#زمینه_اربعین_دو
#سبک_بهونه
#چهل_شبه_که_داداش
🔘🔘🔘🔘
✅بنداول
چهل شبه که داداش
روی تو رو ندیدم
چهل شبه اروم جونم
سختی و غصه دیدم
💧
چهل شبه که درتبم
چهل شبه جون برلبم
منو نگاه کن زینبم
💦
ازغصه پیرم داداش
دارم می میمیرم داداش
حسیییین واااای
💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦
✅بنددوم
داداش یادم نرفته
شلاقهای اسارت
همه دارو ندارخیمه
داداش رفته به غارت
💦
جلو چشای خواهرت
پیش چشای دخترت
بروی نیزه رفت سرت
💦
سرتو رفت چهل منزل
زینب و اهی باطل
حسیییین واااای
💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦
✅بندسوم
بابچه هات برادر
گرچه سیلی میخوردم
امانتی هاتو ای داداش
برات سالم اوردم
💧
اگرچه خیلی باعذاب
باوحشت و بااضطراب
اوردم از بزم شراب
💧
ولی رقیه ت جاموند
شعربابایی می خوند
حسیییین واااای
💠💠5⃣1⃣0⃣💠💠
💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦
من ایرانمو تو عراقی
چه فراقی چه فراقی
بگیر از دلم یه سراغی
چه فراقی چه فراقی
دوری و دوستی سرم نمیشه و
هیچ کجا واسم حرم نمیشه و
از تو دورم باورم نمیشه و
دارم می میرم
کربلا واسم ضروریه حسین
اربعین اوضاع چجوریه حسین
کار من امسال صبوریه
دارم می میرم
من ایـرانمو تو عراقی
چه فراقی چه فراقی
جوونیم فدا سر ساقی
چه فراقی چه فراقی
آرزومه راهی مشایه شم
کربلایی شم باهات همسایه شم
پرچم سرخت باشه آسایشم
آروم جانم
این روزا عطر اقاقی رو می خوام
تلخی چای عراقی رو می خوام
گریه تو صحن ساقی رو می خوام
آروم جانم
من ایرانم و تو عراقی
چه فراقی چه فراقی
بگیر از دلم یه سراغی
چه فراقی چه فراقی
من ایـرانمو تو عراقی
چه فراقی چه فراقی
رو قلبم گذاشته چه داغی
چه فراقی چه فراقی
اشکم روی ورق های لهوف
ریخت تا خوندم من از چشم حروف
زخمی کردن تنت رو با سیوف
غریب مادر
میگن نیزه امونت رو برید
زینب بی تو یه روز خوش ندید
صلی الله علیک یا شهید
غریب مادر
من ایـرانم و تو عراقی
چه فراقی چه فراقی
بگیر از دلم یه سراغی
چه فراقی چه فراقی
#زمینه_اربعین_حسینی
#سبک_ریان_بن_شبیب
#سلام_عریان_بدن
🔘🔘9⃣2⃣7⃣🔘🔘
☑️بنداول
سلام عریان بدن مظلوم بی کفن
ای برادر
سلام ای سر جدا ای پاره پاره تن
ای برادر
بعد تو صد بار
حسین مردم «۳»
چشم تو روشن
کتک خوردم «۳»
عزیز خواهر
غریب مادر
┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
☑️بنددوم
چل روزه که هردم با اشک دمادم
زینب سر کرد
چِل روز با بچه هات با ناله و ماتم
زینب سر کرد
....
