخ بیایید حسنم داره جون میده...
(الهی این لحظه رو نبینی به خدا خیلی سخته)
⬅️ همه اومدن کنار بستر امام حسن همه دارن گریه میکنن همه دارن ناله میکنند ....
امام حسین تا برادرو تو اون حال دید شروع کرد گریه کردن...
⬇️ امام حسن یه لحظه چشم شو باز کرد، دید امام حسین داره گریه می کنه....
صدا زد حسین جان داداش،،، چرا گریه می کنی،،،
شاید گقته باشه...
داداش تو رو به این حال می بینم گریه می کنم....
دارم میبینم بی برادر میشم گریه می کنم....
داغ بی برادری برام سنگینه دارم گریه می کنم...
یه وقت صدا زد حسین جان داداش....
گریه نکن داداش....
گریه نکن حسین جان..
💥الهی که عالم برا حسین گریه کنه ولی حسین گریه نکنه... کسی اشک حسین رو نبینه...
⬅️(داداش اگرچه منو با زهر مسموم کردند اما حسین جان تو خونه خودم هستم دارم جون میدم،،،
الان آب طلب کنم بهم شیر تعارف می کنند...
همه کنار بسترم جمعند خواهرم هستش، برادرم هستش،،،
اما حسین جان
💥#لایوم_کیومک_یااباعبدالله💥
حسین جان روزی میاد روز عاشورا....
دشمن دورت حلقه میزنه حسین جان...
داداش لب تشنه شهیدت می کنند...
سر تو بالای نی میبرن....
امان امان
⬅️ یه مرتبه صدا زد خواهرم زینب...
خواهر طشتی برام بیار خواهر..
میگن اینجا بیبی خوشحال شد ..
گفت الان حسنم زهرو بر میگردونه...
حالش بهتر میشه...
اما یه وقت نگاه کنه ببینه پاره های جگر برادر....
⚫️حسنم بس که ز غم ناله نمود
🔴طشت را پر زِ گُل لاله نمود
☑️اما ای روزگار چه کردی با دل زینب....
دو تا طشت نشون زینب دادی...
یه طشت تو مدینه پاره های جگر برادرش حسن.....
یه طشتم توی شام، سر بریده حسیــــــــن....
🔘از دو طشت آمد نوای شور و شین
🔘گاه از طشت حسن گاه از حسین
🔘اندر اینجا قلب زینب خسته بود
🔘وندر آنجا دست زینب بسته بود
🔘از دو لبهای حسن خون میچکید
🔘خورد لبهای حسین چوب یزید
🔆هر چقدر ناله داری به سوز جگر ابی عبدالله ناله بزن سه مرتبه بگو
یا حســــــــین
#هفتم_صفر #بیست_و_هشتم_صفر
#شهادت_امام_حسن
♻️هدیه محضر خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)♻️
.
@roze_daftari
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_رقیه_س_شهادت
#سیدپوریا_هاشمی
▶️
گریه کردم گریه دارم مثل رود جاریم
یک نفر هم نیست اینجا تا دهد دلداریم
تا توقف میکنم از پشت با پا میزنند
بعد تو محکوم بر این رفتن اجباریم
@hosenih
گاه چوب نیزه از شلاق دردش بدتر است
آنقدر زد به تنم لبریز زخم کاریم
من همان یک بار خوابیدم برایم کافی است
از نگاه زجر میترسم پر از بیداریم
نیست واضح صحبتم دندان ندارم عفو کن
مشت محکم خورده ام در وقت گریه زاریم
@hosenih
باورش سخت است میخواهند تحقیرم کنند
باورش سخت است بین عده ای بازاریم
دختران بابای خود را هی نشانم میدهند
جان بابا نیمه جان از این یتیم آزاریم
یک طبق آمد غذا آورده اند!اما چرا
بوی تو دارد غذای سفره ی افطاریم؟!