شدم زمین گیر
تواین چل روز«3»
از زندگی سیر
تواین چل روز«3»
عزیز خواهر
غریب مادر
┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
☑️بندسوم
رسیدم از سفر اما بی بال و پر
داداش حسین
دیدم بی حرمتی تو هرکوی و گذر
داداش حسین
دائم شنیدم
حسین دشنام «۳»
میونِ کوفه
میونِ شام «۳»
عزیز خواهر
غریب مادر
┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
☑️بندچهارم
فرار بچه ها غارت خیمه ها
یادمه من
با تنه غرق خون افتادی زیر پا
یادمه من
بر دن برادر
من و هر جا
با شمر خولی
شدم هم پا
عزیز خواهر
غریب مادر
💠💠💠9⃣2⃣7⃣💠💠💠
┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
#امامحسینعلیهالسلام
#اربعینحسینی
وقت ضیافت آمد و در پشت در ماندم
تنها میان این قفس بی بال و پر ماندم
جا ماندم از کرب و بلا و در به در ماندم
این روزها جانم به لب آمد اگر ماندم
انگار که روی زمین تنها ترین هستم
محروم از خیر کثیر اربعین هستم
مونس ندارم غیر این چشمان گریانم
خیره شدن بر عکس شش گوشه است درمانم
زوار، راهی بهشتند و پریشانم
خیلی خجالت می کشم من از رفیقانم
کارم فقط اشک است و ناله از فراق دوست
تربت ببوسم هر سحر از اشتیاق دوست
اصلا ندیده پستی و روی سیاهم را
دیده همیشه خواهش و شوق نگاهم را
قبل از دعایم داده هر آنچه بخواهم را
او مطمئنا خوب می داند صلاحم را
من راضی ام بر آن چه که جانان پسندیده
امسال قربانش شوم هجران پسندیده
#علیسپهری
✾͜͡🖤🥀•
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#اربعین
#غزل
از اربعین جا ماندم اما از نگاهت نه
از کاروان جا ماندم اما از سپاهت نه
حالا که بین زائرانت نیستم ، آیا
بیرون شدم از سایه ی مهر و پناهت؟ نه
نوکر در این خانه باشد آبرو دارد
فرق است بین رو سفید و رو سیاهت؟ نه
نام مرا بنویس بین اربعینی ها
من دل به راهت دادم آقا پا به راهت نه
امسال نذر دخترت بودم که جاماندم
من با رقیه جان تو دارم شباهت! نه
.
.
.
ام ابیهای حسین ، ای وارث زهرا
اشک است سهم چشم های بی گناهت؟ نه
دندان شکسته ، گوش پاره ، چشم های تار
یک جای سالم مانده روی ، روی ماهت؟ نه
اشک تمام زائران کربلا هرگز
آیا برابر میشود با سوز آهت؟ نه
من مثل تو جا ماندم اما خوب میدانم
از اربعین جا ماندم اما از نگاهت نه
#احمد_ایرانی_نسب
روضه_اربعین
اول به نبی حضرت خاتم صلوات
دوم به علی شیر دو عالم صلوات
سوم به گل وجودِ پاک زهرا
چهارم به حسن خونجگر غم صلوات
از بهر حسین آن شه کرب و بلا
وآن تشنهی در مقتلِ ماتم صلوات
اللهم_صل_علی_محمد_وآل_محمد
🌴🌴🌴
یارب_الحسین_بحق_الحسین_اشفع_صدر_الحسین_بظهور_الحجه
چهل روز است حسینم را ندیدم
بلایش را به جان و دل خریدم
چهل روز چهل منزل اسیرم
دعا کن در کنار تو بمیرم
چهل روز غم چهل ساله دیدم
غم و اندوه دیدم ناله دیدم
سر پر خون تو همراه من بود
به هر جا چلچراغ راه من بود
همین جاغرق درغم شد وجودم
تن پاک ترا گم کرده بودم
میان نیزه ها دل با ختم من
ترا دیدم ولی نشناختم من
اگر امروز برداری سرت را
تو هم نشناسی ای گل خواهرت را
ز جا برخیز ای نور دو دیده
ببین مویم سپید و قد خمیده
🌴 قافله رسید سر دو راهی. بشیر اومد خدمت امام سجاد ع ـ یابن رسول الله ....
یه راه میره مدینه ....
یه راه میره کربلا...
کدوم راهُ بریم؟؟
امام فرمود بشیرقافله سالار ما عمه ام زینبه، برید از عمه جانم زینب سوال کنید..... ـ
بشیر میگه اومدم خدمت دختر علی زینب....
بی بی جان مدینه بریم یا کربلا....
میگه بی بی تا نام کربلا رو شنید، اشک از چشماش جاری شد...
فرمود بشیر ما رو ببر کربلا....
چهل روزه عزیزانمونو ندیدیم...
چهل روزه حسینمو ندیدم.... نگذاشتن ما مجلس عزا براشون بگیریم ....
آی کربلا زینب داره میاد اون یه عالمه خاطره داره فرصت گریه کردن نداشته....
روز اربعین قافله ای که چهل روزه بود عزیزانشونُ ندیده بودن اومدن کربلا ...
🌴آخ کاروان رسید کربلا....
این زن و بچه برا دومین بار از این ناقه ها پایین اومدن ....
اما اولین بار روز دوم محرم بود...
وقتی میخواستن از ناقه ها پایین بیان،،،،
جوونای بنی هاشم اومدن....
هر کدوم این زن و بچه ها رو پیاده کردند....
با احترام وارد زمین کربلا شدن....
وقتی زینب میخواست از ناقه پیاده بشه ،علی اکبر اومد.، ،،،،
عمه جان دستتو بده به من پیاده شو .....
عباس اومد ، زانو زمین زد ...
خواهرم زینب پاتو رو زانوی عباست بزار پیاده شو .....
با چه عزت و احترامی همه رو پیاده کردن
⬅️اما اما اما آی کربلائیا.....
روز اربعین وقتی خواستن از ناقه ها پایین بیان دیگه بچه ها کسی رو ندیدن .....
نه عباسی هست....
نه علی اکبری هست....
از بالای ناقه ها خودشونو زمین می انداختن ....
هر کدوم کنار قبری رفتن...
هر یکی سوی مزاری میدوید
هر یکی قبری در آغوش میکشید
ناگهان بانوی قد خمیده ای
قد خمیده مو پریشان خسته ای
گفت یارب چه سازم یا کریم
رو سوی قبر که باشم یا رحیم
ناگهان آمد به خود با شور و شین
دید بنشسته سر قبر حسین
زینب اومد کنار قبر برادر....
(شاید درد دلش این بوده باشه)
حسین جان یادته تو کربلا هر کشته ای رو می آوردی من اولین نفر بودم که از خیمه بیرون می اومدم حسین جان......
یه جا نیومدم....
(یادته داداش)
اونم اون وقتی بود که دیدم بدن عزیزانم عون و جعفر رو آوردی.....
حسین جان میدونی چرا نیومدم...
ترسیدم چشات به چشام بیفته از من خجالت بکشی داداش....
داداش حالا بیا تلافی کن ....
سراغ رقیه تو از من نگیر حسین جان ....
وقتی سرتو وارد خرابه کردن ....
حسین جان سراغ سه ساله تو از من نگیر داداش
آورده ام تمام عزیزانت ای حسین
جز دختر سه ساله ات ای مهربان من
از من مپرس حال دل آن سه ساله را
در گوشه خرابه برفت از کنار من
صل الله علیک یا ابا عبدلله
❣﷽❣
💔#روضه_عطش
❤️#روضه_امام_حسین_ع
🌹#آقای_میرزامحمدی
الا یا اهل العالم ان جدی الحسین …..
میتونه خودش و با پیغمبر وامیرالمؤمنین معرفی کنه بگه:“ان بن امیرالمومنین” اما بالافاصله اتصال خودش رو به ابی عبدالله بیان یکنه،مردم من پسر حسینم کدوم حسین؟!!*ان جدی الحسین قتلوه عطشانا*اصلا برای ما سواله ، از خود خدا که برای انبیا روضه میخوانه ، این روضه عطش اشاره میشه ؛ تا خود قیامت که فاطمه میخواد روضه بخوانه به این گوشه اشاره میکنه،این چه سریه که از بین این همه مصائب ابی عبدالله، عطش ابی عبدالله از همه بیشتر گفت و بروز داره؟!! فرمود آدم ، اگه باشی و ببینیش چطوری تو گودال دست و پا میزنه *ولوتراه یا آدم و هو یقول واعطشاه واقلّه ناصرا*آیا جوابش میدن نه ولله * فلم یجدهوا احدا الی بسیوف* شمشیرها تشنگی شو برطرف میکنن ….