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از مصطفی
#حضرت_رقیه
سلام ای سر بابا تنت کجا رفته
شنیده ام که تنت بین بوریا رفته
خوش آمدی پدرم دیدن من آمده ای
چه شد که نصف شبی به خرابه سر زده ای
هوای اهل و عیالت هوای سوختن است
همان قدم که نداری بروی چشم من است
خبر بگیر ز حالم عجیب بد حالم
شبیه پیر زنی درمیان اطفالم
نه دست مانده برایم نه پا و نه کمری
خلاصه عرض کنم میشود مرا ببری
مرا ببر که گره خورده است موی سرم
چقدر با ته نیزه زدند روی سرم
مرا ببر که به پیشانیم نشان دارم
کبودی بدی از لطف ساربان دارم
کشیده خوردم از آنکس که بغض حیدر داشت
چه بی مقدمه زد! گونه ام ترک برداشت
لب تو زخم شده چوب خیزران خورده
لبم کبود شده مشت از سنان خورده
همینکه با من مظلوم قاتلت لج شد
میان حلقه زنجیر گردنم کج شد
گرفت حنجره امحرفهام خس خس شد
ز تازیانه دو دستم شکست بی حس شد
سرنماز لگدهای بی هوا خوردم
چه فحش ها که من از بی نمازها خوردم
مقابل من لب تشنه آب میخوردند
گرسنه بودم و پیشم کباب میخوردند
زنان کوفه به عمه اشاره میکردند
لباسهای مرا پاره پاره میکردند
اراذل سر بازار شام را که نگو
و رقص های زنان روی بام را که نگو
غریبه ای به خرابه سرک کشید پدر
چقدر قهقهه زد عمه را که دید پدر
اگرچه بعد تو دیگر شکست حرمت ما
ولی نخورد زمین پرچم قداست ما
زمان غارت معجر خدا حجاب کشید
نگاه هیچ غریبه به موی ما نرسید
سیدپوریا هاشمی
هدایت شده از خادمه اهل بیت مدیریت ابرگروه مجمع الذاکرین 🌺
غلامرضا سازگار:
کنار طشت طلاست فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید! بر لب و دندان من
با چه دلی میزنی برلب من خیزران
کز همه دل میبرد نغمهی قرآن من
گر چه تحمل کنم ضربهی چوب تو را
تاب مرا میبرد گریهی طفلان من
تا که نگاه افکنم بر رخ اطفال خود
دور زند دم به دم، دیدهی گریان من
تا نرود از اسف، صبر و قرارش ز کف
زینب من میشود دست به دامان من
نالهی من بر ملاست، مقتل من کربلاست
شام بلا آمده شام غریبان من
با چه گنه میکنی لعل لبم را کبود؟
بر سر و صورت بس است زخم فراوان من
سرم به شام بلا، زینت طشت طلا
زیر سم اسبها پیکر عریان من
طشت ز سوز درون سوخت و فریاد زد
چوب تو هم گریه کرد بر لب عطشان من
سوز دل اهل دل در نفس «میثم» است
در شرر شعر اوست ناله و افغان من
#روضه_امام_حسن
با خنده زخم بر جگرت میگذاشتند
اهلِ مدینه سر به سرت میگذاشتند
گاهی عصا به رویِ پرت میگذاشتند
یک کوزه سَمّ کنارِ سرت میگذاشتند
تنها ، غریب ، بی کس و آرام میروی
از کوچه هایِ طعنه و دشنام میروی
در کوچه میروی ، غمِ مادر نشسته است
قنفذ در این مسیر مُکَرَر نشسته است
در پیشِ تو مُغیره به منبر نشسته است
درخانه پایِ قتل تو همسر نشسته است
این زهر و دردِ سوختنت فرق میکند
تو طرزِ دست و پا زدنت فرق میکند
زانو بغل مکن چقَدَر آه میکشی
تو در جوابِ اهلِ گذر آه میکشی
با رازِ خویش تا به سحر آه میکشی
داری به جای چند نفر آه میکشی
در آه آهِ خویش تو مویت سفید شد
در کوچه ای امیدِ دلت نا امید شد
تقصیر تو نبود که مادر پرش شکست
تقصیر تو نبود اگر زیورش شکست
تقصیر تو نبود دلِ اطهرش شکست
تقصیر تو نبود زدند و سرش شکست
گیرم که دست تو سپر مادرت نشد
تقصیر تو نبود قدت یاورت نشد
بیرون بریز این جگرِ پاره پاره را
بیرون بریز غُصه یِ این گوشواره را
زینب رسیده است بگو راهِ چاره را
خونابه هایِ دورِ لبِ پُر شراره را
با مقنعه دهان تورا پاک میکند
این خاکِ گیسوانِ تو را پاک میکند
خون لخته رویِ پیرُهنت ریخته شده
آلاله وقت آمدنت ریخته شده
هفتاد تیر در بدنت ریخته شده
هم خونِ تازه از کفنت ریخته شده
دارد حسین پیشِ تو از حال میرود
او از کنار تو تهِ گودال میرود
شکرِ خدا که پیرُهنت در نیامده
با زور خاتمِ یمنت در نیامده
دیگر لباسهایِ تنت در نیامده
یا چوبِ نیزه از دهنت در نیامده
شکرِ خدا که پیکرِ پاکِ تو پا نخورد
سر نیزه ای میانهِ گلوی تو جا نخورد
سلام دوستان این کانال ماست در ایتا و تلگرام و روبیکا اگه عضو شید ممنون میشم
@sarbazagha0
این تقاص کدوم گناهه
میدونی چند وقته چشم به راه
این تقاص کدوم گناه
هم شبم سیاه هم روزم سیاه
میگم کربلا
میگن که راه ها بسته ست
میگم امام رضا
میگن رواقا بسته ست
در به درم
جایی رو دیگه ندارم که برم
دربدرم
کسی نیست دست بکش روی سرم
در به درم
دلت میاد
نوکرت یه گوشه تنها بمونه
دلت میاد
که دوباره از حرم جا بمونه
دلت میاد
دربدرم
جایی رو دیگه ندارم که برم
در به درم
کسی نیست دست بکش روی سرم
در به درم
میگم کربلا
میگن که راه ها بسته ست
میگم امام رضا
میگن رواقا بسته ست
من که یادم نمیره هیچ وقت
هوامو داشتی تو شرایط سخت
پدری کن تو این یه بارم
اگه کربلا نیام میشم سیاه بخت
فقط راضی شو هرجوری باشه هستم
من آماده ام کولمو حتی بستم
دربدرم
مگه میشه اربعین نرم حرم
دربدرم
بعد کربلا مدینه ببرم در به درم
امام حسین
دل من تنگه برای امام حسن
امام حسین
مهر یا حسن روی دلم بزن امام حسین
در به درم
جایی را دیگه ندارم که برم
در به درم
کسی نیست دست بکش روی سرم
در به درم
میگم کربلا
میگن که راه ها بسته ست
میگم امام رضا
میگن رواقا بسته است
.