این جمله اول *الا یا اهل العالم انَّ جدّی الحسین طرحوه عریاناً *دیگه ترجمه نکنم ، سالها پا روضه بزرگ شدیا*الا یا اهل العالم انَّ جدّی الحسین سحقوه عدواناً*انقده اسب بر بدنش تازاندن … آماده ای بگم یا نه ؟!!! این برای معرفیه خود امام زمان ، اما در رجعت اولین کسیکه در رکاب امام تشریف میارن،خود ابی عبدالله به چه کیفیتی ابی عبدالله رجعت میکنند؛فرمودند به اون کیفیتی که سر در بدن ندارند ….” هنوز از اون رگ ها خون جاریه …”
دومین نفر مادرشون فاطمه هست تا نگاه زهرا به این رگ های بریده میرسه چنان صیحه و ناله ای میزنن حسین
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
خورد در عالم ذر تا نظر ما به حسین
حمدلله که شده گرم، سرِ ما به حسین
فاطمه دست کشیده است به چشم تر ما
گره خورده است اگر چشمِ تر ما به حسین
یک شب آمد پی من گفت شما مال منی
دیگر افتاد از آن شب گذر ما به حسین
دل ما وادی امنش شده فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ
به خدا سوخته مردم، جگر ما به حسین
صد برابر شده این وسع کم ما به حسن
سود خالص شده حتی ضرر ما به حسین
چهارده قبله خدا خلق نموده اما
انس دارد نفس بیشتر ما به حسین
پدری کرده برای همهی نوکرهاش
بدهی داشت از اول پدر ما به حسین
گریه کردیم و جراحات تنش بهتر شد
جلوه کرده است در عالم هنر ما به حسین
در حسینیه همه زائر ارباب شدیم
وصل شد تا که دل یک نفر ما به حسین
کاش در موقع تلقین گدا سر برسد
آن زمانی که رسیده خبر ما به حسین
اربعین باز میآییم حرم ان شاءالله
منتهی میشود آخر سفر ما به حسین
#نـوكــر_نـوشــت:
#حـسیـن_جـان💔
دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است
کار ما دست تو آقاست #اباعبدالله
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #اباعبدالله
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_امین_کریمی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
⇦🕊 روضه و توسل جانسوز _ ویژۀ ایام اربعین _ سید مهدی میرداماد ↯
┄┅═══••↭••═══┅┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┅═══••↭••═══┅┄
چهل شبِ چشم انتظارم
چهل شبِ که خواب ندارم
(چهل شبِ میخوام برادر
رو خاکِ قبرت سَر بزارم )۲
آه .. چِلّه نشینِ داغَم ..
چِلِّه نشینِ دردَم ..
این همه راه رو اومَدم ، دورِت بگردم ..
*ای کاش زانو هام رمق داشت، داداش .. ای کاش بدنم یه ذره جون داشت .. میدونید اینکه میگن ، از رویِ ناقه ها خودشونو انداختن نرسیده به قبر ... شاید دیده باشید زائرای اربعین ،۱۴۰۰تا عمود ... می آمدن ، می آمدن ... دیگه از عمود ۱۲۰۰ به بعد اونهایی پیاده رفتن میدونن، دیگه پاهات مالِ خودت نیست .. دیگه این ۱۰۰ تا عمودِ آخر پاهاتُ میکِشی رویِ زمین ... هی به رفیقت میگی : صبر کن ، بِشین یه ذرّه استراحت کن ، میگه دیگه طاقت ندارم ، بزار برسیم .. بهش میگی : ده دقیقه ..، یه ذرّه آب بخور ، یه ذرّه جون بگیر ... میگه نه ... تا نِگام به حرم نیوفته نمیشینم .. این هزار و چهارصد .. همچین که نگاهش به حرم میافته (شاید دیده باشی ) تا میرسیدن از دور ، گنبد و گلدسته را میدیدن ، همه با صورت می افتادن .. همه داد میزدن .. حسین .. حسین .. هنوز صدایِ خواهرش میآد ...
ای تشنه لب ... جانِ زینب ... حسین .. *
چِلّه نشینِ دردم
این همه راه رو اومدم ،دورِت بِگردَم
آه .. چِلّه نشینِ داغَم ..
چِلِّه نشینِ دردَم ..
این همه راه رو اومَدم ، که برنگردم ..
*کاشکی همینجا سَرمو بزارم رو خاکِ تربتت، دیگه سَرَمو بلند نَکُنم.. داداش ، مدینه اَزَم بپرسهِ حسینتُ چرا نیاوردی ..؟ چی جواب بِدَم ..*
(افتادم از نَفَس اگر چه
با نامِ تو نَفَس گرفتم )۲
هر جوری بود از دستِ نیزهِ
سَرِت رو آخر پس گرفتم ...
آه .. از سَفرِ اسارت ..
از سَفرِ جِسارت..
سوغات آوردم پیرهَنِ رفته به غارت ..
(با اینکه هر چی بود تو خیمه ..
دشمنِ ما از کینه برده ..)۲
راحت بخواب ، عزیزِ زینب
معجرِ خواهر ، دست نخورده
آه .. خواهرتُ توانِ
گفتَنِشُ نداره
خودت بِخون، حرفهامُو از چادرِ پاره ۲
*اینم داداش .. هرجا اومدن بچه ها تُ بزنن خودم یک نفری ، سِپَر شدم .. چادرم زیرِ دست و پا ، پاره شد .. امّا نگذاشتم لباسِ بچه هاتُ پاره کُنَن ..*
( از داغِ تو اگر خمیدم ..۲
از داغِ دخترت شِکستم ..)۲
سَر پنجه هام اگر که زخمِ ..
قبرِشو کَندَم با دو دستم ....
*داداش خیلی بهم سخت گذشت ، تو تجربه اش رو داری حسین ... تو برای علی اصغرت قبر کَندی ، امّا با غلافِ شمشیر قبرِ بچه تُ کَندی .. من تنهایی تو خرابه .. با دستهای زخمیم هی خاکها رو کَندَم ... حسین ... حسین ...*
آه .. سَر پنجه هام اگر که زخمِ ..
قبرِشو کَندَم با دو دستم ....
آه .. از وقتی که اسیر شد ..
سه سالۀ تو پیر شد ...
از تازیانه ها تَنِش مثلِ کویر شد ..
فقط همینو بگم ... یه جای سالم تو بدن ِدخترت نموند ...
اِی ... حسین...
#سید_مهدی_میرداماد
#ویژه_ایام_صفر
#اربعین
╰━═━⊰✾••✾⊱━═━╯
#امام_زمان_عج
#مناجات
ذکر لبم جز ذکر یا صاحب زمان نیست
این لحظه های بی حضورت جز زیان نیست
از بس شنیدم طعنه های دیگران را
دیگر برایم طاقت زخم زبان نیست
این آسمان را با نگاهت دوست دارم
این آسمان هم بی تو مثل دیگران نیست
بابای من هستی و دنبال تو هستم
غیر از خودت با من کسی که مهربان نیست
من زیر چتر لطف تو آرام دارم
روی سرم جز چتر عشقت سایه بان نیست
برگرد و احوال مرا کن احسن الحال
یعقوب چشمم در فراقت در امان نیست
حالاکه آغوش تو را در بر ندارم
جایی برای گریه مثل جمکران نیست...