#سینه_زنی و توسل به کریم اهل بیت #امام_حسن مجتبی علیه السلام به نفس حاج #محمود_کریمی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
ای همه صدق و صفا ، یا حسن بن علی
آیینۀ مصطفی ، یا حسن بن علی
خاکِ بقیعت شفا ، یا حسن بن علی
مظهر حُسن خدا ، یا حسن بن علی
بر دو جهان مُقتدا ، یا حسن بن علی
سَیِّدَنَا المجتبی ، یا حسن بن علی
«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»
سائل کویت کرم ، بندۀ لطفت عطا
حاکم مُلک قدر ، عالِم سرِّ قضا
سائل جودت کرم ، بندۀ لطفت مُصام
احمد پا تا به سر ، حیدر سر تا به پا
مُصحف پیغمبران ، در بغل مصطفی
کریم اِبنُ الکَریم ، شریف خَیرُ الوَراء
امام ارض و سماء، یا حسن بن علی
سَیِّدَنَا المجتبی، یا حسن بن علی
«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»
تو روح و ریحانۀ ، پیمبری یا حسن
تو از ثنایِ بشر ، فراتری یا حسن
تو جان خَتم رُسُل ، به پیکری یا حسن
تو اولی یا حسن ، تو آخری یا حسن
تو احمدی یا حسن ، تو حیدری یا حسن
وَ الشَّمسِ وَ الضُحا ، یا حسن بن علی
«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»
کیست به غیر از حسن ، امام خون خدا
امام خون خدا ، تَجّلی ابتدا
تجلی ابتدا ، مِهر سپهر هُدی
مهر سپر هدی ، شاه و گدایش گدا
شاه و گدایش گدا ، جان و جهانش فدا
جان و جهانش فدا ، یا حسن بن علی
«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»
ای به وجودت سلام ، از طرف داورت
ای تو کریم و همه ، اهل کرم سائلت
چو شمع در انجمن ، غریب در منزلت
شراره جای نفس ، شعله کشید از دلت
ریخت ز کامت جگر ، سوخت همه حاصلت
فِکند یارت ز پاه ، یا حسن بن علی
«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»
لشگر اندوه ریخت ، از همه سو بر سرت
دشمنت بی دادگر ز پشت زد خنجرت
اگر چه خون دلت روان شد از حنجرت
روح تو پرواز کرد ، لحظه ای از پیکرت
تو پیش چشم تَرت ، خورد زمین مادرت
بدون جُرم و خطا، یا حسن بن علی
«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»
ای شده سر تا قدم شمع صفت آبِ آب
ای جگر آب هم بر جگر تو کباب
ریخته بر تربتت دیدۀ زهرا گلاب
عالَم در سایه ات ، قبر تو در آفتاب
غصۀ تو بیشمار ، مِحنت تو بی حساب
کشته شدی بارها ، یا حسن بن علی
«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»
ای شده در قلب شب فاطمه زَوارِ تو
دوست تو دشمن و قاتل تو یار تو
لطف و عطا بار تو، جود و کرم کار تو
کاش که یک شب نَهَم، چهره به دیوار تو
میثمم و بودم سائل بازار تو
خواستم از تو، تو را یا حسن بن علی
«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»
شاعر: استاد غلامرضا سازگار
ــــــــــــــــــ
#شهادت_امام_حسن
#حاج_محمود_کریمی
#روضه_امام_حسن_علیه_السلام
#فاطمیه
#ویژه_ایام_صفر
○👇