#محمد_حبیب_زاده ۹۹/۷/۸
#اربعين
#حضرت_زينب_س
#داودتيموري
بَهرِ ديدارتوو گلهاي پرپرياحسين
آمدم ازشام بنگرروي خواهرياحسين
پيرگشتم روزعاشورادر آن وقتي كه تو
آب ميكردي طلب ازبهراصغرياحسين
ناله هاازدل كشيدم ازجفاي دشمنان
دركنارپيكرخونين اكبرياحسين
يك يكِ گلهابه پيش ديده ام پرپرشدند
تاتوگشتي ازجفابي ياروياورياحسين
من كجاباور كنم اي زينت دوش نبي ص
ديدمت درقتلگه صدپاره پيكرياحسين
تااَبد دريادِمن بنشست نام كربلا
تاكه دادم بوسه آن بٔبريده حنجرياحسين
ازجدايي تاكنون يك لحظه ازمن دورنيست
صوت قرآن توپيش روي دخترياحسين
خون پيشانيِ من برچوبه محمل هنوز
مانده باقي ازغم داغ برادرياحسين
پيشِ چشم كودكان درمجلسش ميزديزيد
برلب ودندان توباچوب خِيزر ياحسين
آمدم اكنون مپرسي ازسه ساله دخترت
درخرابه مانده جاآن شِبهِ مادرياحسين
بارهاعاصي به درب خانه ات كوبيدوگفت
ميزنم صدبارديگرحلقه بردر ياحسين
#داودتيموري
#عاصي
#التماس_دعا
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
❣﷽❣
⚫#روضه_امام_حسن_مجتبی_ع
♥#آقای_میرداماد
⚫️🌿➖⚫️🌿➖⚫️🌿
🍁امام برهه ی تزویرهای بسیاری
🍁بهوقترفتنمسجد،زرهبه تن داری
🍁كریم شهر مدینه غریب افتادم
🍁به جان مادرت آقا،برس به فریادم
⬅️خدا انشاالله برا هیچکی پیش نیاره، انشاالله هیچ وقت جلو چشمت...
بزار اینجوری بگم.. وای مادرم..
دیگه از امروز به بعد عادت کن به این کلمه و ذکر...وای مادرم...
♻️خبر دادن به پیغمبر: یا رسول الله وحشی اومده مسلمان بشه؛ وحشی یکی از کفاره، قاتل حمزه سیدالشهدا است، حضرت فرمود: دین ما دین رحمت، هر کی می خواد به اسلام ملحق بشه ما سد نداریم، می تونه بیاد شهادتین بگه؛ بعد دیدن حضرت مکث کرد، فرمود: ولی بگید جلو چشم من نیاد، پرسیدند: یا رسوالله چرا نیاد؟ آخه وقتی می بینمش یاد بدن پاره پاره عموم می افتم، اون قاتل عمو جانم، من برا اون آقایی بمیرم که هی تو کوچه ها را می رفت....
🔳اللهی بشکند دست مقیره
🔳که بین کوچه ها بی مادرم کرد
⚫️امروز نشست کنار جنازه داداشش حسین یک طرف، عباس یک طرف، هفتاد چوبه تیر به بدن امام مجتبی و به تابوت زدند..
💠 تا قبل از شهادت بی بی تابوت عرب دیواره نداشته، اما مادرش یه رسمی گذاشت نمی دونم شاید به فکر حسنش بود، گفت: علی یه تابوتی بساز که حجم بدنم معلوم نباشه، خدا کنه تابوت حسنش هم دیواره داشته باشه، اگه دیواره داشته باشه شدت تیرها رو میگیره، اگه دیواره نداشته باشه این تیرها کفن پاره میکنه، بدن سوراخ کرد..
🔳 ابی عبدالله تیرها رو بیرون کشید، صدا زد دیگه لباس نو نمی پوشم، دیگه محاسنم خضاب نمی کنم، غارت زده منم...
ابی عبدالله امروز از بدن برادرش تیر بیرون کشید..
این بار آخر حسین نبود که از یه بدن تیر می کشه..
کربلا یه تیر از گلوی علی اصغر، اومد کنار علقمه یه تیر از چشم عباس، اما این دو تا تیر یه طرف، چرا؟ این دو تا تیر از همون موضعی که زدند ابی عبدالله کشید بیرون، اما یه تیر سه شعبه خورد وسط قلب حسین هر کاری کرد تیر از مقابل در بیاره، خم شد...حسین..
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها(صلوات)🌹
⚫️🌿➖⚫️🌿➖⚫️🌿
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